مناسبتهای ۲۴ مهر
مناسبتهای عمومی و اتفاقات مهم فوتبال در ۲۴ مهر ۱۴۰۵.
متولدین فوتبالی ۲۴ مهر
بر اساس روز و ماه شمسیِ تاریخ تولد اصلی؛ مستقل از سالگرد امسال.
- فالکائومتولد ۱۹۵۳ میلادی
- مهمت شولمتولد ۱۹۷۰ میلادی
- فرانکو آرمانیمتولد ۱۹۸۶ میلادی
- هرمان یوهانسونمتولد ۱۹۹۷ میلادی
مناسبتهای عمومی این روز
روز جهانی ستون فقرات
روز جهانی غذا
روز صنعت آسانسور و پله برقی
روز ملی پارالمپیک
روز پیوند اولیا و مربیان
سالروز آتشسوزی مسجد جامع کرمان در سال ۱۳۵۷
مناسبتهای ۲۴ مهر در تاریخ فوتبال
تولد مهمت شول
مهمت شول (Mehmet Scholl) با نام کامل مهمت توبیاس شول، ۱۶ اکتبر ۱۹۷۰ در شهر کارلسروهه آلمان غربی متولد شد. او هافبک هجومی سابق تیم ملی آلمان و یکی از بازیکنان شاخص تاریخ بایرن مونیخ است که در دوران حرفهای خود برای کارلسروهه و بایرن مونیخ بازی کرد. شول در فاصله سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۷ به مدت ۱۵ فصل پیراهن بایرن مونیخ را بر تن داشت و با این باشگاه هشت بار قهرمان بوندسلیگا، پنج بار قهرمان جام حذفی آلمان، یک بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا و یک بار فاتح جام یوفا شد. او همچنین عضو تیم ملی آلمان در قهرمانی جام ملتهای اروپا ۱۹۹۶ بود. شول به دلیل تکنیک فردی، قدرت دریبلزنی، دید بازی، پاسهای خلاقانه و مهارت در ضربات ایستگاهی، یکی از محبوبترین بازیکنان فوتبال آلمان در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ به شمار میرود. شول در خانوادهای با ریشههای آلمانی و ترکی متولد شد. نام خانوادگی او در زمان تولد یوکسل بود، اما پس از ازدواج مجدد مادرش، نام خانوادگی شول را پذیرفت. او دوران کودکی خود را در کارلسروهه گذراند و از ششسالگی فوتبال را در باشگاه محلی اسفاو نوردوست کارلسروهه آغاز کرد. شول در این مجموعه پایههای مهارتهای فنی خود را شکل داد و در سال ۱۹۸۲ به آکادمی باشگاه کارلسروهه پیوست. او در سالهای نوجوانی به دلیل کنترل خوب توپ، توانایی بازی در فضاهای محدود و حرکتهای غیرمنتظره در خط میانی، مورد توجه مربیان ردههای پایه قرار گرفت. شول پس از چند سال حضور در تیمهای نوجوانان و جوانان کارلسروهه، در سال ۱۹۸۹ وارد مجموعه بزرگسالان این باشگاه شد. نخستین حضور او در بوندسلیگا روز ۲۱ آوریل ۱۹۹۰، در دیدار مقابل کلن رقم خورد. شول در آن زمان ۱۹ سال داشت و پس از ورود به زمین بهعنوان بازیکن جانشین، نخستین تجربه خود در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی آلمان را به دست آورد. او در ادامه فصل و دو فصل بعد، فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرد و بهتدریج به یکی از بازیکنان جوان مهم کارلسروهه تبدیل شد. شول در سه فصل حضور خود در بوندسلیگا با پیراهن کارلسروهه، ۵۸ مسابقه انجام داد و ۱۱ گل به ثمر رساند. او در این دوره بیشتر بهعنوان هافبک هجومی و بازیکنی خلاق پشت مهاجمان فعالیت میکرد. عملکردش در کارلسروهه باعث شد توجه باشگاههای بزرگتر آلمان به او جلب شود. بایرن مونیخ که به دنبال تقویت خط میانی خود بود، در تابستان ۱۹۹۲ برای جذب این بازیکن اقدام کرد و شول در ۲۱ سالگی به یکی از پرافتخارترین باشگاههای فوتبال آلمان پیوست. انتقال به بایرن مونیخ در ژوئیه ۱۹۹۲ مهمترین نقطه عطف دوران حرفهای شول بود. او در ترکیبی قرار گرفت که بازیکنانی مانند لوتار ماتئوس، استفان افنبرگ، توماس هلمر و اولاف تون در آن حضور داشتند. شول در نخستین فصل حضور خود در بایرن، بهسرعت با شرایط تیم سازگار شد و با ثبت هفت گل در ۳۱ مسابقه بوندسلیگا، تواناییهای هجومی خود را نشان داد. او در این دوره به دلیل بازی تکنیکی و حرکات خلاقانه در میانه زمین، به یکی از بازیکنان محبوب هواداران تبدیل شد. یکی از لحظات بهیادماندنی نخستین فصل حضور شول در بایرن، مسابقه