این روز در تقویم رویدادها و مناسبت‌های فوتبالی
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ مشاهده تقویم مهر

مناسبت‌های ۲۳ مهر

مناسبت‌های عمومی و اتفاقات مهم فوتبال در ۲۳ مهر ۱۴۰۵.

متولدین فوتبالی ۲۳ مهر

بر اساس روز و ماه شمسیِ تاریخ تولد اصلی؛ مستقل از سالگرد امسال.

فوتبالیست‌های متولد مهر
مناسبت‌های عمومی

مناسبت‌های عمومی این روز

تاریخ فوتبال

مناسبت‌های ۲۳ مهر در تاریخ فوتبال

۶ رویداد تاریخی
تولد مسعود اوزیل
تولد

تولد مسعود اوزیل

مسعود اوزیل (Mesut Ozil) در ۱۵ اکتبر ۱۹۸۸ در شهر گلزنکیرشن آلمان غربی متولد شد. او فوتبالیست سابق تیم ملی آلمان با اصالت خانوادگی ترک است که در پست هافبک هجومی و بازی‌ساز بازی می‌کرد و سابقه حضور در شالکه ۰۴، وردربرمن، رئال مادرید، آرسنال، فنرباغچه و استانبول باشاک‌شهیر را دارد. اوزیل از بازیکنان اصلی تیم ملی آلمان در قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل بود و در دوران باشگاهی نیز قهرمانی لالیگا با رئال مادرید، چهار قهرمانی جام حذفی انگلیس با آرسنال و قهرمانی جام حذفی آلمان با وردربرمن را تجربه کرد. قدرت بازی‌سازی، دید وسیع، پاس‌های عمقی و خلق موقعیت برای هم‌تیمی‌ها، مهم‌ترین ویژگی‌های فوتبال او بودند. اوزیل در خانواده‌ای آلمانی با ریشه‌های ترکیه‌ای به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در منطقه روهر آلمان گذراند. او فوتبال را از سال ۱۹۹۵ در تیم وستفالیا ۰۴ گلزنکیرشن آغاز کرد و سپس در رده‌های پایه توتونیا شالکه و فالکه گلزنکیرشن بازی کرد. اوزیل در سال ۲۰۰۰ به آکادمی روت‌وایس اسن پیوست و پنج سال در این مجموعه آموزش دید. عملکرد او در رده‌های نوجوانان باعث شد شالکه ۰۴ در سال ۲۰۰۵ برای جذبش اقدام کند. اوزیل در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ همراه تیم زیر ۱۹ سال شالکه قهرمان آلمان شد و با عملکرد خود فرصت ورود به تیم بزرگسالان را به دست آورد. او در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ به تیم اصلی شالکه راه یافت و نخستین مسابقه خود در بوندس‌لیگا را ۱۲ اوت ۲۰۰۶، در دیدار برابر اینتراخت فرانکفورت انجام داد. اوزیل در آن مسابقه در نیمه دوم به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد. شالکه در پایان همان فصل با اختلاف دو امتیاز نسبت به اشتوتگارت به مقام نایب‌قهرمانی بوندس‌لیگا رسید. اوزیل در دوران حضورش در شالکه فرصت بازی در لیگ قهرمانان اروپا را نیز به دست آورد، اما اختلاف بر سر تمدید قرارداد باعث شد در ژانویه ۲۰۰۸ باشگاه را ترک کند. اوزیل در ۳۱ ژانویه ۲۰۰۸ به وردربرمن پیوست و زیر نظر توماس شاف، سرمربی وقت این باشگاه، مسیر پیشرفت خود را ادامه داد. او در وردربرمن به‌تدریج به یکی از بازیکنان اصلی خط میانی تبدیل شد و همکاری مؤثری با بازیکنانی مانند دیه‌گو و کلودیو پیزارو داشت. نخستین گل او در بوندس‌لیگا با پیراهن وردربرمن در آوریل ۲۰۰۸ مقابل کارلسروهه به ثمر رسید. اوزیل با تکنیک فردی، توانایی حمل توپ و پاس‌های دقیق، در فوتبال هجومی وردربرمن جایگاه مهمی پیدا کرد. یکی از نخستین افتخارات بزرگ اوزیل در فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸ رقم خورد. وردربرمن در ۳۰ مه ۲۰۰۹ در فینال جام حذفی آلمان برابر بایر لورکوزن قرار گرفت و با تک‌گل اوزیل در دقیقه ۵۸ به پیروزی رسید. او با یک ضربه پای چپ، تنها گل مسابقه را به ثمر رساند و نقش اصلی را در قهرمانی تیم ایفا کرد. وردربرمن در همان فصل به فینال جام یوفا نیز رسید، اما در مسابقه پایانی با نتیجه ۲ بر یک مقابل شاختار دونتسک اوکراین شکست خورد و نایب‌قهرمان شد. فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ آخرین فصل کامل اوزیل در وردربرمن بود. او در این دوره به یکی از بازی‌سازان مطرح بوندس‌لیگا تبدیل شد و با ثبت ۹ گل و ۱۶ پاس گل در ۳۱ مسابقه لیگ، نقش مهمی در کسب رتبه سوم وردربرمن داشت. این باشگاه بار دیگر به فینال جام حذفی آلمان رسید، اما این بار با نتیجه ۴ بر صفر مقابل بایرن مونیخ شکست خورد. عملکرد اوزیل در بوندس‌لیگا و مسابقات ملی، توجه باشگاه‌های بزرگ فوتبال اروپا را جلب کرد. در تابستان ۲۰۱۰ و پس از درخشش در جام جهانی آفریقای جنوبی، اوزیل به رئال مادرید پیوست. او زیر نظر ژوزه مورینیو خیلی زود به بازیکنی ثابت در خط میانی تبدیل شد و در کنار کریستیانو رونالدو، کریم بنزما و گونسالو ایگواین، یکی از مهم‌ترین عناصر هجومی تیم بود. اوزیل در نخستین فصل حضور خود در رئال مادرید، در فینال جام حذفی اسپانیا برابر بارسلونا از ابتدا به میدان رفت و همراه تیمش با پیروزی یک بر صفر در وقت اضافه، قهرمان شد. اوج موفقیت باشگاهی اوزیل در رئال مادرید در فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۱ رقم خورد. این تیم با هدایت مورینیو و کسب ۱۰۰ امتیاز و ۱۲۱ گل زده، قهرمان لالیگا شد و به سلطه سه‌ساله بارسلونا بر فوتبال اسپانیا پایان داد. اوزیل در آن فصل یکی از بازی‌سازان اصلی رئال بود و با پاس‌های دقیق و همکاری مؤثر با مهاجمان، نقش مهمی در عملکرد هجومی تیم داشت. او در تابستان ۲۰۱۲ نیز همراه رئال مادرید با شکست بارسلونا در مجموع دو مسابقه، سوپرجام اسپانیا را به دست آورد. اوزیل در مجموع سه فصل حضور در رئال مادرید، ۱۵۹ مسابقه رسمی انجام داد و ۲۷ گل به ثمر رساند. او همچنین با پاس‌های گل متعدد، یکی از بازیکنان مؤثر تیم در دوران مورینیو بود. قهرمانی لالیگا، جام حذفی اسپانیا و سوپرجام اسپانیا، سه عنوان اصلی دوران حضورش در مادرید بودند. با وجود موفقیت‌های فردی، اوزیل در سال ۲۰۱۳ و پس از تغییر کادر فنی رئال مادرید، تصمیم گرفت فوتبال خود را در لیگ برتر انگلیس ادامه دهد. در ۲ سپتامبر ۲۰۱۳، اوزیل با انتقالی به ارزش حدود ۴۲ میلیون پوند به آرسنال پیوست و در آن زمان گران‌ترین خرید تاریخ باشگاه انگلیسی شد. این انتقال یکی از مهم‌ترین خریدهای دوران مربیگری آرسن ونگر بود. اوزیل در آرسنال پیراهن شماره ۱۱ را بر تن کرد و از همان مسابقات نخست با توانایی بازی‌سازی و پاس‌های کلیدی خود، توجه هواداران را جلب کرد. حضور او در کنار بازیکنانی مانند سانتی کاسورلا، آرون رمزی و اولیویه ژیرو باعث شد آرسنال از نظر خلاقیت در خط میانی تقویت شود. نخستین قهرمانی اوزیل با آرسنال در فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۳ به دست آمد. آرسنال در ۱۷ مه ۲۰۱۴ در فینال جام حذفی انگلیس مقابل هال سیتی قرار گرفت و پس از عقب افتادن با دو گل، در وقت اضافه با نتیجه ۳ بر ۲ به پیروزی رسید. این قهرمانی به انتظار ۹ ساله آرسنال برای کسب یک جام مهم پایان داد. اوزیل در فصل بعد نیز همراه آرسنال به قهرمانی جام حذفی رسید؛ تیمی که در فینال سال ۲۰۱۵ با نتیجه ۴ بر صفر استون ویلا را شکست داد. فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۵ از نظر عملکرد فردی، یکی از بهترین دوره‌های دوران حضور اوزیل در فوتبال انگلیس بود. او در ۳۵ مسابقه لیگ برتر، ۱۹ پاس گل ثبت کرد و تا آستانه برابرکردن رکورد ۲۰ پاس گل تیری آنری در یک فصل پیش رفت. اوزیل در آن فصل به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌سازان لیگ شناخته شد و در تیم منتخب فصل اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای انگلیس قرار گرفت. آرسنال با وجود عملکرد مؤثر او در خلق موقعیت، در پایان فصل به نایب‌قهرمانی لیگ برتر رسید. اوزیل در سال ۲۰۱۷ برای سومین بار همراه آرسنال قهرمان جام حذفی انگلیس شد. شاگردان آرسن ونگر در فینال با نتیجه ۲ بر یک چلسی را شکست دادند و رکورد قهرمانی‌های باشگاه در این رقابت‌ها را افزایش دادند. اوزیل در همان دوره از مهم‌ترین بازیکنان هجومی آرسنال بود و در مسابقات لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا نیز نقش بازی‌ساز اصلی تیم را بر عهده داشت. او در فوریه ۲۰۱۸ قرارداد خود را با آرسنال تمدید کرد و در ادامه پیراهن شماره ۱۰ باشگاه را به دست آورد. با این حال، سال‌های پایانی حضور اوزیل در آرسنال با افت فرصت بازی و اختلاف‌نظرهای فنی همراه شد. پس از جدایی ونگر، او زیر نظر اونای امری و سپس میکل آرتتا جایگاه ثابت گذشته را از دست داد. آخرین مسابقه رسمی او برای آرسنال در مارس ۲۰۲۰ برابر وستهم یونایتد برگزار شد. اوزیل در ادامه فصل ۲۰۲۰-۲۰۱۹ دیگر برای تیم بازی نکرد و در فینال جام حذفی ۲۰۲۰ مقابل چلسی نیز حضور نداشت. با این حال، چون در مراحل ابتدایی همان رقابت‌ها به میدان رفته بود، چهارمین قهرمانی جام حذفی آرسنال در دوران حضورش در باشگاه نیز در کارنامه افتخارات تیمی او ثبت شده است. اوزیل در فصل ۲۰۲۱-۲۰۲۰ از فهرست بازیکنان آرسنال برای لیگ برتر انگلیس و مرحله گروهی لیگ اروپا کنار گذاشته شد. او سرانجام در ژانویه ۲۰۲۱، پس از حدود هفت سال و نیم حضور در لندن، از این باشگاه جدا شد. اوزیل در مجموع ۲۵۴ مسابقه رسمی برای آرسنال انجام داد و ۴۴ گل به ثمر رساند. آمار او در لیگ برتر نیز شامل ۱۸۴ بازی، ۳۳ گل و ۵۴ پاس گل است. چهار قهرمانی جام حذفی و حضور در فینال لیگ اروپا در سال ۲۰۱۹، مهم‌ترین نتایج تیمی دوران حضورش در آرسنال بودند. در ژانویه ۲۰۲۱، اوزیل به فنرباغچه ترکیه پیوست؛ باشگاهی که از کودکی به آن علاقه داشت. این انتقال با استقبال هواداران فنرباغچه همراه شد، اما شرایط فنی و مصدومیت‌ها مانع تکرار موفقیت‌های دوران حضورش در رئال مادرید و آرسنال شدند. اوزیل در فصل ۲۰۲۲-۲۰۲۱ هشت گل در سوپرلیگ ترکیه به ثمر رساند، اما اختلاف‌نظرهای داخلی باعث شد در مارس ۲۰۲۲ از ترکیب تیم کنار گذاشته شود. او در ژوئیه همان سال با توافق دوطرفه از فنرباغچه جدا شد. اوزیل در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۲ به استانبول باشاک‌شهیر پیوست و آخرین دوره فوتبال حرفه‌ای خود را در این باشگاه سپری کرد. با این حال، مشکلات جسمانی و مصدومیت‌های پیاپی فرصت حضور منظم در مسابقات را از او گرفتند. او سرانجام در ۲۲ مارس ۲۰۲۳، در ۳۴ سالگی، رسماً از فوتبال حرفه‌ای خداحافظی کرد. اوزیل در پیام بازنشستگی خود، مصدومیت‌های ماه‌های پایانی را یکی از عوامل اصلی تصمیمش برای پایان دوران بازی معرفی کرد. اوزیل در سطح ملی نیز یکی از چهره‌های مهم نسل موفق فوتبال آلمان در فاصله سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ بود. او ابتدا برای تیم‌های پایه آلمان بازی کرد و در جام ملت‌های زیر ۲۱ سال اروپا در سال ۲۰۰۹ به قهرمانی رسید. در فینال این مسابقات، آلمان با نتیجه ۴ بر صفر انگلیس را شکست داد و اوزیل با به ثمر رساندن یک گل و ساختن دو گل دیگر، یکی از مؤثرترین بازیکنان زمین بود. این موفقیت جایگاه او را در میان استعدادهای برجسته فوتبال آلمان تثبیت کرد. نخستین بازی اوزیل برای تیم ملی بزرگسالان آلمان در ۱۱ فوریه ۲۰۰۹، در دیدار دوستانه مقابل نروژ انجام شد. او پس از مدتی کوتاه به ترکیب ثابت تیم ملی راه پیدا کرد و از سوی یواخیم لوو برای جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی انتخاب شد. اوزیل در این تورنمنت یکی از بازی‌سازان اصلی تیم جوان آلمان بود و با گل تماشایی خود مقابل غنا در آخرین مسابقه مرحله گروهی، پیروزی یک بر صفر و صعود تیمش به مرحله حذفی را رقم زد. آلمان در ادامه انگلیس و آرژانتین را شکست داد، اما در نیمه‌نهایی مقابل اسپانیا مغلوب شد و در نهایت به مقام سوم جام جهانی رسید. اوزیل در جام ملت‌های اروپا ۲۰۱۲ نیز یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی آلمان بود. این تیم با سه پیروزی در مرحله گروهی و شکست یونان در یک‌چهارم نهایی به جمع چهار تیم برتر رسید، اما در نیمه‌نهایی با نتیجه ۲ بر یک مقابل ایتالیا شکست خورد. اوزیل در آن مسابقه تنها گل آلمان را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. عملکرد او در طول تورنمنت باعث شد در تیم منتخب یورو ۲۰۱۲ قرار بگیرد. مهم‌ترین افتخار دوران حرفه‌ای اوزیل در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل رقم خورد. او در تمام هفت مسابقه آلمان حضور داشت و یکی از بازیکنان اصلی ساختار هجومی تیم یواخیم لوو بود. اوزیل در مرحله یک‌هشتم نهایی مقابل الجزایر، در دقیقه ۱۱۹ وقت اضافه گل دوم آلمان را به ثمر رساند و به پیروزی ۲ بر یک تیمش کمک کرد. آلمان در ادامه فرانسه را شکست داد و در نیمه‌نهایی با پیروزی تاریخی ۷ بر یک برابر برزیل میزبان، به فینال رسید. در فینال ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۴ در ورزشگاه ماراکانا شهر ریودوژانیرو، اوزیل از ابتدا مقابل آرژانتین به میدان رفت و تا دقایق پایانی وقت اضافه در زمین حضور داشت. او در دقیقه ۱۱۹ جای خود را به پر مرتساکر داد. آلمان با گل ماریو گوتسه در دقیقه ۱۱۳ به پیروزی یک بر صفر رسید و برای چهارمین بار قهرمان جهان شد. این قهرمانی بزرگ‌ترین موفقیت دوران بازی اوزیل بود و او در ۲۵ سالگی به جمع بازیکنان فاتح جام جهانی پیوست. اوزیل پس از قهرمانی جهان، همچنان یکی از بازیکنان اصلی آلمان باقی ماند و در یورو ۲۰۱۶ نیز حضور داشت. او در دیدار مرحله یک‌چهارم نهایی برابر ایتالیا گلزنی کرد و همراه تیمش به نیمه‌نهایی رسید، اما آلمان در این مرحله با نتیجه ۲ بر صفر از فرانسه شکست خورد. اوزیل در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه نیز در فهرست تیم ملی قرار داشت، ولی آلمان با شکست برابر مکزیک و کره جنوبی و پیروزی مقابل سوئد، در همان مرحله گروهی حذف شد. پس از جام جهانی ۲۰۱۸، اوزیل در ۲۲ ژوئیه همان سال از تیم ملی آلمان خداحافظی کرد. تصمیم او پس از انتقادهای گسترده درباره انتشار عکس مشترکش با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و بحث‌های مربوط به هویت ملی و رفتار رسانه‌ها اتخاذ شد. اوزیل در بیانیه خداحافظی خود از مواجهه با تبعیض و بی‌احترامی سخن گفت؛ در مقابل، مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان بخشی از اتهامات مطرح‌شده را رد کردند. این ماجرا به یکی از بحث‌برانگیزترین اتفاقات فوتبال آلمان در سال ۲۰۱۸ تبدیل شد. اوزیل دوران ملی خود را با ۹۲ بازی و ۲۳ گل برای آلمان به پایان رساند. او علاوه بر قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۴، مقام سوم جام جهانی ۲۰۱۰، قهرمانی زیر ۲۱ سال اروپا در سال ۲۰۰۹ و حضور در نیمه‌نهایی یوروهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ را تجربه کرد. او همچنین در پنج نوبت از سوی هواداران به‌عنوان بهترین بازیکن سال تیم ملی آلمان انتخاب شد؛ افتخاری که نشان‌دهنده محبوبیت و تأثیرگذاری او در بخش مهمی از دوران ملی‌اش بود. اوزیل پس از بازنشستگی از فوتبال، فعالیت‌های خود را در حوزه تجارت، رسانه‌های اجتماعی و پروژه‌های شخصی ادامه داد. او در فوریه ۲۰۲۵ وارد فعالیت تشکیلاتی سیاسی در ترکیه شد و به عضویت شورای مرکزی تصمیم‌گیری و اجرایی حزب عدالت و توسعه درآمد. حضور او در این ساختار در سال ۲۰۲۶ نیز در فهرست رسمی حزب ثبت شده است. با این حال، اوزیل پس از پایان دوران بازی، مسئولیت ثابت و تأییدشده‌ای به‌عنوان سرمربی یک تیم حرفه‌ای فوتبال بر عهده نگرفته است. مسعود اوزیل در تاریخ فوتبال آلمان و اروپا به‌عنوان یکی از بازی‌سازان شاخص نسل خود شناخته می‌شود. او با تکیه بر دید بازی، کنترل توپ، پاس‌های عمقی و توانایی خلق فرصت برای مهاجمان، در تیم‌های رئال مادرید، آرسنال و آلمان نقش مهمی ایفا کرد. قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۴، قهرمانی لالیگا، چهار عنوان جام حذفی انگلیس و رکورد ۱۹ پاس گل در یک فصل لیگ برتر، مهم‌ترین بخش‌های کارنامه این هافبک آلمانی را تشکیل می‌دهند.

