این روز در تقویم رویدادها و مناسبت‌های فوتبالی
سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ مشاهده تقویم مهر

مناسبت‌های ۲۱ مهر

اتفاقات و سالگردهای مهم فوتبال در ۲۱ مهر ۱۴۰۵.

متولدین فوتبالی ۲۱ مهر

بر اساس روز و ماه شمسیِ تاریخ تولد اصلی؛ مستقل از سالگرد امسال.

فوتبالیست‌های متولد مهر
تاریخ فوتبال

مناسبت‌های ۲۱ مهر در تاریخ فوتبال

۱۰ رویداد تاریخی
تولد ریمون کوپا
تولد

تولد ریمون کوپا

ریمون کوپا (Raymond Kopa) در ۱۳ اکتبر ۱۹۳۱ در شهر نو-له-مین در شمال فرانسه متولد شد؛ هافبک هجومی و مهاجم افسانه‌ای فوتبال فرانسه که با رئال مادرید ۳ بار قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد، در سال ۱۹۵۸ توپ طلا را به دست آورد و همراه تیم ملی فرانسه در جام جهانی ۱۹۵۸ به مقام سوم رسید. او نخستین بازیکن فرانسوی برنده توپ طلا بود و از مهم‌ترین چهره‌های نسل طلایی فوتبال اروپا در دهه ۱۹۵۰ به شمار می‌رود. کوپا با نام خانوادگی اصلی کوپاشفسکی در خانواده‌ای با ریشه لهستانی به دنیا آمد و فوتبال را در باشگاه محلی نو-له-مین آغاز کرد. او در سال ۱۹۴۹ به آنژه پیوست و نخستین تجربه فوتبال حرفه‌ای خود را به دست آورد. نمایش‌های درخشانش در خط حمله باعث شد در سال ۱۹۵۱ راهی رنس، یکی از قدرتمندترین تیم‌های آن زمان فرانسه، شود و زیر نظر آلبر باتو پیشرفت قابل توجهی داشته باشد. کوپا در نخستین دوره حضورش در رنس به قهرمانی لیگ فرانسه در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۵ رسید و در سال ۱۹۵۳ جام لاتین را نیز فتح کرد. مهم‌ترین موفقیت اروپایی این دوره، صعود رنس به نخستین فینال تاریخ جام باشگاه‌های اروپا در سال ۱۹۵۶ بود. رنس در دیداری تماشایی با نتیجه ۴ بر ۳ برابر رئال مادرید شکست خورد، اما عملکرد کوپا توجه مدیران باشگاه اسپانیایی را جلب کرده بود و او اندکی بعد به رئال مادرید پیوست. کوپا بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ یکی از ستاره‌های خط حمله رئال مادرید بود. او با دریبل‌های کوتاه، قدرت بازی‌سازی و هوش تاکتیکی خود، در کنار آلفردو دی‌استفانو، فرانسیسکو خنتو و دیگر ستاره‌های تیم، نقشی مهم در تسلط رئال بر فوتبال اروپا داشت. کوپا همراه رئال مادرید ۳ بار پیاپی در سال‌های ۱۹۵۷، ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد و ۲ قهرمانی لیگ اسپانیا و یک جام لاتین را نیز به دست آورد. یکی از جالب‌ترین اتفاقات دوران باشگاهی کوپا در فینال جام باشگاه‌های اروپا در سال ۱۹۵۹ رقم خورد. او این بار با پیراهن رئال مادرید مقابل تیم سابقش، رنس، قرار گرفت و با پیروزی ۲ بر ۰ تیم اسپانیایی، سومین قهرمانی متوالی خود در اروپا را جشن گرفت. کوپا در مجموع ۱۰۳ مسابقه رسمی برای رئال مادرید انجام داد و ۳۰ گل به ثمر رساند. در سطح ملی، کوپا نخستین بازی خود برای فرانسه را در ۵ اکتبر ۱۹۵۲ مقابل آلمان غربی انجام داد. او در جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس حضور داشت، اما مهم‌ترین تورنمنت دوران ملی‌اش جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد بود. کوپا در آن رقابت‌ها رهبر خلاق خط حمله فرانسه بود و در کنار ژوست فونتن، که با ۱۳ گل رکورد بیشترین گل در یک دوره جام جهانی را ثبت کرد، یکی از خطرناک‌ترین خطوط حمله مسابقات را شکل داد. فرانسه در جام جهانی ۱۹۵۸ پس از صعود از مرحله گروهی و شکست ایرلند شمالی، در نیمه‌نهایی با نتیجه ۵ بر ۲ مقابل برزیل شکست خورد. شاگردان آلبر باتو در دیدار رده‌بندی با پیروزی ۶ بر ۳ برابر آلمان غربی به مقام سوم جهان رسیدند. کوپا در هر ۶ مسابقه فرانسه حضور داشت و به عنوان بهترین بازیکن آن دوره جام جهانی شناخته شد. عملکرد درخشان کوپا در رئال مادرید و جام جهانی ۱۹۵۸ باعث شد در همان سال توپ طلای مجله فرانس فوتبال را به دست آورد. او نخستین فوتبالیست فرانسوی بود که به این افتخار رسید و در رأی‌گیری توپ طلا بالاتر از هلموت ران و ژوست فونتن قرار گرفت. این جایزه جایگاه کوپا را به عنوان یکی از برترین فوتبالیست‌های جهان تثبیت کرد. کوپا در سال ۱۹۵۹ پس از ۳ فصل پرافتخار در اسپانیا به رنس بازگشت. او در دومین دوره حضورش در این باشگاه نیز موفق بود و همراه رنس در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۲ دو بار دیگر قهرمان لیگ فرانسه شد. به این ترتیب، مجموع قهرمانی‌های او در لیگ فرانسه به ۴ عنوان رسید. کوپا تا سال ۱۹۶۷ برای رنس بازی کرد و سپس دوران حرفه‌ای خود را به پایان رساند. او در مجموع ۴۵ مسابقه برای تیم ملی فرانسه انجام داد و ۱۸ گل ملی به ثمر رساند. آخرین بازی ملی‌اش در نوامبر ۱۹۶۲ مقابل مجارستان بود. کوپا با وجود پایان دوران ملی در ۳۱ سالگی، به دلیل نقش مهمش در نخستین حضور فرانسه روی سکوی جام جهانی، یکی از چهره‌های ماندگار تاریخ تیم ملی این کشور باقی ماند. ریمون کوپا در ۳ مارس ۲۰۱۷ در شهر آنژه فرانسه و در ۸۵ سالگی درگذشت. نام او همچنان در فوتبال اروپا زنده است؛ جایزه کوپا که از سال ۲۰۱۸ به بهترین فوتبالیست جوان جهان اهدا می‌شود، به افتخار او نام‌گذاری شده و ورزشگاه باشگاه آنژه نیز نام ریمون کوپا را بر خود دارد. او با ۳ قهرمانی اروپا، ۴ قهرمانی لیگ فرانسه، ۲ قهرمانی لیگ اسپانیا، توپ طلای ۱۹۵۸ و مقام سوم جام جهانی، یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ فوتبال فرانسه محسوب می‌شود.

مطالعه بیشتر
تولد آنتونیو دی ناتاله
تولد

تولد آنتونیو دی ناتاله

آنتونیو دی ناتاله (Antonio Di Natale) در ۱۳ اکتبر ۱۹۷۷ در ناپل ایتالیا متولد شد؛ مهاجم سابق تیم ملی ایتالیا و اسطوره باشگاه اودینزه که با ۲۰۹ گل در سری آ، ۲ عنوان آقای گلی متوالی و نایب‌قهرمانی یورو ۲۰۱۲ شناخته می‌شود. او بخش عمده دوران حرفه‌ای خود را در اودینزه گذراند و با وجود پیشنهادهای باشگاه‌های بزرگ‌تر، به یکی از وفادارترین و محبوب‌ترین بازیکنان تاریخ این تیم تبدیل شد. دی ناتاله فوتبال را در رده‌های پایه امپولی آغاز کرد و در ۲۶ ژانویه ۱۹۹۷ نخستین مسابقه حرفه‌ای خود را مقابل کرمونزه انجام داد. او برای کسب تجربه مدتی به‌صورت قرضی در ایپرزولا، وارزه و ویارجو بازی کرد و سپس به امپولی بازگشت. دی ناتاله در فصل ۲۰۰۱/۰۲ به صعود امپولی به سری آ کمک کرد و در فصل بعد، با ۱۳ گل در نخستین تجربه کامل خود در بالاترین سطح فوتبال ایتالیا، توانایی گلزنی‌اش را نشان داد. او در تابستان ۲۰۰۴ پس از سقوط امپولی به سری بی، راهی اودینزه شد؛ انتقالی که مهم‌ترین نقطه عطف زندگی فوتبالی‌اش بود. دی ناتاله در نخستین مسابقه خود برای اودینزه در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل پارما گل زد و خیلی زود به یکی از مهره‌های اصلی خط حمله تیم تبدیل شد. او در همان فصل نخست به اودینزه کمک کرد سهمیه حضور در لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد و در فصل بعد نیز در این رقابت‌ها گلزنی کرد. دی ناتاله در سال‌های ابتدایی حضورش در اودینزه بیشتر به عنوان مهاجم کناری یا مهاجم دوم بازی می‌کرد، اما با گذشت زمان به مهاجم مرکزی و تمام‌کننده اصلی تیم تبدیل شد. سرعت تصمیم‌گیری، جاگیری دقیق، ضربات فنی با هر ۲ پا و مهارت در ضربات ایستگاهی از مهم‌ترین ویژگی‌های بازی او بودند. این تغییر نقش، همراه با تجربه بیشتر، باعث شد او در دهه سوم زندگی حرفه‌ای خود به بالاترین سطح گلزنی برسد. اوج عملکرد دی ناتاله در فصل ۲۰۰۹/۱۰ رقم خورد؛ زمانی که با ۲۹ گل آقای گل سری آ شد. او در فصل ۲۰۱۰/۱۱ نیز با ۲۸ گل این عنوان را تکرار کرد و همراه اودینزه به رتبه چهارم لیگ رسید تا تیم دوباره راهی مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا شود. در فصل‌های ۲۰۱۱/۱۲ و ۲۰۱۲/۱۳ نیز هر بار ۲۳ گل در لیگ به ثمر رساند و جایگاه خود را در میان بهترین مهاجمان فوتبال ایتالیا حفظ کرد. دی ناتاله در طول ۱۲ فصل حضور در اودینزه به کاپیتان و مهم‌ترین چهره هجومی باشگاه تبدیل شد. او در مجموع ۳۸۵ مسابقه سری آ برای اودینزه انجام داد و ۱۹۱ گل در این رقابت‌ها به ثمر رساند. آمار او با پیراهن اودینزه در تمام مسابقات رسمی به ۴۴۵ بازی و ۲۲۷ گل رسید. با احتساب ۱۸ گل دوران امپولی در سری آ، مجموع گل‌های او در بالاترین سطح فوتبال ایتالیا به ۲۰۹ رسید و نامش در جمع برترین گلزنان تاریخ این لیگ ثبت شد. در سطح ملی، دی ناتاله نخستین بازی خود برای تیم ملی ایتالیا را در ۲۰ نوامبر ۲۰۰۲ مقابل ترکیه انجام داد. او در مجموع ۴۲ مسابقه ملی به میدان رفت و ۱۱ گل به ثمر رساند. دی ناتاله در یورو ۲۰۰۸، جام جهانی ۲۰۱۰ و یورو ۲۰۱۲ عضو تیم ملی ایتالیا بود. در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، او در دیدار مقابل اسلواکی گل زد، اما شکست ۳ بر ۲ ایتالیا در همان مسابقه به حذف مدافع عنوان قهرمانی جهان از مرحله گروهی منجر شد. مهم‌ترین افتخار ملی دی ناتاله در یورو ۲۰۱۲ رقم خورد. او در نخستین دیدار ایتالیا مقابل اسپانیا به عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد و روی پاس آندره‌آ پیرلو گل برتری تیمش را به ثمر رساند؛ مسابقه‌ای که در نهایت با تساوی ۱ بر ۱ پایان یافت. ایتالیا در ادامه با شکست انگلیس در ضربات پنالتی و پیروزی مقابل آلمان به فینال رسید، اما در مسابقه پایانی با نتیجه ۴ بر ۰ مغلوب اسپانیا شد و عنوان نایب‌قهرمانی اروپا را به دست آورد. دی ناتاله در ۱۵ مه ۲۰۱۶، در آخرین مسابقه دوران حرفه‌ای خود مقابل کارپی، با ضربه پنالتی گلزنی کرد و با ۲۰۹ گل سری آ به فوتبال حرفه‌ای پایان داد. او در زمان خداحافظی ۳۸ سال داشت و با رکوردهای گلزنی و حضور خود، یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ اودینزه به شمار می‌رفت. دی ناتاله پس از بازنشستگی وارد فعالیت‌های فنی و مدیریتی فوتبال شد. او در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ سرمربی کاراریزه در سری سی ایتالیا بود و در فصل ۲۰۲۱/۲۲ این تیم را به مرحله پلی‌آف صعود رساند. نام آنتونیو دی ناتاله بیش از هر چیز با وفاداری به اودینزه، استمرار گلزنی در بالاترین سطح و تبدیل شدن به یکی از بهترین مهاجمان تاریخ سری آ پیوند خورده است.