مقابل بایر لورکوزن در سال ۱۹۹۲ بود. لوتار ماتئوس پس از دریافت پاس حاصل از یک ضربه کرنر برنامهریزیشده از شول، با ضربه والی تماشایی دروازه حریف را باز کرد. این گل بعدها یکی از معروفترین گلهای تاریخ بوندسلیگا شناخته شد و بهعنوان بهترین گل سال آلمان در سال ۱۹۹۲ انتخاب شد. نقش شول در شکلگیری این حرکت، نمونهای از خلاقیت و درک بالای او از موقعیتهای هجومی بود. شول در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۳ نخستین قهرمانی بوندسلیگا را با بایرن مونیخ تجربه کرد. او در آن فصل ۲۷ مسابقه لیگ انجام داد و ۱۱ گل به ثمر رساند که یکی از بهترین آمارهای گلزنی دوران حرفهایاش در لیگ محسوب میشد. بایرن در پایان فصل با اختلاف یک امتیاز نسبت به کایزرسلاترن به مقام قهرمانی رسید و شول در ۲۳ سالگی نخستین عنوان مهم باشگاهی خود را کسب کرد. این موفقیت آغاز مجموعهای از قهرمانیها بود که طی سالهای بعد او را به یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ بایرن تبدیل کرد. در نیمه دهه ۱۹۹۰، بایرن مونیخ با تغییرات مختلفی در کادر فنی روبهرو شد. فرانتس بکنباوئر، جووانی تراپاتونی و اتو رهاگل در مقاطع مختلف هدایت تیم را بر عهده گرفتند و شول توانست در سیستمهای متفاوت تاکتیکی جایگاه خود را حفظ کند. او با توانایی بازی در چند منطقه از خط میانی و بخش هجومی، بازیکنی انعطافپذیر بود و میتوانست در نقش بازیساز مرکزی، هافبک کناری یا پشت مهاجمان به میدان برود. کنترل توپ با هر دو پا، شوتزنی از راه دور و اجرای ضربات آزاد از مهمترین ویژگیهای او بودند. فصل ۱۹۹۶-۱۹۹۵ یکی از مهمترین دورههای دوران حرفهای شول بود. بایرن مونیخ در جام یوفا با عبور از حریفانی مانند لوکوموتیو مسکو، بنفیکا، ناتینگهام فارست و بارسلونا به فینال رسید. شول در مسیر صعود تیم نقش مؤثری داشت و با خلاقیت در خط میانی و گلزنی در مسابقات اروپایی، یکی از بازیکنان اصلی بایرن محسوب میشد. بایرن در فینال دو مسابقهای جام یوفا مقابل بوردوی فرانسه قرار گرفت؛ تیمی که ستارگانی مانند زینالدین زیدان، کریستوف دوگاری و بیکسنت لیزارازو را در اختیار داشت. در مسابقه رفت فینال جام یوفا، روز اول مه ۱۹۹۶ در ورزشگاه المپیک مونیخ، بایرن با گلهای توماس هلمر و مهمت شول با نتیجه دو بر صفر پیروز شد. شول گل دوم تیمش را در دقیقه ۶۰ به ثمر رساند و به کسب برتری ارزشمند پیش از مسابقه برگشت کمک کرد. دو هفته بعد، در ۱۵ مه ۱۹۹۶، او در مسابقه برگشت در شهر بوردو نیز در دقیقه ۵۳ گل نخست بایرن را به ثمر رساند. تیم آلمانی با نتیجه سه بر یک پیروز شد و با برتری مجموع پنج بر یک به قهرمانی رسید. شول با گلزنی در هر دو دیدار فینال، یکی از مهمترین بازیکنان بایرن در کسب این جام بود. قهرمانی جام یوفا در سال ۱۹۹۶ نخستین موفقیت بزرگ اروپایی شول محسوب میشد. او در این مسابقات زیر نظر فرانتس بکنباوئر، که در مراحل پایانی فصل هدایت تیم را بر عهده گرفته بود، بازی کرد و در کنار یورگن کلینزمن، لوتار ماتئوس و دیگر بازیکنان باتجربه بایرن به قهرمانی رسید. این موفقیت جایگاه شول را در میان هافبکهای مطرح فوتبال آلمان تقویت کرد و چند هفته بعد با قهرمانی در جام ملتهای اروپا همراه شد. شول در فصل ۱۹۹۷-۱۹۹۶ نیز یکی از بازیکنان مهم بایرن مونیخ بود و همراه این باشگاه دومین قهرمانی بوندسلیگا را کسب کرد. بایرن تحت هدایت جووانی تراپاتونی توانست با اختلاف دو امتیاز نسبت به بایر لورکوزن در صدر جدول قرار بگیرد. شول در آن فصل ۲۳ بازی لیگ انجام داد و پنج گل به ثمر رساند. او در ادامه فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ همراه بایرن قهرمان جام حذفی آلمان شد؛ مسابقاتی که با پیروزی دو بر یک مقابل دویسبورگ در فینال به پایان رسید. با حضور اوتمار هیتسفلد روی نیمکت بایرن در تابستان ۱۹۹۸، دوران تازهای