مطالعه بیشتر
تولد دیدیه دشان
تولد

تولد دیدیه دشان

دیدیه دشان (Didier Deschamps) با نام کامل دیدیه کلود دشان، ۱۵ اکتبر ۱۹۶۸ در شهر بایون در جنوب غربی فرانسه متولد شد. او فوتبالیست سابق و سرمربی فرانسوی است که در دوران بازی در پست هافبک دفاعی فعالیت می‌کرد و پیراهن باشگاه‌هایی مانند نانت، المپیک مارسی، یوونتوس، چلسی و والنسیا را بر تن داشت. دشان از معدود چهره‌های تاریخ فوتبال است که جام جهانی را هم به‌عنوان بازیکن و هم به‌عنوان سرمربی فتح کرده است. او کاپیتان تیم ملی فرانسه در قهرمانی جام جهانی ۱۹۹۸ و یورو ۲۰۰۰ بود و در سال ۲۰۱۸ نیز به‌عنوان سرمربی، فرانسه را به دومین قهرمانی تاریخش در جام جهانی رساند. قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا با مارسی در سال ۱۹۹۳ و یوونتوس در سال ۱۹۹۶ نیز از مهم‌ترین افتخارات باشگاهی او محسوب می‌شوند. دشان دوران کودکی خود را در منطقه باسک فرانسه گذراند و پیش از ورود جدی به فوتبال، مدتی به ورزش راگبی نیز علاقه داشت. او فوتبال را در باشگاه محلی آویرون بایونه آغاز کرد و از همان سال‌های نوجوانی به دلیل نظم تاکتیکی، قدرت بازی‌خوانی و توانایی رهبری هم‌تیمی‌هایش مورد توجه قرار گرفت. استعداد او باعث شد استعدادیاب‌های باشگاه نانت برای جذبش اقدام کنند. دشان در آوریل ۱۹۸۳، در ۱۴ سالگی، به آکادمی نانت پیوست و آموزش حرفه‌ای خود را در یکی از مراکز مهم پرورش بازیکنان فرانسوی ادامه داد. او پس از پیشرفت در تیم‌های پایه نانت، در ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۵ و در ۱۶ سالگی نخستین مسابقه خود را در لیگ دسته اول فرانسه مقابل برست انجام داد. نانت آن مسابقه را با نتیجه ۳ بر یک پیروز شد و دشان نخستین تجربه حضور در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی فرانسه را به دست آورد. او در فصل‌های بعد به‌تدریج جایگاه خود را در ترکیب اصلی تثبیت کرد و با توانایی قطع حملات حریف، بازی‌سازی از عقب زمین و حفظ تعادل خط میانی، به یکی از هافبک‌های جوان مطرح لیگ فرانسه تبدیل شد. دشان در مجموع ۱۱۱ مسابقه لیگ برای نانت انجام داد و چهار گل به ثمر رساند. دشان در سال ۱۹۸۹ به المپیک مارسی پیوست؛ باشگاهی که در آن دوران با سرمایه‌گذاری گسترده برنار تاپی و حضور ستارگان مطرح اروپایی، یکی از قدرت‌های اصلی فوتبال فرانسه بود. او در نخستین دوره حضورش در مارسی، در فصل ۱۹۹۰-۱۹۸۹ قهرمانی لیگ فرانسه را تجربه کرد، اما برای کسب فرصت بازی بیشتر در فصل بعد به‌صورت قرضی راهی بوردو شد. این هافبک جوان پس از یک فصل به مارسی بازگشت و با اعتماد کادر فنی، جایگاه مهم‌تری در ساختار تیم به دست آورد. دشان پس از بازگشت به مارسی، در فصل ۱۹۹۲-۱۹۹۱ بار دیگر قهرمان لیگ فرانسه شد. او به‌تدریج به یکی از رهبران اصلی تیم تبدیل شد و بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست. در این دوره، مارسی بازیکنانی مانند فابین بارتز، مارسل دسایی، بازیل بولی، فرانک سوزه، آبیدی پله و رودی فولر را در اختیار داشت و با هدایت ریمون گوتالس برای قهرمانی در اروپا تلاش می‌کرد. مهم‌ترین لحظه دوران حضور دشان در مارسی، فینال لیگ قهرمانان اروپا در ۲۶ مه ۱۹۹۳ بود. این مسابقه در ورزشگاه المپیک مونیخ برگزار شد و مارسی مقابل آث میلان قرار گرفت؛ تیمی که بازیکنانی مانند فرانکو بارزی، پائولو مالدینی و مارکو فان‌باستن را در ترکیب داشت. دشان در ۲۴ سالگی به‌عنوان کاپیتان مارسی وارد زمین شد و تیم فرانسوی با تک‌گل بازیل بولی در دقیقه ۴۴ به پیروزی رسید. مارسی برای نخستین بار قهرمان معتبرترین رقابت باشگاهی اروپا شد و دشان به نخستین کاپیتان یک باشگاه فرانسوی تبدیل شد که جام قهرمانی اروپا را بالای سر برد. این موفقیت یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی فوتبالی او بود. با وجود قهرمانی اروپا، فصل ۱۹۹۳-۱۹۹۲ مارسی با جنجال بزرگی در فوتبال فرانسه همراه شد. پس از آشکارشدن پرونده تبانی در یکی از مسابقات داخلی، عنوان قهرمانی لیگ فرانسه در آن فصل از مارسی پس گرفته شد، اما قهرمانی این باشگاه در لیگ قهرمانان اروپا پابرجا ماند. دشان تا تابستان ۱۹۹۴ در مارسی حضور داشت و سپس برای ادامه دوران حرفه‌ای خود راهی فوتبال ایتالیا شد. او در سال ۱۹۹۴ به یوونتوس پیوست و زیر نظر مارچلو لیپی، سرمربی وقت این تیم، به یکی از هافبک‌های اصلی باشگاه تبدیل شد. دشان در کنار بازیکنانی مانند آنتونیو کونته، جانلوکا ویالی، فابریتزیو راوانلی و سپس زین‌الدین زیدان و الساندرو دل‌پیرو بازی کرد. وظیفه اصلی او در یوونتوس ایجاد تعادل میان خط دفاع و حمله، بازیابی توپ و حمایت از بازیکنان هجومی بود. او در پنج فصل حضور خود در این باشگاه، سه بار قهرمان سری آ ایتالیا شد و یک جام حذفی و دو سوپرجام ایتالیا را نیز به دست آورد. دشان در فصل ۱۹۹۶-۱۹۹۵ برای دومین بار در دوران حرفه‌ای خود قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد. یوونتوس در فینال ۲۲ مه ۱۹۹۶ مقابل آژاکس هلند قرار گرفت و پس از تساوی یک بر یک در وقت قانونی و اضافه، در ضربات پنالتی با نتیجه ۴ بر ۲ پیروز شد. دشان از بازیکنان اصلی یوونتوس در آن مسابقه بود و قهرمانی اروپا را پس از موفقیت سال ۱۹۹۳ با باشگاهی دیگر تجربه کرد. او در همان سال همراه یوونتوس سوپرجام اروپا و جام بین‌قاره‌ای را نیز فتح کرد. تیم ایتالیایی در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ هم به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید، اما به‌ترتیب برابر بوروسیا دورتموند و رئال مادرید شکست خورد. دشان در تابستان ۱۹۹۹ پس از پنج فصل موفق در یوونتوس، به چلسی انگلیس پیوست. او در تنها فصل حضور خود در این باشگاه، ۲۷ مسابقه لیگ برتر انجام داد و در رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا نیز به میدان رفت. چلسی در فینال جام حذفی انگلیس در سال ۲۰۰۰ با نتیجه یک بر صفر استون ویلا را شکست داد و دشان در ترکیب اصلی تیم حضور داشت. او در تابستان همان سال به والنسیا اسپانیا منتقل شد و آخرین فصل دوران بازی خود را در این باشگاه سپری کرد. والنسیا در سال ۲۰۰۱ به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید، اما دشان در مسابقه پایانی مقابل بایرن مونیخ روی نیمکت بود و فرصت بازی پیدا نکرد. او پس از پایان آن فصل، در ۳۲ سالگی، از فوتبال حرفه‌ای بازنشسته شد. دشان در سطح ملی نیز از چهره‌های اصلی نسل طلایی فوتبال فرانسه بود. نخستین مسابقه او برای تیم ملی بزرگسالان فرانسه در ۲۹ آوریل ۱۹۸۹ مقابل یوگسلاوی برگزار شد و با تساوی بدون گل به پایان رسید. او در سال‌های بعد به یکی از عناصر ثابت خط میانی فرانسه تبدیل شد و از ۲۲ مارس ۱۹۹۴، با دریافت بازوبند کاپیتانی در مسابقه مقابل شیلی، مسئولیت رهبری تیم ملی را نیز بر عهده گرفت. دشان با بازی‌خوانی، قدرت رهبری و نظم تاکتیکی خود، نقشی مهم در تیمی داشت که زیر نظر امه ژاکه برای جام جهانی ۱۹۹۸ آماده می‌شد. جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، بزرگ‌ترین موفقیت دوران ملی دشان به‌عنوان بازیکن بود. او در این تورنمنت کاپیتان تیم میزبان بود و در کنار بازیکنانی مانند زین‌الدین زیدان، پاتریک ویرا، امانوئل پتی، لوران بلان، مارسل دسایی و لیلیان تورام، یکی از ارکان اصلی تیم به شمار می‌رفت. فرانسه با عبور از آفریقای جنوبی، عربستان سعودی و دانمارک در مرحله گروهی و سپس شکست پاراگوئه، ایتالیا و کرواسی، برای نخستین بار به فینال جام جهانی رسید. در فینال ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸ در ورزشگاه استاد دو فرانس، دشان از ابتدا با بازوبند کاپیتانی مقابل برزیل به میدان رفت. فرانسه با دو گل زین‌الدین زیدان و یک گل امانوئل پتی، مدافع عنوان قهرمانی را با نتیجه ۳ بر صفر شکست داد و برای نخستین بار قهرمان جهان شد. دشان به‌عنوان کاپیتان تیم، جام جهانی را بالای سر برد و نامش در تاریخ فوتبال فرانسه ثبت شد. این قهرمانی آغاز دوره‌ای موفق برای تیم ملی فرانسه بود که دو سال بعد با فتح جام ملت‌های اروپا ادامه یافت. در یورو ۲۰۰۰، دشان بار دیگر کاپیتان فرانسه بود و زیر نظر روژه لومر نقش مهمی در هدایت تیم در زمین داشت. فرانسه پس از عبور از مرحله گروهی، اسپانیا و پرتغال را در مراحل حذفی شکست داد و در فینال با ایتالیا روبه‌رو شد. ایتالیا تا دقایق پایانی مسابقه با یک گل پیش بود، اما سیلوَن ویلتورد در وقت‌های تلف‌شده گل تساوی را به ثمر رساند و داوید ترزگه در وقت اضافه با گل طلایی، پیروزی ۲ بر یک فرانسه را رقم زد. دشان در ۳۱ سالگی دومین جام بزرگ ملی خود را به‌عنوان کاپیتان بالای سر برد و کمی بعد به دوران حضورش در تیم ملی پایان داد. دشان در مجموع ۱۰۳ مسابقه برای تیم ملی بزرگسالان فرانسه انجام داد و چهار گل به ثمر رساند. او در ۵۴ مسابقه بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست و نخستین بازیکن تاریخ تیم ملی فرانسه بود که به رکورد ۱۰۰ بازی ملی رسید. صدمین بازی او در نیمه‌نهایی یورو ۲۰۰۰ مقابل پرتغال ثبت شد. آخرین مسابقه ملی دشان روز ۲ سپتامبر ۲۰۰۰ برابر انگلیس برگزار شد و او پس از این دیدار از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد. دشان بلافاصله پس از پایان دوران بازی وارد مربیگری شد و در تابستان ۲۰۰۱ هدایت موناکو را بر عهده گرفت. او در نخستین تجربه مربیگری خود تلاش کرد تیمی رقابتی با ترکیبی از بازیکنان باتجربه و استعدادهای جوان بسازد. موناکو در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ با هدایت دشان قهرمان جام اتحادیه فرانسه شد و در فصل بعد یکی از موفق‌ترین دوره‌های تاریخ باشگاه را تجربه کرد. موناکو در لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۰۴-۲۰۰۳ با عبور از تیم‌های مطرحی مانند رئال مادرید و چلسی به فینال رسید. شاگردان دشان در مرحله یک‌چهارم نهایی، شکست ۴ بر ۲ بازی رفت مقابل رئال مادرید را با پیروزی ۳ بر یک در مسابقه برگشت جبران کردند و به‌دلیل قانون گل زده در خانه حریف صعود کردند. موناکو سپس با شکست چلسی به فینال راه یافت، اما در مسابقه پایانی روز ۲۶ مه ۲۰۰۴ با نتیجه ۳ بر صفر مغلوب پورتوی تحت هدایت ژوزه مورینیو شد. دشان با وجود ناکامی در کسب جام، در نخستین سال‌های مربیگری خود تجربه حضور در فینال معتبرترین رقابت باشگاهی اروپا را به دست آورد. او تا سپتامبر ۲۰۰۵ هدایت موناکو را بر عهده داشت. دشان در تابستان ۲۰۰۶ سرمربی یوونتوس شد؛ باشگاهی که در آن زمان پس از پرونده کالچوپولی به سری بی ایتالیا سقوط کرده بود. او در شرایطی دشوار مسئولیت بازگرداندن یوونتوس به بالاترین سطح فوتبال ایتالیا را پذیرفت. دشان با استفاده از بازیکنان باتجربه و جوان، در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ تیم را به قهرمانی سری بی رساند و صعود به سری آ را قطعی کرد. با این حال، او پیش از پایان رسمی فصل از سمت خود کناره‌گیری کرد و همکاری‌اش با باشگاه ادامه نیافت. پس از دو سال دوری از مربیگری باشگاهی، دشان در تابستان ۲۰۰۹ به المپیک مارسی بازگشت و این بار هدایت تیمی را بر عهده گرفت که سال‌ها پیش به‌عنوان کاپیتان آن قهرمان اروپا شده بود. او در نخستین فصل مربیگری خود، مارسی را به قهرمانی لیگ فرانسه در فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ رساند و به انتظار ۱۸ ساله باشگاه برای کسب عنوان قهرمانی لیگ پایان داد. مارسی در همان فصل جام اتحادیه فرانسه را نیز فتح کرد و یک دوگانه داخلی به دست آورد. دشان در ادامه حضورش در مارسی، در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نیز قهرمان جام اتحادیه فرانسه شد و دو عنوان سوپرجام فرانسه در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ را به دست آورد. مارسی در فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۱ تا مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا پیش رفت، اما در این مرحله برابر بایرن مونیخ حذف شد. دشان سرانجام در تابستان ۲۰۱۲ از مارسی جدا شد و چند روز بعد مهم‌ترین مسئولیت مربیگری دوران حرفه‌ای خود را پذیرفت. در ۹ ژوئیه ۲۰۱۲، فدراسیون فوتبال فرانسه دشان را به‌عنوان جانشین لوران بلان و سرمربی جدید تیم ملی معرفی کرد. او پس از ناکامی فرانسه در جام جهانی ۲۰۱۰ و حذف از مرحله یک‌چهارم نهایی یورو ۲۰۱۲، مسئولیت بازسازی تیم و ایجاد ثبات در ترکیب را بر عهده گرفت. نخستین تورنمنت بزرگ دشان روی نیمکت فرانسه جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل بود. فرانسه در آن مسابقات با شکست نیجریه به مرحله یک‌چهارم نهایی رسید، اما با نتیجه یک بر صفر مغلوب آلمان شد و از صعود به نیمه‌نهایی بازماند. دشان در یورو ۲۰۱۶ که به میزبانی فرانسه برگزار شد، تیم ملی را به فینال رساند. شاگردان او پس از عبور از جمهوری ایرلند و ایسلند، در نیمه‌نهایی با نتیجه ۲ بر صفر آلمان را شکست دادند و به مسابقه نهایی رسیدند. با این حال، فرانسه در فینال برابر پرتغال با گل ادر در وقت اضافه شکست خورد و نایب‌قهرمان شد. این ناکامی تأثیر مهمی بر ادامه مسیر دشان داشت و او با ایجاد تغییراتی در ساختار تیم، فرانسه را برای جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه آماده کرد. در جام جهانی ۲۰۱۸، دشان تیمی متشکل از بازیکنان باتجربه و استعدادهای جوان در اختیار داشت. فرانسه با حضور بازیکنانی مانند کیلیان امباپه، آنتوان گریزمان، پل پوگبا، انگولو کانته، رافائل واران، ساموئل اومتیتی و هوگو لوریس، به یکی از مدعیان اصلی قهرمانی تبدیل شد. تیم دشان در مرحله گروهی استرالیا و پرو را شکست داد و برابر دانمارک مساوی کرد. فرانسه در مراحل حذفی نیز از سد آرژانتین، اروگوئه و بلژیک گذشت و برای سومین بار در تاریخ خود به فینال جام جهانی رسید. در فینال ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۸ در ورزشگاه لوژنیکی مسکو، فرانسه مقابل کرواسی به میدان رفت و با نتیجه ۴ بر ۲ پیروز شد. دشان در مقام سرمربی، دومین قهرمانی جهان را برای فرانسه به ارمغان آورد و به سومین نفر تاریخ فوتبال پس از ماریو زاگالو و فرانتس بکن‌باوئر تبدیل شد که جام جهانی را هم به‌عنوان بازیکن و هم به‌عنوان سرمربی فتح کرده است. این موفقیت، بزرگ‌ترین دستاورد مربیگری او بود و باعث شد در سپتامبر همان سال جایزه بهترین سرمربی مرد جهان را از فیفا دریافت کند. فرانسه در یورو ۲۰۲۰ که به دلیل همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۱ برگزار شد، در مرحله یک‌هشتم نهایی مقابل سوئیس در ضربات پنالتی حذف شد. با این حال، دشان چند ماه بعد بار دیگر تیمش را به قهرمانی رساند. فرانسه در مرحله نهایی لیگ ملت‌های اروپا در اکتبر ۲۰۲۱ ابتدا بلژیک را با نتیجه ۳ بر ۲ شکست داد و سپس در فینال با پیروزی ۲ بر یک مقابل اسپانیا، قهرمان این رقابت‌ها شد. این دومین جام بزرگ دوران مربیگری دشان در تیم ملی فرانسه پس از قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۸ بود. دشان در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نیز فرانسه را به فینال رساند. تیم او با وجود مصدومیت چند بازیکن مهم از جمله پل پوگبا و انگولو کانته، در مراحل حذفی لهستان، انگلیس و مراکش را شکست داد و برای دومین دوره پیاپی به مسابقه نهایی رسید. فرانسه در فینال ۱۸ دسامبر ۲۰۲۲ مقابل آرژانتین پس از تساوی ۳ بر ۳ در پایان وقت اضافه، در ضربات پنالتی با نتیجه ۴ بر ۲ شکست خورد و به نایب‌قهرمانی رسید. هت‌تریک کیلیان امباپه در آن مسابقه نیز برای تکرار قهرمانی جهان کافی نبود. دشان پس از جام جهانی قطر، قرارداد خود را با فدراسیون فرانسه تا پایان جام جهانی ۲۰۲۶ تمدید کرد. او در یورو ۲۰۲۴ آلمان نیز تیمش را به نیمه‌نهایی رساند، اما فرانسه در این مرحله با نتیجه ۲ بر یک مقابل اسپانیا شکست خورد. دشان در ژانویه ۲۰۲۵ اعلام کرد که پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد و به دوران طولانی حضورش روی نیمکت تیم ملی پایان خواهد داد. آخرین تورنمنت دشان به‌عنوان سرمربی فرانسه، جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا، کانادا و مکزیک بود. فرانسه در مرحله گروهی سنگال، عراق و نروژ را شکست داد و سپس با عبور از سوئد، پاراگوئه و مراکش به مرحله نیمه‌نهایی رسید. با این حال، تیم دشان در نیمه‌نهایی مقابل اسپانیا با نتیجه ۲ بر صفر شکست خورد و فرصت حضور در سومین فینال پیاپی جام جهانی را از دست داد. آخرین مسابقه دشان روی نیمکت تیم ملی فرانسه روز ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶، در دیدار رده‌بندی جام جهانی مقابل انگلیس برگزار شد. فرانسه در مسابقه‌ای پرگل با نتیجه ۶ بر ۴ شکست خورد و در رتبه چهارم قرار گرفت. این نتیجه پایان دوران ۱۴ ساله دشان در تیم ملی فرانسه بود. او در چهار دوره جام جهانی ۲۰۱۴، ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ هدایت تیم را بر عهده داشت و با کسب ۲۰ پیروزی در مسابقات جام جهانی، رکورد بیشترین برد یک سرمربی در تاریخ این رقابت‌ها را به نام خود ثبت کرد. پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶، دشان از هدایت فرانسه کنار رفت و زین‌الدین زیدان، هم‌تیمی سابق او در تیم قهرمان جهان ۱۹۹۸، جانشینش شد. دشان تا اکتبر ۲۰۲۶ مسئولیت مربیگری جدیدی در یک باشگاه یا تیم ملی دیگر نپذیرفته است. پایان همکاری با تیم ملی فرانسه، نقطه پایانی بر یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مربیگری ملی در تاریخ فوتبال معاصر بود؛ دوره‌ای که با قهرمانی جام جهانی، قهرمانی لیگ ملت‌های اروپا و حضور در دو فینال جام جهانی همراه شد. دیدیه دشان در تاریخ فوتبال جهان جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا موفقیت‌های او تنها به دوران بازی یا مربیگری محدود نمی‌شود. او به‌عنوان بازیکن دو بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد، جام جهانی و جام ملت‌های اروپا را با بازوبند کاپیتانی فتح کرد و پس از ورود به مربیگری نیز قهرمانی در فرانسه و ایتالیا و موفقیت‌های متعدد در سطح ملی را تجربه کرد. نظم دفاعی، مدیریت رختکن، توجه به تعادل تاکتیکی و توانایی ساختن تیم‌هایی رقابتی از ویژگی‌های مهم دوران مربیگری او بودند. قهرمانی جام جهانی در دو نقش متفاوت و تأثیرگذاری طولانی‌مدت بر فوتبال فرانسه، مهم‌ترین میراث ورزشی دشان به شمار می‌روند.

