جدول بروز لیگ برتر ایران پس از برد تراکتور و سپاهان؛ آخرین وضعیت تیمها
جدول بروز لیگ برتر ایران پس از برد تراکتور و سپاهان؛ آخرین وضعیت تیمها
کارشناسی داوری بازی چادرملو اردکان و تراکتور؛ پنالتی تراکتور و کارت قرمز چادرملو درست بود؟
شب کابوسبار آرسنال در اولدترافورد؛ ۱۵ سال بعد از آن ۸-۲ تاریخی
رسمی؛ اولین تریلر و گیم پلی رسمی GTA 6 منتشر شد چهار بازی، چهار پیروزی، ۱۲ امتیاز از ۱۲ امتیاز ممکن، ۷ گل زده و هنوز عدد صفر مقابل گلهای خورده. تراکتور لیگ بیستوششم را نه فقط با یک شروع خوب، بلکه با مجموعهای از نشانههایی آغاز کرده که نمیتوان بهسادگی از کنارشان عبور کرد. تیم جواد نکونام پیکان را شکست داده، از نقش جهان با سه امتیاز برگشته، پرسپولیس را در دقیقه ۹۰ زمینگیر کرده و حالا چادرملو را هم در یزد کنار زده است. مهمتر از همه اینکه تراکتور برای رسیدن به این چهار برد، چهار مسابقه مشابه انجام نداده؛ و شاید همین مهمترین هشدار برای سایر مدعیان قهرمانی باشد.
به گزارش صبح فوتبالی :
از شکار سپاهان و پرسپولیس تا فتح یزد؛ تیم جواد نکونام فقط نمیبرد، بلکه دارد با چند چهره متفاوت برنده شدن را یاد میگیرد
نگاه کردن به جدول سادهترین راه برای توصیف شروع تراکتور است؛ چهار مسابقه و ۱۲ امتیاز.
اما اگر قرار باشد فقط همین عدد را ببینیم، بخش مهمی از داستان گم میشود.
تراکتور در چهار هفته نخست مقابل دو تیمی بازی کرده که پیش از شروع فصل جزو مدعیان جدی قهرمانی محسوب میشدند؛ سپاهان و پرسپولیس. حاصل این دو مسابقه هم شش امتیاز بوده است.
یعنی نمیتوان شروع سرخهای تبریز را صرفاً محصول یک برنامه آسان دانست.
آنها پیکان را بردند، اما بعد از آن برای اثبات جدی بودنشان به اصفهان رفتند و سپاهان را شکست دادند. سپس پرسپولیس را کنار زدند و حالا در نخستین مسابقه بعد از آن برد بزرگ، در تله بازی مقابل یک تیم پایین جدولی گرفتار نشدند.
این شاید مهمترین خصوصیت یک تیم مدعی باشد: امتیاز گرفتن از رقیب بزرگ و دور نریختن همان امتیازات مقابل تیمهای پایینتر.
شروع فصل مقابل پیکان، نخستین تصویر از تراکتور جدید را نشان داد.
شهریار مغانلو که یکی از مهمترین خریدهای تراکتور بود، برای معرفی خودش به هواداران زمان زیادی احتیاج نداشت. مهاجم جدید سرخها دو بار دروازه پیکان را باز کرد تا تیم نکونام با پیروزی ۲ بر صفر لیگ را آغاز کند.
اهمیت آن مسابقه فقط در برد نبود.
تراکتور فصل جدید را با یک مهاجم شماره ۹ تمامکننده آغاز کرد؛ بازیکنی که میتواند در مسابقاتی که فضای زیادی در اختیار تیم نیست، کیفیت یک موقعیت را به گل تبدیل کند.
مغانلو فصل را با دبل شروع کرد و اولین قطعه پازل خط حمله تراکتور خیلی زود سر جایش قرار گرفت.
