عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
11 سال پیش در چنین روزی روبرت لواندوفسکی به طور تعویضی وارد زمین شد و 5 گل تو 9 دقیقه رو ثبت کرد!
حاشیه عجیب در پخش بازی ایران؛ قطع تلویزیونی همزمان با حضور داور زن
نوستالژی | 12 سال قبل، یکی از دیوانهوارترین بازیهای تاریخ لیگ برتر برگزار شد! احسان حاجصفی با ۱۴۹ بازی ملی قرار است یکی از باتجربهترین و قابلاعتمادترین بازیکنان تیم ایران باشد، اما مقابل ازبکستان کاری کرد که بیشتر از یک مدافع تازهکار انتظار میرود تا کاپیتان تیم ملی. یک پاس عرضی بیهدف با پای غیرتخصصی در منطقهای که کوچکترین اشتباه مساوی با موقعیت گل است، توپ را عملاً مقابل پای الدور شومورودوف گذاشت تا ایران فقط در دقیقه ۱۰ عقب بیفتد؛ پاس گلی که متأسفانه برای تیم اشتباه ارسال شد
به گزارش صبح فوتبالی :
۱۴۹ بازی ملی برای چیست؟
تجربه قرار است در چه لحظهای خودش را نشان بدهد؟
بازیکنی که نزدیک به یک دهه و نیم پیراهن تیم ملی را پوشیده، جام جهانی دیده، کاپیتان بوده و حالا به رکورد تاریخی بازی ملی نزدیک شده، دقیقاً در چنین صحنههایی باید تفاوت خودش با یک بازیکن کمتجربه را نشان دهد.
اما احسان حاجصفی مقابل ازبکستان دقیقاً عکس این انتظار عمل کرد.
هنوز بازی شکل نگرفته بود که یک تصمیم عجیب در عقب زمین، ایران را در همان دقیقه ۱۰ یک بر صفر عقب انداخت.
بازیکنان ایران در منطقه دفاعی مشغول گردش توپ بودند؛ نه تیم تحت پرس غیرقابل تحمل قرار داشت و نه شرایط صحنه ایجاب میکرد توپ با عجله به عرض زمین فرستاده شود.
حاجصفی از سمت چپ با پای راست و غیرتخصصی تصمیم گرفت یک پاس بلند عرضی به داخل منطقه خطر بفرستد.
نتیجه؟
توپ نه به بازیکن ایران، بلکه تقریباً آماده و مهیا به الدور شومورودوف رسید.
کاپیتان ازبکستان هم هدیه را پس نزد؛ کنترل کرد و با ضربه زمینی دروازه بیرانوند را باز کرد.
اگر بازیکن ازبکستان خودش میخواست برای شومورودوف موقعیت بسازد، شاید نمیتوانست توپی تا این اندازه مناسب در اختیارش قرار دهد.
گاهی مدافع در جریان بازیسازی ریسک میکند و توپ از دست میرود. گاهی هم حریف با پرس خوب بازیکن را مجبور به اشتباه میکند.
صحنه گل اول ازبکستان اما به سختی در یکی از این دستهها قرار میگیرد.
پاس عرضی در یکسوم دفاعی، آن هم بدون اطمینان از مقصد توپ، یکی از ابتداییترین خطوط قرمز فوتبال است.
وقتی یک بازیکن ۱۴۹ بازی ملی چنین تصمیمی میگیرد، دیگر نمیتوان ماجرا را با عبارتهایی مثل «اشتباه در بازیسازی» نرم کرد.
این یک اشتباه مرگبار و کاملاً قابل اجتناب بود.
حاجصفی با حضور در این مسابقه به رکورد ۱۴۹ بازی ملی رسید و در کنار نامهای بزرگ تاریخ تیم ملی قرار گرفت.
عدد بزرگی است.
اما بازی ملی فقط عددی برای جدول رکوردها نیست. مزیت داشتن چنین بازیکن باتجربهای باید این باشد که در مسابقات دشوار، تصمیمهای کمریسکتر بگیرد، بازیکنان جوانتر را هدایت کند و جلوی اشتباهات ساده را بگیرد.
قرار نیست بازیکنی با این حجم از تجربه خودش سازنده یکی از سادهترین موقعیتهای گل حریف باشد.
اتفاقاً هرچه تعداد بازیهای ملی بالاتر میرود، توجیه چنین اشتباهی سختتر میشود.
ایران تازه وارد مسابقه شده بود و هنوز هیچکدام از دو تیم فرصت تثبیت جریان بازی را پیدا نکرده بودند.
گل زودهنگام ازبکستان تمام معادله را تغییر داد.
میزبان به گل رسید، اعتمادبهنفس گرفت و ایران مجبور شد از همان دقیقه دهم برای جبران نتیجه بازی کند.
یعنی یک تصمیم چندثانیهای حاجصفی فقط یک توپ از دسترفته نبود؛ سناریوی مسابقه را عوض کرد.
تیم ملی در دیداری خارج از خانه، بدون اینکه حریف برای گل اول کار ویژهای انجام دهد، خودش ازبکستان را جلو انداخت.
این اشتباه دوباره یک سؤال قدیمی را زنده میکند: جایگاه بازیکنان باسابقه تیم ملی تا چه زمانی باید تقریباً تضمینشده باشد؟
اگر معیار کادر فنی «آمادگی» است و همانطور که قلعهنویی میگوید سن فقط یک عدد محسوب میشود، پس باید کیفیت فعلی بازیکنان هم بدون توجه به نام و سابقه آنها بررسی شود.
۱۴۹ بازی ملی افتخار بزرگی است، اما بازی شماره ۱۵۰ را نباید صرفاً به خاطر ۱۴۹ بازی قبلی گرفت.
هر بازیکنی باید جایگاه امروزش را با عملکرد امروزش حفظ کند.
قلعهنویی درست پیش از همین مسابقه گفته بود تیم ملی محل «جوانگرایی» نیست و باید تغییر نسل به شکل برنامهریزیشده انجام شود.
چند ساعت بعد، یکی از باتجربهترین بازیکنان تیم ملی با اشتباهی کاملاً ابتدایی گل اول را به حریف هدیه داد.
این به آن معنا نیست که هر بازیکن مسن باید کنار گذاشته شود؛ چنین نتیجهای همانقدر سطحی است که بازی دادن یک بازیکن فقط به دلیل سابقهاش.
مسئله سادهتر است: وقتی تجربه مهمترین استدلال برای اعتماد به یک بازیکن است، خود آن بازیکن نباید در ابتداییترین تصمیمهای مسابقه کمتجربه ظاهر شود.
برای ثبت گل اول ازبکستان نیازی به یک کار ترکیبی خارقالعاده، دریبل چند بازیکن یا پاس عمقی تماشایی نبود.
حاجصفی بخش سخت کار را انجام داد.
توپ را به منطقهای فرستاد که نباید، با تصمیمی که نباید گرفته میشد و در لحظهای که ایران هیچ نیازی به چنین ریسکی نداشت.
شومورودوف فقط هدیه را باز کرد.
حاجصفی در شب رسیدن به بازی ملی شماره ۱۴۹، به جای اینکه تجربهاش را به رخ بکشد، یکی از خامترین تصمیمهای ممکن را گرفت؛ پاس گلی دقیق و تمیز، با یک ایراد کوچک: گیرندهاش پیراهن ازبکستان را پوشیده بود.