مطالعه بیشتر
تولد داوید ترزگه
تولد

تولد داوید ترزگه

داوید ترزگه (David Trezeguet) با نام کامل داوید سرخیو ترزگه، ۱۵ اکتبر ۱۹۷۷ در شهر روآن فرانسه متولد شد. او مهاجم سابق تیم ملی فرانسه با ریشه خانوادگی آرژانتینی است که بخش اصلی دوران حرفه‌ای خود را در موناکو و یوونتوس گذراند. ترزگه یکی از اعضای تیم ملی فرانسه در قهرمانی جام جهانی ۱۹۹۸ بود و با به ثمر رساندن گل طلایی فینال یورو ۲۰۰۰ مقابل ایتالیا، یکی از مهم‌ترین گل‌های تاریخ فوتبال این کشور را ثبت کرد. او در دوران باشگاهی نیز دو بار قهرمان لیگ فرانسه با موناکو و دو بار قهرمان رسمی سری آ ایتالیا با یوونتوس شد و در سال ۲۰۰۲ عنوان آقای گلی لیگ ایتالیا را به دست آورد. ترزگه در خانواده‌ای آرژانتینی در فرانسه متولد شد. پدرش خورخه ترزگه، بازیکن فوتبال بود و مدتی در باشگاه روآن فرانسه فعالیت می‌کرد. خانواده او هنگامی که داوید هنوز کودک بود، به آرژانتین بازگشتند و او دوران رشد و نوجوانی خود را در این کشور گذراند. ترزگه از کودکی به فوتبال علاقه داشت و در سال ۱۹۸۵ به رده‌های پایه باشگاه پلاتنس در بوئنوس‌آیرس پیوست. او مراحل آموزش فوتبال را در همین باشگاه گذراند و در سال ۱۹۹۴ نخستین تجربه حضور در تیم بزرگسالان را به دست آورد. استعداد گلزنی ترزگه در نوجوانی توجه استعدادیاب‌های فوتبال اروپا را جلب کرد. او در سال ۱۹۹۵ و در ۱۷ سالگی برای شرکت در تمرینات آزمایشی موناکو راهی فرانسه شد. عملکردش در این دوره مورد توجه ژان تیگانا، سرمربی وقت موناکو، قرار گرفت و باشگاه تصمیم گرفت این مهاجم جوان را جذب کند. ترزگه ابتدا در تیم ذخیره و مجموعه فوتبال پایه موناکو فعالیت کرد و در فوریه ۱۹۹۶ نخستین حضور خود در لیگ دسته اول فرانسه را مقابل پاری‌سن‌ژرمن تجربه کرد. ترزگه در فصل ۱۹۹۷-۱۹۹۶ همراه موناکو قهرمان لیگ فرانسه شد، هرچند هنوز بازیکنی ثابت در ترکیب اصلی نبود و تنها در پنج مسابقه لیگ حضور داشت. این قهرمانی نخستین عنوان مهم دوران حرفه‌ای او محسوب می‌شد. شرایط در فصل بعد تغییر کرد و ترزگه فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرد. او در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ با انجام ۲۷ مسابقه لیگ و به ثمر رساندن ۱۸ گل، به یکی از مهاجمان برجسته فوتبال فرانسه تبدیل شد و جایزه بهترین بازیکن جوان لیگ یک را از اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای این کشور دریافت کرد. یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت ترزگه در موناکو، همکاری او با تیری آنری بود. این دو مهاجم جوان با ویژگی‌های متفاوت، زوج هجومی مؤثری تشکیل دادند. آنری با سرعت، دریبل‌زنی و حرکت در فضاهای باز شناخته می‌شد و ترزگه با قدرت تمام‌کنندگی، جای‌گیری در محوطه جریمه و ضربات دقیق، فرصت‌های ایجادشده را به گل تبدیل می‌کرد. این همکاری علاوه بر موفقیت در موناکو، بعدها در تیم ملی فرانسه نیز ادامه پیدا کرد. ترزگه در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ لیگ قهرمانان اروپا نیز نقش مهمی در موفقیت موناکو داشت. این تیم در مرحله یک‌چهارم نهایی مقابل منچستریونایتد قرار گرفت و پس از تساوی بدون گل در مسابقه رفت، در دیدار برگشت در ورزشگاه اولدترافورد به تساوی یک بر یک رسید. ترزگه در دقیقه پنجم آن مسابقه با شوتی قدرتمند از بیرون محوطه جریمه دروازه منچستریونایتد را باز کرد و گل او نقش تعیین‌کننده‌ای در صعود موناکو به نیمه‌نهایی داشت. موناکو در مرحله بعد مقابل یوونتوس شکست خورد و از رسیدن به فینال بازماند. ترزگه پس از جام جهانی ۱۹۹۸ دو فصل دیگر در موناکو باقی ماند. او در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ زیر نظر کلود پوئل یکی از بازیکنان اصلی خط حمله بود و در کنار مارکو سیمونه و مارسلو گایاردو، نقش مهمی در قهرمانی تیم ایفا کرد. ترزگه در آن فصل ۲۲ گل در ۳۰ مسابقه لیگ فرانسه به ثمر رساند و در رتبه دوم جدول گلزنان، پس از سونی اندرسون، قرار گرفت. موناکو در پایان فصل برای هفتمین بار قهرمان لیگ فرانسه شد و ترزگه دومین قهرمانی باشگاهی خود را تجربه کرد. او در مجموع دوران حضورش در موناکو، ۱۲۵ مسابقه رسمی انجام داد و ۶۲ گل به ثمر رساند. در تابستان ۲۰۰۰، ترزگه پس از قهرمانی در جام ملت‌های اروپا همراه تیم ملی فرانسه، با انتقال به یوونتوس فصل تازه‌ای از دوران حرفه‌ای خود را آغاز کرد. او در این باشگاه پیراهن شماره ۱۷ را بر تن کرد و در کنار مهاجمانی مانند الساندرو دل‌پیرو و فیلیپو اینزاگی بازی کرد. ترزگه در نخستین فصل حضورش در یوونتوس، به‌تدریج با شرایط فوتبال ایتالیا سازگار شد و با گل‌های خود توانست جایگاه مهمی در خط حمله تیم به دست آورد. فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ یکی از موفق‌ترین دوره‌های دوران حرفه‌ای ترزگه بود. یوونتوس با هدایت مارچلو لیپی برای قهرمانی سری آ رقابت می‌کرد و ترزگه در کنار الساندرو دل‌پیرو، یکی از مؤثرترین بازیکنان تیم بود. او در ۳۴ مسابقه لیگ، ۲۴ گل به ثمر رساند و به‌صورت مشترک با داریو هوبنر، مهاجم پیاچنزا، عنوان آقای گلی سری آ را کسب کرد. یوونتوس در آخرین هفته فصل با پیروزی ۲ بر صفر مقابل اودینزه به قهرمانی رسید و ترزگه گل نخست آن مسابقه را به ثمر رساند. او در پایان همان فصل جایزه بهترین بازیکن سال سری آ و بهترین بازیکن خارجی لیگ ایتالیا را نیز دریافت کرد. ترزگه در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ برای دومین بار همراه یوونتوس قهرمان سری آ شد. این تیم در همان فصل به فینال لیگ قهرمانان اروپا نیز رسید و روز ۲۸ مه ۲۰۰۳ در ورزشگاه اولدترافورد منچستر مقابل آث میلان قرار گرفت. مسابقه پس از ۱۲۰ دقیقه با تساوی بدون گل پایان یافت و سرنوشت قهرمانی به ضربات پنالتی کشیده شد. ترزگه نخستین پنالتی یوونتوس را زد، اما دیدا، دروازه‌بان برزیلی میلان، ضربه او را مهار کرد. یوونتوس در نهایت با نتیجه ۳ بر ۲ در ضربات پنالتی شکست خورد و نایب‌قهرمان اروپا شد. با وجود مصدومیت‌هایی که در مقاطع مختلف فرصت بازی را از ترزگه می‌گرفتند، او همچنان یکی از مهاجمان مهم یوونتوس باقی ماند. این بازیکن در فصل‌های بعد، با حضور نفراتی مانند پاول ندود، جانلوکا زامبروتا، مائورو کامورانزی و جانلوئیجی بوفون، در تیمی رقابتی بازی می‌کرد. یکی از گل‌های به‌یادماندنی او در لیگ قهرمانان اروپا در مارس ۲۰۰۵ مقابل رئال مادرید به ثمر رسید؛ زمانی که با یک ضربه قیچی‌برگردان دروازه تیم اسپانیایی را باز کرد و به پیروزی ۲ بر صفر یوونتوس در مسابقه برگشت مرحله یک‌هشتم نهایی کمک کرد. یوونتوس در پایان فصل‌های ۲۰۰۵-۲۰۰۴ و ۲۰۰۶-۲۰۰۵ نیز در زمین مسابقه قهرمان سری آ شد، اما هر دو عنوان پس از آشکارشدن پرونده کالچوپولی و صدور احکام انضباطی از کارنامه رسمی باشگاه حذف شدند. یوونتوس در تابستان ۲۰۰۶ به سری بی سقوط کرد و تعدادی از بازیکنان مطرح تیم از باشگاه جدا شدند. با این حال، ترزگه تصمیم گرفت در یوونتوس باقی بماند و برای بازگشت تیم به بالاترین سطح فوتبال ایتالیا تلاش کند. ترزگه در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ در رقابت‌های سری بی به میدان رفت و با ثبت ۱۵ گل در ۳۱ مسابقه لیگ، به قهرمانی یوونتوس در دسته دوم و بازگشت این تیم به سری آ کمک کرد. او پس از صعود نیز در باشگاه ماند و در فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ با ۲۰ گل در ۳۶ مسابقه سری آ، یکی از بهترین فصل‌های گلزنی خود را تجربه کرد. یوونتوس در پایان آن فصل به رتبه سوم لیگ رسید و سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد. ترزگه در سال‌های پایانی حضورش در یوونتوس با مصدومیت‌های بیشتری روبه‌رو شد و فرصت بازی منظم کاهش یافت. او سرانجام در اوت ۲۰۱۰ پس از یک دهه حضور در تورین، با توافق دوطرفه از باشگاه جدا شد. ترزگه در مجموع ۳۲۰ مسابقه رسمی برای یوونتوس انجام داد و ۱۷۱ گل به ثمر رساند. او با این آمار به یکی از برجسته‌ترین مهاجمان خارجی تاریخ باشگاه تبدیل شد و هواداران یوونتوس لقب «ترزگل» را برایش به کار می‌بردند. پس از جدایی از یوونتوس، ترزگه در تابستان ۲۰۱۰ به هرکولس اسپانیا پیوست و برای نخستین بار حضور در لالیگا را تجربه کرد. او در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۰ با انجام ۳۱ مسابقه و به ثمر رساندن ۱۲ گل، عملکرد فردی قابل قبولی داشت، اما هرکولس نتوانست در لیگ باقی بماند و به دسته دوم سقوط کرد. ترزگه پس از پایان فصل راهی فوتبال امارات شد و در اوت ۲۰۱۱ به باشگاه بنی‌یاس پیوست. دوران حضورش در این تیم به دلیل مشکلات جسمانی و فرصت محدود بازی کوتاه بود و پس از چند ماه به پایان رسید. ترزگه در دسامبر ۲۰۱۱ به آرژانتین بازگشت و به ریورپلاته پیوست؛ باشگاهی که در آن زمان برای نخستین بار در تاریخ خود در دسته دوم فوتبال آرژانتین حضور داشت. بازگشت به کشوری که دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در آن گذرانده بود، برای او اهمیت ویژه‌ای داشت. ترزگه در کنار بازیکنانی مانند فرناندو کاوناگی و آلخاندرو دومینگس، یکی از عناصر مهم تیم تحت هدایت ماتیاس آلمیدا شد و با تجربه بین‌المللی و گلزنی خود به تلاش ریورپلاته برای بازگشت به سطح اول فوتبال آرژانتین کمک کرد. یکی از به‌یادماندنی‌ترین مسابقات دوران پایانی فوتبال ترزگه در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۲ رقم خورد. ریورپلاته در آخرین هفته رقابت‌های دسته دوم آرژانتین مقابل آلمیرانته براون قرار گرفت و برای قطعی‌کردن صعود به پیروزی نیاز داشت. ترزگه در آن مسابقه هر دو گل تیمش را به ثمر رساند و ریورپلاته با نتیجه ۲ بر صفر پیروز شد. این پیروزی قهرمانی دسته دوم و بازگشت ریورپلاته به لیگ برتر آرژانتین را قطعی کرد. گل‌های ترزگه در این مسابقه از مهم‌ترین لحظات دوران حضورش در فوتبال آرژانتین به شمار می‌روند. ترزگه پس از صعود ریورپلاته، در لیگ برتر آرژانتین نیز برای این تیم بازی کرد، اما در تابستان ۲۰۱۳ به نیولز اولد بویز پیوست. او در این باشگاه یک فصل حضور داشت و فرصت بازی در رقابت‌های داخلی و جام لیبرتادورس را به دست آورد. ترزگه در اوت ۲۰۱۴ برای آخرین تجربه باشگاهی خود راهی هند شد و به پونه سیتی در سوپرلیگ این کشور پیوست. او در فصل نخست مسابقات سوپرلیگ هند ۹ بازی انجام داد و دو گل به ثمر رساند. ترزگه در سال ۲۰۱۵ و در ۳۷ سالگی به دوران فوتبال حرفه‌ای خود پایان داد. او با وجود تجربه حضور در کشورهای مختلف، بیشترین شهرت و موفقیت باشگاهی خود را با پیراهن یوونتوس به دست آورد. قدرت جای‌گیری در محوطه جریمه، توانایی تمام‌کنندگی با هر دو پا، ضربات سر و واکنش سریع به توپ‌های برگشتی، ویژگی‌های اصلی سبک بازی این مهاجم بودند. او بیش از آنکه به مشارکت گسترده در بازی‌سازی شناخته شود، مهاجمی فرصت‌شناس بود که توانایی استفاده از موقعیت‌های گل را در فضاهای محدود داشت. در سطح ملی، ترزگه فوتبال بین‌المللی را از تیم‌های پایه فرانسه آغاز کرد. او در سال ۱۹۹۶ همراه تیم جوانان فرانسه به قهرمانی اروپا رسید و در سال ۱۹۹۷ نیز در جام جهانی جوانان حضور داشت. نخستین بازی ترزگه برای تیم ملی بزرگسالان فرانسه روز ۲۸ ژانویه ۱۹۹۸، در دیدار دوستانه مقابل اسپانیا برگزار شد. او در آن زمان تنها ۲۰ سال داشت و با عملکرد موفق در موناکو، نظر امه ژاکه، سرمربی تیم ملی فرانسه، را جلب کرده بود. ترزگه در فهرست فرانسه برای جام جهانی ۱۹۹۸ قرار گرفت و در شش مسابقه این تورنمنت به میدان رفت. او در مرحله گروهی برابر عربستان سعودی موفق به گلزنی شد و در دیدار مرحله یک‌هشتم نهایی مقابل پاراگوئه نیز در شکل‌گیری گل طلایی لوران بلان نقش داشت. فرانسه در ادامه ایتالیا و کرواسی را شکست داد و در فینال با برتری ۳ بر صفر مقابل برزیل، برای نخستین بار قهرمان جهان شد. ترزگه در ۲۰ سالگی همراه نسلی از بازیکنان مانند زین‌الدین زیدان، دیدیه دشان، تیری آنری و لیلیان تورام، نخستین جام جهانی دوران حرفه‌ای خود را فتح کرد. مهم‌ترین لحظه دوران ملی ترزگه در فینال یورو ۲۰۰۰ رقم خورد. فرانسه روز ۲ ژوئیه ۲۰۰۰ در ورزشگاه دکویپ شهر روتردام مقابل ایتالیا قرار گرفت. ایتالیا با گل مارکو دل‌وکیو از دقیقه ۵۵ پیش افتاد و تا دقایق پایانی در آستانه قهرمانی بود. ترزگه در دقیقه ۷۶ به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد و فرانسه در وقت‌های تلف‌شده با گل سیلوَن ویلتورد مسابقه را به تساوی کشاند. در دقیقه ۱۰۳ و در جریان وقت اضافه، روبر پیرس از سمت چپ به محوطه جریمه ایتالیا نفوذ کرد و توپ را برای ترزگه فرستاد. این مهاجم با ضربه نیم‌والی پای چپ، توپ را به زیر طاق دروازه فرانچسکو تولدو کوبید و گل طلایی فرانسه را به ثمر رساند. بر اساس قانون گل طلایی، مسابقه در همان لحظه پایان یافت و فرانسه با نتیجه ۲ بر یک قهرمان جام ملت‌های اروپا شد. ترزگه با این گل در ۲۲ سالگی به یکی از چهره‌های ماندگار تاریخ فوتبال ملی فرانسه تبدیل شد. ترزگه در سال‌های بعد همچنان یکی از مهاجمان تیم ملی فرانسه بود و در جام جهانی ۲۰۰۲ و یورو ۲۰۰۴ نیز حضور داشت. فرانسه در جام جهانی ۲۰۰۲ پس از قهرمانی دوره قبل، بدون گل زده از مرحله گروهی حذف شد. در یورو ۲۰۰۴ نیز ترزگه در هر چهار مسابقه تیمش بازی کرد و مقابل کرواسی گلزنی کرد، اما فرانسه در مرحله یک‌چهارم نهایی برابر یونان شکست خورد و از ادامه رقابت‌ها بازماند. جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان آخرین تورنمنت بزرگ ملی ترزگه بود. او زیر نظر ریمون دومنک فرصت بازی کمتری پیدا کرد، اما همراه فرانسه به فینال رسید. دیدار نهایی روز ۹ ژوئیه ۲۰۰۶ در ورزشگاه المپیک برلین برگزار شد و فرانسه مقابل ایتالیا قرار گرفت؛ همان حریفی که شش سال پیش با گل طلایی ترزگه در فینال یورو شکست خورده بود. ترزگه در این مسابقه در دقیقه ۱۰۰ وارد زمین شد و پس از تساوی یک بر یک، برای زدن دومین ضربه پنالتی فرانسه پشت توپ قرار گرفت. ضربه او به تیر افقی دروازه برخورد کرد و به گل تبدیل نشد. ایتالیا در نهایت با پیروزی ۵ بر ۳ در ضربات پنالتی قهرمان جهان شد و فرانسه به مقام نایب‌قهرمانی رسید. ترزگه پس از جام جهانی ۲۰۰۶ همچنان در چند مسابقه تیم ملی حضور داشت، اما به‌تدریج از برنامه‌های اصلی کادر فنی فاصله گرفت. آخرین بازی ملی او در ۲۶ مارس ۲۰۰۸، در مسابقه دوستانه فرانسه مقابل انگلیس برگزار شد. ترزگه در همان سال به دوران ملی خود پایان داد و کارنامه‌اش را با ۷۱ بازی و ۳۴ گل برای تیم ملی بزرگسالان فرانسه به پایان رساند. قهرمانی جام جهانی ۱۹۹۸، قهرمانی یورو ۲۰۰۰ و نایب‌قهرمانی جام جهانی ۲۰۰۶، مهم‌ترین افتخارات ملی او بودند. ترزگه پس از بازنشستگی وارد فعالیت‌های مدیریتی و نمایندگی باشگاهی شد. در آوریل ۲۰۱۵ به‌عنوان رئیس پروژه پیشکسوتان یوونتوس انتخاب شد و در مسابقات نمادین و برنامه‌های بین‌المللی باشگاه مشارکت کرد. او از سال ۲۰۱۸ تا ژوئن ۲۰۲۱ نیز به‌عنوان سفیر برند یوونتوس فعالیت داشت. ترزگه در سال ۲۰۲۰ دوره آموزشی مدیریت فوتبال را گذراند و در سال‌های بعد به حضور در رویدادهای فوتبالی و فعالیت‌های مرتبط با معرفی و توسعه فوتبال ادامه داد. در سپتامبر ۲۰۲۵، نام ترزگه در میان نخستین ۵۰ بازیکنی قرار گرفت که به تالار مشاهیر رسمی باشگاه یوونتوس راه یافتند. این انتخاب در چارچوب پروژه جدید باشگاه برای ثبت و معرفی چهره‌های تاریخی یوونتوس انجام شد و جایگاه او را در میان بازیکنان مهم تاریخ تیم تثبیت کرد. ترزگه در سال‌های بعد از دوران بازی همچنین به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده در برنامه‌ها و رویدادهای بین‌المللی فوتبال حضور داشته است. داوید ترزگه با ثبت گل طلایی قهرمانی یورو ۲۰۰۰، حضور در تیم قهرمان جام جهانی ۱۹۹۸، موفقیت‌های باشگاهی با موناکو و یوونتوس و نقش مهم در بازگشت ریورپلاته به لیگ برتر آرژانتین، کارنامه‌ای متنوع در فوتبال جهان دارد. او مهاجمی بود که بیشترین ارزش فنی‌اش در جای‌گیری، انتخاب زمان ضربه و تمام‌کنندگی آشکار می‌شد و نامش به‌ویژه با گل‌های مهم در مسابقات سرنوشت‌ساز پیوند خورده است.