اگر پیروزی مقابل پیکان شروع خوب تراکتور بود، برد مقابل سپاهان اولین بیانیه جدی این تیم برای لیگ محسوب میشد.
رفتن به نقش جهان و شکست دادن سپاهان با نتیجه ۲ بر صفر چیزی نبود که بتوان آن را در حد سه امتیاز معمولی پایین آورد.
جالبتر اینکه تراکتور برای این پیروزی نیازی نداشت مالک مطلق توپ باشد.
سپاهان بخش بیشتری از مالکیت را در اختیار داشت، اما تراکتور نشان داد حاضر است در بعضی مسابقات توپ را به حریف بدهد و در عوض فضای مورد نیازش را بگیرد.
آمارهای فنی آن مسابقه هم نکته قابل توجهی داشتند. امید گل تراکتور بالاتر از سپاهان بود؛ یعنی با وجود مالکیت کمتر، موقعیتهایی با ارزش بیشتر ساخت.
دو گل امیرحسین حسینزاده در دقایق پایانی مسابقه، نقش جهان را به سکوی پرتاب تراکتور تبدیل کرد.
البته این مسابقه یک هشدار هم داشت: نتیجه ۲ بر صفر شاید نمایشگر کامل جریان بازی نبود. تراکتور برای بخش قابل توجهی از مسابقه مجبور به تحمل فشار شد و هر دو گل نیز در دقایق پایانی و روی اشتباهات دروازهبان سپاهان شکل گرفتند.
اما فوتبال قهرمانی فقط درباره تسلط نیست؛ گاهی درباره زنده ماندن در لحظاتی است که حریف بهتر بازی میکند و ضربه زدن در همان چند فرصتی که به دست میآید.
تراکتور در اصفهان دقیقاً همین کار را انجام داد.
بعد از سپاهان، نوبت پرسپولیس بود.
این بار دیگر خبری از نتیجه ۲ بر صفر نبود. مسابقه بستهتر، کمموقعیتتر و فرسایشیتر شد.
اما در دقیقه ۹۰، تومیسلاو اشترکالی از راه رسید.
مهاجمی که از روی نیمکت وارد زمین شده بود از اشتباه خط دفاعی پرسپولیس استفاده کرد و با یک ضربه سرضرب، مسابقه را تمام کرد.
این یکی از آن بردهایی است که معمولاً در پایان فصل ارزش واقعیاش مشخص میشود.
تراکتور در روزی که نمایش هجومی درخشانی نداشت، مساوی را نپذیرفت.
آمار هم نشان میداد مسابقه نزدیک بوده، اما تراکتور در نیمه دوم فعالتر شد. تعداد شوتهای تیم نکونام نسبت به نیمه نخست افزایش پیدا کرد و در نهایت همان فشاری که آرامآرام بیشتر شده بود، در آخرین دقایق جواب داد.
برد مقابل پرسپولیس یک نکته دیگر هم داشت: نیمکت تراکتور میتواند بازی را عوض کند.
اشترکالی وارد زمین شد و سه امتیاز را ساخت.
این موضوع چند روز بعد دوباره تکرار شد.
تقابل با چادرملو از یک جهت شاید سختتر از دو بازی بزرگ قبلی بود.
نه به دلیل کیفیت بیشتر حریف؛ بلکه به دلیل ماهیت مسابقه.
تراکتور بعد از شکست دادن سپاهان و پرسپولیس وارد مسابقهای شده بود که همه از قبل انتظار بردش را داشتند. دقیقاً چنین مسابقاتی میتوانند برای یک تیم صدرنشین تبدیل به تله شوند.
نیمه اول بدون گل تمام شد.
تراکتور توپ بیشتری داشت و موقعیت ساخت. شهریار مغانلو یک فرصت تکبهتک را از دست داد و ضربه سر حسینزاده نیز به گل تبدیل نشد.
اما تیم نکونام عصبی نشد.