مطالعه بیشتر
تولد وس براون
تولد

تولد وس براون

وس براون (Wes Brown) با نام کامل وسلی مایکل براون، ۱۳ اکتبر ۱۹۷۹ در منطقه لانگ‌سایت شهر منچستر انگلستان متولد شد. او فوتبالیست سابق انگلیسی است که در پست‌های مدافع میانی و مدافع راست بازی می‌کرد و بخش اصلی دوران حرفه‌ای خود را در منچستریونایتد گذراند. براون از محصولات آکادمی این باشگاه بود و زیر نظر سر الکس فرگوسن به یکی از مدافعان قابل اعتماد تیم تبدیل شد. حضور در تیم منچستریونایتدِ فاتح سه‌گانه تاریخی سال ۱۹۹۹ و قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۸، از مهم‌ترین دستاوردهای دوران بازی او به شمار می‌روند. براون فوتبال را از رده‌های پایه و تیم محلی فلچر ماس رنجرز آغاز کرد و در سال ۱۹۹۲، در دوران نوجوانی، به آکادمی منچستریونایتد پیوست. او در سال ۱۹۹۶ قرارداد حرفه‌ای خود را با باشگاه امضا کرد و با عملکرد خوب در تیم‌های جوانان و ذخیره، مورد توجه کادر فنی قرار گرفت. براون در سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹، دو بار متوالی جایزه جیمی مورفی را به‌عنوان بهترین بازیکن جوان منچستریونایتد دریافت کرد؛ افتخاری که نشان‌دهنده جایگاه او در میان استعدادهای آن دوره باشگاه بود. نخستین حضور براون در تیم اصلی منچستریونایتد روز ۴ مه ۱۹۹۸، در دیدار لیگ برتر مقابل لیدز یونایتد رقم خورد. او در ادامه و در فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرد و در پست‌های مدافع راست و مدافع میانی به میدان رفت. منچستریونایتد در پایان آن فصل با قهرمانی در لیگ برتر انگلیس، جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا، سه‌گانه تاریخی خود را تکمیل کرد. براون در آن فصل ۲۱ بازی رسمی انجام داد که ۴ مسابقه آن در لیگ قهرمانان اروپا بود. او در مرحله گروهی این رقابت‌ها برابر تیم‌هایی مانند بارسلونا و بایرن مونیخ به میدان رفت، اما در فینال سال ۱۹۹۹ مقابل بایرن مونیخ نیمکت‌نشین بود و فرصت بازی پیدا نکرد. پس از آن موفقیت تاریخی، مصدومیت شدید زانو باعث شد براون تمام فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ را از دست بدهد. با این حال، او در فصل بعد به میادین بازگشت و به‌تدریج جایگاه خود را در خط دفاعی منچستریونایتد تثبیت کرد. توانایی بازی در دو پست دفاعی، قدرت در نبردهای تن‌به‌تن و نظم تاکتیکی باعث شده بود فرگوسن در مسابقات مختلف از او استفاده کند. براون در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ عملکرد موفقی داشت و در تیم منتخب سال لیگ برتر انگلیس به انتخاب اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای فوتبال این کشور قرار گرفت. براون در سال‌های بعد با وجود مصدومیت‌های متعدد، همچنان یکی از اعضای مهم ترکیب منچستریونایتد باقی ماند. او در کنار مدافعانی مانند ریو فردیناند، نمانیا ویدیچ، گری نویل و پاتریس اورا بازی کرد و در مقاطع مختلف، به‌ویژه هنگام غیبت مدافعان اصلی، مسئولیت بیشتری بر عهده گرفت. فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ از برجسته‌ترین دوره‌های دوران حرفه‌ای او بود؛ فصلی که منچستریونایتد بار دیگر قهرمان لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا شد. براون در آن فصل ۵۲ مسابقه رسمی برای تیم انجام داد و یکی از بازیکنان ثابت خط دفاعی بود. او همچنین در پیروزی ۳ بر صفر مقابل لیورپول در مارس ۲۰۰۸، گل نخست منچستریونایتد را با ضربه سر به ثمر رساند. نقش براون در قهرمانی اروپایی سال ۲۰۰۸ اهمیت ویژه‌ای داشت. او در مسیر رسیدن منچستریونایتد به فینال، از جمله دیدارهای حساس نیمه‌نهایی مقابل بارسلونا، در خط دفاعی تیم حضور داشت. در فینال ۲۱ مه ۲۰۰۸ برابر چلسی در ورزشگاه لوژنیکی مسکو نیز از ابتدا در پست مدافع راست به میدان رفت. در دقیقه ۲۶ مسابقه، براون پس از یک همکاری کوتاه با پل اسکولز، از سمت راست توپ را به محوطه جریمه ارسال کرد و کریستیانو رونالدو با ضربه سر گل نخست مسابقه را به ثمر رساند. چلسی با گل فرانک لمپارد بازی را مساوی کرد، اما منچستریونایتد پس از تساوی یک بر یک در وقت قانونی و اضافه، در ضربات پنالتی با نتیجه ۶ بر ۵ پیروز شد و جام قهرمانی اروپا را به دست آورد. این بار براون برخلاف فینال ۱۹۹۹، از بازیکنان اصلی و تأثیرگذار تیم قهرمان بود. براون در دوران حضورش در منچستریونایتد پنج مدال قهرمانی لیگ برتر انگلیس را در کارنامه رسمی خود ثبت کرد. او همچنین در دو قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۸، دو قهرمانی جام حذفی انگلیس و سه قهرمانی جام اتحادیه انگلیس سهیم بود. منچستریونایتد در دو فصل دیگر، یعنی ۲۰۰۹-۲۰۰۸ و ۲۰۱۱-۲۰۱۰ نیز قهرمان لیگ برتر شد و براون در هر دو فصل برای تیم به میدان رفت، اما تعداد بازی‌های او به حد نصاب ثبت مدال معمول قهرمانی نرسید. او در مجموع ۳۶۲ بازی رسمی با پیراهن منچستریونایتد انجام داد و ۵ گل به ثمر رساند. براون در ژوئیه ۲۰۱۱، پس از سال‌ها حضور در اولدترافورد، منچستریونایتد را ترک کرد و به ساندرلند پیوست. او زیر نظر استیو بروس، سرمربی وقت ساندرلند، فصل تازه‌ای از دوران حرفه‌ای خود را آغاز کرد. با این حال، مصدومیت‌ها در سال‌های بعد فرصت بازی منظم را از او گرفتند. یکی از مهم‌ترین اتفاقات دوران حضورش در ساندرلند، رسیدن این تیم به فینال جام اتحادیه انگلیس در سال ۲۰۱۴ بود. براون در آن مسابقه مقابل منچسترسیتی از ابتدا بازی کرد، اما ساندرلند با نتیجه ۳ بر یک شکست خورد و نایب‌قهرمان شد. این مدافع انگلیسی پس از پایان همکاری با ساندرلند در تابستان ۲۰۱۶، در سپتامبر همان سال به بلکبرن روورز پیوست. او در کنار حضور در تیم اصلی، در فعالیت‌های مربیگری تیم زیر ۲۳ سال باشگاه نیز مشارکت داشت. براون در نخستین مسابقه خود برای بلکبرن مقابل ردینگ موفق به گلزنی شد، هرچند تیمش آن دیدار را با نتیجه ۳ بر ۲ واگذار کرد. پس از یک فصل حضور در بلکبرن، او در اوت ۲۰۱۷ راهی فوتبال هند شد و به کرالا بلاسترز پیوست؛ تیمی که در آغاز آن فصل رنه مولنستین، از مربیان سابق منچستریونایتد، هدایتش را بر عهده داشت. براون در فصل ۲۰۱۸-۲۰۱۷ سوپرلیگ هند ۱۴ بازی انجام داد و یک گل به ثمر رساند. این باشگاه آخرین تیم دوران حرفه‌ای او بود و براون در سال ۲۰۱۸ به دوران بازی خود پایان داد. براون در سطح ملی نیز سابقه حضور در تیم‌های پایه و بزرگسالان انگلیس را داشت. او نخستین بازی ملی بزرگسالان خود را در ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ مقابل مجارستان انجام داد و در فهرست تیم ملی انگلیس برای جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن قرار گرفت، هرچند در مسابقات آن تورنمنت به میدان نرفت. براون در مجموع ۲۳ بازی ملی برای انگلیس انجام داد و یک گل به ثمر رساند. تنها گل ملی او در ۲۰ اوت ۲۰۰۸، در مسابقه دوستانه مقابل جمهوری چک با ضربه سر به ثمر رسید. او در سال ۲۰۱۰ و پس از آخرین حضور ملی خود مقابل مصر، از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد. براون پس از بازنشستگی از فوتبال حرفه‌ای، فعالیت خود را در حوزه رسانه و برنامه‌های مرتبط با منچستریونایتد ادامه داد. او به‌عنوان کارشناس در برنامه‌های تلویزیون اختصاصی باشگاه، از جمله شبکه باشگاهی منچستریونایتد، حضور داشته و در برنامه‌ها و فعالیت‌های اجتماعی بنیاد خیریه باشگاه نیز مشارکت کرده است. براون اگرچه به دلیل مصدومیت‌ها نتوانست در تمام دوران حرفه‌ای خود بازیکنی ثابت باشد، اما با حضور طولانی‌مدت در منچستریونایتد، مشارکت در دو دوره قهرمانی اروپا و عملکرد مؤثر در فینال سال ۲۰۰۸، جایگاه مشخصی در تاریخ باشگاه به دست آورد.