مطالعه بیشتر
تولد اندی کول
تولد

تولد اندی کول

اندی کول (Andy Cole) با نام کامل اندرو الکساندر کول، ۱۵ اکتبر ۱۹۷۱ در شهر ناتینگهام انگلستان متولد شد. او مهاجم سابق تیم ملی انگلیس و یکی از گلزنان برجسته تاریخ لیگ برتر است که مهم‌ترین دوران حرفه‌ای خود را در نیوکاسل یونایتد و منچستریونایتد سپری کرد. کول با منچستریونایتد پنج بار قهرمان لیگ برتر انگلیس، دو بار قهرمان جام حذفی و یک بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد و از اعضای اصلی تیم تاریخی این باشگاه در فصل سه‌گانه ۱۹۹۹-۱۹۹۸ بود. او در مجموع ۴۱۴ مسابقه لیگ برتر، ۱۸۷ گل و ۷۳ پاس گل ثبت کرد و در سال ۲۰۲۴ به تالار مشاهیر رسمی این رقابت‌ها راه یافت. کول فوتبال را از دوران نوجوانی در شهر ناتینگهام دنبال کرد و در سال ۱۹۸۸ به مجموعه جوانان آرسنال پیوست. او در سال ۱۹۸۹ وارد جمع بازیکنان حرفه‌ای این باشگاه شد، اما با توجه به رقابت شدید برای حضور در ترکیب اصلی، فرصت چندانی برای بازی پیدا نکرد. کول در دوران حضورش در آرسنال تنها یک بار در مسابقات لیگ برای تیم بزرگسالان به میدان رفت و برای کسب تجربه در سال ۱۹۹۱ به‌صورت قرضی راهی فولام شد. این مهاجم جوان در فولام با تجربه فوتبال در دسته‌های پایین‌تر انگلیس، نخستین گام‌های جدی خود را در مسیر تبدیل‌شدن به بازیکنی ثابت برداشت. کول در سال ۱۹۹۲ به بریستول سیتی رفت و ابتدا به‌صورت قرضی و سپس با قراردادی دائمی در این باشگاه بازی کرد. سرعت در فرار به پشت مدافعان، توانایی جای‌گیری در محوطه جریمه و قدرت تمام‌کنندگی باعث شد خیلی زود به یکی از بازیکنان مؤثر خط حمله بریستول سیتی تبدیل شود. عملکرد او در این تیم توجه کوین کیگان، سرمربی نیوکاسل یونایتد، را جلب کرد و در مارس ۱۹۹۳ با انتقالی به ارزش حدود یک میلیون و ۷۵۰ هزار پوند به نیوکاسل پیوست؛ رقمی که در آن زمان رکورد خرید بازیکن برای این باشگاه محسوب می‌شد. نیوکاسل در فصل ۱۹۹۳-۱۹۹۲ برای صعود به سطح اول فوتبال انگلیس تلاش می‌کرد و کول خیلی زود به مهره‌ای تعیین‌کننده تبدیل شد. او در ۱۲ مسابقه پایانی فصل، ۱۲ گل به ثمر رساند و نقش مهمی در قهرمانی نیوکاسل در لیگ دسته اول و صعود این تیم به لیگ برتر ایفا کرد. بازگشت نیوکاسل به بالاترین سطح فوتبال انگلیس، آغاز دوره‌ای درخشان برای باشگاهی بود که تحت هدایت کیگان با سبک هجومی خود به یکی از تیم‌های محبوب لیگ برتر تبدیل شد. فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۳ مهم‌ترین دوره حضور کول در نیوکاسل بود. او در نخستین فصل حضورش در لیگ برتر، در ۴۰ مسابقه ۳۴ گل به ثمر رساند و با اختلاف قابل توجهی عنوان آقای گل رقابت‌ها را به دست آورد. کول در همان فصل ۱۳ پاس گل نیز طبق آمار رسمی لیگ برتر ثبت کرد و مجموع مشارکت مستقیمش در گل‌های نیوکاسل به ۴۷ رسید. این آمار یکی از برجسته‌ترین عملکردهای انفرادی تاریخ لیگ برتر محسوب می‌شود. نیوکاسل با تکیه بر قدرت گلزنی کول و همکاری مؤثر او با پیتر بیردزلی، فصل را در رتبه سوم به پایان رساند و سهمیه حضور در جام یوفا را کسب کرد. عملکرد کول در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۳ تنها به مسابقات لیگ محدود نبود. او در مجموع رقابت‌های رسمی آن فصل ۴۱ گل در ۴۶ مسابقه به ثمر رساند و رکورد گلزنی یک فصل باشگاه نیوکاسل را ثبت کرد. کول همچنین جایزه بهترین بازیکن جوان سال فوتبال انگلیس را از اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای دریافت کرد. این جوایز و رکوردها باعث شدند او در ۲۲ سالگی به یکی از پرطرفدارترین مهاجمان فوتبال انگلیس تبدیل شود. نکته قابل توجه آن بود که هیچ‌یک از ۳۴ گل لیگ برتری او در آن فصل از روی نقطه پنالتی به ثمر نرسید. کول در نیم‌فصل نخست فصل ۱۹۹۵-۱۹۹۴ نیز به گلزنی برای نیوکاسل ادامه داد، اما در ژانویه ۱۹۹۵ انتقالی غیرمنتظره مسیر حرفه‌ای او را تغییر داد. منچستریونایتد با پرداخت حدود شش میلیون پوند و واگذاری کیث گیلسپی به نیوکاسل، این مهاجم را جذب کرد. ارزش مجموع این معامله در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین ارقام نقل‌وانتقال بازیکن در فوتبال بریتانیا بود. جدایی کول از نیوکاسل واکنش گسترده هواداران را به دنبال داشت، زیرا او در مدتی کمتر از دو سال به یکی از محبوب‌ترین بازیکنان تاریخ معاصر باشگاه تبدیل شده بود. کول پس از پیوستن به منچستریونایتد زیر نظر الکس فرگوسن قرار گرفت و در کنار بازیکنانی مانند اریک کانتونا، رایان گیگز، پل اسکولز و دیوید بکام بازی کرد. او در نخستین نیم‌فصل حضورش در اولدترافورد، ۱۲ گل در ۱۸ مسابقه لیگ برتر به ثمر رساند. یکی از به‌یادماندنی‌ترین نمایش‌های او در ۴ مارس ۱۹۹۵، در دیدار خانگی مقابل ایپسویچ تاون رقم خورد. منچستریونایتد در آن مسابقه با نتیجه ۹ بر صفر پیروز شد و کول پنج گل به ثمر رساند. او نخستین بازیکنی بود که در یک مسابقه تاریخ لیگ برتر موفق به ثبت پنج گل شد و نام خود را در رکوردهای این رقابت‌ها ثبت کرد. کول در فصل ۱۹۹۶-۱۹۹۵ نخستین قهرمانی لیگ برتر خود را با منچستریونایتد به دست آورد. این تیم پس از رقابتی نزدیک با نیوکاسل، عنوان قهرمانی را کسب کرد و با شکست یک بر صفر لیورپول در فینال جام حذفی، دوگانه داخلی را تکمیل کرد. کول در مسابقه پایانی لیگ برابر میدلزبورو نیز گلزنی کرد و به پیروزی سه بر صفر تیمش کمک کرد. منچستریونایتد در فصل بعد، یعنی ۱۹۹۷-۱۹۹۶، بار دیگر قهرمان لیگ برتر شد و کول دومین عنوان متوالی خود را به دست آورد. دوران حضور کول در منچستریونایتد همیشه بدون مشکل نبود. او در مقاطعی با مصدومیت، رقابت برای حضور در ترکیب اصلی و افت گلزنی روبه‌رو شد. با این حال، از فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ بار دیگر به یکی از مهاجمان اصلی تیم تبدیل شد و با گل‌های خود نقش مهمی در برنامه‌های هجومی فرگوسن داشت. کول در نوامبر ۱۹۹۷ عنوان بهترین بازیکن ماه لیگ برتر انگلیس را نیز کسب کرد. قدرت بازی بدون توپ، سرعت در محوطه جریمه و توانایی تمام‌کنندگی با هر دو پا، از ویژگی‌هایی بودند که او را برای حضور در خط حمله منچستریونایتد مناسب می‌کردند. نقطه عطف مهم دیگر دوران بازی کول در تابستان ۱۹۹۸ و پس از پیوستن دوایت یورک به منچستریونایتد رقم خورد. این دو مهاجم به‌سرعت زوجی هماهنگ و تأثیرگذار تشکیل دادند و با جابه‌جایی‌های مداوم، پاس‌های ترکیبی و فرارهای متقابل، دفاع حریفان را تحت فشار قرار می‌دادند. همکاری کول و یورک به یکی از شناخته‌شده‌ترین زوج‌های هجومی تاریخ لیگ برتر تبدیل شد و در فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ نقش مهمی در موفقیت‌های داخلی و اروپایی منچستریونایتد داشت. در مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا در فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸، کول و یورک در دیدار مقابل بارسلونا در ورزشگاه نیوکمپ یکی از مشهورترین همکاری‌های خود را به نمایش گذاشتند. مسابقه با تساوی سه بر سه پایان یافت و کول پس از چند پاس ترکیبی سریع با یورک، یکی از گل‌های منچستریونایتد را به ثمر رساند. این گل به‌عنوان نمونه‌ای از هماهنگی کم‌نظیر دو مهاجم در فوتبال هجومی آن سال‌ها شناخته می‌شود. کول در ادامه رقابت‌ها نیز برابر حریفان مختلف اروپایی گلزنی کرد و در مسیر صعود منچستریونایتد به مراحل پایانی نقش مؤثری داشت. یکی از مهم‌ترین گل‌های دوران حرفه‌ای کول در ۲۱ آوریل ۱۹۹۹، در دیدار برگشت نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل یوونتوس در تورین به ثمر رسید. یوونتوس با دو گل ابتدایی فیلیپو اینزاگی پیش افتاد، اما منچستریونایتد با گل‌های روی کین و دوایت یورک به مسابقه برگشت. کول در دقیقه ۸۴ گل سوم تیمش را وارد دروازه یوونتوس کرد و پیروزی سه بر دو را رقم زد. منچستریونایتد با برتری مجموع چهار بر سه به فینال صعود کرد و گل کول یکی از لحظات تعیین‌کننده این مسیر تاریخی بود. منچستریونایتد در پایان فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ ابتدا با پیروزی دو بر یک مقابل تاتنهام قهرمان لیگ برتر شد و سپس با شکست دو بر صفر نیوکاسل در فینال جام حذفی، دومین جام فصل را به دست آورد. سومین و مهم‌ترین مسابقه روز ۲۶ مه ۱۹۹۹ در ورزشگاه نیوکمپ بارسلونا برگزار شد. منچستریونایتد در فینال لیگ قهرمانان اروپا برابر بایرن مونیخ قرار گرفت و کول از ابتدا در ترکیب اصلی تیم حضور داشت. او در دقیقه ۸۱ جای خود را به اوله گونار سولسشر داد. منچستریونایتد در وقت‌های تلف‌شده با گل‌های تدی شرینگهام و سولسشر شکست یک بر صفر را به پیروزی دو بر یک تبدیل کرد و سه‌گانه تاریخی لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد. قهرمانی سال ۱۹۹۹ مهم‌ترین دستاورد دوران حرفه‌ای کول بود. او در آن فصل در ۵۰ مسابقه رسمی منچستریونایتد حضور داشت و ۲۴ گل به ثمر رساند. این مهاجم در کنار دوایت یورک، از عناصر اصلی موفقیت تیمی بود که یکی از مشهورترین فصل‌های تاریخ فوتبال اروپا را رقم زد. منچستریونایتد در نوامبر همان سال با شکست یک بر صفر پالمیراس برزیل، جام بین‌قاره‌ای را نیز فتح کرد و افتخارات بین‌المللی خود را افزایش داد. کول در دو فصل بعد نیز از مهاجمان مهم منچستریونایتد باقی ماند و همراه این تیم قهرمانی‌های لیگ برتر در فصل‌های ۲۰۰۰-۱۹۹۹ و ۲۰۰۱-۲۰۰۰ را تجربه کرد. او در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ با ثبت ۱۹ گل در لیگ برتر، یکی از بهترین فصل‌های باشگاهی خود را پشت سر گذاشت و در تیم منتخب فصل اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای انگلیس قرار گرفت. کول در دوران حضورش در منچستریونایتد در مجموع پنج عنوان قهرمانی لیگ برتر، دو جام حذفی و یک قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا کسب کرد و با آمار ۹۳ گل در ۱۹۵ مسابقه لیگ برتر برای این باشگاه، به یکی از گلزنان مهم تاریخ آن تبدیل شد. در دسامبر ۲۰۰۱، کول پس از کاهش فرصت بازی به دنبال حضور رود فن‌نیستلروی در خط حمله منچستریونایتد، با انتقالی به ارزش حدود هشت میلیون پوند به بلکبرن روورز پیوست. او در این باشگاه دوباره به مهره‌ای مهم در خط حمله تبدیل شد و در نخستین فصل حضورش به یک قهرمانی دیگر رسید. بلکبرن در ۲۴ فوریه ۲۰۰۲ در فینال جام اتحادیه انگلیس مقابل تاتنهام قرار گرفت و با نتیجه دو بر یک پیروز شد. کول در دقیقه ۶۸ گل دوم و پیروزی‌بخش بلکبرن را به ثمر رساند و نقش مستقیمی در فتح جام داشت. او در دوران حضورش در بلکبرن برای مدتی بار دیگر با دوایت یورک هم‌تیمی شد. کول پس از جدایی از بلکبرن در سال ۲۰۰۴، فوتبال خود را در باشگاه‌های مختلف انگلیسی ادامه داد. او ابتدا به فولام بازگشت و سپس در منچسترسیتی، پورتسموث و ساندرلند بازی کرد. این مهاجم همچنین دوره‌های قرضی کوتاهی را در بیرمنگام سیتی و برنلی گذراند. کول با وجود افزایش سن و کاهش سرعت نسبت به دوران اوج، همچنان از تجربه و قدرت جای‌گیری خود برای گلزنی استفاده می‌کرد. آخرین باشگاه دوران حرفه‌ای او ناتینگهام فارست، تیم شهر زادگاهش، بود. او پس از انجام ۱۰ مسابقه لیگ برای این تیم، در ۱۱ نوامبر ۲۰۰۸ و در ۳۷ سالگی بازنشستگی خود از فوتبال حرفه‌ای را اعلام کرد. کول در مجموع تاریخ لیگ برتر انگلیس، ۴۱۴ مسابقه انجام داد و ۱۸۷ گل و ۷۳ پاس گل ثبت کرد. از این تعداد، ۴۳ گل با نیوکاسل، ۹۳ گل با منچستریونایتد، ۲۷ گل با بلکبرن، ۱۲ گل با فولام، ۹ گل با منچسترسیتی و سه گل با پورتسموث به ثمر رسیدند. تنها یکی از ۱۸۷ گل او در لیگ برتر از روی نقطه پنالتی بود؛ آماری که نشان می‌دهد بخش عمده موفقیتش از طریق موقعیت‌سازی در جریان بازی، ضربات نهایی در محوطه جریمه و استفاده از فرصت‌های گلزنی به دست آمده است. در سطح ملی، کول از سال ۱۹۹۵ به تیم ملی بزرگسالان انگلیس راه یافت. نخستین بازی او در ۲۹ مارس ۱۹۹۵، در مسابقه دوستانه برابر اروگوئه برگزار شد. با وجود موفقیت‌های فراوان در فوتبال باشگاهی، کول فرصت محدودی برای حضور در تیم ملی به دست آورد و رقابت با مهاجمانی مانند آلن شیرر، تدی شرینگهام و مایکل اوون، شرایط حضور مداومش در ترکیب انگلیس را دشوار می‌کرد. او تنها گل ملی خود را در ۲۸ مارس ۲۰۰۱، در پیروزی سه بر یک انگلیس مقابل آلبانی در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ به ثمر رساند. آخرین بازی کول برای تیم ملی انگلیس در ۶ اکتبر ۲۰۰۱، در مسابقه مقدماتی جام جهانی مقابل یونان برگزار شد؛ دیداری که با تساوی دو بر دو پایان یافت و گل دیرهنگام دیوید بکام، صعود مستقیم انگلیس به جام جهانی ۲۰۰۲ را قطعی کرد. کارنامه ملی کول با ۱۵ بازی و یک گل به پایان رسید. او با وجود افتخارات بزرگ باشگاهی، در مرحله نهایی جام جهانی یا جام ملت‌های اروپا برای تیم ملی بزرگسالان انگلیس به میدان نرفت. پس از پایان دوران بازی، کول به فعالیت‌های فوتبالی، حضور در برنامه‌های رسانه‌ای و رویدادهای پیشکسوتان ادامه داد. او همچنین در زمینه آگاهی‌رسانی درباره بیماری‌های کلیوی و حمایت از بیماران فعالیت‌های گسترده‌ای انجام داد. کول پس از ابتلا به نارسایی کلیه در سال ۲۰۱۵، در آوریل ۲۰۱۷ تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت. او با استفاده از تجربه شخصی خود، در سال ۲۰۱۸ به‌عنوان سفیر مؤسسه پژوهشی کلیه بریتانیا فعالیتش را آغاز کرد و در سال ۲۰۲۰ صندوق خیریه اندی کول را با هدف حمایت از پژوهش درباره پیوند کلیه و بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران تأسیس کرد. فعالیت‌های خیریه کول در سال‌های بعد نیز ادامه یافت و او در سال ۲۰۲۶ همچنان از چهره‌های اصلی برنامه‌های جمع‌آوری کمک مالی برای پژوهش‌های کلیوی بود. مؤسسه پژوهشی کلیه بریتانیا برگزاری مراسم خیریه صندوق اندی کول در نوامبر ۲۰۲۶ را نیز برنامه‌ریزی کرده است. او علاوه بر این فعالیت‌ها، در گفت‌وگوها و برنامه‌های مرتبط با تاریخ منچستریونایتد حضور دارد و درباره دوران بازی، مسابقات تاریخی و تحولات فوتبال انگلیس صحبت می‌کند. در ۲۲ آوریل ۲۰۲۴، اندی کول به‌صورت رسمی به تالار مشاهیر لیگ برتر انگلیس راه یافت. این انتخاب با رأی هواداران و هیئت تخصصی جوایز لیگ برتر انجام شد و جایگاه او را در میان مهاجمان برجسته تاریخ مسابقات تثبیت کرد. کول تا اکتبر ۲۰۲۶ با ۱۸۷ گل، پنجمین گلزن برتر تاریخ لیگ برتر محسوب می‌شود. رکورد ۳۴ گل بدون پنالتی در یک فصل و ثبت پنج گل در یک مسابقه نیز از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخی او هستند. اندی کول در فوتبال انگلیس به‌عنوان مهاجمی فرصت‌شناس، سریع و تأثیرگذار شناخته می‌شود که در موفقیت‌های نیوکاسل و منچستریونایتد نقش مهمی داشت. زوج هجومی او با دوایت یورک، حضور در تیم سه‌گانه سال ۱۹۹۹، رکوردهای گلزنی در لیگ برتر و قهرمانی جام اتحادیه با بلکبرن، مهم‌ترین بخش‌های کارنامه حرفه‌ای‌اش را تشکیل می‌دهند. کول با وجود آنکه در تیم ملی انگلیس به اندازه فوتبال باشگاهی فرصت درخشش پیدا نکرد، نام خود را در تاریخ لیگ برتر و منچستریونایتد ثبت کرد و پس از بازنشستگی نیز فعالیت اجتماعی و خیریه را به بخش مهمی از زندگی خود تبدیل کرد.