در شروع نیمه دوم، حرکت مسعود زائرکاظمینی یک پنالتی برای تراکتور ساخت و امیرحسین حسینزاده آن را به گل تبدیل کرد.
بعد از گل، شرایط برای چادرملو پیچیدهتر شد. میزبان ابتدا ۱۰ نفره و سپس در دقایق پایانی ۹ نفره شد و تراکتور سرانجام با گل تومیسلاو اشترکالی در وقتهای تلفشده، نتیجه را ۲ بر صفر کرد.
این برد از نظر فنی شاید پرزرقوبرقترین نمایش تراکتور نبود، اما یک ویژگی مهم داشت: تیم عجله نکرد و بازی را از دست نداد.
بعد از پایان بازی چادرملو، آمار تراکتور به نقطهای رسید که شروع فصلش را از یک روند خوب به اتفاقی ویژه تبدیل میکند:
| بازی | نتیجه |
|---|---|
| تراکتور - پیکان | ۲-۰ |
| سپاهان - تراکتور | ۰-۲ |
| تراکتور - پرسپولیس | ۱-۰ |
| چادرملو - تراکتور | ۰-۲ |
تراکتور در شروع لیگ بیستوششم نه یک مساوی داشته، نه یک شکست و نه حتی یک بار دروازهاش باز شده است.
شروع چهار مسابقهای با چهار پیروزی و بدون دریافت گل، آماری تاریخی برای لیگ برتر محسوب میشود.
از تیمهای جواد نکونام همیشه انتظار سازمان دفاعی وجود داشته و نخستین تراکتوری که او ساخته نیز از همین نقطه قدرت گرفته است.
علیرضا بیرانوند پشت خط دفاعی قرار دارد و مقابل او ترکیبی از بازیکنان باتجربه شکل گرفته؛ شجاع خلیلزاده، محمد دانشگر، دانیال اسماعیلیفر و محمد نادری.
جلوی آنها نیز بازیکنی مثل اودیل خامروبکوف قرار میگیرد که بخشی از مأموریتش حفاظت از مرکز زمین و جلوگیری از حملات مستقیم حریف است.
خروجی این ساختار تا امروز ساده و بیرحمانه بوده است:
هیچ تیمی هنوز به تراکتور گل نزده.
مقابل چادرملو هم یک بار میزبان تا آستانه گلزنی رفت، اما بیرانوند اجازه نداد صفر مقابل گل خورده تراکتور پاک شود.
چهار کلینشیت متوالی آن هم در شرایطی که دو مسابقه برابر سپاهان و پرسپولیس بوده، دیگر نمیتواند صرفاً محصول خوششانسی باشد.
شجاع خلیلزاده در بازی با چادرملو یکی از بهترین نمایشهای خود را ارائه کرد و بار دیگر مشخص شد تجربه بالای خط دفاعی چه نقشی در تیم نکونام دارد.
محمد دانشگر نیز در کنار او به تراکتور اجازه داده دو مدافع مرکزی باتجربه داشته باشد و بیرانوند در پشت سر آنها آخرین لایه این ساختار است.
مزیت اصلی این خط دفاعی فقط توانایی در دوئل نیست.
تجربه این بازیکنان باعث شده تراکتور در لحظاتی که حریف فشار میآورد، کمتر دچار آشفتگی شود.
این دقیقاً یکی از تفاوتهای تیمهای مدعی قهرمانی با تیمهایی است که فقط مقطعی بالای جدول قرار میگیرند.
اگر خط دفاع دلیل صفرهای سمت راست نتایج تراکتور است، امیرحسین حسینزاده یکی از مهمترین دلایل اعداد سمت چپ محسوب میشود.
او مقابل سپاهان دو گل زد و برابر چادرملو نیز پنالتی تیمش را تبدیل به گل کرد.
یعنی سه گل از هفت گل تراکتور در چهار هفته نخست به نام حسینزاده ثبت شده است.