مطالعه بیشتر
تولد اسکات پارکر
تولد

تولد اسکات پارکر

اسکات پارکر (Scott Parker) با نام کامل اسکات متیو پارکر، ۱۳ اکتبر ۱۹۸۰ در منطقه لمبث شهر لندن انگلستان متولد شد. او فوتبالیست سابق و مربی انگلیسی است که در دوران بازی در پست هافبک میانی و دفاعی فعالیت می‌کرد و پیراهن تیم‌هایی مانند چارلتون اتلتیک، چلسی، نیوکاسل یونایتد، وستهم یونایتد، تاتنهام و فولام را بر تن داشت. پارکر در سال ۲۰۱۱ به انتخاب اتحادیه نویسندگان فوتبال انگلیس، عنوان بهترین بازیکن سال این کشور را به دست آورد و در ادامه دوران حرفه‌ای خود نیز به‌عنوان مربی، سه تیم مختلف را به لیگ برتر انگلیس رساند. پارکر فوتبال را از دوران کودکی آغاز کرد و در سال ۱۹۹۰ به مجموعه بازیکنان پایه چارلتون اتلتیک پیوست. او در نوجوانی استعداد قابل توجهی در کنترل توپ و مهارت‌های فردی نشان داد و مدتی نیز در مدرسه ملی فوتبال لیلشال، از مراکز مهم پرورش استعدادهای جوان انگلیس، آموزش دید. پارکر در سال ۱۹۹۴ و در ۱۳ سالگی، با نمایش مهارت حفظ توپ در یک آگهی تلویزیونی مرتبط با جام جهانی فوتبال شناخته شد. با این حال، مسیر اصلی پیشرفت او از آکادمی چارلتون و حضور در رقابت‌های فوتبال پایه انگلیس شکل گرفت. او در اوت ۱۹۹۷، در حالی که هنوز ۱۷ سال نداشت، نخستین بازی رسمی خود را برای تیم بزرگسالان چارلتون مقابل بری انجام داد. پس از صعود چارلتون به لیگ برتر، پارکر در فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ نخستین تجربه‌های حضور در بالاترین سطح فوتبال انگلیس را به دست آورد. او در سال ۲۰۰۰ برای مدتی کوتاه به‌صورت قرضی راهی نوریچ سیتی شد و پس از بازگشت، به یکی از بازیکنان اصلی خط میانی چارلتون تبدیل شد. دوندگی مداوم، قدرت بازیابی توپ و توانایی انتقال سریع بازی از دفاع به حمله از ویژگی‌های مهم فوتبال او در آن دوران بود. عملکرد پارکر در چارلتون باعث شد چلسی در ژانویه ۲۰۰۴ برای جذب او اقدام کند. این انتقال با رقمی در حدود ۱۰ میلیون پوند انجام شد و پارکر فرصت حضور در یکی از تیم‌های مطرح فوتبال انگلیس را به دست آورد. او در پایان فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ جایزه بهترین بازیکن جوان سال انگلیس را از اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای دریافت کرد. با این حال، رقابت سنگین در خط میانی چلسی و مشکلات جسمانی، فرصت حضور منظم در ترکیب اصلی را محدود کرد. چلسی در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۴ قهرمان لیگ برتر شد، اما پارکر در آن فصل تنها چهار مسابقه لیگ انجام داد و نقش محدودی در آن قهرمانی داشت. پارکر در تابستان ۲۰۰۵ به نیوکاسل یونایتد پیوست و در این باشگاه فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرد. او در طول دو فصل حضور در نیوکاسل، به یکی از نفرات مهم خط میانی تبدیل شد و مسئولیت کاپیتانی تیم را نیز بر عهده گرفت. در ژوئن ۲۰۰۷، پارکر با انتقال به وستهم یونایتد به لندن بازگشت؛ انتقالی که آغاز یکی از موفق‌ترین دوره‌های فردی دوران بازی او بود. پارکر در وستهم به‌تدریج به یکی از رهبران تیم در زمین تبدیل شد و با وجود تغییرات کادر فنی و مشکلات نتایج باشگاه، عملکرد فردی باثباتی داشت. او در سه سال متوالی ۲۰۰۹، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ از سوی هواداران وستهم به‌عنوان بهترین بازیکن سال باشگاه انتخاب شد. فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۰ نقطه اوج دوران حضور او در وستهم بود. پارکر در آن فصل با انجام ۳۲ بازی و به ثمر رساندن پنج گل در لیگ برتر، یکی از برجسته‌ترین بازیکنان تیم به شمار می‌رفت. عملکرد او باعث شد در آوریل ۲۰۱۱ جایزه بهترین بازیکن سال انگلیس به انتخاب اتحادیه نویسندگان فوتبال را دریافت کند؛ افتخاری که با وجود سقوط وستهم به دسته پایین‌تر در پایان همان فصل به دست آمد. پس از سقوط وستهم، پارکر در اوت ۲۰۱۱ به تاتنهام پیوست و بار دیگر فرصت رقابت در بالاترین سطح فوتبال انگلیس را پیدا کرد. او در فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۱ با بازی‌های منظم در خط میانی تاتنهام، در کنار بازیکنانی مانند لوکا مودریچ و گرت بیل حضور داشت و به تیم کمک کرد در رتبه چهارم لیگ برتر قرار بگیرد. پارکر در پایان آن فصل به تیم منتخب سال لیگ برتر انگلیس به انتخاب اتحادیه بازیکنان حرفه‌ای راه یافت. او طی دوران بازی خود همچنین دو بار عنوان بهترین بازیکن ماه لیگ برتر را در فوریه و نوامبر ۲۰۱۱ کسب کرد. پارکر سابقه بازی در رده‌های مختلف تیم ملی انگلیس را داشت و نخستین حضور خود در تیم ملی بزرگسالان را در ۱۶ نوامبر ۲۰۰۳ برابر دانمارک تجربه کرد. او پس از چند سال حضور پراکنده در تیم ملی، در سال ۲۰۱۱ دوباره به ترکیب انگلیس بازگشت و به یکی از هافبک‌های مورد اعتماد کادر فنی تبدیل شد. پارکر در سال ۲۰۱۱ از سوی هواداران به‌عنوان بهترین بازیکن سال تیم ملی انگلیس انتخاب شد و در ۲۹ فوریه ۲۰۱۲، در مسابقه دوستانه مقابل هلند در ورزشگاه ومبلی، بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بست. مهم‌ترین تورنمنت ملی پارکر، جام ملت‌های اروپا ۲۰۱۲ در لهستان و اوکراین بود. او زیر نظر روی هاجسون در هر چهار مسابقه انگلیس از ابتدا به میدان رفت و در کنار استیون جرارد زوج خط میانی تیم را تشکیل داد. انگلیس در مرحله گروهی با فرانسه مساوی کرد و برابر سوئد و اوکراین به پیروزی رسید، اما در مرحله یک‌چهارم نهایی پس از تساوی بدون گل مقابل ایتالیا در ضربات پنالتی حذف شد. پارکر در مجموع ۱۸ بازی ملی برای انگلیس انجام داد و موفق به گلزنی نشد. آخرین حضور او در تیم ملی در مارس ۲۰۱۳ مقابل سن‌مارینو ثبت شد. پارکر در اوت ۲۰۱۳ از تاتنهام به فولام پیوست و چهار فصل پایانی دوران حرفه‌ای خود را در این باشگاه سپری کرد. او پس از سقوط فولام از لیگ برتر در سال ۲۰۱۴ نیز در این تیم باقی ماند و در رقابت‌های چمپیونشیپ انگلیس به بازی ادامه داد. پارکر که در سال‌های پایانی دوران بازی بازوبند کاپیتانی فولام را بر عهده داشت، سرانجام در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۷ و در ۳۶ سالگی، پایان دوران بازی حرفه‌ای خود را اعلام کرد. او در مجموع ۲۴ گل در مسابقات لیگ برتر انگلیس به ثمر رساند. پارکر بلافاصله پس از بازنشستگی وارد دنیای مربیگری شد و در ژوئیه ۲۰۱۷ مسئولیت هدایت تیم زیر ۱۸ سال تاتنهام را پذیرفت. او سپس به کادر فنی فولام پیوست و پس از جدایی کلودیو رانیری در فوریه ۲۰۱۹، ابتدا به‌عنوان سرمربی موقت و سپس به‌صورت دائمی هدایت تیم اصلی را بر عهده گرفت. نخستین موفقیت مهم مربیگری پارکر در فصل ۲۰۲۰-۲۰۱۹ رقم خورد؛ زمانی که فولام در فینال پلی‌آف چمپیونشیپ با نتیجه ۲ بر یک برنتفورد را شکست داد و به لیگ برتر صعود کرد. با این حال، فولام در فصل بعد نتوانست در لیگ برتر باقی بماند. پارکر در ژوئن ۲۰۲۱ هدایت بورنموث را پذیرفت و در نخستین فصل حضور خود، با کسب عنوان نایب‌قهرمانی چمپیونشیپ در فصل ۲۰۲۲-۲۰۲۱، این تیم را به لیگ برتر رساند. همکاری او با بورنموث در اوت ۲۰۲۲ و پس از شروع دشوار فصل جدید پایان یافت. پارکر در دسامبر همان سال به‌عنوان سرمربی کلوب بروژ بلژیک انتخاب شد و برای نخستین بار تجربه مربیگری باشگاهی خارج از انگلیس را به دست آورد. با این حال، دوران حضور او در بلژیک کوتاه بود و در مارس ۲۰۲۳، پس از حذف سنگین کلوب بروژ مقابل بنفیکا در مرحله یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، از این باشگاه جدا شد. در ژوئیه ۲۰۲۴، باشگاه برنلی پارکر را به‌عنوان جانشین وینسنت کمپانی انتخاب کرد. او در نخستین فصل حضور خود، برنلی را به یکی از منظم‌ترین تیم‌های دفاعی چمپیونشیپ تبدیل کرد. برنلی در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ با کسب ۱۰۰ امتیاز، ثبت ۳۰ مسابقه بدون گل خورده و یک دوره ۳۳ مسابقه شکست‌ناپذیری، نایب‌قهرمان چمپیونشیپ شد و به لیگ برتر صعود کرد. این موفقیت، سومین صعود پارکر به لیگ برتر به‌عنوان سرمربی، پس از فولام و بورنموث بود. با وجود موفقیت در چمپیونشیپ، برنلی در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ نتوانست نتایج مشابهی در لیگ برتر کسب کند. سقوط تیم در آوریل ۲۰۲۶ و شکست مقابل منچسترسیتی، پایان حضور برنلی در سطح اول فوتبال انگلیس را قطعی کرد. در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶، باشگاه برنلی رسماً اعلام کرد که همکاری با پارکر با توافق دوطرفه پایان یافته است. تا اکتبر ۲۰۲۶، آخرین دوره تأییدشده مربیگری باشگاهی او حضور در برنلی است. اسکات پارکر در دوران بازی با ویژگی‌هایی مانند تلاش مداوم، مسئولیت‌پذیری دفاعی، قدرت رهبری و حفظ تعادل خط میانی شناخته می‌شد. جایزه بهترین بازیکن سال انگلیس در ۲۰۱۱، سه عنوان بهترین بازیکن سال وستهم، حضور در یورو ۲۰۱۲ و کاپیتانی تیم ملی انگلیس، از مهم‌ترین دستاوردهای فردی او هستند. در دوران مربیگری نیز سه صعود با سه باشگاه مختلف به لیگ برتر انگلیس، بخش مهمی از کارنامه حرفه‌ای او را تشکیل می‌دهد.

مطالعه بیشتر
تولد رولف روسمان
تولد

تولد رولف روسمان

رولف روسمان (Rolf Russmann) با نام کامل رولف دیتر روسمان، ۱۳ اکتبر ۱۹۵۰ در شهر شولم در آلمان غربی متولد شد. او مدافع سابق تیم ملی آلمان غربی بود که بخش عمده دوران حرفه‌ای خود را در شالکه ۰۴ و بوروسیا دورتموند گذراند. قهرمانی جام حذفی آلمان در سال ۱۹۷۲، دو نایب‌قهرمانی بوندس‌لیگا با شالکه و حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین از مهم‌ترین افتخارات او به شمار می‌روند. روسمان پس از پایان دوران بازی، در مدیریت باشگاه‌های مطرح فوتبال آلمان نیز فعالیت کرد. روسمان فوتبال را در رده‌های پایه باشگاه زادگاهش، اف‌سی شولم ۰۶، آغاز کرد و در سال ۱۹۶۹ به شالکه ۰۴ پیوست. او نخستین مسابقه خود در بوندس‌لیگا را ۲۹ نوامبر ۱۹۶۹ مقابل هامبورگ انجام داد؛ مسابقه‌ای که در دقیقه ۷۰ وارد زمین شد. این مدافع جوان به‌تدریج به یکی از بازیکنان اصلی خط دفاعی شالکه تبدیل شد و به‌ویژه در نبردهای هوایی و ضربات سر مهارت داشت. نخستین موفقیت بزرگ دوران حرفه‌ای روسمان در فصل ۱۹۷۲-۱۹۷۱ رقم خورد. شالکه با هدایت ایویکا هوروات و حضور بازیکنانی مانند کلاوس فیشر و راینهارد لیبودا به نایب‌قهرمانی بوندس‌لیگا رسید و جام حذفی آلمان را نیز فتح کرد. شالکه در فینال جام حذفی با نتیجه ۵ بر صفر کایزرسلاترن را شکست داد و یکی از مهم‌ترین قهرمانی‌های تاریخ خود را جشن گرفت. دوران حضور روسمان در شالکه با یکی از جنجال‌های بزرگ تاریخ فوتبال آلمان نیز همراه شد. او از بازیکنانی بود که در پرونده تبانی مسابقات بوندس‌لیگا در اوایل دهه ۱۹۷۰ با محرومیت روبه‌رو شدند. این پرونده باعث وقفه در دوران بازی او در آلمان شد و روسمان در سال ۱۹۷۳ برای مدتی کوتاه به کلوب بروژ بلژیک رفت. او پس از بازگشت و رفع محرومیت بار دیگر با پیراهن شالکه در بوندس‌لیگا به میدان رفت. روسمان در ادامه دهه ۱۹۷۰ جایگاه خود را در ترکیب شالکه حفظ کرد و در فصل ۱۹۷۷-۱۹۷۶ برای دومین بار همراه این تیم نایب‌قهرمان بوندس‌لیگا شد. او در مجموع ۳۰۴ بازی بوندس‌لیگا برای شالکه انجام داد و ۳۰ گل به ثمر رساند؛ آماری قابل توجه برای بازیکنی که وظیفه اصلی او حضور در قلب خط دفاعی بود. روسمان بعدها با رأی هواداران شالکه در سال ۱۹۹۹ به تیم منتخب قرن باشگاه راه یافت. در سطح ملی، روسمان نخستین بار ۳۰ آوریل ۱۹۷۷ در پیروزی ۲ بر یک آلمان غربی مقابل یوگسلاوی به میدان رفت. او با عملکرد خود به ترکیب تیم ملی راه پیدا کرد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، یکی از بازیکنان اصلی تیم تحت هدایت هلموت شون بود. روسمان در هر ۶ مسابقه آلمان غربی در این جام حضور داشت، اما مدافع عنوان قهرمانی جهان نتوانست از مرحله دوم گروهی صعود کند. یکی از مهم‌ترین مسابقات دوران ملی روسمان، شکست ۳ بر ۲ آلمان غربی مقابل اتریش در ۲۱ ژوئن ۱۹۷۸ بود؛ دیداری تاریخی که به شکست کوردوبا شهرت یافت و باعث حذف آلمان غربی از جام جهانی شد. روسمان در مجموع ۲۰ مسابقه ملی انجام داد و یک گل به ثمر رساند. تنها گل ملی او در ۸ مارس ۱۹۷۸ مقابل اتحاد جماهیر شوروی به ثمر رسید و پیروزی یک بر صفر آلمان غربی را رقم زد. روسمان در دسامبر ۱۹۸۰ پس از بیش از یک دهه حضور در شالکه، به رقیب منطقه‌ای این باشگاه یعنی بوروسیا دورتموند پیوست. مشکلات مالی شالکه از عوامل این انتقال بود. او در پنج فصل حضور در دورتموند ۱۴۹ مسابقه بوندس‌لیگا انجام داد و ۱۸ گل به ثمر رساند. روسمان در سال‌های پایانی دوران بازی کاپیتان دورتموند نیز بود و سرانجام در تابستان ۱۹۸۵ فوتبال حرفه‌ای را کنار گذاشت. مجموع آمار او در بوندس‌لیگا به ۴۵۳ بازی و ۴۸ گل رسید. پس از پایان دوران بازی، روسمان وارد مدیریت باشگاهی شد. او در سال ۱۹۸۷ برای مدتی کوتاه مسئولیت مدیریتی در شالکه را بر عهده گرفت و سپس از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ در ساختار مدیریتی بوروسیا مونشن‌گلادباخ فعالیت کرد. مونشن‌گلادباخ در دوران مدیریت او و با هدایت برنت کراوس، در سال ۱۹۹۵ قهرمان جام حذفی آلمان شد. روسمان در فوریه ۲۰۰۱ به مدیریت اشتوتگارت رسید و تا دسامبر ۲۰۰۲ در این باشگاه حضور داشت. او در سال‌های بعد نیز در فعالیت‌های مربوط به توسعه فوتبال پایه مشارکت کرد. رولف روسمان در ۲ اکتبر ۲۰۰۹، تنها ۱۱ روز مانده به پنجاه‌ونهمین سالروز تولدش، در ۵۸ سالگی درگذشت. او از چهره‌های مهم تاریخ شالکه ۰۴ به شمار می‌رود و علاوه بر حضور در تیم منتخب قرن باشگاه، نامش بر یکی از محوطه‌های ورزشی شهر گلزنکیرشن گذاشته شده است. قهرمانی جام حذفی ۱۹۷۲، حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ و بیش از ۴۵۰ مسابقه بوندس‌لیگا، بخش اصلی میراث ورزشی این مدافع آلمانی را تشکیل می‌دهند.