از موفقیتهای باشگاه آغاز شد. شول در این دوره با بازیکنانی مانند الیور کان، اشتفان افنبرگ، ینس یرمیس، ماریو باسلر، جووانه البر و ساموئل کوفور همتیمی بود. بایرن در فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ قهرمان بوندسلیگا شد و تا فینال لیگ قهرمانان اروپا نیز پیش رفت. شول با وجود مصدومیتهایی که بخشی از فصل را از او گرفتند، در مسابقات مهم اروپایی برای تیم به میدان رفت. فینال لیگ قهرمانان اروپا در ۲۶ مه ۱۹۹۹ در ورزشگاه نیوکمپ بارسلونا برگزار شد و بایرن مونیخ مقابل منچستریونایتد قرار گرفت. تیم آلمانی با گل زودهنگام ماریو باسلر یک بر صفر پیش افتاد و تا دقایق پایانی مسابقه در آستانه قهرمانی بود. شول در نیمه دوم با ضربهای فنی و ظریف، توپ را از بالای سر پیتر اشمایکل عبور داد، اما ضربه او پس از برخورد به تیر دروازه به گل تبدیل نشد. این فرصت ازدسترفته یکی از صحنههای بهیادماندنی فینال بود. منچستریونایتد در وقتهای تلفشده با گلهای تدی شرینگهام و اوله گونار سولسشر نتیجه را تغییر داد و با پیروزی دو بر یک قهرمان اروپا شد. شکست در آخرین لحظات فینال برای بازیکنان بایرن و بهویژه شول که در آستانه فتح نخستین لیگ قهرمانان دوران حرفهای خود قرار داشت، تجربهای تلخ بود. با این حال، بایرن در فصلهای بعد توانست با حفظ بخش مهمی از ترکیب اصلی، بار دیگر برای قهرمانی اروپا رقابت کند. شول در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ همراه بایرن مونیخ برای دومین سال متوالی قهرمان بوندسلیگا شد و در جام حذفی آلمان نیز به قهرمانی رسید. بایرن در فینال جام حذفی با نتیجه سه بر صفر وردربرمن را شکست داد و یک دوگانه داخلی دیگر به دست آورد. شول در این دوره با شش گل در ۲۵ مسابقه لیگ و نمایشهای مؤثر در خط میانی، یکی از مهرههای مهم تیم هیتسفلد محسوب میشد. او بهتدریج به یکی از باتجربهترین بازیکنان بایرن تبدیل شده بود و در کنار بازیکنان جوانتر، نقش رهبری فنی نیز داشت. فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ از نظر افتخارات باشگاهی، موفقترین دوره دوران حرفهای شول بود. بایرن در رقابتهای بوندسلیگا بار دیگر به قهرمانی رسید و در لیگ قهرمانان اروپا نیز با هدف جبران شکست فینال ۱۹۹۹ حضور یافت. شول در آن فصل با ثبت ۹ گل در ۲۹ مسابقه لیگ و پنج گل در لیگ قهرمانان، یکی از بهترین دورههای گلزنی خود را پشت سر گذاشت. بایرن در مراحل حذفی مسابقات اروپایی منچستریونایتد و رئال مادرید را شکست داد و به فینال رسید. فینال لیگ قهرمانان اروپا در ۲۳ مه ۲۰۰۱ در ورزشگاه سنسیرو شهر میلان برگزار شد و بایرن مونیخ مقابل والنسیا اسپانیا قرار گرفت. شول از ابتدا در ترکیب اصلی بایرن حضور داشت و در نیمه نخست، پس از اعلام ضربه پنالتی به سود تیمش، پشت توپ ایستاد؛ اما سانتیاگو کانیسارس، دروازهبان والنسیا، ضربه او را مهار کرد. والنسیا پیشتر با گل گایزکا مندیتا از روی نقطه پنالتی پیش افتاده بود و این فرصت میتوانست بازی را زودتر به تساوی بکشاند. بایرن در نیمه دوم با پنالتی اشتفان افنبرگ به گل تساوی رسید و مسابقه پس از ۱۲۰ دقیقه با نتیجه یک بر یک پایان یافت. شول تا دقیقه ۱۰۸ در زمین حضور داشت و سپس جای خود را به پائولو سرجیو داد. در ضربات پنالتی، الیور کان با مهار ضربات بازیکنان والنسیا نقش تعیینکنندهای ایفا کرد و بایرن با پیروزی پنج بر چهار به قهرمانی رسید. این موفقیت پس از ۲۵ سال انتظار، چهارمین قهرمانی باشگاه در معتبرترین رقابت باشگاهی اروپا بود. شول با وجود ازدستدادن پنالتی در جریان مسابقه، به یکی از مهمترین آرزوهای فوتبالی خود دست یافت. بایرن در ادامه سال ۲۰۰۱ برای کسب جام بینقارهای مقابل بوکاجونیورز آرژانتین، قهرمان جام لیبرتادورس، قرار گرفت. مسابقه در ۲۷ نوامبر در شهر توکیو ژاپن برگزار شد و پس از وقت اضافه