تاریخچه و اهمیت روز بزرگداشت حافظ
روز بزرگداشت حافظ هر سال در 20 مهر برگزار میشود؛ روزی که در تقویم رسمی ایران به نام خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، یکی از بزرگترین غزلسرایان زبان فارسی، ثبت شده است. این مناسبت نه سالروز تولد حافظ است و نه تاریخ قطعی درگذشت او؛ بلکه روزی فرهنگی است که برای پاسداشت جایگاه حافظ، توجه دوباره به دیوان او و گسترش حافظپژوهی انتخاب شده است.
اندیشه نامگذاری روزی ویژه برای حافظ در دهه 1370 شکل گرفت. در سال 1375، کوروش کمالی سروستانی که در فعالیتهای فرهنگی بنیاد فارسشناسی حضور داشت، پیشنهاد اختصاص روزهایی از تقویم به سعدی و حافظ را مطرح کرد و درباره آن با شماری از استادان و پژوهشگران ادبی گفتوگو شد. سرانجام 20 مهر برای حافظ انتخاب شد و نخستین مراسم یادروز حافظ در 20 مهر 1376 در شیراز برگزار شد. این مناسبت در آغاز جنبه استانی داشت، اما پس از پیگیری بنیاد فارسشناسی و طرح موضوع در شورای فرهنگ عمومی کشور، روز بزرگداشت حافظ در تقویم رسمی ایران جای گرفت و برگزاری آن ابعادی ملی پیدا کرد.
انتخاب 20 مهر بر پایه تاریخ تولد یا وفات حافظ انجام نشده است. اطلاعات تاریخی دقیقی درباره روز و حتی سال تولد او وجود ندارد و درباره برخی جزئیات زندگیاش نیز میان منابع اختلاف دیده میشود. در روند انتخاب روز بزرگداشت، مهرماه به دلیل شرایط مناسب پاییزی شیراز و تناسب واژه «مهر» با فضای شعر حافظ مورد توجه قرار گرفت. عدد 20 نیز به عنوان تاریخی ساده و ماندگار در میانه ماه انتخاب شد؛ زمانی که از روزهای آغاز سال تحصیلی فاصله گرفته بود و امکان برگزاری برنامههای فرهنگی و دانشگاهی بیشتری وجود داشت.
حافظ با نام خواجه شمسالدین محمد در شیراز زندگی میکرد و از بزرگترین شاعران سده 8 هجری قمری بود. «حافظ» تخلص اوست و معمولاً آن را مرتبط با از بر داشتن قرآن میدانند؛ آشنایی عمیق او با قرآن، زبان عربی و دانشهای رایج زمان نیز در بسیاری از تعبیرها، تصویرها و اشارات دیوانش دیده میشود. درباره زندگی شخصی او، برخلاف شهرت عظیمش، اطلاعات تاریخی چندانی در اختیار نیست و بسیاری از داستانهایی که در دورههای بعد درباره زندگی حافظ نقل شدهاند پشتوانه مستند محکمی ندارند.
آنچه جایگاه حافظ را استثنایی کرده، بیش از زندگینامه او در خود شعرهایش نهفته است. غزل حافظ حاصل پیوند کمنظیری از زبان دقیق و موسیقایی، ایهام، تصویرسازی، عشق، عرفان، حکمت، طنز و نقد ریاکاری است. یک بیت یا غزل او میتواند امکان چند برداشت متفاوت را در اختیار خواننده قرار دهد و همین چندلایگی سبب شده است نسلهای مختلف، هر یک از منظری تازه با شعر او ارتباط برقرار کنند.
در شعر حافظ، عشق تنها یک مضمون عاشقانه ساده نیست. عشق گاه تجربهای انسانی و زمینی است، گاه به افق عرفانی نزدیک میشود و گاه راهی برای سخن گفتن از آزادی، رهایی، حقیقت و ارزش زندگی است. در کنار آن، یکی از پررنگترین وجوه شعر حافظ نقد زهد نمایشی و ریاکاری است. شخصیتهایی چون زاهد، واعظ، محتسب، صوفی، پیر مغان، ساقی و رند در جهان شعری او فقط شخصیتهای ساده نیستند؛ بسیاری از آنها حامل لایههای نمادین و انتقادیاند و همین ویژگی، تفسیر دیوان حافظ را پس از قرنها همچنان زنده نگه داشته است.