مطالعه بیشتر
تولد گابریل آگبونلاهور
تولد

تولد گابریل آگبونلاهور

گابریل آگبونلاهور (Gabriel Agbonlahor) با نام کامل گابریل ایموئتینیان آگبونلاهور، ۱۳ اکتبر ۱۹۸۶ در منطقه اردینگتون شهر بیرمنگام انگلستان متولد شد. او مهاجم سابق تیم ملی انگلیس و یکی از چهره‌های شاخص باشگاه استون ویلا در دهه‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ است که در پست‌های مهاجم مرکزی و وینگر بازی می‌کرد. آگبونلاهور تقریباً تمام دوران حرفه‌ای خود را در استون ویلا گذراند و سال‌ها رکورددار گلزنی این باشگاه در لیگ برتر انگلیس بود. نایب‌قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال ۲۰۱۰، نایب‌قهرمانی جام حذفی در سال ۲۰۱۵ و حضور در تیم ملی بزرگسالان انگلیس از مهم‌ترین دستاوردهای دوران بازی او به شمار می‌روند. آگبونلاهور از دوران کودکی وارد آکادمی استون ویلا شد و مراحل پیشرفت خود را در تیم‌های پایه این باشگاه سپری کرد. او که از نوجوانی به دلیل سرعت زیاد، قدرت نفوذ به پشت مدافعان و توانایی بازی در چند پست هجومی مورد توجه قرار گرفته بود، در سال ۲۰۰۵ برای کسب تجربه به‌صورت قرضی راهی واتفورد و سپس شفیلد ونزدی شد. این دو دوره کوتاه به او فرصت داد تا پیش از ورود به ترکیب اصلی استون ویلا، فوتبال بزرگسالان را تجربه کند. نخستین بازی رسمی آگبونلاهور برای تیم اصلی استون ویلا در ۱۸ مارس ۲۰۰۶، مقابل اورتون در لیگ برتر انگلیس رقم خورد. او در همان مسابقه نخست موفق به گلزنی شد، هرچند استون ویلا با نتیجه ۴ بر یک شکست خورد. پس از این شروع امیدوارکننده، آگبونلاهور به‌تدریج جایگاه خود را در تیم تثبیت کرد و با حضور مارتین اونیل روی نیمکت استون ویلا، به یکی از مهره‌های مهم برنامه‌های هجومی باشگاه تبدیل شد. در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶، آگبونلاهور به بازیکنی ثابت در خط حمله استون ویلا تبدیل شد. توانایی او برای بازی در کناره‌های زمین و مرکز خط حمله، انعطاف تاکتیکی بیشتری به تیم می‌داد. در فصل بعد، همکاری او با اشلی یانگ و جان کارو یکی از مؤثرترین خطوط هجومی استون ویلا در آن سال‌ها را شکل داد. آگبونلاهور در فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ با گل‌های مهم خود، از جمله گل پیروزی مقابل بیرمنگام سیتی در دربی شهر بیرمنگام، نقش قابل توجهی در نتایج تیم داشت. او در نوامبر ۲۰۰۷ عنوان بهترین بازیکن ماه لیگ برتر انگلیس را نیز به دست آورد. یکی از به‌یادماندنی‌ترین نمایش‌های دوران حرفه‌ای آگبونلاهور در ۱۷ اوت ۲۰۰۸، در نخستین هفته فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸ لیگ برتر رقم خورد. استون ویلا در ورزشگاه ویلا پارک با نتیجه ۴ بر ۲ منچسترسیتی را شکست داد و آگبونلاهور با ثبت سه گل در فاصله تنها هفت دقیقه، نقش اصلی را در این پیروزی ایفا کرد. او گل‌های خود را با ضربه سر و هر دو پا به ثمر رساند و یک هت‌تریک کامل ثبت کرد. این مسابقه یکی از مهم‌ترین نمایش‌های انفرادی دوران حضورش در استون ویلا بود. آگبونلاهور در سه فصل متوالی از ۲۰۰۸-۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰-۲۰۰۹، همراه استون ویلا به رتبه ششم لیگ برتر انگلیس رسید. در این دوره، استون ویلا با هدایت مارتین اونیل برای کسب سهمیه رقابت‌های اروپایی رقابت می‌کرد و آگبونلاهور از بازیکنان اصلی تیم بود. بهترین فصل گلزنی او در لیگ برتر، فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ بود که ۱۳ گل به ثمر رساند. یکی از مهم‌ترین گل‌های آن فصل، ضربه سر او مقابل منچستریونایتد در اولدترافورد بود که پیروزی یک بر صفر استون ویلا را رقم زد؛ نخستین برد خارج از خانه این باشگاه مقابل منچستریونایتد در لیگ از سال ۱۹۸۳. در همان فصل، استون ویلا به فینال جام اتحادیه انگلیس رسید و در ۲۸ فوریه ۲۰۱۰ در ورزشگاه ومبلی مقابل منچستریونایتد قرار گرفت. استون ویلا ابتدا با گل جیمز میلنر از روی نقطه پنالتی پیش افتاد، اما منچستریونایتد با گل‌های مایکل اوون و وین رونی بازی را با نتیجه ۲ بر یک به سود خود پایان داد. این نایب‌قهرمانی از مهم‌ترین دستاوردهای تیمی آگبونلاهور بود. او در سال ۲۰۱۵ نیز همراه استون ویلا به فینال جام حذفی انگلیس رسید، اما تیمش با نتیجه ۴ بر صفر مقابل آرسنال شکست خورد. آگبونلاهور در آن فینال به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد. آگبونلاهور در سال‌های بعد نیز با وجود تغییرات متعدد کادر فنی، از بازیکنان باسابقه و تأثیرگذار استون ویلا باقی ماند و در مقاطعی بازوبند کاپیتانی تیم را بر بازو بست. او در ۲۹ آوریل ۲۰۱۳، در پیروزی ۶ بر یک برابر ساندرلند، شصت‌ویکمین گل خود در لیگ برتر را به ثمر رساند و با عبور از رکورد ۶۰ گل دوایت یورک، به بهترین گلزن تاریخ استون ویلا در لیگ برتر تبدیل شد. آگبونلاهور در نهایت با ۷۴ گل در ۳۲۲ مسابقه لیگ برتر، سال‌ها این رکورد را حفظ کرد تا اینکه اولی واتکینز در مه ۲۰۲۵ با رسیدن به ۷۵ گل از او پیشی گرفت. در فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۵، استون ویلا پس از یک دوره طولانی حضور در سطح اول فوتبال انگلیس به چمپیونشیپ سقوط کرد. آگبونلاهور با وجود این اتفاق در باشگاه باقی ماند و در دو فصل بعد نیز برای تیم بازی کرد. یکی از آخرین لحظات مهم دوران بازی او در ۲۳ آوریل ۲۰۱۷ رقم خورد؛ زمانی که با ورود به زمین به‌عنوان بازیکن جانشین، گل پیروزی یک بر صفر استون ویلا برابر بیرمنگام سیتی را به ثمر رساند. این پنجمین گل او در دربی‌های رسمی مقابل رقیب همشهری بود و بار دیگر پیوند نامش با یکی از مهم‌ترین رقابت‌های محلی فوتبال انگلیس را نشان داد. آگبونلاهور پس از فصل ۲۰۱۸-۲۰۱۷ و پایان قراردادش، استون ویلا را ترک کرد. آخرین بازی رسمی او برای این باشگاه در دسامبر ۲۰۱۷ انجام شده بود. او پس از جدایی از استون ویلا به تیم دیگری نپیوست و سرانجام در ۲۷ مارس ۲۰۱۹، در ۳۲ سالگی، بازنشستگی رسمی خود از فوتبال حرفه‌ای را اعلام کرد. آگبونلاهور در مجموع ۳۹۱ مسابقه رسمی با پیراهن استون ویلا انجام داد و ۸۶ گل به ثمر رساند. او در پیام خداحافظی خود تأکید کرد که تمایلی به بازی مقابل باشگاهی که از کودکی به آن تعلق داشته، نداشته است. در سطح ملی، آگبونلاهور سابقه حضور در تیم زیر ۲۱ سال انگلیس را داشت و در مسابقات قهرمانی زیر ۲۱ سال اروپا در سال ۲۰۰۹ نیز شرکت کرد. انگلیس در آن تورنمنت به فینال رسید، اما آگبونلاهور به دلیل محرومیت نتوانست در مسابقه پایانی برابر آلمان بازی کند. انگلیس در فینال با نتیجه ۴ بر صفر شکست خورد و نایب‌قهرمان شد. نخستین بازی آگبونلاهور برای تیم ملی بزرگسالان انگلیس در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸ و در دیدار دوستانه برابر آلمان در برلین انجام شد. انگلیس آن مسابقه را با نتیجه ۲ بر یک پیروز شد و آگبونلاهور از ابتدا در ترکیب تیم فابیو کاپلو حضور داشت. او در ادامه مقابل اسپانیا و بلاروس نیز به میدان رفت و آخرین بازی ملی خود را در ۱۴ اکتبر ۲۰۰۹ انجام داد. کارنامه ملی او در رده بزرگسالان با ۳ مسابقه و بدون گل به پایان رسید و با وجود حضور در برنامه‌های تیم ملی، موفق به شرکت در مرحله نهایی جام جهانی یا جام ملت‌های اروپا نشد. پس از پایان دوران بازی، آگبونلاهور فعالیت خود را به‌عنوان کارشناس و مجری برنامه‌های فوتبالی آغاز کرد. او در رسانه‌های ورزشی انگلیس، به‌ویژه شبکه رادیویی و رسانه‌ای تاک‌اسپورت، به تحلیل مسابقات، بررسی عملکرد بازیکنان و باشگاه‌ها و گفت‌وگو درباره رویدادهای لیگ برتر پرداخت. او تا اکتبر ۲۰۲۶ همچنان از چهره‌های فعال برنامه‌های این رسانه، از جمله برنامه صبحگاهی تاک‌اسپورت، به شمار می‌رود. گابریل آگبونلاهور اگرچه در دوران بازی موفق به فتح جام بزرگی با استون ویلا نشد، اما با وفاداری طولانی‌مدت به این باشگاه، گلزنی در مسابقات مهم، نقش‌آفرینی در دربی‌های بیرمنگام و ثبت رکورد گلزنی در لیگ برتر، جایگاه مشخصی در تاریخ معاصر استون ویلا به دست آورد. سرعت بالا، فرارهای مستقیم پشت خط دفاع و توانایی استفاده از فضاهای خالی از ویژگی‌های اصلی سبک بازی او بودند و نامش همچنان با یکی از نسل‌های موفق استون ویلا در فوتبال انگلیس پیوند خورده است.