با تکگل ساموئل کوفور به سود بایرن پایان یافت. شول عضو تیم قهرمان بود و با این عنوان، یکی دیگر از افتخارات بینالمللی خود را به دست آورد. قهرمانی بوندسلیگا، لیگ قهرمانان و جام بینقارهای در یک سال، دوران حرفهای او را به نقطه اوج رساند. شول در فصلهای بعد همچنان یکی از بازیکنان باتجربه بایرن باقی ماند، اما مصدومیتهای مختلف، بهویژه مشکلات عضلانی و زانو، باعث شدند فرصت بازی او در برخی دورهها کاهش پیدا کند. او در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ همراه بایرن مونیخ بار دیگر قهرمان بوندسلیگا و جام حذفی آلمان شد. این تیم در فینال جام حذفی با نتیجه سه بر یک کایزرسلاترن را شکست داد و شول یکی دیگر از دوگانههای داخلی دوران حرفهای خود را ثبت کرد. با وجود افزایش سن و محدودیتهای جسمانی، شول در فصلهای ۲۰۰۵-۲۰۰۴ و ۲۰۰۶-۲۰۰۵ نیز بخشی از تیم موفق بایرن بود. این باشگاه در هر دو فصل قهرمان بوندسلیگا و جام حذفی آلمان شد و برای نخستین بار در تاریخ خود دو فصل متوالی هر دو جام اصلی داخلی را به دست آورد. شول در این دوره بیشتر بهعنوان بازیکنی باتجربه و خلاق در خط میانی به میدان میرفت و توانایی او در پاسدادن و اجرای ضربات ایستگاهی همچنان مورد استفاده کادر فنی قرار داشت. شول در مجموع ۱۵ فصل حضور در بایرن مونیخ، ۳۳۴ مسابقه بوندسلیگا انجام داد و ۸۷ گل به ثمر رساند. او در تمام دوران حرفهای خود در لیگ برتر آلمان، شامل کارلسروهه و بایرن، ۳۹۲ بازی و ۹۸ گل ثبت کرد. باشگاه بایرن در تالار مشاهیر رسمی خود، مجموع کارنامه شول را ۴۶۹ مسابقه رسمی و ۱۱۷ گل اعلام کرده است. این هافبک آلمانی با هشت قهرمانی بوندسلیگا، پنج جام حذفی، پنج جام لیگ آلمان، جام یوفا، لیگ قهرمانان و جام بینقارهای، یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ باشگاه محسوب میشود. شول در تابستان ۲۰۰۷ و پس از پایان فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ از فوتبال حرفهای کنارهگیری کرد. آخرین مسابقه رسمی بوندسلیگایی او در ۱۹ مه ۲۰۰۷ مقابل ماینتس برگزار شد. بایرن سپس در ۱۵ اوت همان سال، مسابقهای ویژه برای خداحافظی با این بازیکن ترتیب داد و بارسلونا را به ورزشگاه آلیانتس آرنا دعوت کرد. حدود ۶۹ هزار تماشاگر برای بدرقه شول در ورزشگاه حضور یافتند و با پلاکاردها و شعارهای مختلف از او قدردانی کردند. شول در دقیقه ۵۳ جای خود را به فرانک ریبری داد؛ بازیکنی که پس از او پیراهن شماره هفت بایرن را به تن کرد. این مسابقه در چارچوب جام فرانتس بکنباوئر برگزار شد و بارسلونا با تکگل لیونل مسی به پیروزی رسید. نتیجه مسابقه برای هواداران بایرن اهمیت چندانی نداشت و بیشتر توجهها به پایان دوران حرفهای بازیکنی معطوف بود که ۱۵ سال در این باشگاه حضور داشت. شول در ۳۶ سالگی با مجموعهای از افتخارات داخلی و بینالمللی از فوتبال خداحافظی کرد و نامش در تالار مشاهیر رسمی بایرن مونیخ ثبت شد. در سطح ملی، شول نخستین مسابقه خود برای تیم ملی بزرگسالان آلمان را ۲۶ آوریل ۱۹۹۵ در دیدار برابر ولز انجام داد؛ مسابقهای که با تساوی یک بر یک پایان یافت. او زیر نظر برتی فوگتس به تیم ملی راه پیدا کرد و با توجه به مهارتهای فنی و خلاقیت در بخش هجومی، یکی از گزینههای کادر فنی برای تقویت خط میانی آلمان بود. شول در سالهای بعد در کنار بازیکنانی مانند یورگن کلینزمن، ماتیاس سامر، آندریاس مولر، توماس هسلر و اشتفان کونتس بازی کرد. مهمترین افتخار دوران ملی شول در جام ملتهای اروپا ۱۹۹۶ به دست آمد. این رقابتها به میزبانی انگلیس برگزار شد و تیم ملی آلمان پس از صعود از مرحله گروهی، در یکچهارم نهایی مقابل کرواسی قرار گرفت. شول در آن مسابقه از ابتدا در ترکیب آلمان حضور داشت و تیمش با گلهای یورگن کلینزمن و ماتیاس سامر، با نتیجه دو بر یک پیروز شد. او در نیمهنهایی مقابل