مطالعه بیشتر
تولد خورخه کامپوس
تولد

تولد خورخه کامپوس

خورخه کامپوس (Jorge Campos) با نام کامل خورخه فرانسیسکو کامپوس ناوارته، ۱۵ اکتبر ۱۹۶۶ در شهر آکاپولکو، واقع در ایالت گوئررو مکزیک، متولد شد. او دروازه‌بان سابق تیم ملی مکزیک و یکی از متفاوت‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال جهان است که علاوه بر دروازه‌بانی، توانایی بازی در پست مهاجم را نیز داشت. کامپوس در دوران حرفه‌ای خود برای باشگاه‌هایی مانند پوماس اونام، آتلانته، کروز آزول، لس‌آنجلس گلکسی، شیکاگو فایر، تیگرس اونال و پوئبلا بازی کرد. قهرمانی جام کنفدراسیون‌ها در سال ۱۹۹۹، دو قهرمانی جام طلایی کونکاکاف در سال‌های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶، دو قهرمانی لیگ مکزیک و حضور در سه دوره جام جهانی از مهم‌ترین افتخارات او به شمار می‌روند. کامپوس با واکنش‌های آکروباتیک، بازی جسورانه بیرون از محوطه جریمه، توانایی گلزنی و لباس‌های دروازه‌بانی رنگارنگی که بسیاری از آنها را خودش طراحی می‌کرد، به یکی از نمادهای فوتبال دهه ۱۹۹۰ تبدیل شد. کامپوس دوران کودکی خود را در آکاپولکو، یکی از شهرهای ساحلی اقیانوس آرام، سپری کرد. او از سنین پایین به فوتبال علاقه داشت و بخش مهمی از دوران رشد خود را در زمین‌های خاکی و سواحل این شهر گذراند. کامپوس بعدها در گفت‌وگو با بنیاد فیفا توضیح داد که در کودکی گاهی بدون کفش روی زمین‌های خاکی و شنی فوتبال بازی می‌کرد و علاقه به توپ و بازی فوتبال، مهم‌ترین انگیزه او برای ادامه این مسیر بود. زندگی در شهر ساحلی آکاپولکو و علاقه به موج‌سواری بعدها بر شخصیت ورزشی و حتی طراحی لباس‌های مخصوص او نیز تأثیر گذاشت. کامپوس برخلاف بسیاری از دروازه‌بانان حرفه‌ای، قدی در حدود ۱۷۰ سانتی‌متر داشت. این ویژگی می‌توانست برای حضور در بالاترین سطح دروازه‌بانی محدودیتی جدی محسوب شود، اما او با سرعت واکنش بالا، قدرت پرش، انعطاف بدنی، جای‌گیری مناسب و توانایی پیش‌بینی حرکات مهاجمان، این کمبود را جبران می‌کرد. کامپوس همچنین در بازی با پا مهارت زیادی داشت و برخلاف شیوه سنتی بسیاری از دروازه‌بانان آن دوره، از خروج از محوطه جریمه و مشارکت در گردش توپ تیم خود هراسی نداشت. همین خصوصیات باعث شد سبک بازی او از همان سال‌های نخست توجه مربیان و تماشاگران را جلب کند. کامپوس در سال ۱۹۸۸ دوران حرفه‌ای خود را با تیم بزرگسالان پوماس اونام آغاز کرد؛ باشگاهی وابسته به دانشگاه ملی خودمختار مکزیک که یکی از مراکز مهم پرورش استعدادهای فوتبال این کشور به شمار می‌رود. در آن زمان آدولفو ریوس دروازه‌بان اصلی پوماس بود و کامپوس برای حضور بیشتر در مسابقات با رقابت دشواری روبه‌رو می‌شد. او به‌جای منتظرماندن برای خالی‌شدن جایگاه دروازه‌بانی، توانایی خود را در خط حمله نشان داد و برای مدتی در پست مهاجم به میدان رفت. این تغییر پست غیرمعمول به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه حرفه‌ای او تبدیل شد. کامپوس در مسابقات لیگ مکزیک نشان داد که حضورش در خط حمله تنها اقدامی نمایشی نیست. او با استفاده از سرعت، قدرت جای‌گیری و مهارت ضربه‌زدن به توپ، گل‌های متعددی برای پوماس به ثمر رساند و در یکی از فصل‌های لیگ به رکورد ۱۴ گل رسید. چنین آماری برای بازیکنی که پست تخصصی او دروازه‌بانی بود، بسیار غیرعادی محسوب می‌شد. کامپوس پس از تثبیت جایگاه خود در تیم، بار دیگر به درون دروازه بازگشت، اما توانایی بازی در خط حمله را در ادامه دوران حرفه‌ای حفظ کرد. یکی از نخستین افتخارات مهم باشگاهی کامپوس در رقابت‌های جام قهرمانان باشگاه‌های کونکاکاف سال ۱۹۸۹ به دست آمد. پوماس با عبور از حریفان منطقه‌ای به فینال رسید و با شکست پینار دل ریو کوبا در مجموع دو مسابقه، برای سومین بار قهرمان این رقابت‌ها شد. کامپوس در سال‌های ابتدایی حضور خود در پوماس، عضو تیمی بود که توانست جایگاه باشگاه را در سطح فوتبال مکزیک و منطقه آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب تقویت کند. در فصل ۱۹۹۱-۱۹۹۰، پوماس به یکی از مهم‌ترین قهرمانی‌های تاریخ خود در لیگ مکزیک دست یافت. این تیم با هدایت میگل مخیا بارون به فینال رسید و مقابل کلوب آمریکا، یکی از رقیبان سنتی خود، قرار گرفت. پوماس در مسابقه رفت با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خورد، اما در دیدار برگشت با گل ریکاردو فرتی به پیروزی یک بر صفر رسید و به دلیل قانون گل زده در خانه حریف قهرمان شد. این عنوان نخستین قهرمانی کامپوس در لیگ برتر مکزیک بود و نقش مهمی در تثبیت موقعیت او به‌عنوان یکی از بازیکنان شناخته‌شده باشگاه داشت. کامپوس در سال‌های بعد به یکی از چهره‌های اصلی پوماس تبدیل شد و عملکردش در مسابقات داخلی و ملی مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت. او در سال ۱۹۹۳ از سوی فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال در رتبه سوم بهترین دروازه‌بانان جهان قرار گرفت. در این رتبه‌بندی پیتر اشمایکل، دروازه‌بان دانمارکی منچستریونایتد، با ۸۴ امتیاز اول شد و سرخیو گویکوچه‌آ، دروازه‌بان آرژانتینی، با ۷۰ امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفت. کامپوس با ۲۳ امتیاز رتبه سوم را کسب کرد؛ افتخاری که جایگاه او را در میان دروازه‌بانان مطرح فوتبال جهان تثبیت کرد. در نیمه دهه ۱۹۹۰، کامپوس فوتبال باشگاهی خود را در تیم‌های مختلف مکزیکی ادامه داد. او در سال ۱۹۹۵ به آتلانته پیوست و در این باشگاه نیز علاوه بر دروازه‌بانی، گاهی در خط حمله به میدان می‌رفت. یکی از ویژگی‌های کم‌سابقه بازی او این بود که ممکن بود یک مسابقه را درون دروازه آغاز کند و در ادامه با ورود دروازه‌بانی دیگر، به پست مهاجم منتقل شود. این شیوه در فوتبال حرفه‌ای به‌ندرت دیده می‌شد و باعث شد نام کامپوس با مفهوم دروازه‌بانی که هم‌زمان مهاجم نیز هست، پیوند بخورد. با آغاز لیگ حرفه‌ای فوتبال آمریکا در سال ۱۹۹۶، کامپوس به لس‌آنجلس گلکسی پیوست و به یکی از نخستین ستاره‌های بین‌المللی لیگ ام‌ال‌اس تبدیل شد. حضور یک دروازه‌بان مشهور مکزیکی برای لیگ تازه‌تأسیس آمریکا اهمیت تبلیغاتی و ورزشی زیادی داشت و به‌ویژه توجه هواداران مکزیکی و لاتین‌تبار ساکن جنوب کالیفرنیا را جلب کرد. او در ۱۳ آوریل ۱۹۹۶ در نخستین مسابقه تاریخ لس‌آنجلس گلکسی مقابل نیویورک/نیوجرسی مترواستارز در ورزشگاه رز بول از ابتدا بازی کرد و در پیروزی دو بر یک تیمش حضور داشت. لس‌آنجلس گلکسی در نخستین فصل ام‌ال‌اس با حضور کامپوس، مائوریسیو سینفوئگوس، کوبی جونز و دیگر بازیکنان مطرح خود به فینال رسید. مسابقه نهایی روز ۲۰ اکتبر ۱۹۹۶ مقابل دی‌سی یونایتد برگزار شد. گلکسی با دو گل پیش افتاد، اما حریف بازی را به تساوی کشاند و در وقت اضافه با گل ادی پوپ به پیروزی ۳ بر ۲ رسید. کامپوس در فینال درون دروازه لس‌آنجلس قرار داشت و با وجود نایب‌قهرمانی، حضورش در فصل نخست ام‌ال‌اس به یکی از بخش‌های مهم تاریخ اولیه این لیگ تبدیل شد. او در سال‌های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ در مسابقات ستارگان ام‌ال‌اس نیز حضور یافت. یکی از عجیب‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین مسابقات دوران حرفه‌ای کامپوس در ۲۴ اوت ۱۹۹۷ رقم خورد. لس‌آنجلس گلکسی در فینال جام قهرمانان باشگاه‌های کونکاکاف مقابل کروز آزول مکزیک قرار گرفت. گلکسی ابتدا با دو گل پیش افتاد، اما کروز آزول توانست نتیجه را تغییر دهد. کامپوس که مسابقه را درون دروازه آغاز کرده بود، در ادامه به خط حمله منتقل شد و یکی از سه گل لس‌آنجلس را به ثمر رساند. با این حال، کروز آزول با نتیجه ۵ بر ۳ پیروز شد و عنوان قهرمانی را به دست آورد. گلزنی بازیکنی که مسابقه را دروازه‌بان آغاز کرده بود، یکی از رویدادهای کم‌نظیر تاریخ فینال‌های این رقابت‌ها محسوب می‌شود. کامپوس در سال ۱۹۹۷ به کروز آزول پیوست و همراه این باشگاه قهرمانی تورنمنت زمستانی لیگ مکزیک را تجربه کرد. البته در آن دوره اسکار پرس دروازه‌بان اصلی کروز آزول بود و کامپوس بیشتر در جایگاه بازیکن ذخیره قرار داشت. بنابراین نقش او در این قهرمانی با نقش ثابتش در قهرمانی سال ۱۹۹۱ پوماس یکسان نبود. او در ادامه دوباره به پوماس بازگشت و پیوند حرفه‌ای خود را با باشگاهی که فوتبالش را در آن آغاز کرده بود، حفظ کرد. در سال ۱۹۹۸، کامپوس برای تجربه دوم حضور در لیگ آمریکا به شیکاگو فایر پیوست. این باشگاه در نخستین فصل فعالیت خود در ام‌ال‌اس، عملکردی فراتر از انتظار داشت و در نهایت به قهرمانی لیگ و جام حذفی آمریکا رسید. کامپوس در بخشی از فصل برای شیکاگو بازی کرد، اما در مسابقات نهایی، زک تورنتون به دروازه‌بان اصلی تیم تبدیل شده بود. شیکاگو در فینال ام‌ال‌اس با نتیجه دو بر صفر دی‌سی یونایتد را شکست داد و نخستین تیم تازه‌وارد تاریخ این لیگ شد که در همان فصل آغاز فعالیت، عنوان قهرمانی را به دست آورد. کامپوس به‌عنوان یکی از بازیکنان حاضر در طول فصل، عضوی از مجموعه قهرمان شیکاگو فایر بود. او پس از این دوره بار دیگر به فوتبال مکزیک بازگشت و در مقاطع مختلف برای پوماس، تیگرس اونال، آتلانته و پوئبلا به میدان رفت. کامپوس با وجود افزایش سن همچنان از تجربه بالا، واکنش‌های سریع و مهارت بازی با پا برخوردار بود. او در بعضی مسابقات نیز به خط حمله منتقل می‌شد و توانایی خود را در پست دوم نشان می‌داد. آمار دقیق گل‌های باشگاهی او در منابع مختلف یکسان نیست، اما تردیدی وجود ندارد که کامپوس برخلاف بیشتر دروازه‌بانان، ده‌ها گل در دوران حرفه‌ای خود به ثمر رساند؛ بخش مهمی از این گل‌ها حاصل حضور واقعی او در پست مهاجم بود. در سطح ملی، کامپوس نخستین مسابقه خود را در ۲۰ نوامبر ۱۹۹۱ مقابل اروگوئه انجام داد. این دیدار در شهر وراکروس برگزار شد و با تساوی یک بر یک پایان یافت. کامپوس به‌تدریج به دروازه‌بان اصلی تیم ملی مکزیک تبدیل شد و در کنار بازیکنانی مانند کلودیو سوارس، آلبرتو گارسیا آسپه، لوئیس گارسیا، رامون رامیرس، کوآوتموک بلانکو و لوئیس هرناندس، یکی از اعضای نسل موفق این تیم در دهه ۱۹۹۰ بود. نخستین موفقیت مهم کامپوس در مسابقات ملی قاره‌ای، نایب‌قهرمانی کوپا آمریکای ۱۹۹۳ بود. مکزیک برای نخستین بار