گل مقابل چادرملو برای او اهمیت تاریخی هم داشت و تعداد گلهایش با پیراهن تراکتور در لیگ برتر را به ۳۰ رساند.
اما تأثیر حسینزاده فقط در گلزنی نیست.
حضور او پشت مهاجم باعث میشود تراکتور بازیکنی داشته باشد که هم میتواند وارد محوطه شود، هم در انتقال سریع تیم را جلو ببرد و هم از فضای ایجادشده توسط شهریار مغانلو استفاده کند.
یکی از جذابترین اعداد تراکتور همینجاست.
هفت گل چهار مسابقه ابتدایی بین سه بازیکن تقسیم شده است:
این توزیع برای تیمی که مدعی قهرمانی است اهمیت زیادی دارد.
اگر مغانلو گل نزند، حسینزاده وجود دارد.
اگر بازی به دقیقه ۷۰ و ۸۰ برسد و همچنان قفل باشد، اشترکالی از روی نیمکت وارد میشود.
تراکتور هنوز از تمام ظرفیت هجومی مهدی ترابی هم استفاده نکرده است؛ بازیکنی که به دلیل مصدومیت از ترکیب اولیه دو مسابقه دور بود و مقابل چادرملو دوباره به ترکیب برگشت.
یعنی با وجود شروع صددرصدی، هنوز احتمال افزایش کیفیت هجومی این تیم وجود دارد.
در تیم قهرمان فقط یازده بازیکن اصلی اهمیت ندارند.
گاهی سرنوشت فصل را نفر دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم تغییر میدهند.
اشترکالی در دو هفته متوالی دقیقاً چنین نقشی داشته است.
مقابل پرسپولیس از روی نیمکت آمد و دقیقه ۹۰ گل پیروزی را زد.
مقابل چادرملو نیز در ترکیب اولیه نبود و در وقتهای تلفشده گل دوم را به ثمر رساند.
دو مسابقه، دو ورود از نیمکت و دو گل.
برای نکونام داشتن مهاجمی با این ویژگی یک امتیاز بزرگ است؛ چون به او اجازه میدهد بدون تغییر کامل ساختار بازی، در دقایق پایانی یک مهاجم تازهنفس و گلزن وارد زمین کند.
شاید بهترین نکته درباره چهار هفته نخست همین باشد.
تراکتور پیکان را با کنترل بازی برد.
مقابل سپاهان بخشهایی از مسابقه را بدون مالکیت بالا سپری کرد و در انتقالها ضربه زد.
برابر پرسپولیس وارد یک مسابقه کمموقعیت شد و تا دقیقه ۹۰ صبر کرد.
مقابل چادرملو مجبور شد دفاع متراکم حریف را باز کند و بعد از یک نیمه بدون گل، در نیمه دوم راه دروازه را پیدا کرد.
چهار مسابقه، چهار سناریوی متفاوت و یک نتیجه مشترک: برد تراکتور.
یک تیم زمانی خطرناک میشود که حریف بداند چه کاری انجام میدهد اما نتواند متوقفش کند.
یک تیم زمانی خطرناکتر میشود که حریف اصلاً مطمئن نباشد با کدام نسخه آن روبهرو خواهد شد.
تراکتور فعلاً به سمت حالت دوم حرکت کرده است.
داستان جواد نکونام هم بخشی از این شروع عجیب است.
او با فاصله زمانی کمی تا آغاز لیگ هدایت تراکتور را در دست گرفت و خودش نیز پیش از شروع مسابقات تأکید کرده بود که فرصت کافی برای انجام کار بدنی و تاکتیکی گسترده ندارد و بخشی از ایدههایش باید در جریان مسابقات وارد تیم شود.
با چنین شرایطی، طبیعی بود که تراکتور برای رسیدن به شکل ایدهآل زمان بخواهد.
اما تیم در همان دوران گذار شروع به جمع کردن امتیازات کرده است.