حافظ در غزل فارسی جایگاهی دارد که فراتر از محبوبیت عمومی است. شعر او بر غزلسرایان پس از خود تأثیری گسترده گذاشت و بسیاری از مصرعها و تعبیرهایش وارد حافظه و زبان روزمره فارسیزبانان شدند. دیوان او تنها اثری برای مطالعه ادبی باقی نمانده و در فرهنگ عمومی ایرانیان نیز حضوری کممانند پیدا کرده است؛ از حافظخوانی و آموزش ادبیات گرفته تا سنت فال حافظ که بهویژه در مناسبتهایی مانند شب یلدا و نوروز همچنان رواج دارد.
پیوند حافظ با موسیقی ایرانی نیز عمیق است. غزلهای او از پرکاربردترین متون در آواز و موسیقی سنتی ایران بودهاند و نسلهای مختلف خوانندگان و موسیقیدانان ایرانی به سراغ شعر او رفتهاند. موسیقی درونی کلمات، وزن، قافیه، تکرار آواها و ترکیب دقیق صورت و معنا باعث شده است بسیاری از غزلهای حافظ نه فقط هنگام خواندن، بلکه هنگام شنیدن نیز تأثیری ویژه داشته باشند.
نفوذ حافظ به مرزهای زبان فارسی محدود نمانده است. از دوره جدید، ترجمه دیوان او راهش را به ادبیات اروپا باز کرد. ترجمه آلمانی دیوان حافظ به قلم یوزف فون هامر پورگشتال در آغاز قرن 19 تأثیر مهمی بر یوهان ولفگانگ فون گوته گذاشت و حافظ یکی از سرچشمههای اصلی شکلگیری «دیوان غربی-شرقی» گوته شد. این مواجهه به یکی از مشهورترین نمونههای گفتوگوی ادبی میان فرهنگ فارسی و اروپایی تبدیل شد و نام حافظ را در تاریخ ادبیات جهان نیز برجسته کرد.
رابطه ایرانیان با حافظ فقط رابطه خواننده با یک شاعر کلاسیک نیست. دیوان او قرنها در خانهها، کتابخانهها و محافل ادبی حضور داشته و شعرش در لحظههای شادی، اندوه، عشق، تردید و امید خوانده شده است. لقب مشهور «لسانالغیب» نیز بازتاب همین جایگاه فرهنگی است؛ لقبی که از سدههای نخست پس از حافظ با شاعر و دیوان او پیوند خورد و به تدریج در فرهنگ عمومی تثبیت شد.
آرامگاه حافظ در شیراز، معروف به حافظیه، مهمترین مکان برگزاری آیینهای این روز است. حافظ در محل مصلی شیراز به خاک سپرده شد و بناهای آرامگاه او طی قرنها بارها ساخته، مرمت و دگرگون شدند. نخستین بنای شناختهشده بر مزار او حدود 60 سال پس از درگذشتش و در دوره تیموری ساخته شد و مجموعه حافظیه در دورههای بعد نیز تغییرات فراوانی یافت. امروزه این مکان نه تنها آرامگاه یک شاعر، بلکه یکی از مهمترین نشانههای فرهنگی و ادبی شیراز است.
روز بزرگداشت حافظ فرصتی برای تکرار یک نام در تقویم نیست؛ یادآوری جایگاه شاعری است که پس از گذشت بیش از 6 قرن، زبانش هنوز برای فارسیزبان امروز بیگانه نشده است. دیوان او هم موضوع پژوهش تخصصی دانشگاهی است، هم بر زبان موسیقیدانان و خوانندگان جاری است و هم در خانههای مردم گشوده میشود. کمتر شاعری در ادبیات فارسی توانسته است همزمان چنین حضور عمیقی در فرهنگ علمی، هنری و زندگی روزمره داشته باشد.
خود حافظ تصویری از ماندگاری نام و سخن به جا گذاشته که امروز در روز بزرگداشت او معنایی دوچندان پیدا میکند:
«هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما»
منابع این مطلب: تقویم رسمی کشور، شورای فرهنگ عمومی، بنیاد و دانشنامه فارس، مرکز حافظشناسی و دانشنامه ایرانیکا.