به‌عنوان تیم دعوت‌شده در این رقابت‌ها شرکت می‌کرد و با نتایجی غیرمنتظره به فینال رسید. تیم ملی مکزیک در مسیر صعود خود از مرحله گروهی عبور کرد و در مراحل حذفی نیز به موفقیت رسید. این تیم در فینال برابر آرژانتین قرار گرفت، اما با دو گل گابریل باتیستوتا و نتیجه ۲ بر یک شکست خورد. کامپوس دروازه‌بان مکزیک در آن مسابقه بود و نایب‌قهرمانی کوپا آمریکا یکی از نخستین افتخارات مهم دوران ملی او به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، مکزیک در جام طلایی کونکاکاف ۱۹۹۳ به قهرمانی رسید. این تیم در مسابقه نهایی روز ۲۵ ژوئیه در ورزشگاه آزتکا شهر مکزیکوسیتی مقابل آمریکا قرار گرفت و با نتیجه ۴ بر صفر پیروز شد. ایگناسیو آمبریس، لوئیس روبرتو آلوس و گی‌یرمو کانتو برای مکزیک گلزنی کردند و یکی از گل‌های تیم نیز با اشتباه مدافع آمریکا وارد دروازه شد. کامپوس با بسته نگه‌داشتن دروازه مکزیک در فینال، به نخستین قهرمانی خود در جام طلایی کونکاکاف رسید. کامپوس در جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا برای نخستین بار حضور در مرحله نهایی جام جهانی را تجربه کرد. او دروازه‌بان اصلی تیم ملی مکزیک بود و در هر چهار مسابقه این تیم به میدان رفت. مکزیک در نخستین مسابقه مقابل نروژ با نتیجه یک بر صفر شکست خورد، اما در دومین بازی با نتیجه ۲ بر یک جمهوری ایرلند را شکست داد. کامپوس در این دیدار، به‌ویژه با یک واکنش سریع در نیمه نخست، نقش مهمی در حفظ دروازه تیم داشت. مکزیک در سومین مسابقه برابر ایتالیا به تساوی یک بر یک رسید و با قرارگرفتن در صدر گروه به مرحله یک‌هشتم نهایی صعود کرد. در مرحله یک‌هشتم نهایی جام جهانی ۱۹۹۴، مکزیک مقابل بلغارستان قرار گرفت. مسابقه پس از ۱۲۰ دقیقه با تساوی یک بر یک پایان یافت و در ضربات پنالتی، بلغارستان با نتیجه ۳ بر یک پیروز شد. حذف مکزیک در این مرحله پایان نخستین تجربه جام جهانی کامپوس بود. با این حال، عملکرد او درون دروازه و لباس‌های رنگارنگ و غیرمعمولش باعث شدند به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تورنمنت تبدیل شود. تصویر کامپوس با پیراهن‌های پررنگ، شورت ورزشی و دستکش‌های دروازه‌بانی، از تصاویر ماندگار جام جهانی ۱۹۹۴ به شمار می‌رود. کامپوس در جام طلایی کونکاکاف ۱۹۹۶ نیز یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی مکزیک بود. این مسابقات در آمریکا برگزار شد و مکزیک در فینال مقابل تیم ملی برزیل قرار گرفت که به‌عنوان مهمان در رقابت‌ها حضور داشت. فینال روز ۲۱ ژانویه ۱۹۹۶ در لس‌آنجلس برگزار شد و مکزیک با گل‌های لوئیس گارسیا و کوآوتموک بلانکو، با نتیجه ۲ بر صفر پیروز شد. کامپوس دروازه‌بان اصلی مکزیک در این مسابقه بود و دومین قهرمانی خود در جام طلایی کونکاکاف را به دست آورد. در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، کامپوس بار دیگر به‌عنوان دروازه‌بان اصلی تیم ملی مکزیک به میدان رفت. مکزیک در مرحله گروهی با نتیجه ۳ بر یک کره جنوبی را شکست داد و سپس برابر بلژیک و هلند، در هر دو مسابقه به تساوی ۲ بر ۲ رسید. این نتایج باعث شد تیم ملی مکزیک بدون شکست در مرحله گروهی به یک‌هشتم نهایی راه یابد. در این مرحله، مکزیک مقابل آلمان قرار گرفت و با گل لوئیس هرناندس پیش افتاد، اما در ادامه یورگن کلینزمن و الیور بیرهوف برای آلمان گلزنی کردند و مکزیک با نتیجه ۲ بر یک شکست خورد. کامپوس در این دوره نیز در هر چهار مسابقه تیم ملی حضور داشت و برای دومین جام جهانی متوالی در مرحله یک‌هشتم نهایی از رقابت‌ها کنار رفت. اوج افتخارات ملی کامپوس در جام کنفدراسیون‌های ۱۹۹۹ رقم خورد. این رقابت‌ها به میزبانی مکزیک برگزار شد و تیم ملی این کشور با هدایت مانوئل لاپوئنته برای کسب نخستین قهرمانی خود در یک تورنمنت رسمی فیفا تلاش می‌کرد. مکزیک در مرحله گروهی عربستان سعودی را شکست داد، برابر مصر به تساوی رسید و بولیوی را نیز مغلوب کرد. این تیم در نیمه‌نهایی مقابل آمریکا قرار گرفت و پس از تساوی بدون گل در وقت قانونی، با گل طلایی کوآوتموک بلانکو در وقت اضافه به پیروزی یک بر صفر رسید. کامپوس در آن دیدار با عملکرد خود دروازه مکزیک را بسته نگه داشت و در صعود تیم به فینال نقش مهمی ایفا کرد. فینال جام کنفدراسیون‌های ۱۹۹۹ روز ۴ اوت در ورزشگاه آزتکا برگزار شد و مکزیک مقابل برزیل قرار گرفت. این مسابقه یکی از پرگل‌ترین و تماشایی‌ترین فینال‌های تاریخ رقابت‌ها بود. میگل سپدا دو بار و خوسه مانوئل آبوندیس و کوآوتموک بلانکو هرکدام یک بار برای مکزیک گلزنی کردند. برزیل نیز سه گل به ثمر رساند، اما در نهایت مکزیک با نتیجه ۴ بر ۳ پیروز شد و نخستین جام قهرمانی خود در یک رقابت رسمی جهانی زیر نظر فیفا را به دست آورد. کامپوس دروازه‌بان اصلی مکزیک در فینال بود و این قهرمانی مهم‌ترین افتخار ملی دوران حرفه‌ای او محسوب می‌شود. کامپوس در همان سال ۱۹۹۹ همراه تیم ملی مکزیک در کوپا آمریکا نیز شرکت کرد. مکزیک به مرحله نیمه‌نهایی رسید، اما برابر برزیل شکست خورد و از حضور در فینال بازماند. این تیم در مسابقه رده‌بندی با پیروزی ۲ بر یک مقابل شیلی، عنوان سوم رقابت‌ها را کسب کرد. به این ترتیب، سال ۱۹۹۹ برای فوتبال ملی مکزیک یکی از دوره‌های موفق محسوب می‌شد؛ دوره‌ای که با قهرمانی جام کنفدراسیون‌ها و مقام سوم کوپا آمریکا همراه بود. کامپوس در جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن نیز در فهرست تیم ملی مکزیک قرار گرفت، اما این بار دروازه‌بان اصلی نبود. اسکار پرس در هر چهار مسابقه مکزیک به میدان رفت و کامپوس فرصت حضور در زمین را پیدا نکرد. مکزیک پس از صعود از مرحله گروهی، در یک‌هشتم نهایی با نتیجه ۲ بر صفر مقابل آمریکا شکست خورد و حذف شد. بنابراین کامپوس اگرچه در سه دوره جام جهانی ۱۹۹۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ حضور داشت، تنها در دو دوره نخست به‌عنوان بازیکن اصلی در میدان ظاهر شد. یکی دیگر از ویژگی‌های خاص دوران ملی کامپوس، استفاده از او در پست مهاجم بود. فدراسیون فوتبال مکزیک ثبت کرده است که او در چند مسابقه ملی نقش بازیکن میدان را بر عهده داشته و در هفت مسابقه نیز ابتدا دروازه‌بان بوده و سپس به خط حمله منتقل شده است. چنین انعطاف‌پذیری تاکتیکی برای یک دروازه‌بان ملی‌پوش بسیار غیرمعمول بود و بخشی از شهرت جهانی او را شکل داد. با وجود گلزنی‌های متعدد در فوتبال باشگاهی، کامپوس در مسابقات ملی بزرگسالان موفق به ثبت گل نشد. آخرین حضور کامپوس در تیم ملی مکزیک روز ۱۹ نوامبر ۲۰۰۳ مقابل ایسلند انجام شد؛ مسابقه‌ای که او در آن به‌عنوان مهاجم به میدان رفت. موزه رسمی فیفا مجموع کارنامه ملی او را ۱۳۰ بازی ثبت کرده است. فدراسیون فوتبال مکزیک در گزارش‌های تاریخی خود دامنه گسترده‌تری از مسابقات، از جمله دیدارهای برگزارشده مقابل باشگاه‌ها، را نیز بررسی کرده است. کامپوس در طول بیش از یک دهه حضور در تیم ملی، به یکی از چهره‌های اصلی فوتبال مکزیک تبدیل شد و نقشی مهم در موفقیت‌های بین‌المللی این کشور در دهه ۱۹۹۰ داشت. کامپوس پس از آخرین دوره حضورش در پوئبلا، در سال ۲۰۰۴ از فوتبال حرفه‌ای کناره‌گیری کرد. او در سال‌های بعد تجربه حضور در کادر فنی تیم ملی مکزیک را نیز به دست آورد و در دوره سرمربیگری ریکاردو لاوولپه، به‌عنوان دستیار او فعالیت کرد. کامپوس همراه تیم ملی مکزیک در مرحله نهایی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان حضور داشت؛ تورنمنتی که مکزیک در آن از مرحله گروهی صعود کرد، اما در یک‌هشتم نهایی پس از وقت اضافه با نتیجه ۲ بر یک مغلوب آرژانتین شد. این حضور، چهارمین تجربه ارتباط مستقیم کامپوس با جام جهانی بود؛ سه دوره به‌عنوان بازیکن و یک دوره در کادر فنی. پس از پایان فعالیت حرفه‌ای در زمین، کامپوس به حضور در رسانه‌های ورزشی روی آورد و به‌عنوان کارشناس و مفسر فوتبال با شبکه تلویزیونی آزتکا دپورتس همکاری کرد. او به دلیل شخصیت پرانرژی، تجربه بین‌المللی و شیوه متفاوت بیان دیدگاه‌های خود، به یکی از چهره‌های شناخته‌شده برنامه‌های فوتبالی مکزیک تبدیل شد. کامپوس در سال‌های بعد در پوشش مسابقات تیم ملی مکزیک و جام‌های جهانی حضور داشت و در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز به‌عنوان یکی از کارشناسان این شبکه فعالیت کرد. تأثیر کامپوس تنها به عملکرد ورزشی محدود نبود. طراحی‌های رنگارنگ لباس‌های دروازه‌بانی او به بخشی از فرهنگ تصویری فوتبال دهه ۱۹۹۰ تبدیل شدند. کامپوس با الهام از طبیعت، سواحل و فرهنگ موج‌سواری آکاپولکو، پیراهن‌هایی با ترکیب رنگ‌های زرد، سبز، صورتی، بنفش و نارنجی طراحی می‌کرد. این لباس‌ها با طرح‌های هندسی غیرمعمول، در زمانی که بسیاری از دروازه‌بانان لباس‌های ساده‌تری می‌پوشیدند، توجه جهانیان را به خود جلب کردند. او بعدها توضیح داد که می‌خواست لباسش بازتابی از شخصیت و علاقه‌اش به فضای ساحلی زادگاهش باشد. در سال ۲۰۲۵، موزه رسمی فیفا در زوریخ یکی از پیراهن‌های تاریخی کامپوس از جام جهانی ۱۹۹۴ را در نمایشگاهی درباره ارتباط فوتبال با فرهنگ عمومی و مد به نمایش گذاشت. این موزه با معرفی سبک بازی، لباس‌های اختصاصی و توانایی حضور در دو پست، از او به‌عنوان یکی از متفاوت‌ترین شخصیت‌های تاریخ فوتبال یاد کرد. در آوریل ۲۰۲۶ نیز کامپوس در همکاری با برند پوشاک امریکن ایگل، مجموعه‌ای از لباس‌ها با الهام از رنگ‌ها و طراحی‌های معروف دوران بازی خود معرفی کرد؛ فعالیتی که نشان‌دهنده ماندگاری تأثیر او در حوزه فرهنگ و پوشاک ورزشی بود. خورخه کامپوس با وجود آنکه از نظر قد و فیزیک بدنی با الگوی رایج دروازه‌بانان بزرگ فوتبال تفاوت داشت، توانست با سرعت، انعطاف، جسارت و مهارت فردی در بالاترین سطح بین‌المللی بدرخشد. قهرمانی جام کنفدراسیون‌های ۱۹۹۹، دو قهرمانی جام طلایی کونکاکاف، حضور در سه جام جهانی، موفقیت‌های باشگاهی در مکزیک و آمریکا و رتبه سوم بهترین دروازه‌بانان جهان در سال ۱۹۹۳، جایگاه او را در تاریخ فوتبال تثبیت کرده‌اند. در کنار این افتخارات، توانایی کم‌نظیر بازی در پست مهاجم و طراحی لباس‌های رنگارنگ باعث شدند کامپوس نه‌تنها دروازه‌بانی موفق، بلکه یکی از نمادهای خلاقیت و تفاوت در تاریخ فوتبال جهان باشد.