این برای سایر مدعیان شاید نگرانکنندهترین قسمت ماجرا باشد.
اگر این تراکتور هنوز نسخه نهایی تیم نکونام نیست، سؤال این است که نسخه کامل آن چه شکلی خواهد بود؟
چهار هفته برای اعلام قهرمان بسیار زود است.
حتی این شروع درخشان نیز چند علامت سؤال دارد.
تراکتور هنوز در بخشهایی از مسابقات از نظر خلق موقعیت هجومی به حدی نرسیده که بتواند تمام حریفان را تحت فشار مستمر قرار دهد.
مقابل سپاهان دو گل در دقایق پایانی و روی اشتباهات حریف به دست آمد.
مقابل پرسپولیس تا دقیقه ۹۰ گلی زده نشد.
مقابل چادرملو نیز قفل مسابقه با پنالتی باز شد و بعد از اخراج بازیکنان حریف، شرایط سادهتر شد.
اینها ارزش بردهای تراکتور را از بین نمیبرند؛ برعکس، نشان میدهند تیم بلد است در مسابقات سخت زنده بماند.
اما برای یک فصل طولانی، تراکتور باید به نقطهای برسد که علاوه بر «بردن مسابقههای بسته»، بعضی مسابقات را زودتر از دقیقه ۸۰ و ۹۰ تمام کند.
مصدومیتها نیز میتوانند یکی از چالشهای فصل باشند.
مهدی ترابی تازه به ترکیب اصلی برگشته و تیبور هلیلوویچ و مهدی هاشمنژاد در بازی چادرملو به دلیل مصدومیت حضور نداشتند.
فصل طولانی است و تیمی که در چند جبهه رقابت میکند نمیتواند فقط با یازده بازیکن قهرمان شود.
با این حال، گلهای اشترکالی از روی نیمکت اولین نشانه مثبت درباره عمق ترکیب تراکتور است.
پاسخ قطعی هنوز زود است، اما نمیتوان نام تراکتور را جایی پایینتر از جدیترین مدعیان قرار داد.
دلیلش فقط ۱۲ امتیاز نیست.
نوع ۱۲ امتیاز مهم است.
تراکتور دو رقیب مستقیم، سپاهان و پرسپولیس، را شکست داده؛ چهار بار کلینشیت کرده؛ سه مهاجم مختلف برایش گل زدهاند؛ از نیمکت گل گرفته و در چهار نوع مسابقه متفاوت راه پیروزی را پیدا کرده است.
اینها همان نشانههایی هستند که معمولاً در تیمهای مدعی دیده میشوند.
از طرف دیگر استقلال نیز فصل را قدرتمند آغاز کرده و رقابت بالای جدول هنوز در ابتدای مسیر است. بنابراین «یکهتازی» تراکتور فعلاً بیشتر به معنای عملکرد صددرصدی و بینقص خودش است، نه فرار امتیازی از رقبا.
شاید خلاصه چهار هفته نخست تراکتور همین باشد.
تیم نکونام هنوز فوتبال کاملاً صیقلخوردهای ارائه نمیدهد.
گاهی مالک توپ است، گاهی منتظر اشتباه حریف میماند، گاهی بازی را به آخرین دقایق میکشاند و گاهی با یک پنالتی قفل مسابقه را میشکند.
اما یک ویژگی در هر چهار مسابقه ثابت مانده:
تراکتور راه بردن را پیدا کرده است.
برای تیمی که میخواهد قهرمان شود، هیچ آماری مهمتر از این نیست.
چهار هفته گذشته و هنوز هیچ حریفی نتوانسته در لیگ هم امتیازی از تراکتور بگیرد و هم گلی وارد دروازهاش کند.
حالا سؤال بزرگ لیگ بیستوششم دیگر این نیست که «تراکتور مدعی است یا نه؟»
سؤال این است:
چه تیمی اولین بار میتواند این ماشین امتیازگیری را متوقف کند؟