مطالعه بیشتر
تولد مامادو نیانگ
تولد

تولد مامادو نیانگ

مامادو نیانگ (Mamadou Niang) با نام کامل مامادو حمیدو نیانگ، ۱۳ اکتبر ۱۹۷۹ در شهر ماتام سنگال متولد شد. او مهاجم سابق تیم ملی سنگال است که بخش مهمی از دوران حرفه‌ای خود را در فوتبال فرانسه، به‌ویژه المپیک مارسی، سپری کرد. نیانگ با مارسی در سال ۲۰۱۰ قهرمان لیگ فرانسه شد و با ۱۸ گل عنوان آقای گلی همان فصل را به دست آورد. قهرمانی لیگ ترکیه با فنرباغچه در سال ۲۰۱۱ و فتح لیگ قهرمانان آسیا با السد قطر در همان سال، از دیگر افتخارات مهم این مهاجم سنگالی به شمار می‌روند. او همچنین با ثبت ۱۰۰ گل در ۲۵۸ مسابقه لیگ یک فرانسه، در صدر جدول گلزنان سنگالی تاریخ این رقابت‌ها قرار گرفته است. نیانگ در کودکی همراه خانواده‌اش به فرانسه مهاجرت کرد و در شهر لوآور بزرگ شد. او فوتبال را در تیم‌های محلی این شهر آغاز کرد و سپس به مجموعه فوتبال پایه باشگاه لوآور راه یافت. نیانگ پس از دوره‌ای حضور در تیم سن‌آندره‌له‌ورژه، به تروا پیوست و مسیر خود را برای ورود به فوتبال حرفه‌ای ادامه داد. نخستین مسابقه او در بالاترین سطح فوتبال فرانسه در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۰، مقابل المپیک مارسی رقم خورد. او در سال‌های ابتدایی دوران بازی برای تثبیت جایگاه خود تلاش می‌کرد و هنوز به مهاجمی شناخته‌شده تبدیل نشده بود. نقطه عطف نخست زندگی فوتبالی نیانگ در سال ۲۰۰۳ و هنگام انتقال قرضی به متز رقم خورد. او در نیم‌فصل حضور در این باشگاه، زیر نظر ژان فرناندز پیشرفت قابل توجهی داشت و با به ثمر رساندن پنج گل در ۱۲ مسابقه لیگ دسته دوم، به صعود متز به لیگ یک کمک کرد. این عملکرد باعث شد استراسبورگ در تابستان ۲۰۰۳ او را جذب کند. نیانگ در دو فصل حضور در استراسبورگ، ۲۱ گل در ۵۶ مسابقه لیگ یک به ثمر رساند و توانایی خود را در گلزنی و بازی در خط حمله نشان داد. یکی از نخستین افتخارات مهم نیانگ در استراسبورگ به دست آمد. این تیم در ۳۰ آوریل ۲۰۰۵ در فینال جام اتحادیه فرانسه با نتیجه ۲ بر یک کان را شکست داد و قهرمان شد. نیانگ در دقیقه ۳۹ با ضربه سر گل نخست استراسبورگ را به ثمر رساند و در کسب این جام نقش مستقیمی داشت. موفقیت او در استراسبورگ توجه باشگاه‌های بزرگ‌تر را جلب کرد و در ژوئیه ۲۰۰۵، با قراردادی به ارزش تقریبی هفت میلیون یورو به المپیک مارسی پیوست. او در مارسی بار دیگر با ژان فرناندز، مربی سابق خود در متز، همکاری کرد. نیانگ خیلی زود به یکی از بازیکنان اصلی خط حمله مارسی تبدیل شد. سرعت، قدرت بدنی، دریبل‌زنی و توانایی حرکت از کناره‌ها به مرکز محوطه جریمه، از ویژگی‌های شاخص سبک بازی او بودند. نیانگ در نخستین فصل حضورش در مارسی ۱۰ گل در لیگ فرانسه به ثمر رساند و در ادامه توانست آمار گلزنی خود را بهبود دهد. مارسی در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ به نایب‌قهرمانی لیگ یک رسید و در فینال جام حذفی نیز مقابل سوشو شکست خورد. نیانگ در فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ با ۱۸ گل در لیگ، یکی از مؤثرترین مهاجمان رقابت‌ها بود و در مسابقات اروپایی نیز برای مارسی گلزنی کرد. در سال‌های بعد، نیانگ به یکی از چهره‌های اصلی المپیک مارسی تبدیل شد و بازوبند کاپیتانی تیم را نیز بر بازو بست. او در کنار بازیکنانی مانند حاتم بن‌عرفا، متیو والبوئنا، بنوا شرو، استیو مانداندا و لوریک کانا، از اعضای نسل موفق این باشگاه بود. مارسی در فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸ با هدایت اریک گرتس نایب‌قهرمان لیگ فرانسه شد و نیانگ بار دیگر نقش مهمی در خط حمله داشت. حضور در لیگ قهرمانان اروپا و جام یوفا نیز به او فرصت داد تا مقابل باشگاه‌های مطرح فوتبال اروپا بازی کند. اوج موفقیت نیانگ در مارسی در فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ رقم خورد. با حضور دیدیه دشان روی نیمکت این تیم، مارسی پس از ۱۸ سال انتظار دوباره قهرمان لیگ فرانسه شد. نیانگ در آن فصل با انجام ۳۲ مسابقه و به ثمر رساندن ۱۸ گل، عنوان آقای گل لیگ یک را کسب کرد و یکی از مؤثرترین بازیکنان تیم قهرمان بود. مارسی همچنین در ۲۷ مارس ۲۰۱۰ با پیروزی ۳ بر یک برابر بوردو در فینال جام اتحادیه، نخستین جام مهم خود پس از سال ۱۹۹۳ را به دست آورد. نیانگ در آن مسابقه در ترکیب اصلی حضور داشت، اما در نیمه دوم به دلیل مصدومیت تعویض شد. او در پایان فصل، به‌عنوان کاپیتان مارسی جام قهرمانی لیگ فرانسه را بالای سر برد. نیانگ طی پنج فصل حضور در المپیک مارسی به یکی از مهاجمان مهم تاریخ معاصر باشگاه تبدیل شد. او در مجموع ۲۲۷ مسابقه رسمی برای مارسی انجام داد و ۱۰۰ گل در تمام رقابت‌ها به ثمر رساند. این مهاجم سنگالی در پنج فصل متوالی از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ بهترین گلزن باشگاه در لیگ فرانسه بود. عملکرد او در فصل قهرمانی ۲۰۱۰ باعث شد نامش در کنار دیگر مهاجمان برجسته تاریخ مارسی قرار بگیرد و به یکی از چهره‌های محبوب هواداران این باشگاه تبدیل شود. در اوت ۲۰۱۰، نیانگ پس از قهرمانی و کسب عنوان آقای گلی لیگ فرانسه، با انتقالی به ارزش تقریبی هشت میلیون یورو راهی فنرباغچه ترکیه شد. او در نخستین و تنها فصل کامل خود در این باشگاه، ۲۹ مسابقه سوپرلیگ ترکیه انجام داد و ۱۵ گل به ثمر رساند. نیانگ در کنار بازیکنانی مانند الکس د سوزا، امـره بلوزاوغلو و موسا سو از عناصر مهم خط حمله فنرباغچه بود و در پایان فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۰ همراه این تیم قهرمان لیگ ترکیه شد. نیانگ در سپتامبر ۲۰۱۱ به السد قطر پیوست و خیلی زود یکی از مهم‌ترین قهرمانی‌های دوران بازی خود را تجربه کرد. السد در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۱ با هدایت خورخه فوساتی به فینال رسید و نیانگ در مسیر این موفقیت نقش قابل توجهی داشت. او در دیدار برگشت مرحله یک‌چهارم نهایی برابر سپاهان ایران گل مهمی به ثمر رساند و در نیمه‌نهایی مقابل سوون سامسونگ کره جنوبی نیز گلزنی کرد. در فینال ۵ نوامبر ۲۰۱۱ برابر چونبوک هیوندای کره جنوبی، نیانگ از ابتدا به میدان رفت و پس از تساوی ۲ بر ۲ در وقت قانونی و اضافه، نخستین ضربه پنالتی السد را به گل تبدیل کرد. تیم قطری در نهایت با نتیجه ۴ بر ۲ در ضربات پنالتی پیروز شد و قهرمان آسیا شد. این قهرمانی باعث شد نیانگ همراه السد در جام باشگاه‌های جهان ۲۰۱۱ ژاپن نیز حضور داشته باشد. السد در نخستین مسابقه خود الترجي تونس را با نتیجه ۲ بر یک شکست داد، اما در نیمه‌نهایی با نتیجه ۴ بر صفر مغلوب بارسلونای تحت هدایت پپ گواردیولا شد. تیم قطری در دیدار رده‌بندی پس از تساوی بدون گل برابر کاشیوا ریسول ژاپن، در ضربات پنالتی به پیروزی رسید و مقام سوم جهان را به دست آورد. نیانگ در همان فصل با السد حضور در سطح فوتبال باشگاهی آسیا و مسابقات جهانی را تجربه کرد. نیانگ در ژانویه ۲۰۱۳ به‌صورت قرضی به بشیکتاش ترکیه پیوست و پس از نیم‌فصل حضور در این تیم، به السد بازگشت. السد در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ قهرمان لیگ ستارگان قطر شد و نیانگ در بخش نخست آن فصل عضو این تیم بود. او در ادامه تا سال ۲۰۱۴ در فوتبال قطر فعالیت کرد و سپس به فرانسه بازگشت. آخرین دوره حضور او در لیگ حرفه‌ای فرانسه با پیراهن آرل-آوینیون در فصل ۲۰۱۵-۲۰۱۴ رقم خورد؛ دوره‌ای که طی آن در رقابت‌های لیگ دسته دوم به میدان رفت. نیانگ پس از این دوره برای مدتی از فوتبال فاصله گرفت، اما در سال ۲۰۱۸ در ۳۸ سالگی به فوتبال دسته‌های پایین‌تر فرانسه بازگشت و به اتلتیکو مارسی پیوست. او در این باشگاه علاوه بر فعالیت فوتبالی، در کادر فنی نیز حضور داشت و برای دریافت مدارک مربیگری اقدام کرد. در سپتامبر ۲۰۱۹، نیانگ به‌عنوان مدیر ورزشی اتلتیکو مارسی انتخاب شد و تجربه فعالیت مدیریتی را نیز به کارنامه خود اضافه کرد. در سطح ملی، نیانگ از سال ۲۰۰۲ برای تیم ملی سنگال به میدان رفت و در چند دوره جام ملت‌های آفریقا حضور داشت. او در جام ملت‌های آفریقا ۲۰۰۴ دو گل مقابل کنیا به ثمر رساند و در جام ملت‌های آفریقا ۲۰۰۶ نیز یکی از عناصر مهم خط حمله سنگال بود. نیانگ در مرحله یک‌چهارم نهایی برابر گینه و در نیمه‌نهایی مقابل مصر گلزنی کرد، اما سنگال در نهایت به مقام چهارم رسید. او در دوره‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ این رقابت‌ها نیز حضور داشت و آخرین دوره بازی‌های ملی‌اش به سال ۲۰۱۲ بازمی‌گردد. با وجود سابقه طولانی در تیم ملی، نیانگ در مرحله نهایی جام جهانی حضور نداشت. مامادو نیانگ در دوران بازی با قدرت نفوذ، سرعت، توانایی گلزنی و عملکرد مؤثر در مسابقات حساس شناخته می‌شد. آقای گلی و قهرمانی لیگ فرانسه با المپیک مارسی، قهرمانی لیگ ترکیه با فنرباغچه، فتح لیگ قهرمانان آسیا با السد و کسب مقام سوم جام باشگاه‌های جهان، او را به یکی از مهاجمان موفق سنگالی در فوتبال باشگاهی اروپا و آسیا تبدیل کرد. رکورد ۱۰۰ گل در لیگ یک فرانسه نیز بخش مهمی از جایگاه تاریخی او در میان فوتبالیست‌های سنگالی است.