مطالعه بیشتر
تولد ویتور بایا
تولد

تولد ویتور بایا

ویتور بایا (Vitor Baia) با نام کامل ویتور مانوئل مارتینس بایا، ۱۵ اکتبر ۱۹۶۹ در سائو پدرو دا آفورادا، از محله‌های ویلا نوا د گایا در نزدیکی شهر پورتو پرتغال، متولد شد. او دروازه‌بان سابق تیم ملی پرتغال و از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ باشگاه پورتو است که در دوران حرفه‌ای خود برای پورتو و بارسلونا بازی کرد. بایا با پورتو قهرمان لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۴ و جام یوفا در سال ۲۰۰۳ شد و پیش از آن نیز با بارسلونا جام برندگان جام اروپا در سال ۱۹۹۷ را به دست آورد. ده قهرمانی لیگ پرتغال، قهرمانی لالیگا با بارسلونا، حضور در جام جهانی ۲۰۰۲ و دو دوره جام ملت‌های اروپا از دیگر بخش‌های مهم کارنامه او هستند. بایا در سال ۲۰۰۴ نیز جایزه بهترین دروازه‌بان باشگاهی سال اروپا را از اتحادیه فوتبال اروپا دریافت کرد. بایا دوران کودکی خود را در منطقه ساحلی ویلا نوا د گایا گذراند و از سنین پایین به فوتبال علاقه‌مند شد. او نخستین مراحل آموزش فوتبال را در باشگاه محلی آکادمیکو د لسا پشت سر گذاشت و در سال ۱۹۸۳، در حدود سیزده‌سالگی، به آکادمی باشگاه پورتو پیوست. این باشگاه در دهه ۱۹۸۰ یکی از قدرت‌های فوتبال پرتغال بود و در سال ۱۹۸۷ توانست برای نخستین بار جام باشگاه‌های اروپا را فتح کند. بایا در چنین فضایی رشد کرد و در کنار آموزش‌های فنی، با فرهنگ پیروزی و رقابت در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی آشنا شد. این دروازه‌بان جوان به‌تدریج در رده‌های پایه پورتو پیشرفت کرد و در اواخر دهه ۱۹۸۰ به جمع بازیکنان تیم بزرگسالان راه یافت. او در فصل ۱۹۸۹-۱۹۸۸ تجربه حضور در مسابقات رسمی را به دست آورد و از سال ۱۹۸۹ جایگاه خود را در تیم اصلی تثبیت کرد. مصدومیت و غیبت دروازه‌بانان باتجربه‌تر باشگاه، از جمله یوزف ملینارچیک، فرصت مهمی برای بایا ایجاد کرد تا توانایی‌های خود را نشان دهد. این دروازه‌بان جوان با آرامش در موقعیت‌های حساس، واکنش‌های سریع و اعتمادبه‌نفس بالا توانست نظر مربیان را جلب کند و به‌تدریج به انتخاب اصلی برای حفاظت از دروازه پورتو تبدیل شود. بایا در فصل ۱۹۹۰-۱۹۸۹ نخستین قهرمانی خود در لیگ برتر پرتغال را تجربه کرد. پورتو در این دوره با تکیه بر مجموعه‌ای از بازیکنان باتجربه و جوان، یکی از تیم‌های قدرتمند فوتبال کشور بود و بایا در ساختار دفاعی آن نقش مهمی داشت. او در ادامه در فصل‌های ۱۹۹۲-۱۹۹۱ و ۱۹۹۳-۱۹۹۲ نیز همراه تیم به قهرمانی لیگ رسید و جایگاهش را به‌عنوان یکی از بهترین دروازه‌بانان فوتبال پرتغال تثبیت کرد. یکی از برجسته‌ترین رکوردهای فردی بایا در فصل ۱۹۹۲-۱۹۹۱ ثبت شد. او در رقابت‌های لیگ پرتغال برای بیش از هزار و صد و نود دقیقه پیاپی گل دریافت نکرد و رکوردی تاریخی از نظر مدت بسته نگه‌داشتن دروازه در این مسابقات به جا گذاشت. این روند در نهایت با گل پنالتی پائولو بنتو، بازیکن وقت ویتوریا گیمارش، پایان یافت. پورتو در آن فصل تنها یازده گل در سی‌وچهار مسابقه لیگ دریافت کرد؛ آماری که نقش مهم بایا و خط دفاعی تیم را در قهرمانی نشان می‌داد. رکورد طولانی گل‌نخوردن او در سال‌های بعد بارها در گزارش‌های تاریخی یوفا و رسانه‌های پرتغالی مورد اشاره قرار گرفت. پورتو در نیمه نخست دهه ۱۹۹۰ با تغییرات فنی مختلفی روبه‌رو شد، اما بایا همچنان یکی از بازیکنان ثابت و تأثیرگذار تیم باقی ماند. او در فصل‌های ۱۹۹۵-۱۹۹۴ و ۱۹۹۶-۱۹۹۵ نیز به دو قهرمانی پیاپی لیگ پرتغال دست یافت. در بخشی از این دوره، بابی رابسون، سرمربی انگلیسی، هدایت پورتو را بر عهده داشت و به رشد فنی و بین‌المللی تیم کمک کرد. موفقیت‌های پورتو در مسابقات داخلی و نمایش بایا در رقابت‌های اروپایی، توجه باشگاه‌های بزرگ فوتبال اروپا را به این دروازه‌بان پرتغالی جلب کرد. در تابستان ۱۹۹۶، بایا با انتقال به بارسلونا فصل تازه‌ای از دوران حرفه‌ای خود را آغاز کرد. او در آن زمان یکی از مطرح‌ترین دروازه‌بانان فوتبال اروپا بود و با مبلغی قابل توجه به باشگاه اسپانیایی پیوست. بابی رابسون که پیش‌تر در پورتو با بایا همکاری کرده بود، در نخستین فصل حضور او هدایت بارسلونا را بر عهده داشت. این دروازه‌بان در ترکیبی قرار گرفت که بازیکنانی مانند رونالدو نازاریو، لوئیس فیگو، لوئیس انریکه، جوزپ گواردیولا، جیووانی و لوران بلان در آن حضور داشتند. بایا نخستین مسابقه رسمی خود برای بارسلونا را در دیدار رفت سوپرجام اسپانیا مقابل اتلتیکو مادرید در اوت ۱۹۹۶ انجام داد. بارسلونا آن مسابقه را با نتیجه پنج بر دو برد و در مجموع دو دیدار عنوان قهرمانی را به دست آورد. بایا در طول فصل ۱۹۹۷-۱۹۹۶ دروازه‌بان اصلی تیم بود و در مسابقات لالیگا، جام حذفی اسپانیا و جام برندگان جام اروپا به میدان رفت. بارسلونا در پایان فصل با شکست رئال بتیس در فینال جام حذفی، یکی دیگر از افتخارات داخلی خود را کسب کرد. مهم‌ترین قهرمانی اروپایی بایا با بارسلونا در ۱۴ مه ۱۹۹۷ رقم خورد. بارسلونا در فینال جام برندگان جام اروپا در شهر روتردام هلند مقابل پاری‌سن‌ژرمن فرانسه قرار گرفت. بایا از ابتدا درون دروازه تیم اسپانیایی ایستاد و توانست دروازه خود را بسته نگه دارد. بارسلونا با تک‌گل رونالدو از روی نقطه پنالتی، با نتیجه یک بر صفر پیروز شد و جام قهرمانی را به دست آورد. این عنوان، نخستین قهرمانی بایا در یکی از مسابقات بزرگ باشگاهی یوفا محسوب می‌شد و نقش او در فینال، از مهم‌ترین لحظات دوره حضورش در فوتبال اسپانیا بود. در تابستان ۱۹۹۷، لوئیس فن خال جانشین بابی رابسون در بارسلونا شد و شرایط برای بایا تغییر کرد. مصدومیت دروازه‌بان پرتغالی و عملکرد رود هسپ، دروازه‌بان هلندی بارسلونا، باعث شد بایا به‌تدریج جایگاه ثابت خود را از دست بدهد. او در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ فرصت حضور بسیار محدودی در مسابقات رسمی پیدا کرد. با وجود این، بارسلونا در همان فصل قهرمان لالیگا و جام حذفی اسپانیا شد و سوپرجام اروپا را نیز به دست آورد. بنابراین بایا در کارنامه خود افتخارات آن دوره را دارد، هرچند نقش او در قهرمانی‌های فصل دوم به اندازه فصل نخست نبود. بایا پس از مدتی نیمکت‌نشینی در بارسلونا، در ژانویه ۱۹۹۹ به‌صورت قرضی به پورتو بازگشت. بازگشت او برای هواداران باشگاه اهمیت زیادی داشت، زیرا بایا پیش از انتقال به اسپانیا از چهره‌های اصلی تیم بود. او پس از بازگشت پیراهن شماره نودونه را انتخاب کرد؛ شماره‌ای که بعدها به یکی از نشانه‌های شناخته‌شده دوران دوم حضورش در پورتو تبدیل شد. بایا در ادامه همکاری خود را با باشگاه پرتغالی به‌صورت دائمی ادامه داد و تصمیم گرفت بخش پایانی دوران حرفه‌ای‌اش را در همان تیم سپری کند. سال‌های نخست پس از بازگشت به پورتو برای بایا بدون دشواری نبود. او در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ با مشکلات جدی زانو روبه‌رو شد و برای درمان به چند عمل جراحی نیاز پیدا کرد. این مصدومیت‌ها باعث شدند برای مدتی طولانی از مسابقات رسمی دور بماند و حتی ادامه دوران حرفه‌ای او با تردیدهایی همراه شود. بایا پس از ماه‌ها درمان و بازتوانی، در اواخر سال ۲۰۰۱ دوباره به تمرینات و مسابقات بازگشت و به‌تدریج شرایط حضور در ترکیب اصلی را به دست آورد. فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ یکی از مهم‌ترین دوره‌های بازگشت بایا به بالاترین سطح فوتبال اروپا بود. ژوزه مورینیو که هدایت پورتو را بر عهده داشت، تیمی با ترکیبی از بازیکنان باتجربه و جوان ساخته بود. حضور نفراتی مانند ژورژه کاستا، ریکاردو کاروالیو، پائولو فریرا، کوستینیا، مانیش، دکو و درلی، پورتو را به تیمی منظم و رقابتی تبدیل کرده بود. بایا نیز پس از پشت سر گذاشتن مصدومیت‌های طولانی، دوباره جایگاه خود را درون دروازه تثبیت کرد و به یکی از بازیکنان اصلی تیم مورینیو تبدیل شد. پورتو در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ قهرمان لیگ پرتغال و جام حذفی این کشور شد و در جام یوفا نیز به فینال رسید. مسابقه نهایی روز ۲۱ مه ۲۰۰۳ در شهر سویل اسپانیا مقابل سلتیک اسکاتلند برگزار شد. بایا از ابتدا درون دروازه پورتو قرار گرفت و در مسابقه‌ای پرگل، دو بار از هنریک لارسن گل دریافت کرد. در مقابل، درلی دو گل و دیمیتری آلنیچف یک گل برای پورتو به ثمر رساندند. گل دوم درلی در دقیقه ۱۱۵ وقت اضافه، پیروزی سه بر دو پورتو را رقم زد و تیم مورینیو قهرمان جام یوفا شد. این قهرمانی برای بایا اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا پس از چند سال مصدومیت و دوری از آمادگی کامل، بار دیگر به موفقیتی بزرگ در سطح اروپا رسیده بود. او با کسب جام یوفا پس از جام برندگان جام اروپا در سال ۱۹۹۷، دومین جام متفاوت باشگاهی یوفا را در کارنامه خود ثبت کرد. موفقیت‌های فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ همچنین آغاز یکی از درخشان‌ترین دوره‌های تاریخ پورتو بود؛ دوره‌ای که یک سال بعد با قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا به اوج رسید. پورتو در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ به‌عنوان یکی از تیم‌های قدرتمند پرتغال وارد لیگ قهرمانان اروپا شد. این تیم پس از صعود از مرحله گروهی، در مرحله یک‌هشتم نهایی برابر منچستریونایتد قرار گرفت و در مجموع دو مسابقه با نتیجه سه بر دو به پیروزی رسید. پورتو سپس با عبور از المپیک لیون در یک‌چهارم نهایی، به مرحله نیمه‌نهایی راه یافت. بایا در مسابقات حساس این دوره با تجربه بالا، واکنش‌های مهم و مدیریت خط دفاعی، یکی از بازیکنان تأثیرگذار تیم بود. پورتو در نیمه‌نهایی مقابل دپورتیوو لاکرونیا اسپانیا قرار گرفت. مسابقه رفت در ورزشگاه دراگائو بدون گل پایان یافت و پورتو در دیدار برگشت با تک‌گل درلی از روی نقطه پنالتی، یک بر صفر پیروز شد. بایا در هر دو مسابقه دروازه خود را بسته نگه داشت و تیم پرتغالی به فینال لیگ قهرمانان اروپا صعود کرد. این موفقیت برای پورتو اهمیت تاریخی داشت، زیرا باشگاه پس از قهرمانی سال ۱۹۸۷، بار دیگر فرصتی برای فتح مهم‌ترین جام باشگاهی اروپا به دست آورده بود. فینال لیگ قهرمانان اروپا روز ۲۶ مه ۲۰۰۴ در ورزشگاه آوف‌شالکه شهر گلزنکیرشن آلمان برگزار شد. پورتو در این مسابقه مقابل موناکو قرار گرفت؛ تیمی که با هدایت دیدیه دشان و با عبور از حریفان بزرگی مانند رئال مادرید و چلسی به فینال رسیده بود. بایا از ابتدا با پیراهن شماره نودونه درون دروازه پورتو ایستاد. تیم مورینیو با گل‌های کارلوس آلبرتو، دکو و دیمیتری آلنیچف به پیروزی سه بر صفر رسید و برای دومین بار در تاریخ باشگاه قهرمان اروپا شد. بایا در این فینال دروازه خود را بسته نگه داشت و پس از پایان مسابقه یکی از چهره‌های اصلی جشن قهرمانی پورتو بود. او با این موفقیت به جمع محدودی از بازیکنان تاریخ فوتبال پیوست که موفق به فتح جام باشگاه‌های اروپا، جام یوفا و جام برندگان جام اروپا شده‌اند. این سه عنوان در دوران بایا به‌ترتیب با پورتو در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۳ و با بارسلونا در سال ۱۹۹۷ به دست آمده بودند. به این ترتیب، او در سال ۲۰۰۴ یکی از مهم‌ترین افتخارات فردی و تاریخی دوران حرفه‌ای خود را تجربه کرد. در پایان فصل اروپایی ۲۰۰۴-۲۰۰۳، یوفا جایزه بهترین دروازه‌بان باشگاهی سال اروپا را به بایا اهدا کرد. او در رأی‌گیری این جایزه بالاتر از جانلوئیجی بوفون و ایکر کاسیاس قرار گرفت؛ دو دروازه‌بان برجسته‌ای که در آن زمان از بهترین‌های جهان محسوب می‌شدند. این انتخاب، اهمیت عملکرد بایا در مسیر قهرمانی پورتو را نشان می‌داد و بزرگ‌ترین جایزه فردی بین‌المللی دوران حرفه‌ای او بود. پورتو در دسامبر ۲۰۰۴ برای کسب جام بین‌قاره‌ای مقابل اونس کالداس کلمبیا، قهرمان جام لیبرتادورس، قرار گرفت. این مسابقه در شهر یوکوهاما ژاپن برگزار شد و پس از ۱۲۰ دقیقه با تساوی بدون گل پایان یافت. بایا مسابقه را به‌عنوان دروازه‌بان اصلی آغاز کرد، اما در وقت اضافه به دلیل مشکل جسمانی جای خود را به نونو اسپیریتو سانتو داد. دروازه‌بان جانشین در ضربات پنالتی حضور داشت و پورتو با پیروزی هشت بر هفت، قهرمان جام بین‌قاره‌ای شد. بایا با وجود آنکه در ضربات پنالتی درون دروازه نبود، عضو اصلی تیم قهرمان محسوب می‌شد. بایا در سال‌های پایانی حضورش در پورتو همچنان یکی از چهره‌های باتجربه تیم بود، اما با افزایش سن و رقابت دروازه‌بانان دیگر، فرصت بازی او کاهش یافت. هلتون، دروازه‌بان برزیلی، از فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ به‌تدریج به انتخاب اصلی پورتو تبدیل شد. بایا در دو فصل پایانی بیشتر به‌عنوان بازیکنی باتجربه در کنار تیم حضور داشت و قهرمانی‌های لیگ پرتغال در فصل‌های ۲۰۰۶-۲۰۰۵ و ۲۰۰۷-۲۰۰۶ را نیز تجربه کرد. او سرانجام در ۱۳ ژوئن ۲۰۰۷، در ۳۷ سالگی، بازنشستگی خود از فوتبال حرفه‌ای را اعلام کرد. بایا در دو دوره حضورش در پورتو، مجموعاً ۴۰۶ مسابقه لیگ پرتغال انجام داد. او در این باشگاه ده بار قهرمان لیگ، پنج بار قهرمان جام حذفی، هشت بار قهرمان سوپرجام پرتغال و یک بار فاتح هرکدام از سه جام بین‌المللی لیگ قهرمانان اروپا، جام یوفا و جام بین‌قاره‌ای شد. این مجموعه افتخارات، او را در میان پرافتخارترین بازیکنان تاریخ باشگاه پورتو قرار داد. بایا در دوران حضورش در بارسلونا نیز یک قهرمانی لالیگا، دو قهرمانی جام حذفی اسپانیا، یک سوپرجام اسپانیا، یک جام برندگان جام اروپا و یک سوپرجام اروپا را تجربه کرد. در سطح ملی، بایا یکی از دروازه‌بانان اصلی نسل طلایی فوتبال پرتغال در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ بود. او نخستین مسابقه خود برای تیم ملی بزرگسالان پرتغال را ۱۹ دسامبر ۱۹۹۰، در دیدار دوستانه مقابل آمریکا انجام داد. پرتغال آن مسابقه را با نتیجه یک بر صفر پیروز شد و بایا در ۲۱ سالگی نخستین بازی ملی خود را بدون دریافت گل به پایان رساند. او در ادامه، در کنار بازیکنانی مانند لوئیس فیگو، روی کاستا، ژائو پینتو، فرناندو کوتو و پائولو سوزا، یکی از مهره‌های اصلی تیم ملی شد. نخستین حضور بایا در مرحله نهایی یک تورنمنت بزرگ ملی، یورو ۱۹۹۶ انگلیس بود. پرتغال در مرحله گروهی با تساوی برابر دانمارک و پیروزی مقابل ترکیه و کرواسی، به‌عنوان تیم صدرنشین راهی یک‌چهارم نهایی شد. این تیم در مرحله بعد مقابل جمهوری چک قرار گرفت و در دقیقه ۵۳ با ضربه چیپ تماشایی کارل پوبورسکی دروازه‌اش باز شد. پرتغال با نتیجه یک بر صفر شکست خورد و از رقابت‌ها کنار رفت. بایا در هر چهار مسابقه تیم ملی درون دروازه حضور داشت و در جریان مسابقات یکی از بازیکنان باتجربه تیم بود. پرتغال چهار سال بعد در یورو ۲۰۰۰ بلژیک و هلند، یکی از بهترین عملکردهای تاریخ خود تا آن زمان را به نمایش گذاشت. این تیم در مرحله گروهی با پیروزی برابر انگلیس، رومانی و آلمان، با سه برد متوالی به مرحله حذفی صعود کرد. بایا در پیروزی سه بر دو برابر انگلیس، در دیداری که پرتغال ابتدا با دو گل عقب افتاده بود، درون دروازه حضور داشت. تیم ملی با استفاده از توانایی هجومی بازیکنانی مانند لوئیس فیگو، روی کاستا و نونو گومش، توانست روند موفقیت خود را ادامه دهد. در مرحله یک‌چهارم نهایی یورو ۲۰۰۰، پرتغال روز ۲۴ ژوئن برابر ترکیه قرار گرفت. این مسابقه با پیروزی دو بر صفر پرتغال و دو گل نونو گومش پایان یافت. یکی از صحنه‌های مهم بازی، مهار ضربه پنالتی عارف اردم توسط بایا بود. دروازه‌بان پرتغالی با تشخیص مسیر ضربه، مانع گلزنی مهاجم ترکیه شد و به حفظ برتری تیمش کمک کرد. این مهار از مهم‌ترین لحظات دوران ملی بایا در مسابقات جام ملت‌های اروپا محسوب می‌شود. پرتغال در نیمه‌نهایی مقابل فرانسه، قهرمان جهان در سال ۱۹۹۸، قرار گرفت. تیم پرتغال با گل نونو گومش پیش افتاد، اما فرانسه با گل تیری آنری مسابقه را به تساوی کشاند. در وقت اضافه، داور به دلیل برخورد توپ با دست آبل ژاویر در محوطه جریمه پرتغال، یک ضربه پنالتی به سود فرانسه اعلام کرد. زین‌الدین زیدان در دقیقه ۱۱۷ ضربه پنالتی را به گل تبدیل کرد و با قانون گل طلایی، مسابقه به پایان رسید. پرتغال با شکست دو بر یک از رسیدن به فینال بازماند، اما جایگاه سوم مشترک مسابقات را به دست آورد. بایا با عملکرد خود در این دوره، یکی از چهره‌های مهم تیم ملی پرتغال بود. پس از یورو ۲۰۰۰، مصدومیت‌های زانو باعث شدند بایا بخشی طولانی از دوران ملی و باشگاهی را از دست بدهد. با این حال، او پس از بازگشت به شرایط مسابقه، در فهرست پرتغال برای جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن قرار گرفت. پرتغال با وجود برخورداری از بازیکنان باتجربه و امید فراوان برای موفقیت، در نخستین مسابقه با نتیجه سه بر دو مقابل آمریکا شکست خورد. این تیم سپس لهستان را چهار بر صفر شکست داد، اما در سومین مسابقه با نتیجه یک بر صفر مغلوب کره جنوبی میزبان شد و از صعود به مرحله حذفی بازماند. بایا در هر سه مسابقه پرتغال در جام جهانی ۲۰۰۲ درون دروازه قرار داشت. حذف زودهنگام تیم ملی و تغییرات بعدی در کادر فنی باعث شد دوران حضور او در تیم ملی به پایان نزدیک شود. آخرین بازی ملی بایا در سپتامبر ۲۰۰۲ مقابل انگلیس برگزار شد. او با ۸۰ بازی ملی و بدون گل زده، به دوران حضورش در تیم ملی بزرگسالان پرتغال پایان داد. یکی از اتفاقات بحث‌برانگیز کارنامه بایا، غیبت او در یورو ۲۰۰۴ بود. پرتغال میزبان این مسابقات بود و بایا تنها چند هفته پیش از آغاز تورنمنت، با پورتو به قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا رسیده بود. با این حال، لوئیس فیلیپه اسکولاری، سرمربی وقت پرتغال، تصمیم گرفت دروازه‌بانان دیگری را به تیم ملی دعوت کند و نام بایا در فهرست نهایی قرار نگرفت. بنابراین بایا در تیم نایب‌قهرمان یورو ۲۰۰۴ حضور نداشت؛ موضوعی که با وجود موفقیت بزرگ باشگاهی او در همان سال، توجه رسانه‌های پرتغالی و اروپایی را جلب کرد. بایا پس از بازنشستگی در سال ۲۰۰۷، ارتباط حرفه‌ای خود را با پورتو حفظ کرد و مسئولیت روابط خارجی باشگاه را بر عهده گرفت. او به‌عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیکنان تاریخ پورتو، در فعالیت‌های بین‌المللی، ارتباط با نهادهای فوتبالی و معرفی اعتبار باشگاه مشارکت داشت. بایا علاوه بر فعالیت مدیریتی، در برنامه‌های تلویزیونی و گفت‌وگوهای فوتبالی نیز حضور پیدا کرد و تجربیات دوران بازی خود را با مخاطبان به اشتراک گذاشت. او همچنین در سال ۲۰۰۴ بنیاد خیریه ویتور بایا را تأسیس کرده بود؛ نهادی که هدف اصلی آن حمایت از کودکان و نوجوانان نیازمند و فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی برای آنان است. بایا پس از پایان دوران بازی، بخشی از فعالیت خود را به حمایت از پروژه‌های خیریه و اجتماعی اختصاص داد و نامش علاوه بر فوتبال، با برنامه‌های حمایتی نیز پیوند خورد. فعالیت این بنیاد از نمونه‌های حضور یک فوتبالیست سرشناس پرتغالی در حوزه مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شود. بایا در سال ۲۰۲۰ بار دیگر به ساختار مدیریت باشگاه پورتو بازگشت و در مجموعه مدیریتی ژورژه نونو پینتو دا کوستا، رئیس وقت باشگاه، مسئولیت نایب‌رئیسی و حضور در مدیریت شرکت فوتبال پورتو را پذیرفت. این دوره با فعالیت او در تصمیم‌گیری‌ها و امور مدیریتی باشگاه همراه بود. بایا تا تغییر مدیریت در سال ۲۰۲۴ در این مجموعه حضور داشت. در انتخابات آوریل ۲۰۲۴، آندره ویلاش بواش به ریاست پورتو انتخاب شد و دوران طولانی ریاست پینتو دا کوستا به پایان رسید. بایا پس از این تغییرات دیگر در جایگاه نایب‌رئیس باشگاه باقی نماند. او در سال‌های بعد همچنان به‌عنوان یکی از چهره‌های تاریخی فوتبال پرتغال در برنامه‌های مربوط به پیشکسوتان، گفت‌وگوهای ورزشی و رویدادهای فوتبال حضور داشت. در سال ۲۰۲۵ نیز در حاشیه اجلاس فوتبال پرتغال درباره دوران بازی در بارسلونا و پورتو، کیفیت دروازه‌بانان نسل جدید و شرایط فوتبال اروپا گفت‌وگو کرد. بایا تا اکتبر ۲۰۲۶ در مقام سرمربی یک تیم حرفه‌ای فعالیت نکرده و شناخته‌شده‌ترین مسئولیت مدیریتی اخیر او، نایب‌رئیسی سابق پورتو بوده است. ویتور بایا از دروازه‌بانانی است که نامشان با موفقیت‌های بزرگ باشگاهی اروپا پیوند خورده است. او با پورتو در فوتبال پرتغال به افتخارات داخلی فراوانی رسید، با بارسلونا جام برندگان جام اروپا را فتح کرد و پس از بازگشت به پورتو، جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا را نیز به دست آورد. تحمل مصدومیت‌های طولانی و بازگشت به ترکیب اصلی، بخش مهمی از داستان حرفه‌ای این دروازه‌بان است. رکورد تاریخی گل‌نخوردن در لیگ پرتغال، جایزه بهترین دروازه‌بان باشگاهی اروپا در سال ۲۰۰۴ و حضور در نسل طلایی تیم ملی پرتغال، جایگاه او را در تاریخ فوتبال کشورش و رقابت‌های باشگاهی اروپا تثبیت کرده‌اند.

مطالعه بیشتر

بیشتر در تقویم فوتبال

مشاهده همه روزهای ماه

درباره مناسبت‌های ۲۳ مهر

صفحه مناسبت‌های ۲۳ مهر ۱۴۰۵ نمایی یک‌جا از داده‌های تأییدشده تقویم تاریخ فوتبال ارائه می‌کند. در این روز ۶ رویداد فوتبالی و ۴ مناسبت عمومی در آرشیو فعال ثبت شده است. از رویدادهای شاخص این صفحه می‌توان به «تولد مسعود اوزیل» اشاره کرد.

سال درج‌شده کنار هر کارت، سال وقوع رویداد در تقویم شمسی است؛ درحالی‌که تاریخ بالای صفحه، جایگاه همان مناسبت را در تقویم شمسی امسال و معادل میلادی آن نشان می‌دهد. پیوندهای روز قبل، روز بعد و تقویم ماه نیز برای مرور پیوسته آرشیو ساخته شده‌اند و فقط به مسیرهای معتبر همین تقویم می‌روند. اطلاعات صفحه با داده‌های موجود در سامانه مناسبت‌های صبح فوتبالی تولید می‌شود و اگر برای رویدادی تصویر معتبر وجود نداشته باشد، متن آن بدون تصویر ساختگی نمایش داده می‌شود.

پرسش‌های متداول درباره این روز

۲۳ مهر ۱۴۰۵ چه روزی از هفته است؟

۲۳ مهر ۱۴۰۵ در تقویم امسال برابر با پنجشنبه است.

معادل میلادی ۲۳ مهر چیست؟

معادل میلادی این روز در سال جاری ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ است.

در این روز چند مناسبت در تقویم ثبت شده است؟

برای این روز ۱۰ رویداد ثبت شده است؛ ۶ مورد فوتبالی و ۴ مورد عمومی است.