تیم ملی در حصار نسل خسته؛ قلعهنویی تا کی به پیرمردها اعتماد میکند؟
تیم ملی در حصار نسل خسته؛ قلعهنویی تا کی به پیرمردها اعتماد میکند؟
عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
11 سال پیش در چنین روزی روبرت لواندوفسکی به طور تعویضی وارد زمین شد و 5 گل تو 9 دقیقه رو ثبت کرد!
حاشیه عجیب در پخش بازی ایران؛ قطع تلویزیونی همزمان با حضور داور زن فوتبال ایران زمانی با نامش برای بسیاری از رقبای آسیایی ترسناک بود؛ حالا اما فاصله با قدرتهای شرق آسیا بیشتر شده، کشورهای غرب آسیا سرعت توسعه بالاتری دارند و ازبکستان نیز به رقیبی تبدیل شده که عبور از ایران را اتفاقی بزرگ و غیرمنتظره نمیبیند. نتایج تیم ملی و تیم امید دوباره این سؤال را مقابل مهدی تاج و امیر قلعهنویی قرار داده که فوتبال ایران دقیقاً در چه مسیری حرکت میکند؟
به گزارش صبح فوتبالی :
نگاهی به اتفاقات اخیر فوتبال ملی ایران نشان میدهد مسئله دیگر فقط یک شکست، یک تورنمنت یا یک اشتباه فردی نیست. نگرانی اصلی به روندی مربوط میشود که در آن رقبای آسیایی در حال حرکت رو به جلو هستند و فوتبال ایران برای حفظ همان جایگاه گذشته نیز با مشکل مواجه شده است.
سالها شعار «قدرت اول آسیا» درباره فوتبال ایران تکرار شده، اما واقعیت فوتبال امروز قاره را نمیتوان تنها با سابقه و رتبههای گذشته سنجید.
وقتی فاصله زیرساختی و مدیریتی بیشتر میشود، تیمهای پایه نتیجه نمیگیرند و تیم ملی بزرگسالان نیز برابر رقبای جوانتر به مشکل میخورد، دیگر نمیتوان همه چیز را با چند نتیجه خوب مقطعی توجیه کرد.
ژاپن و کره جنوبی سالهاست فوتبال خود را براساس برنامههای بلندمدت توسعه دادهاند.
از ساخت زیرساخت و پرورش بازیکن گرفته تا حضور گسترده فوتبالیستها در لیگهای معتبر اروپایی، تقریباً تمام اجزای سیستم فوتبال این کشورها در مسیری مشخص حرکت میکند.
در ایران اما هنوز بخش بزرگی از انرژی فوتبال صرف مشکلات ابتدایی میشود؛ مشکلاتی که مستقیماً روی تیمهای باشگاهی، ردههای پایه و در نهایت تیم ملی اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، مقایسه صرف نتیجه یک مسابقه ایران با ژاپن یا کره جنوبی نمیتواند تصویر کاملی ارائه دهد. اختلاف اصلی حالا بیش از آنکه روی تابلو نتایج باشد، در ساختار فوتبال دو طرف دیده میشود.
ماجرا فقط به شرق آسیا محدود نیست.
عربستان طی سالهای اخیر سرمایهگذاری وسیعی در فوتبال انجام داده و حضور ستارهها و مربیان مطرح جهان در لیگ این کشور، بخشی از پروژه بزرگتر توسعه فوتبال آنها بوده است.
قطر نیز سالها روی آکادمیها، امکانات و ساختار فوتبال خود سرمایهگذاری کرده است.
ممکن است فوتبال ایران همچنان از نظر استعداد انسانی ظرفیت بالایی داشته باشد، اما استعداد زمانی به برتری تبدیل میشود که ساختار مناسبی برای استفاده از آن وجود داشته باشد.
رقبای منطقهای منتظر حل شدن مشکلات فوتبال ایران نماندهاند.
جدیترین زنگ خطر شاید اتفاقی باشد که در تقابلهای اخیر با ازبکستان دیده شده است.
ازبکستان دیگر حریفی نیست که تیم ملی ایران بتواند صرفاً با تکیه بر سابقه و تجربه خود را مقابل آن برنده بداند.
این کشور طی سالهای اخیر توجه ویژهای به تیمهای پایه داشته و تلاش کرده بازیکنان جوان را سریعتر وارد سطح بالاتر فوتبال کند.
در نقطه مقابل، فوتبال ایران همچنان درباره ابتداییترین مفهوم تغییر نسل اختلاف نظر دارد.