مطالعه بیشتر
تولد کاری آرناسون
تولد

تولد کاری آرناسون

کاری آرناسون (Kari Arnason) در ۱۳ اکتبر ۱۹۸۲ در شهر گوتنبرگ سوئد متولد شد. او مدافع سابق تیم ملی فوتبال ایسلند است که در پست‌های مدافع میانی و هافبک دفاعی بازی می‌کرد و سابقه حضور در باشگاه‌هایی مانند دیورگاردن سوئد، پلیموث آرگیل، آبردین، روترهام یونایتد، مالمو و ویکینگور ریکیاویک را دارد. آرناسون از اعضای اصلی نسل تاریخی تیم ملی ایسلند بود که در جام ملت‌های اروپا ۲۰۱۶ به مرحله یک‌چهارم نهایی رسید و در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، نخستین حضور این کشور در مرحله نهایی جام جهانی را تجربه کرد. قهرمانی لیگ و جام حذفی سوئد با دیورگاردن در سال ۲۰۰۵، قهرمانی لیگ سوئد با مالمو در سال ۲۰۱۶ و کسب دوگانه لیگ و جام حذفی ایسلند در سال ۲۰۲۱ از مهم‌ترین افتخارات دوران حرفه‌ای او هستند. آرناسون در خانواده‌ای ایسلندی در سوئد به دنیا آمد و پنج سال نخست زندگی خود را در گوتنبرگ گذراند. پس از بازگشت خانواده به ایسلند، دوران کودکی و نوجوانی او در ریکیاویک سپری شد و فوتبال را در باشگاه ویکینگور آغاز کرد. او از اواخر دهه ۱۹۹۰ در رده‌های پایه این باشگاه حضور داشت و به‌تدریج به تیم بزرگسالان راه پیدا کرد. آرناسون در سال‌های ابتدایی دوران حرفه‌ای، هم‌زمان با حضور در فوتبال باشگاهی ایسلند، برای ادامه تحصیل و بازی فوتبال دانشگاهی به ایالات متحده آمریکا رفت و در دانشگاه‌های گونزاگا و آدلفی فعالیت کرد. این دوره به او کمک کرد تا تجربه بازی در محیط‌های متفاوت فوتبالی را به دست آورد. عملکرد آرناسون در ویکینگور باعث شد باشگاه دیورگاردن سوئد در سال ۲۰۰۴ او را جذب کند. این انتقال نخستین گام مهم او برای ورود به فوتبال حرفه‌ای خارج از ایسلند بود. آرناسون در آن زمان بیشتر در خط میانی بازی می‌کرد و به دلیل قد بلند، قدرت بدنی، مهارت در نبردهای هوایی و توانایی بازی‌خوانی مورد توجه قرار گرفته بود. او در سال ۲۰۰۵ همراه دیورگاردن قهرمان لیگ برتر سوئد شد و جام حذفی این کشور را نیز به دست آورد. کسب این دوگانه، نخستین دوره پرافتخار دوران باشگاهی آرناسون بود. او در ادامه فوتبال خود راهی دانمارک شد و به باشگاه آرهوس پیوست. آرناسون در سال‌های حضور در فوتبال دانمارک، علاوه بر بازی برای آرهوس، دوره‌ای قرضی را نیز در اسبیرگ گذراند. توانایی حضور در پست هافبک دفاعی و قلب خط دفاعی باعث شده بود مربیان در موقعیت‌های مختلف تاکتیکی از او استفاده کنند. آرناسون در سال ۲۰۰۹ تصمیم گرفت فوتبال خود را در بریتانیا ادامه دهد و به پلیموث آرگیل انگلیس پیوست؛ تیمی که در آن زمان در رقابت‌های چمپیونشیپ حضور داشت. آرناسون در دو فصل حضور در پلیموث، تجربه بازی در چمپیونشیپ و لیگ یک انگلیس را به دست آورد. او پس از جدایی از پلیموث در تابستان ۲۰۱۱، به آبردین اسکاتلند منتقل شد و نخستین دوره حضورش در این باشگاه را آغاز کرد. آرناسون در لیگ برتر اسکاتلند عملکرد مناسبی داشت و پس از یک فصل، در تابستان ۲۰۱۲ راهی روترهام یونایتد انگلیس شد؛ انتقالی که آغاز یکی از مهم‌ترین دوره‌های فوتبال باشگاهی او بود. آرناسون در روترهام زیر نظر استیو ایوانز به یکی از بازیکنان اصلی خط دفاعی تبدیل شد و در دو صعود متوالی این باشگاه نقش داشت. روترهام در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ با کسب رتبه دوم لیگ دو انگلیس به لیگ یک صعود کرد و در فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۳ نیز با عبور از مرحله پلی‌آف، به چمپیونشیپ راه یافت. روترهام در فینال پلی‌آف برابر لیتون اورینت پس از تساوی ۲ بر ۲، در ضربات پنالتی به پیروزی رسید. آرناسون در فصل بعد نیز برای روترهام در چمپیونشیپ بازی کرد و به تیم کمک کرد جایگاه خود را در این رقابت‌ها حفظ کند. او در مجموع ۱۱۶ مسابقه لیگ برای روترهام انجام داد و پنج گل به ثمر رساند. آرناسون در تابستان ۲۰۱۵ به فوتبال سوئد بازگشت و به مالمو پیوست. او در این باشگاه فرصت حضور در لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد و در فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۵ در مرحله گروهی این مسابقات مقابل تیم‌های مطرح اروپایی بازی کرد. آرناسون در فصل ۲۰۱۶ نیز از بازیکنان اصلی مالمو بود و همراه این تیم عنوان قهرمانی لیگ سوئد را کسب کرد. این قهرمانی، دومین عنوان قهرمانی او در سطح اول فوتبال باشگاهی سوئد پس از موفقیت سال ۲۰۰۵ با دیورگاردن به شمار می‌رفت. او در ژانویه ۲۰۱۷ به اومونیا نیکوزیای قبرس پیوست، اما دوران حضورش در این باشگاه طولانی نبود. آرناسون در ژوئیه همان سال برای دومین بار با آبردین اسکاتلند قرارداد بست و در فصل ۲۰۱۸-۲۰۱۷ به این تیم کمک کرد تا نایب‌قهرمان لیگ برتر اسکاتلند شود. پس از پایان قراردادش، او در تابستان ۲۰۱۸ به گنچلربیرلیغی ترکیه رفت و یک فصل در فوتبال این کشور بازی کرد. آرناسون در سال ۲۰۱۹ بار دیگر به ایسلند بازگشت و پیراهن ویکینگور ریکیاویک، باشگاهی را که فوتبال خود را در آن آغاز کرده بود، بر تن کرد. در سطح ملی، آرناسون نخستین بازی خود برای تیم ملی بزرگسالان ایسلند را در ۴ ژوئن ۲۰۰۵ در دیدار مقدماتی جام جهانی مقابل مجارستان انجام داد. او در سال‌های نخست حضورش در تیم ملی بیشتر در خط میانی به میدان می‌رفت، اما به‌تدریج به یکی از مدافعان میانی اصلی تیم تبدیل شد. با شکل‌گیری نسل موفق فوتبال ایسلند و حضور لارس لاگربک و هیمیر هالگریمسون در کادر فنی، آرناسون در کنار راگنار سیگوردسون، آرون گونارسون و دیگر بازیکنان باتجربه، یکی از مهره‌های مهم ساختار دفاعی تیم ملی بود. ایسلند در مرحله مقدماتی یورو ۲۰۱۶ نتایج تاریخی کسب کرد و برای نخستین بار جواز حضور در مرحله نهایی یک تورنمنت بزرگ ملی را به دست آورد. آرناسون در این مسیر یکی از بازیکنان اصلی تیم بود و در هر پنج مسابقه ایسلند در مرحله نهایی یورو ۲۰۱۶ فرانسه از ابتدا به میدان رفت. ایسلند در مرحله گروهی مقابل پرتغال و مجارستان به تساوی رسید و در آخرین مسابقه گروهی با نتیجه ۲ بر یک اتریش را شکست داد. در آن دیدار، آرناسون روی پرتاب بلند اوت آرون گونارسون با ضربه سر توپ را برای یون دادی بودوارسون فرستاد و زمینه گل نخست ایسلند را فراهم کرد. او به دلیل عملکرد دفاعی، یک دفع توپ سرنوشت‌ساز از نزدیکی خط دروازه و نقش مستقیم در گل تیمش، از سوی یوفا به‌عنوان بهترین بازیکن مسابقه انتخاب شد. مهم‌ترین مسابقه دوران ملی آرناسون در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶ مقابل انگلیس در مرحله یک‌هشتم نهایی جام ملت‌های اروپا رقم خورد. انگلیس با پنالتی وین رونی در دقیقه چهارم پیش افتاد، اما ایسلند تنها دو دقیقه بعد به بازی برگشت. آرناسون روی پرتاب اوت بلند آرون گونارسون، در نبرد هوایی با رونی برنده شد و توپ را با ضربه سر به مقابل دروازه فرستاد تا راگنار سیگوردسون گل تساوی را به ثمر برساند. ایسلند در ادامه با گل کولبین سیگتورسون با نتیجه ۲ بر یک پیروز شد و یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های تاریخ جام ملت‌های اروپا را رقم زد. آرناسون در آن مسابقه در کنار راگنار سیگوردسون، خط دفاعی منسجمی تشکیل داد و در مهار حملات انگلیس نقش مهمی داشت. پیروزی مقابل انگلیس باعث شد ایسلند در نخستین حضور خود در جام ملت‌های اروپا به مرحله یک‌چهارم نهایی برسد. این تیم در ۳ ژوئیه ۲۰۱۶ مقابل فرانسه میزبان با نتیجه ۵ بر ۲ شکست خورد و از مسابقات کنار رفت، اما عملکرد بازیکنانی مانند آرناسون در آن تورنمنت به یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ فوتبال ایسلند تبدیل شد. آرناسون در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ نیز از بازیکنان باتجربه تیم ملی بود و به ایسلند کمک کرد برای نخستین بار به مرحله نهایی جام جهانی صعود کند. او در جام جهانی روسیه در دو مسابقه نخست مرحله گروهی مقابل آرژانتین و نیجریه به‌صورت کامل بازی کرد. ایسلند در نخستین مسابقه با نتیجه یک بر یک مقابل آرژانتین متوقف شد؛ دیداری که در آن هانس هالدورسون، دروازه‌بان ایسلند، پنالتی لیونل مسی را مهار کرد. آرناسون و دیگر مدافعان تیم در آن مسابقه برای محدودکردن خط حمله آرژانتین تلاش کردند. ایسلند در دیدار بعد با نتیجه ۲ بر صفر مغلوب نیجریه شد و آرناسون در مسابقه پایانی مقابل کرواسی به میدان نرفت. تیم ملی ایسلند پس از شکست ۲ بر یک برابر کرواسی در رتبه چهارم گروه قرار گرفت و حذف شد. آرناسون تا سال ۲۰۲۱ به حضور در تیم ملی ایسلند ادامه داد و در مجموع ۹۰ مسابقه ملی انجام داد و شش گل به ثمر رساند. آخرین حضور ملی او در سپتامبر ۲۰۲۱ مقابل مقدونیه شمالی رقم خورد. او در اکتبر همان سال و پیش از دیدار تیم ملی برابر لیختن‌اشتاین، به پاس خدماتش در فوتبال ملی مورد تقدیر قرار گرفت. حضور در یورو ۲۰۱۶ و جام جهانی ۲۰۱۸، مهم‌ترین دستاوردهای بین‌المللی دوران بازی او بودند. آخرین فصل دوران حرفه‌ای آرناسون در سال ۲۰۲۱ با موفقیتی ویژه همراه شد. او به‌عنوان یکی از رهبران باتجربه ویکینگور، نقش مهمی در قهرمانی این باشگاه در لیگ برتر ایسلند داشت. ویکینگور در همان سال جام حذفی را نیز فتح کرد و برای نخستین بار پس از چند دهه، دوگانه داخلی را به دست آورد. آرناسون در آخرین مسابقه دوران حرفه‌ای خود، در فینال جام حذفی مقابل آکرانس، موفق به گلزنی شد و با یک قهرمانی دیگر از فوتبال خداحافظی کرد. او در پایان سال ۲۰۲۱، در ۳۹ سالگی، دوران بازی خود را به پایان رساند و از سوی فدراسیون فوتبال ایسلند به‌عنوان بهترین فوتبالیست مرد سال این کشور انتخاب شد. آرناسون پس از بازنشستگی، فعالیت خود را در مدیریت فوتبال ادامه داد و به ساختار مدیریتی باشگاه ویکینگور ریکیاویک پیوست. او مسئولیت هدایت امور فوتبالی این باشگاه را بر عهده گرفت و در تصمیم‌گیری‌های مربوط به برنامه‌ریزی فنی، نقل‌وانتقالات و توسعه تیم‌های فوتبال باشگاه مشارکت کرد. آرناسون در سال ۲۰۲۶ نیز همچنان در این سمت فعالیت دارد و از اعضای اصلی مجموعه مدیریتی فوتبال ویکینگور به شمار می‌رود. کاری آرناسون با وجود آنکه در باشگاه‌های بزرگ و پرآوازه فوتبال اروپا بازی نکرد، یکی از چهره‌های مهم تاریخ فوتبال ایسلند محسوب می‌شود. حضور در دو تورنمنت تاریخی تیم ملی، نقش مستقیم در پیروزی مقابل انگلیس در یورو ۲۰۱۶، موفقیت‌های باشگاهی در سوئد و ایسلند و پایان دوران بازی با قهرمانی دوگانه، از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه او هستند. آرناسون همچنین نمونه‌ای از بازیکنانی است که پس از تجربه فوتبال در چند کشور اروپایی، به باشگاه دوران نوجوانی خود بازگشت و فعالیتش را در ساختار مدیریتی همان باشگاه ادامه داد.