انگلیس نیز بازی کرد؛ مسابقهای که پس از تساوی یک بر یک در وقت قانونی و اضافه، در ضربات پنالتی با پیروزی شش بر پنج آلمان پایان یافت. در فینال یورو ۱۹۹۶، آلمان روز ۳۰ ژوئن در ورزشگاه ومبلی لندن مقابل جمهوری چک قرار گرفت. شول از ابتدا در ترکیب اصلی تیم بود، اما آلمان در دقیقه ۵۹ با گل پنالتی پاتریک برگر عقب افتاد. برتی فوگتس در دقیقه ۶۹ شول را از زمین خارج کرد و اولیور بیرهوف را به میدان فرستاد. این تعویض سرنوشت مسابقه را تغییر داد؛ بیرهوف ابتدا در دقیقه ۷۳ گل تساوی را به ثمر رساند و سپس در دقیقه ۹۵ وقت اضافه با زدن گل طلایی، پیروزی دو بر یک و قهرمانی آلمان را رقم زد. شول با وجود خروج از زمین پیش از گلهای قهرمانی، از اعضای تیم قهرمان یورو ۱۹۹۶ بود. شول در سالهای بعد به دلیل آسیبدیدگیهای مکرر نتوانست حضور باثباتی در تیم ملی داشته باشد و فرصت شرکت در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه را از دست داد. او پس از مدتی دوری از تیم ملی، در سال ۱۹۹۹ دوباره به ترکیب آلمان بازگشت و زیر نظر اریش ریبک برای جام ملتهای اروپا ۲۰۰۰ آماده شد. شول در آن تورنمنت یکی از بازیکنان باتجربه خط میانی آلمان بود، اما تیم ملی در شرایط فنی دشواری قرار داشت. آلمان در نخستین مسابقه یورو ۲۰۰۰ مقابل رومانی قرار گرفت و پس از دریافت گل زودهنگام از ویورل مولدووان، با ضربه تماشایی شول در دقیقه ۲۸ به تساوی یک بر یک رسید. این گل تنها گل آلمان در تمام مسابقات یورو ۲۰۰۰ بود. تیم ملی در دومین مسابقه با نتیجه یک بر صفر مقابل انگلیس شکست خورد و در سومین دیدار نیز با نتیجه سه بر صفر مغلوب پرتغال شد. آلمان با کسب تنها یک امتیاز در قعر گروه قرار گرفت و از مسابقات کنار رفت. با وجود ناکامی تیمی، گل شول مقابل رومانی یکی از مهمترین لحظات کارنامه ملی او به شمار میرود. آخرین مسابقه شول برای تیم ملی آلمان در ۱۳ فوریه ۲۰۰۲ مقابل اسرائیل برگزار شد. او پس از این دوره، با توجه به مشکلات جسمانی و مصدومیتهای مکرر، از فوتبال ملی کنارهگیری کرد و در جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن حضور نداشت. شول در مجموع ۳۶ بازی ملی انجام داد و هشت گل به ثمر رساند. قهرمانی یورو ۱۹۹۶ بزرگترین افتخار ملی او بود، اما با وجود موفقیتهای فراوان باشگاهی، هرگز در مرحله نهایی جام جهانی به میدان نرفت. شول پس از بازنشستگی از فوتبال، ارتباط خود را با بایرن مونیخ حفظ کرد و وارد مربیگری ردههای پایه شد. او در سال ۲۰۰۸ مسئولیت هدایت یکی از تیمهای نوجوانان بایرن را پذیرفت و در آوریل ۲۰۰۹ بهعنوان سرمربی تیم دوم باشگاه منصوب شد. شول در این دوره با بازیکنان جوان و استعدادهای در حال رشد بایرن کار کرد و تلاش داشت تجربه سالهای طولانی حضور خود در فوتبال حرفهای را به نسل جدید منتقل کند. او تا تابستان ۲۰۱۰ هدایت تیم دوم را بر عهده داشت و سپس از این سمت کنارهگیری کرد. شول در تابستان ۲۰۱۲ برای دومین بار به نیمکت تیم دوم بایرن مونیخ بازگشت و در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ مسئولیت سرمربیگری این تیم را بر عهده داشت. او پس از پایان فصل بار دیگر از فعالیت مربیگری فاصله گرفت و در سالهای بعد مسئولیت ثابت دیگری در فوتبال حرفهای نپذیرفت. با وجود دریافت مدارک مربیگری، شول مسیر حرفهای خود را پس از پایان دوران بازی بیشتر در حوزه رسانه و فعالیتهای فرهنگی دنبال کرد. او از سال ۲۰۰۸ بهعنوان کارشناس فوتبال در شبکه تلویزیونی عمومی آلمان، بهویژه برنامههای ورزشی شبکه آ.اِر.