عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
11 سال پیش در چنین روزی روبرت لواندوفسکی به طور تعویضی وارد زمین شد و 5 گل تو 9 دقیقه رو ثبت کرد!
حاشیه عجیب در پخش بازی ایران؛ قطع تلویزیونی همزمان با حضور داور زن
نوستالژی | 12 سال قبل، یکی از دیوانهوارترین بازیهای تاریخ لیگ برتر برگزار شد! اظهارات امیر قلعهنویی درباره اینکه «سن فقط یک عدد است» و تیم ملی محل جوانگرایی نیست، پس از شکست ایران مقابل ازبکستان با واکنشها و انتقادهای زیادی همراه شده است. منتقدان معتقدند تداوم اعتماد به بازیکنان مسن، در شرایطی که تیم ملی به بازسازی نیاز دارد، میتواند آینده فوتبال ایران را با چالش جدیتری روبهرو کند.
به گزارش صبح فوتبالی :
متن اصلی:
بحث جوانگرایی در تیم ملی فوتبال ایران دوباره به یکی از موضوعات داغ تبدیل شده است؛ بهخصوص بعد از اظهارات امیر قلعهنویی درباره معیار انتخاب بازیکنان.
سرمربی تیم ملی پیش از دیدار با ازبکستان تأکید کرده بود که سن برای او فقط یک عدد است و بازیکنان باید براساس آمادگی جسمانی، ذهنی و کیفیت فنی به تیم ملی دعوت شوند.
این دیدگاه در ظاهر قابل دفاع است. هیچ بازیکنی صرفاً به دلیل جوان بودن نباید صاحب پیراهن تیم ملی شود؛ همانطور که سابقه و تجربه نیز بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده حضور همیشگی یک بازیکن در ترکیب باشد.
بحث اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: اگر سن تعیینکننده نیست، عملکرد فعلی بازیکنان باید مهمترین معیار انتخاب باشد.
احسان حاجصفی یکی از باسابقهترین بازیکنان فوتبال ایران است و سالها با پیراهن تیم ملی در مسابقات بزرگ حضور داشته، اما سابقه طولانی نمیتواند بازیکنان را از نقد عملکرد روز مصون نگه دارد.
در دیدار مقابل ازبکستان، اشتباه فردی حاجصفی زمینهساز گل نخست حریف شد؛ اتفاقی که حتی قلعهنویی نیز بعد از مسابقه آن را اشتباهی «بسیار بچگانه» توصیف کرد.
در جریان همان مسابقه، اشتباهات بازیکنان باتجربه در گلهای ابتدایی ازبکستان دوباره این پرسش را مطرح کرد که آیا زمان ایجاد تغییرات جدیتر در ترکیب تیم ملی فرا نرسیده است؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای صحبتهای قلعهنویی به این موضوع مربوط میشود که تیم ملی را محل جوانگرایی نمیداند.
طبیعتاً تیم ملی محلی برای آزمایش بیهدف بازیکنان نیست، اما تقریباً تمام تیمهای بزرگ دنیا بخشی از فرایند تغییر نسل را در همین سطح انجام میدهند.
اعتماد اسپانیا به بازیکنانی مانند لامین یامال نمونهای روشن از این رویکرد است. یامال در سن بسیار پایین وارد ترکیب اصلی شد، اما این اعتماد براساس کیفیت فنی او شکل گرفت؛ نه صرفاً عدد سن.
بنابراین مسئله اصلی فوتبال ایران «جوان کردن تیم به هر قیمت» نیست، بلکه ایجاد فرصت واقعی برای بازیکن جوانی است که از نظر فنی شایستگی حضور در تیم ملی را دارد.
یکی دیگر از موضوعاتی که بعد از مسابقه مورد توجه قرار گرفته، تفاوت میانگین سنی دو تیم است.
براساس آمار مطرحشده درباره ترکیب این دیدار، میانگین سنی تیم ملی ایران حدود ۲۹.۵ سال بوده، در حالی که ازبکستان با تیمی بهمراتب جوانتر وارد زمین شده است.
البته جوانتر بودن بهتنهایی دلیل پیروزی یک تیم نیست، اما زمانی که یک تیم جوانتر از نظر دوندگی، انرژی و عملکرد نیز برتری نشان میدهد، مسئله تغییر نسل اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تیم ملی ایران سالهاست به هستهای نسبتاً ثابت از بازیکنان متکی است و ادامه این روند بدون اضافه شدن تدریجی نسل جدید میتواند هزینه تغییر نسل در آینده را افزایش دهد.
محدود کردن تمام مشکلات تیم ملی به یک یا دو بازیکن نیز سادهسازی مسئله است.
احسان حاجصفی، شجاع خلیلزاده و سایر بازیکنان باتجربه سالها برای تیم ملی بازی کردهاند، اما مسئله اصلی این است که کادر فنی تا چه زمانی باید به یک نسل مشخص وابسته بماند و بازیکنان جدید چگونه قرار است تجربه بازیهای بزرگ را به دست بیاورند؟
اگر بازیکن جوان هیچگاه در مسابقات جدی فرصت نگیرد، طبیعی است که در زمان تغییر نسل نیز تجربه لازم برای جانشینی ستارههای قدیمی را نداشته باشد.
مشکلات فوتبال ملی ایران نیز به تیم بزرگسالان محدود نمیشود.
شکست ۴ بر یک تیم امید مقابل کره شمالی و حذف از بازیهای آسیایی ناگویا، آن هم در شرایطی که پیش از مسابقات صحبت از کسب مدال بود، فشارها بر ساختار مدیریتی فوتبال ایران را افزایش داده است.
وقتی تیم امید در مسیر نتیجهگیری و آمادهسازی نسل آینده دچار مشکل میشود و همزمان تیم بزرگسالان نیز با مسئله افزایش سن و تغییر نسل روبهرو است، دیگر نمیتوان همه مسئولیت را متوجه یک بازیکن یا حتی یک مربی دانست.
در این میان نقش فدراسیون فوتبال و مدیران آن نیز اهمیت زیادی دارد.
تغییر نسل در فوتبال ملی پروژهای نیست که یکشبه انجام شود. استعدادیابی، آمادهسازی تیمهای پایه، انتقال بازیکنان مستعد به تیم امید و سپس ایجاد مسیر منطقی برای حضور آنها در تیم بزرگسالان نیازمند برنامهای چندساله است.
اگر چنین مسیری بهدرستی طراحی نشود، تیم ملی ناچار خواهد بود تا آخرین لحظه به نسل قبلی تکیه کند و سپس ناگهان با خلأ بازیکن باتجربه مواجه شود.
بحث امروز تیم ملی نباید به دوگانه ساده «پیرها یا جوانها» تبدیل شود. تیم موفق به ترکیبی از تجربه و انرژی نیاز دارد.
بازیکن باتجربهای که همچنان بالاترین کیفیت را ارائه میدهد، میتواند برای تیم ملی ارزشمند باشد و در مقابل، بازیکن جوان نیز نباید تنها به خاطر سن پایین صاحب جایگاه شود.
اما زمانی که عملکرد بازیکن افت میکند، سابقه، نام و تعداد بازی ملی نباید مانعی برای ایجاد تغییر باشد.
حرف قلعهنویی که «سن فقط یک عدد است» تنها زمانی میتواند معیار قابل قبولی باشد که عملکرد نیز بدون توجه به نام و سابقه بازیکنان سنجیده شود. تیم ملی ایران دیر یا زود مجبور به تغییر نسل خواهد شد؛ پرسش مهم این است که این تغییر با برنامه انجام میشود یا زمانی که دیگر انتخاب دیگری باقی نمانده است.