مطالعه بیشتر
تولد کوربین شرادر
تولد

تولد کوربین شرادر

کوربین شرادر (Korbin Shrader) با نام پیشین کوربین آلبرت، ۱۳ اکتبر ۲۰۰۳ در شهر گریزلیک ایالت ایلینوی آمریکا متولد شد. او فوتبالیست زن آمریکایی است که در پست هافبک میانی و هافبک دفاعی بازی می‌کند و سابقه حضور در پاری‌سن‌ژرمن و المپیک لیون فرانسه را دارد. مهم‌ترین افتخار دوران حرفه‌ای او کسب مدال طلای فوتبال زنان المپیک ۲۰۲۴ پاریس با تیم ملی آمریکا است؛ تورنمنتی که در آن مقابل استرالیا گلزنی کرد و در فینال برابر برزیل پاس گل قهرمانی را داد. شرادر همچنین قهرمانی جام حذفی فرانسه با پاری‌سن‌ژرمن در سال ۲۰۲۴ و سه‌گانه داخلی فوتبال زنان فرانسه با لیون در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ را در کارنامه دارد. شرادر فوتبال را از دوران کودکی در ایالت ایلینوی آغاز کرد و در رده‌های پایه باشگاه اکلیپس سلکت در منطقه شیکاگو آموزش دید. او از نوجوانی به دلیل توانایی بازی‌سازی، کنترل توپ، شوت‌زنی از راه دور و مشارکت در هر دو فاز دفاعی و هجومی مورد توجه قرار گرفت. شرادر در همین دوران به تیم‌های ملی پایه آمریکا دعوت شد و در رده‌های سنی زیر ۱۵ و زیر ۱۷ سال تجربه بازی بین‌المللی به دست آورد. عملکرد او در فوتبال پایه، مسیر ورود به فوتبال دانشگاهی آمریکا را فراهم کرد. شرادر در سال ۲۰۲۱ به دانشگاه نوتردام پیوست و طی دو فصل برای تیم فوتبال زنان این دانشگاه بازی کرد. او خیلی زود به یکی از بازیکنان مهم خط میانی تبدیل شد و در نخستین فصل حضورش ۱۲ گل به ثمر رساند. عملکرد او در سال ۲۰۲۲ حتی موفق‌تر بود و با ثبت ۱۶ گل و پنج پاس گل در ۲۲ مسابقه، یکی از بهترین فصل‌های انفرادی فوتبال دانشگاهی آمریکا را پشت سر گذاشت. شرادر در همان سال عنوان بهترین هافبک کنفرانس ساحل اقیانوس اطلس را دریافت کرد، در تیم منتخب بازیکنان دانشگاهی آمریکا قرار گرفت و به جمع سه نامزد نهایی جایزه هرمان، معتبرترین جایزه فردی فوتبال دانشگاهی این کشور، راه یافت. او در مجموع دو فصل حضور در دانشگاه نوتردام، ۴۴ مسابقه انجام داد و ۲۸ گل و ۹ پاس گل ثبت کرد. این آمار برای بازیکنی که پست اصلی او هافبک بود، توجه باشگاه‌های اروپایی را جلب کرد. شرادر در ژانویه ۲۰۲۳ تصمیم گرفت پیش از پایان دوران دانشگاهی خود وارد فوتبال حرفه‌ای شود و با قراردادی تا ژوئن ۲۰۲۵ به پاری‌سن‌ژرمن فرانسه پیوست. او در زمان امضای قرارداد تنها ۱۹ سال داشت و حضور در یکی از باشگاه‌های مطرح فوتبال زنان اروپا، نخستین تجربه حرفه‌ای او در خارج از آمریکا بود. شرادر در نیم‌فصل نخست حضورش در پاری‌سن‌ژرمن به‌تدریج با شرایط فوتبال فرانسه و رقابت‌های اروپایی آشنا شد. در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ فرصت بیشتری برای حضور در ترکیب اصلی پیدا کرد و در کنار بازیکنانی مانند گریس گیورو، جکی گرونن و ساکینا کارشاوی به میدان رفت. او در لیگ قهرمانان زنان اروپا نیز تجربه بازی مقابل تیم‌های مطرح قاره را به دست آورد و در دسامبر ۲۰۲۳ مقابل رم ایتالیا موفق به گلزنی شد. نخستین جام مهم باشگاهی شرادر در ۴ مه ۲۰۲۴ به دست آمد. پاری‌سن‌ژرمن در فینال جام حذفی زنان فرانسه در ورزشگاه لا موسون شهر مون‌پلیه، با نتیجه یک بر صفر فلوری را شکست داد و قهرمان شد. شرادر در این مسابقه از ابتدا در ترکیب پاری‌سن‌ژرمن حضور داشت و در خط میانی تیم بازی کرد. این قهرمانی نخستین افتخار مهم او در فوتبال باشگاهی اروپا بود. شرادر در مجموع دوران حضورش در پاری‌سن‌ژرمن، ۷۱ مسابقه رسمی در تمام رقابت‌ها انجام داد و ۹ گل به ثمر رساند. در سطح ملی، شرادر سابقه حضور در تیم‌های پایه آمریکا را داشت و در جام جهانی زنان زیر ۲۰ سال ۲۰۲۲ کاستاریکا نیز شرکت کرد. او نخستین مسابقه خود برای تیم ملی بزرگسالان آمریکا را در ۵ دسامبر ۲۰۲۳ مقابل چین انجام داد. شرادر پس از ورود به تیم ملی، در برنامه‌های آماده‌سازی آمریکا برای المپیک ۲۰۲۴ قرار گرفت و سرانجام از سوی اما هیز، سرمربی تیم، در فهرست بازیکنان اعزامی به پاریس انتخاب شد. در مرحله گروهی فوتبال زنان المپیک ۲۰۲۴، شرادر یکی از به‌یادماندنی‌ترین گل‌های دوران حرفه‌ای خود را به ثمر رساند. آمریکا در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴ در ورزشگاه ولودروم مارسی مقابل استرالیا قرار گرفت و شرادر در دقیقه ۶۵ به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد. او در دقیقه ۷۷ با شوتی قدرتمند از پشت محوطه جریمه، توپ را به گوشه بالای دروازه استرالیا فرستاد و گل دوم آمریکا را به ثمر رساند. شاگردان اما هیز در نهایت با نتیجه ۲ بر یک پیروز شدند و با سه برد متوالی به مرحله حذفی راه یافتند. این گل، نخستین گل شرادر برای تیم ملی بزرگسالان آمریکا بود. آمریکا در ادامه مسابقات المپیک با شکست ژاپن در مرحله یک‌چهارم نهایی و آلمان در نیمه‌نهایی، به فینال رسید. شرادر در دیدار نهایی ۱۰ اوت ۲۰۲۴ مقابل برزیل در ورزشگاه پارک دو پرنس پاریس از ابتدا در خط میانی به میدان رفت. مهم‌ترین لحظه مسابقه در دقیقه ۵۷ رقم خورد؛ زمانی که شرادر با یک پاس عمقی، مالوری سوانسون را صاحب موقعیت کرد و این مهاجم با عبور از خط دفاعی برزیل، تنها گل فینال را به ثمر رساند. آمریکا با پیروزی یک بر صفر مقابل برزیل، پس از ۱۲ سال بار دیگر قهرمان فوتبال زنان المپیک شد و شرادر در ۲۰ سالگی نخستین مدال طلای المپیک خود را به دست آورد. شرادر پس از المپیک نیز به حضور در پاری‌سن‌ژرمن ادامه داد و در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ یکی از بازیکنان شناخته‌شده خط میانی باشگاه بود. توانایی او در گردش توپ، تغییر جهت حملات، شوت‌زنی و پوشش فضاهای میانی، باعث شد مورد توجه المپیک لیون قرار بگیرد. در ۴ ژوئیه ۲۰۲۵، لیون رسماً اعلام کرد که شرادر با قراردادی سه‌ساله تا ژوئن ۲۰۲۸ به این باشگاه پیوسته است. این انتقال، فرصت حضور در یکی از پرافتخارترین باشگاه‌های تاریخ فوتبال زنان اروپا را برای او فراهم کرد. پس از این انتقال، شرادر در تابستان ۲۰۲۵ نام خانوادگی خود را از آلبرت به شرادر تغییر داد و از فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ با نام جدید در مسابقات باشگاهی شناخته شد. او با پیراهن شماره ۸ المپیک لیون به میدان رفت و زیر نظر جاناتان گیرالدز، سرمربی اسپانیایی تیم، در خط میانی بازی کرد. یکی از مهم‌ترین نمایش‌های شرادر در لیون روز ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵، در نخستین حضور ثابت خانگی خود مقابل باشگاه سابقش پاری‌سن‌ژرمن رقم خورد. او در پیروزی ۶ بر یک لیون برابر پاری‌سن‌ژرمن سه گل به ثمر رساند و یک پاس گل نیز برای لیندزی هیپس ارسال کرد. شرادر هر سه گل خود را در فاصله دقیقه‌های ۷۱ تا ۸۵ وارد دروازه حریف کرد و نخستین هت‌تریک دوران حرفه‌ای خود را در برابر تیم سابقش جشن گرفت. این نمایش باعث شد خیلی زود جایگاه مهمی در ترکیب لیون و میان هواداران باشگاه پیدا کند. شرادر در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ همراه لیون به سه قهرمانی داخلی دست یافت. لیون ابتدا در مارس ۲۰۲۶ با شکست یک بر صفر پاری‌سن‌ژرمن، نخستین دوره جام اتحادیه فوتبال زنان فرانسه را فتح کرد. این تیم در ماه مه نیز با پیروزی ۴ بر یک مقابل پاری‌سن‌ژرمن در فینال جام حذفی، دومین جام خود را به دست آورد. لیون در ادامه با شکست پاریس اف‌سی در فینال پلی‌آف لیگ، قهرمان لیگ برتر زنان فرانسه شد و سه‌گانه داخلی را تکمیل کرد. شرادر از اعضای تیم لیون در این فصل پرافتخار بود و در فینال جام حذفی نیز به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد. لیون در همان فصل به فینال لیگ قهرمانان زنان اروپا نیز رسید و در ۲۳ مه ۲۰۲۶ در ورزشگاه اولوال اسلو مقابل بارسلونا قرار گرفت. با این حال، تیم فرانسوی با نتیجه ۴ بر صفر شکست خورد و به نایب‌قهرمانی اروپا رضایت داد. شرادر در طول فصل در رقابت‌های لیگ قهرمانان حضور داشت و تجربه بازی در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی اروپا را ادامه داد. کوربین شرادر در فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶ نیز همچنان بازیکن المپیک لیون است و قرارداد او تا پایان ژوئن ۲۰۲۸ اعتبار دارد. در تیم ملی آمریکا نیز کارنامه رسمی او شامل ۲۶ بازی، یک گل و یک پاس گل ثبت‌شده است. نخستین گل و نخستین پاس گل ملی شرادر هر دو در المپیک ۲۰۲۴ رقم خوردند؛ اتفاقی که اهمیت آن تورنمنت را در مسیر پیشرفت حرفه‌ای او نشان می‌دهد. شرادر از نسل جوان بازیکنان فوتبال زنان آمریکا است که مسیر حرفه‌ای خود را از فوتبال دانشگاهی به باشگاه‌های مطرح اروپا ادامه داده‌اند. قهرمانی المپیک ۲۰۲۴، نقش مستقیم در گل پیروزی فینال مقابل برزیل، قهرمانی جام حذفی فرانسه با پاری‌سن‌ژرمن و موفقیت‌های داخلی با المپیک لیون، مهم‌ترین بخش‌های کارنامه او تا اکتبر ۲۰۲۶ را تشکیل می‌دهند. او با توانایی بازی در چند نقش خط میانی، شوت‌های قدرتمند از راه دور و مشارکت در ساخت حملات، به فعالیت حرفه‌ای خود در فوتبال اروپا ادامه می‌دهد.