د، فعالیت کرد. شول در پوشش مسابقات بوندسلیگا، جام جهانی و جام ملتهای اروپا، دیدگاههای تاکتیکی و فنی خود را ارائه میکرد. شیوه صریح، شوخطبعی و انتقادهای مستقیم او از بازیکنان و مربیان باعث شد به یکی از کارشناسان شناختهشده فوتبال آلمان تبدیل شود. همکاری او با این شبکه در سال ۲۰۱۷ پایان یافت. علاقه شول به موسیقی بخش مهم دیگری از زندگی او پس از فوتبال بود. او از دوران بازی مجموعه بزرگی از آثار موسیقی مستقل، راک و پاپ را گردآوری میکرد و حتی در سفرهای تیمی، موسیقیهای مورد علاقه خود را با همتیمیهایش به اشتراک میگذاشت. شول در سال ۲۰۰۹ اجرای برنامه رادیویی «صفحههای موسیقی مهمت شول» را در شبکه بایرن ۲ آغاز کرد. او در این برنامه آثار موسیقی مستقل و هنرمندان کمترشناختهشده را معرفی میکرد و فعالیتش در این حوزه توجه علاقهمندان موسیقی را جلب کرد. در سال ۲۰۱۱، شول همراه گرد باومان و تیل هوفمان شرکت نشر موسیقی میلافون رکوردز را در مونیخ تأسیس کرد. این مجموعه با هدف تولید و انتشار موسیقی مستقل و حمایت از هنرمندان فعالیت خود را آغاز کرد. شول در این پروژه از علاقه و شناخت خود نسبت به موسیقی برای انتخاب و ارزیابی آثار استفاده کرد. فعالیت در حوزه نشر موسیقی یکی از مهمترین مسیرهای حرفهای او خارج از فوتبال محسوب میشود و نشاندهنده تنوع علاقههایش پس از بازنشستگی است. مهمت شول در سالهای پس از کنارهگیری از فوتبال همچنان بهعنوان یکی از چهرههای محبوب تاریخ بایرن مونیخ شناخته میشود. باشگاه در سال ۲۰۲۶ نیز در مطالب رسمی خود درباره تاریخ پیراهن شماره هفت، از شول در کنار فرانک ریبری و سرژ گنابری یاد کرد و نقش او را در شکلگیری اعتبار این شماره برجسته دانست. شول تا اکتبر ۲۰۲۶ مسئولیت تأییدشدهای بهعنوان سرمربی یا مدیر یک باشگاه حرفهای فوتبال بر عهده نداشته و فعالیتهای شناختهشده او پس از دوران بازی، مربیگری در تیمهای پایه بایرن، کارشناسی رسانهای و مشارکت در حوزه موسیقی بودهاند. مهمت شول در تاریخ فوتبال آلمان نمونهای از بازیکنان خلاق و تکنیکی است که بخش عمده دوران حرفهای خود را به یک باشگاه اختصاص دادند. او با وجود مصدومیتهای متعدد، توانست در ۱۵ فصل حضور در بایرن مونیخ به افتخارات فراوان داخلی و بینالمللی دست یابد. گلزنی در هر دو مسابقه فینال جام یوفا ۱۹۹۶، حضور در تیم قهرمان لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۰۱، هشت قهرمانی بوندسلیگا و قهرمانی یورو ۱۹۹۶ با آلمان، مهمترین نقاط عطف دوران حرفهای او هستند. مهارت در دریبلزنی، بازیسازی، ضربات آزاد و توانایی ایجاد موقعیتهای غیرمنتظره باعث شدند شول در حافظه هواداران بایرن و فوتبال آلمان بهعنوان یکی از هافبکهای تأثیرگذار نسل خود باقی بماند.
مطالعه بیشتر
تولد فرانکو آرمانی
فرانکو دانیل آرمانی (Franco Daniel Armani)، متولد ۱۶ اکتبر ۱۹۸۶ در شهر کاسیلدا در استان سانتافه آرژانتین، دروازهبان ملیپوش سابق آرژانتین و یکی از پرافتخارترین دروازهبانان فوتبال باشگاهی آمریکای جنوبی است. او که دوران حرفهای خود را از تیمهای کوچک آرژانتین آغاز کرد، با درخشش در اتلتیکو ناسیونال کلمبیا و سپس ریور پلاته آرژانتین به شهرت بینالمللی رسید. آرمانی دو بار قهرمانی کوپا لیبرتادورس را در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ تجربه کرد و با تیم ملی آرژانتین نیز به قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، کوپا آمریکا در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ و فینالیسیما ۲۰۲۲ دست یافت. واکنشهای سریع، توانایی مهار موقعیتهای تکبهتک، تمرکز در مسابقات سرنوشتساز و شخصیت آرام او درون دروازه، از مهمترین ویژگیهای فنیاش به شمار میروند. آرمانی پس از سالها حضور در ریور پلاته، در تابستان ۲۰۲۶ به اتلتیکو ناسیونال بازگشت و فصل تازهای از دوران حرفهای خود را آغاز کرد. آرمانی در کاسیلدا، شهری در نزدیکی روساریو، به دنیا آمد و نخستین سالهای زندگی خود را در محیطی سپری کرد که فوتبال در آن جایگاه مهمی داشت. او از کودکی علاقه زیادی به دروازهبانی نشان میداد و در باشگاههای محلی آپرندیسیس کاسیلدنسس