وقتی یک طرف بازیکنان جوان خود را برای آینده تیم ملی بزرگسالان آماده میکند و طرف دیگر همچنان بر حفظ بخش زیادی از نسل قبلی اصرار دارد، فاصله بهتدریج خودش را در زمین نشان خواهد داد.
یکی از بحثبرانگیزترین صحبتهای امیر قلعهنویی در همین مقطع مطرح شد.
سرمربی تیم ملی تأکید کرده که تیم ملی محل جوانگرایی نیست و بازیکن باید براساس کیفیت، آمادگی جسمانی و شرایط فنی انتخاب شود.
اصل این حرف منطقی است؛ هیچ بازیکنی فقط به دلیل پایین بودن سن نباید پیراهن تیم ملی را بپوشد.
اما سؤال از جایی شروع میشود که تیم ملی برای آینده چه برنامهای دارد؟
اگر نسل جدید در مسابقات جدی فرصت حضور پیدا نکند، قرار است چه زمانی تجربه لازم برای جانشینی بازیکنان باسابقه را به دست بیاورد؟
تغییر نسل به معنای کنار گذاشتن یکباره تمام بازیکنان باتجربه نیست؛ بلکه یعنی کادر فنی بهموقع بازیکنان شایسته نسل بعد را وارد چرخه اصلی کند.
شکست مقابل ازبکستان دوباره همین تضاد را برجسته کرد.
ایران با ترکیبی متکی بر تعداد زیادی بازیکن باتجربه وارد زمین شد، در حالی که ازبکستان با نسلی جوانتر و پرانرژیتر به دنبال ساخت آینده خود است.
وقتی تیم جوانتر نهتنها از نظر انرژی بلکه در نتیجه و کیفیت مسابقه نیز موفق عمل میکند، دیگر نمیتوان بحث سن را کاملاً بیاهمیت دانست.
سن شاید بهتنهایی معیار انتخاب بازیکن نباشد، اما تیمی که برای انتقال تدریجی قدرت از یک نسل به نسل بعد برنامه ندارد، دیر یا زود هزینه آن را پرداخت خواهد کرد.
همزمان شرایط تیم امید نیز تصویر امیدوارکنندهای ارائه نکرد.
شکست سنگین ۴ بر یک مقابل کره شمالی و حذف تیم امید ایران از بازیهای آسیایی ناگویا، آن هم در شرایطی که پیش از مسابقات انتظار کسب مدال مطرح بود، نشان داد مشکل فوتبال ملی را نمیتوان فقط به تیم بزرگسالان محدود کرد.
فدراسیون برای اعزام تیم امید حتی برنامه مسابقات داخلی را تحت تأثیر قرار داد و از باشگاهها خواست بازیکنان موردنیاز را در اختیار تیم قرار دهند.
با وجود این، خروجی نهایی حذف زودهنگام بود.
اگر تیم امید نمیتواند نسل مناسبی برای آینده بسازد و تیم بزرگسالان نیز به تغییر نسل واقعی تن نمیدهد، پرسش مهم این است که پل میان این دو تیم دقیقاً کجاست؟
در نهایت مسئولیت وضعیت فوتبال ملی تنها متوجه سرمربی یک تیم نیست.
مهدی تاج بهعنوان رئیس فدراسیون فوتبال در قبال انتخاب کادرهای فنی، برنامهریزی تیمهای ملی، توسعه ردههای پایه و مسیر کلی فوتبال ایران مسئولیت مدیریتی دارد.
وقتی تیم بزرگسالان برابر رقبای منطقهای با مشکلات تکراری مواجه میشود و تیم امید نیز نتیجه مورد انتظار را نمیگیرد، دیگر نمیتوان تمام اتفاقات را در قالب چند شکست پراکنده بررسی کرد.
آنچه اهمیت دارد روند کلی فوتبال ایران است؛ روندی که منتقدان آن را نزولی میبینند.
فوتبال ایران هنوز بازیکنان باکیفیت و استعدادهای فراوانی دارد، اما اعتبار گذشته بهتنهایی مسابقه نمیبرد.
ژاپن و کره جنوبی جلو رفتهاند، عربستان سرمایهگذاری سنگینی انجام داده و ازبکستان نیز با برنامهای جدی برای نسل جدید وارد رقابت شده است.
در چنین فضایی، تکرار اینکه ایران همچنان یکی از قدرتهای بزرگ آسیاست چیزی را تغییر نمیدهد.
مهدی تاج و امیر قلعهنویی بیش از هر زمان دیگری باید با نتیجه و برنامه پاسخ بدهند؛ چون رقبای آسیایی دیگر از نام ایران نمیترسند و فاصلهای که امروز ایجاد شده، اگر ادامه پیدا کند فردا بسیار سختتر جبران خواهد شد.