مطالعه بیشتر
درگذشت آناتولی کوژمیاکین
درگذشت

درگذشت آناتولی کوژمیاکین

آناتولی کوژمیاکین (Anatoli Kozhemyakin) با نام کامل آناتولی یوگنیویچ کوژمیاکین، ۲۴ فوریه ۱۹۵۳ در مسکو، پایتخت اتحاد جماهیر شوروی، متولد شد و ۱۳ اکتبر ۱۹۷۴ در ۲۱ سالگی بر اثر حادثه آسانسور در همین شهر درگذشت. او مهاجم مرکزی دینامو مسکو و تیم ملی شوروی بود که با وجود دوران حرفه‌ای کوتاه، به یکی از استعدادهای شناخته‌شده فوتبال این کشور در اوایل دهه ۱۹۷۰ تبدیل شد. مقام سوم لیگ شوروی در سال ۱۹۷۳، نایب‌قهرمانی جام برندگان جام اروپا در سال ۱۹۷۲ و کسب رتبه دوم جدول گلزنان لیگ شوروی با ۱۶ گل در سال ۱۹۷۳، مهم‌ترین دستاوردهای ورزشی او به شمار می‌روند. کوژمیاکین فوتبال را از دوران کودکی در مدرسه فوتبال لوکوموتیو مسکو آغاز کرد و سپس در سال ۱۹۶۷ به مدرسه فوتبال جوانان مسکو پیوست؛ مجموعه‌ای که در آن دوران از مراکز مهم پرورش بازیکنان جوان فوتبال شوروی بود. او از همان سال‌های نوجوانی به دلیل قدرت بدنی، سرعت اولیه، مهارت گلزنی و شوت‌های قدرتمند مورد توجه مربیان قرار گرفت. کوژمیاکین در سال ۱۹۶۸ عنوان بهترین گلزن جام جوانان شوروی را به دست آورد و در سال ۱۹۶۹ نیز در ترکیب منتخب دانش‌آموزان مسکو به قهرمانی مسابقات سراسری دانش‌آموزی شوروی رسید. استعداد این مهاجم جوان توجه کنستانتین بسکوف، سرمربی وقت دینامو مسکو، را جلب کرد. کوژمیاکین در اواخر سال ۱۹۶۹ به مجموعه دینامو پیوست و نخستین حضور خود در تیم اصلی را روز ۲ مه ۱۹۷۰، در ۱۷ سالگی، مقابل تورپدو مسکو تجربه کرد. دینامو آن مسابقه را با نتیجه یک بر صفر واگذار کرد، اما عملکرد مهاجم جوان باعث شد بسکوف به‌تدریج فرصت بیشتری در اختیار او قرار دهد. کوژمیاکین در نخستین فصل حضورش سه مسابقه رسمی انجام داد و در ادامه توانست جایگاهی در میان مهاجمان تیم به دست آورد. سال ۱۹۷۱ یکی از مهم‌ترین مراحل پیشرفت او بود. کوژمیاکین همراه تیم جوانان شوروی در مسابقات قهرمانی جوانان اروپا در چکسلواکی حضور یافت و با به ثمر رساندن هفت گل در پنج مسابقه، عنوان بهترین گلزن تورنمنت را کسب کرد. او همچنین به‌عنوان بهترین بازیکن مسابقات شناخته شد. تیم شوروی با وجود شکست‌ناپذیری در جریان بازی‌ها، پس از ناکامی در ضربات پنالتی دیدارهای نیمه‌نهایی و رده‌بندی به مقام چهارم رسید. در آن تیم بازیکنانی مانند اولگ بلوخین و آناتولی بایداچنی نیز حضور داشتند که بعدها در فوتبال شوروی به چهره‌های مهمی تبدیل شدند. کوژمیاکین پس از بازگشت از مسابقات جوانان اروپا، موقعیت خود را در ترکیب دینامو مسکو تقویت کرد. او در سال ۱۹۷۱ با ثبت هشت گل در رقابت‌های رسمی، بهترین گلزن تیم شد. سرعت در حرکت به پشت مدافعان، قدرت حفظ توپ در نبردهای فیزیکی و توانایی ضربه‌زدن با کمترین فضای ممکن، از ویژگی‌های بازی او بودند. سبک فوتبالش باعث شد برخی مربیان و پیشکسوتان شوروی، از جمله کنستانتین بسکوف، او را با ادوارد استرلتسوف، مهاجم مشهور فوتبال این کشور، مقایسه کنند. در فصل ۱۹۷۲-۱۹۷۱ جام برندگان جام اروپا، کوژمیاکین یکی از بازیکنان مؤثر دینامو مسکو بود. او در مرحله یک‌چهارم نهایی برابر ستاره سرخ بلگراد یوگسلاوی در هر دو مسابقه رفت و برگشت گلزنی کرد. دینامو در بازی نخست با نتیجه ۲ بر یک پیروز شد و در دیدار برگشت با تساوی یک بر یک به مرحله نیمه‌نهایی رسید. گل کوژمیاکین در مسابقه برگشت، نقش مهمی در صعود تیم داشت. دینامو در ادامه با عبور از دینامو برلین آلمان شرقی به فینال رسید، اما کوژمیاکین به دلیل مصدومیت نتوانست در مسابقه پایانی حضور پیدا کند. فینال روز ۲۴ مه ۱۹۷۲ در بارسلونا برگزار شد و دینامو مسکو با نتیجه ۳ بر ۲ برابر گلاسکو رنجرز اسکاتلند شکست خورد. این مسابقه نخستین حضور یک باشگاه شوروی در فینال رقابت‌های اروپایی بود و کوژمیاکین با وجود غیبت در دیدار پایانی، از بازیکنان تیم نایب‌قهرمان محسوب می‌شد. کوژمیاکین در سطح ملی نیز خیلی زود فرصت بازی پیدا کرد. او نخستین مسابقه خود برای تیم ملی بزرگسالان شوروی را در ۲۹ مارس ۱۹۷۲، در دیدار دوستانه مقابل بلغارستان انجام داد؛ مسابقه‌ای که با تساوی یک بر یک پایان یافت. این مهاجم در مجموع سه بازی برای تیم ملی بزرگسالان شوروی انجام داد و موفق به گلزنی نشد. یکی از آخرین حضورهای ملی او در ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۳ مقابل شیلی، در مرحله مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ بود. آن مسابقه در مسکو بدون گل پایان یافت و کوژمیاکین در جریان بازی به‌عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد. اوج دوران باشگاهی کوژمیاکین در سال ۱۹۷۳ رقم خورد. دینامو مسکو که در آن زمان تحت هدایت گاوریل کاچالین قرار داشت، در رقابت‌های لیگ شوروی به مقام سوم رسید. کوژمیاکین در ۲۶ مسابقه لیگ ۱۶ گل به ثمر رساند و با اختلاف دو گل نسبت به اولگ بلوخین از دینامو کی‌یف، در رتبه دوم جدول گلزنان قرار گرفت. او همچنین جایزه روزنامه وچرنایا مسکوا را به‌عنوان بهترین گلزن تیم‌های شهر مسکو دریافت کرد. عملکرد این مهاجم در سال ۱۹۷۳ باعث شد در فهرست ۳۳ بازیکن برتر فوتبال شوروی، به‌عنوان انتخاب نخست در پست مهاجم مرکزی قرار بگیرد. او در مجموع رقابت‌های رسمی آن سال ۲۰ گل به ثمر رساند و به یکی از مهم‌ترین بازیکنان خط حمله دینامو تبدیل شد. پیشرفت او در شرایطی رقم خورد که دینامو برای رقابت با باشگاه‌هایی مانند دینامو کی‌یف، آرارات ایروان و دیگر مدعیان فوتبال شوروی تلاش می‌کرد. با این حال، در ۱۴ اکتبر ۱۹۷۳ اتفاق مهمی مسیر حرفه‌ای کوژمیاکین را تغییر داد. دینامو مسکو در دیدار خارج از خانه برابر دنیپرو دنیپروپتروفسک قرار گرفت و کوژمیاکین در نیمه نخست دو گل به ثمر رساند. او در جریان مسابقه پس از برخورد شدید با سرگئی سوبتسکی، دروازه‌بان حریف، از ناحیه زانو دچار آسیب‌دیدگی جدی شد. پارگی رباط‌های زانو باعث شد ادامه فصل را از دست بدهد و برای مدتی طولانی از مسابقات دور بماند. دینامو آن مسابقه را با نتیجه ۳ بر ۲ برد، اما کوژمیاکین دیگر نتوانست فرم مطلوب آن دوره را بازیابد. در سال ۱۹۷۴، این مهاجم جوان پس از ماه‌ها درمان و بازتوانی، تمرینات خود را از سر گرفت و به‌تدریج در مسابقات تیم ذخیره دینامو به میدان رفت. او در تابستان همان سال چند گل برای تیم ذخیره به ثمر رساند و در سپتامبر دوباره فرصت حضور در مسابقات تیم اصلی را پیدا کرد. کوژمیاکین مقابل زوریا و اسپارتاک به‌عنوان بازیکن جانشین به میدان رفت و سپس در مسابقه مقابل دینامو تفلیس از ابتدا بازی کرد. با این حال، هنوز برای رسیدن به آمادگی کامل تلاش می‌کرد و رقابت برای بازگشت به ترکیب ثابت آسان نبود. آخرین مسابقه کوژمیاکین در فوتبال، روز ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ با پیراهن تیم ذخیره دینامو مقابل تورپدو مسکو انجام شد. او روز بعد دیگر فرصتی برای بازگشت به میدان پیدا نکرد. صبح ۱۳ اکتبر، کوژمیاکین همراه یکی از دوستان خود در آسانسور ساختمانی در مسکو گرفتار شد. آسانسور بین طبقات متوقف شده بود و این دو نفر تصمیم گرفتند بدون انتظار برای رسیدن نیروهای فنی از آن خارج شوند. دوستش موفق شد خود را به طبقه ساختمان برساند، اما هنگامی که کوژمیاکین در حال خروج بود، آسانسور ناگهان دوباره حرکت کرد و او بر اثر جراحات شدید ناشی از حادثه جان باخت. درگذشت کوژمیاکین در ۲۱ سالگی واکنش گسترده‌ای در میان بازیکنان و هواداران دینامو مسکو برانگیخت. لو یاشین، دروازه‌بان افسانه‌ای شوروی که در آن زمان مسئولیت مدیریتی در تیم دینامو داشت، پس از مسابقه همان روز برابر تورپدو خبر درگذشت این مهاجم جوان را به هم‌تیمی‌هایش اطلاع داد. پیکر کوژمیاکین در گورستان گولووینسکویه مسکو به خاک سپرده شد. آناتولی کوژمیاکین در فاصله سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴ برای دینامو مسکو بازی کرد. بر اساس آمار ثبت‌شده لیگ شوروی، او در ۶۲ مسابقه لیگ ۲۴ گل به ثمر رساند. باشگاه دینامو مجموع کارنامه رسمی او را ۸۶ مسابقه و ۳۲ گل ثبت کرده است. کوژمیاکین با وجود آنکه فرصت دستیابی به قهرمانی بزرگ باشگاهی یا حضور در مرحله نهایی جام جهانی را پیدا نکرد، با آمار گلزنی قابل توجه در جوانی، حضور در فینال اروپایی سال ۱۹۷۲ و عملکرد شاخص در فصل ۱۹۷۳، نام خود را در تاریخ دینامو مسکو ثبت کرد. نام کوژمیاکین همچنان در بخش اسطوره‌های وب‌سایت رسمی دینامو مسکو قرار دارد و باشگاه در سال‌های بعد بارها از او به‌عنوان یکی از مهاجمان مستعد تاریخ خود یاد کرده است. دوران فوتبال او در ۲۱ سالگی پایان یافت و فرصت ادامه مسیری که در لیگ شوروی و مسابقات اروپایی آغاز کرده بود، از میان رفت. مقام سوم لیگ شوروی، حضور در ترکیب دیناموی نایب‌قهرمان اروپا و قرارگرفتن در جمع بهترین مهاجمان شوروی در سال ۱۹۷۳، میراث ورزشی این بازیکن در تاریخ فوتبال روسیه و اتحاد جماهیر شوروی است.

مطالعه بیشتر

بیشتر در تقویم فوتبال

مشاهده همه روزهای ماه

درباره مناسبت‌های ۲۱ مهر

صفحه مناسبت‌های ۲۱ مهر ۱۴۰۵ نمایی یک‌جا از داده‌های تأییدشده تقویم تاریخ فوتبال ارائه می‌کند. در این روز ۱۰ رویداد فوتبالی و ۰ مناسبت عمومی در آرشیو فعال ثبت شده است. از رویدادهای شاخص این صفحه می‌توان به «تولد ریمون کوپا» اشاره کرد.

سال درج‌شده کنار هر کارت، سال وقوع رویداد در تقویم شمسی است؛ درحالی‌که تاریخ بالای صفحه، جایگاه همان مناسبت را در تقویم شمسی امسال و معادل میلادی آن نشان می‌دهد. پیوندهای روز قبل، روز بعد و تقویم ماه نیز برای مرور پیوسته آرشیو ساخته شده‌اند و فقط به مسیرهای معتبر همین تقویم می‌روند. اطلاعات صفحه با داده‌های موجود در سامانه مناسبت‌های صبح فوتبالی تولید می‌شود و اگر برای رویدادی تصویر معتبر وجود نداشته باشد، متن آن بدون تصویر ساختگی نمایش داده می‌شود.

پرسش‌های متداول درباره این روز

۲۱ مهر ۱۴۰۵ چه روزی از هفته است؟

۲۱ مهر ۱۴۰۵ در تقویم امسال برابر با سه‌شنبه است.

معادل میلادی ۲۱ مهر چیست؟

معادل میلادی این روز در سال جاری ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ است.

در این روز چند مناسبت در تقویم ثبت شده است؟

برای این روز ۱۲ رویداد ثبت شده است؛ ۱۰ مورد فوتبالی و ۰ مورد عمومی است.