و آلومنی فوتبال بازی کرد. پدربزرگش که مسئول نگهداری و آمادهسازی تجهیزات یکی از باشگاههای محلی بود، او را در تمرینات همراهی میکرد. آرمانی در آن دوران تحت تأثیر اوبالدو فیلول، دروازهبان افسانهای آرژانتین و قهرمان جام جهانی ۱۹۷۸، قرار داشت و حتی علاقه داشت مانند الگوی خود پیراهن سبز دروازهبانی بپوشد. این علاقه زودهنگام به یکی از مهمترین انگیزههای او برای پیگیری فوتبال حرفهای تبدیل شد. اسکار تورس، از مربیان دوران نوجوانی آرمانی در باشگاه آلومنی، استعداد او را در دروازهبانی تشخیص داد و فرصت حضور در تیم بزرگسالان لیگ محلی کاسیلدا را برایش فراهم کرد. آرمانی در نوجوانی، با وجود سن کم، تجربه رویارویی با بازیکنان بزرگسال را به دست آورد و از همان ابتدا با فشار روانی این پست آشنا شد. او سپس برای ادامه پیشرفت خود به روساریو رفت و به ردههای پایه سنترال کوردوبا پیوست. مرحله بعدی حضور در ساختار فوتبال پایه استودیانتس لاپلاتا بود؛ باشگاهی معتبر که فرصت آموزش حرفهایتر را در اختیارش قرار داد، اما رسیدن به ترکیب تیم اصلی آن برای دروازهبان جوان دشوار بود. آرمانی در سالهای حضور در استودیانتس با واقعیتی روبهرو شد که بسیاری از دروازهبانان جوان تجربه میکنند: برخلاف بازیکنان سایر پستها، فرصت حضور درون دروازه معمولاً محدود است و یک دروازهبان ذخیره ممکن است ماهها بدون مسابقه رسمی باقی بماند. او برای افزایش تجربه به فرو کاریل اوئسته، تیمی حاضر در سطح دوم فوتبال آرژانتین، منتقل شد. آرمانی در این تیم نیز ابتدا دروازهبان سوم بود و بهسختی فرصت بازی پیدا میکرد. سرانجام در ۱۳ آوریل ۲۰۰۸، در مسابقه برابر اتلتیکو رافائلا، نخستین و تنها حضور رسمی ثبتشده خود با پیراهن فرو را تجربه کرد. تیمش در آن مسابقه چهار گل دریافت کرد و با نتیجه ۴ بر صفر شکست خورد، اما این تجربه سخت به معنای پایان رؤیای او نبود. آرمانی در سال ۲۰۰۸ تصمیم گرفت برای دستیابی به فرصت بازی مستمر، مسیر حرفهای خود را در سطح پایینتری از فوتبال آرژانتین ادامه دهد. او به دپورتیوو مرلو پیوست؛ باشگاهی که در آن زمان در دسته سوم فوتبال کشور فعالیت میکرد. فلیپه دلا ریوا، سرمربی اروگوئهای این تیم، به دروازهبان جوان اعتماد کرد و برخلاف تجربههای قبلی، فرصت حضور منظم در ترکیب اصلی را در اختیارش گذاشت. شرایط مالی و امکانات دپورتیوو مرلو قابل مقایسه با باشگاههای بزرگ نبود و آرمانی حتی برای کاهش هزینههای زندگی مدتی همچنان در محل اقامت بازیکنان جوان استودیانتس زندگی میکرد. بااینحال، همین انتقال ظاهراً کماهمیت، نخستین نقطه عطف واقعی دوران حرفهای او بود. در دپورتیوو مرلو، آرمانی با انجام مسابقات پیاپی توانست مهارتهای خود را در شرایط رقابتی توسعه دهد. او بهتدریج در خروج از دروازه، زمانبندی واکنشها، مهار شوتهای نزدیک و هدایت مدافعان پیشرفت کرد. عملکرد دفاعی خوب تیم و نقش دروازهبان جوان در کاهش گلهای خورده، از عوامل مهم موفقیت مرلو بود. این باشگاه در سال ۲۰۰۹ توانست به دسته دوم فوتبال آرژانتین صعود کند و آرمانی نیز نخستین دستاورد مهم حرفهای خود را جشن گرفت. دوران حضور در مرلو برای او بیش از آنکه با شهرت رسانهای همراه باشد، فرصتی برای ساختن شخصیت حرفهای و اعتمادبهنفس لازم در سطح بزرگسالان بود. در ابتدای سال ۲۰۱۰، اتفاقی غیرمنتظره سرنوشت آرمانی را تغییر داد. اتلتیکو ناسیونال کلمبیا برای آمادهسازی پیشفصل به آرژانتین سفر کرده بود و در یک مسابقه دوستانه برابر دپورتیوو مرلو قرار گرفت. مسئولان باشگاه کلمبیایی عملکرد آرمانی را زیر نظر گرفتند و تصمیم گرفتند برای جذب او اقدام کنند. این انتقال در ژوئن ۲۰۱۰ نهایی شد و آرمانی در ۲۳سالگی برای نخستین بار فوتبال باشگاهی خارج از آرژانتین را تجربه کرد. رفتن از یک تیم کمنامونشان در دستههای پایین آرژانتین به باشگاهی بزرگ و پرطرفدار در شهر مدلین، چالشی مهم بود که آینده او را دگرگون کرد. آرمانی در آغاز حضور در اتلتیکو ناسیونال، دروازهبان اصلی تیم نبود و باید برای کسب اعتماد مربیان با بازیکنان باتجربه رقابت میکرد. نخستین بازی رسمی او با پیراهن این باشگاه در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۰، در دیدار برگشت مرحله یکچهارم نهایی جام حذفی کلمبیا برابر ایتاگوئی دیتایرس، که بعدها با نام آگیلاس دوراداس شناخته شد، انجام گرفت. ناسیونال در بازی رفت با نتیجه ۴ بر صفر شکست خورده بود و در مسابقه برگشت به پیروزی ۵ بر یک رسید تا نتیجه مجموع دو دیدار مساوی شود. بااینحال، تیم آرمانی در ضربات پنالتی حذف شد. نخستین تجربه او با پیراهن باشگاه جدید با تلخی همراه بود، اما همین مسابقه آغاز مسیری شد که بیش از هفت سال ادامه پیدا کرد. در سالهای نخست حضور در مدلین، آرمانی زیر سایه دروازهبانانی مانند گاستون پتسوتی قرار داشت و برای حضور ثابت در ترکیب باید صبور میماند. او از نزدیک با شیوه تمرین، ساختار تاکتیکی و فضای پرهیجان فوتبال کلمبیا آشنا شد. اتلتیکو ناسیونال در سال ۲۰۱۱ قهرمان مرحله نخست لیگ کلمبیا شد و آرمانی نخستین افتخار باشگاهی خود در خارج از آرژانتین را به دست آورد. با وجود این موفقیت، هنوز تا تبدیل شدن او به یکی از چهرههای اصلی باشگاه فاصله وجود داشت. حضور مستمر در تمرینات و رقابت حرفهای با دیگر دروازهبانان به او کمک کرد که برای فرصتهای بزرگ
مطالعه بیشترسالگرد تأسیس باشگاه ایپسویچ تاون
ایپسویچ تاون باشگاه فوتبال شهر ایپسویچ در سافک انگلستان است که 16 اکتبر 1878 تأسیس شد. این باشگاه سابقه قهرمانی لیگ انگلیس، جام حذفی و جام یوفا را دارد.
مطالعه بیشترسالگرد تأسیس باشگاه الهلال
الهلال باشگاه فوتبال ریاض عربستان است که 16 اکتبر 1957 با نام Al-Olympi تأسیس شد و کمی بعد با فرمان ملک سعود نام الهلال را پذیرفت. آبی رنگ اصلی باشگاه است و الهلال از پرافتخارترین باشگاههای فوتبال آسیا محسوب میشود.
مطالعه بیشترتولد فالکائو
فالکائو از بازیکنان شناختهشده فوتبال برزیل است که در 16 اکتبر 1953 به دنیا آمد. او در نقش هافبک فعالیت کرده و ویژگیهای فنی و حضور در رقابتهای مهم، جایگاهش را در حافظه هواداران تثبیت کرده است.
مطالعه بیشترتولد هرمان یوهانسون
هرمان یوهانسون فوتبالیست اهل سوئد و متولد 16 اکتبر 1997 است که در پست مدافع شناخته میشود. حضور در فوتبال حرفهای و تجربه مسابقات ملی، نام او را به بخشی از نسل فوتبالی کشورش تبدیل کرده است.
مطالعه بیشتربیشتر در تقویم فوتبال
مشاهده همه روزهای ماهدرباره مناسبتهای ۲۴ مهر
صفحه مناسبتهای ۲۴ مهر ۱۴۰۵ نمایی یکجا از دادههای تأییدشده تقویم تاریخ فوتبال ارائه میکند. در این روز ۶ رویداد فوتبالی و ۷ مناسبت عمومی در آرشیو فعال ثبت شده است. از رویدادهای شاخص این صفحه میتوان به «تولد مهمت شول» اشاره کرد.
سال درجشده کنار هر کارت، سال وقوع رویداد در تقویم شمسی است؛ درحالیکه تاریخ بالای صفحه، جایگاه همان مناسبت را در تقویم شمسی امسال و معادل میلادی آن نشان میدهد. پیوندهای روز قبل، روز بعد و تقویم ماه نیز برای مرور پیوسته آرشیو ساخته شدهاند و فقط به مسیرهای معتبر همین تقویم میروند. اطلاعات صفحه با دادههای موجود در سامانه مناسبتهای صبح فوتبالی تولید میشود و اگر برای رویدادی تصویر معتبر وجود نداشته باشد، متن آن بدون تصویر ساختگی نمایش داده میشود.
پرسشهای متداول درباره این روز
۲۴ مهر ۱۴۰۵ چه روزی از هفته است؟
۲۴ مهر ۱۴۰۵ در تقویم امسال برابر با جمعه است.
معادل میلادی ۲۴ مهر چیست؟
معادل میلادی این روز در سال جاری ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ است.
در این روز چند مناسبت در تقویم ثبت شده است؟
برای این روز ۱۳ رویداد ثبت شده است؛ ۶ مورد فوتبالی و ۷ مورد عمومی است.