کد خبر:۲۳۱۴۷ | تاریخ انتشار: ۱۷:۳۶ - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

تحلیل شکست منچستریونایتد برابر هال سیتی؛ ۷۲ درصد مالکیت، صفر کنترل

منچستریونایتد فصل جدید لیگ برتر را با شکستی آغاز کرد که نمی‌توان آن را صرفاً به دو اشتباه روی ضربات ایستگاهی تقلیل داد. تیم مایکل کریک در شکست ۲ بر صفر مقابل هال سیتی ۷۲ درصد مالکیت توپ داشت و ۲۱ بار شوت زد، اما بخش بزرگی از این مالکیت بدون سرعت، نفوذ و تهدید واقعی سپری شد. در سوی دیگر، هال با تنها ۲۸ درصد مالکیت دقیقاً می‌دانست از مسابقه چه می‌خواهد؛ دوئل‌ها را برد، نقاط ضعف یونایتد را هدف گرفت و با دو ضربه ایستگاهی، اولین شوک بزرگ فصل را رقم زد.

تحلیل شکست منچستریونایتد برابر هال سیتی

به گزارش صبح فوتبالی :

اگر فقط صفحه آمار دیدار هال سیتی و منچستریونایتد را ببینید، ممکن است در نگاه اول نتیجه عجیب به نظر برسد.

منچستر یونایتد ۷۲ درصد مالکیت توپ داشت، ۲۱ شوت زد، پنج شوت در چارچوب ثبت کرد، شش کرنر گرفت و xG یا گل مورد انتظارش به ۱.۸۱ رسید. هال فقط ۲۸ درصد صاحب توپ بود و xG آن ۱.۲۶ ثبت شد.

اما مسابقه را آمار مالکیت نبرد.

هال سیتی ۲ بر صفر پیروز شد و حتی مهم‌تر از نتیجه، در بخش‌هایی از مسابقه تیمی بود که بسیار واضح‌تر می‌دانست چگونه باید بازی کند.

همین جا اولین نکته تاکتیکی شکست یونایتد شکل می‌گیرد: داشتن توپ با کنترل‌کردن بازی یکی نیست.

یونایتد توپ را داشت؛ هال مسابقه را

مایکل کریک تیمش را با آرایش پایه ۴-۲-۳-۱ وارد زمین کرد؛ یوری تیلمانس و آندری سانتوس دو هافبک عقب‌تر بودند، برونو فرناندز جلوتر از آنها بازی می‌کرد و برایان امبومو و پاتریک دورگو در دو طرف ماتئوس کونیا قرار داشتند.

هال در مقابل با ساختار ۵-۴-۱ بازی کرد؛ بلوکی فشرده که هدفش گرفتن مرکز، هدایت بازی یونایتد به مناطق کم‌خطر و استفاده از قدرت اولی مک‌برنی در انتقال‌ها و نبردهای مستقیم بود.

روی کاغذ، یونایتد باید با تعداد بازیکن بیشتر در مرکز زمین می‌توانست هال را عقب ببرد.

در زمین اما مشکل این بود که گردش توپ با سرعت لازم انجام نمی‌شد.

بخش زیادی از ۵۷۴ پاس صحیح یونایتد میان مدافعان، هافبک‌ها و مناطق عرضی ردوبدل شد؛ بدون اینکه خط دفاع پنج‌نفره هال مرتباً مجبور به شکستن شکل دفاعی خود شود. ESPN در دقایق پایانی نیز از پاسکاری «کند و پرزحمت» یونایتد و ناتوانی این تیم در ایجاد تهدید جدی مقابل خط دفاع میزبان نوشت.

یونایتد مالک توپ بود، اما هال مالک فضا بود.

و در فوتبال، دومی گاهی مهم‌تر است.

بزرگ‌ترین اشتباه کریک؛ مهاجم نوکی که در محوطه نبود

ماتئوس کونیا در نقش مهاجم مرکزی یا همان «شماره ۹ کاذب» بازی را آغاز کرد.

ایده قابل‌فهم بود: کونیا عقب بیاید، مدافع میانی هال را با خود بیرون بکشد، برونو وارد فضای ایجادشده شود و امبومو یا دورگو از جناح به عمق بزنند.

اما هال حاضر نشد این بازی را بپذیرد.

سه مدافع میانی میزبان ساختار خود را حفظ کردند و نتیجه این شد که وقتی کونیا برای گرفتن توپ عقب می‌آمد، یونایتد در بسیاری از حملات یک مهاجم واقعی میان مدافعان نداشت.

گاردین نیز همین مسئله را یکی از مشکلات ساختاری یونایتد دانست و نوشت انتخاب کونیا به‌عنوان شماره ۹ کاذب باعث می‌شد او زمان زیادی را دور از مدافعان مرکزی هال سپری کند.

اینجا است که غیبت بنجامین ششکو از ترکیب اولیه اهمیت پیدا می‌کند.

نه لزوماً چون ششکو باید تمام مشکلات را حل می‌کرد، بلکه حضور یک مهاجم مرجع می‌توانست مدافعان هال را عقب نگه دارد، برای ارسال‌ها هدف ایجاد کند و فضا را برای برونو و امبومو بازتر کند.

کریک بالاخره در دقیقه ۶۷ ششکو را به زمین فرستاد، اما آن زمان هال دو گل جلو بود و دیگر هیچ نیازی نداشت فضای پشت خط دفاع خود ایجاد کند.

خریدهای جدید خط میانی هنوز «خط میانی» نشده‌اند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های ترکیب اولیه یونایتد، حضور هم‌زمان یوری تیلمانس و آندری سانتوس بود.

روی کاغذ ترکیب جذابی است.

تیلمانس باید ریتم را کنترل کند و پاس رو به جلو بدهد؛ سانتوس انرژی، پرس و حرکت میان دو محوطه را اضافه کند؛ و برونو فرناندز در منطقه بالاتر آزادی عمل داشته باشد.

اما مقابل هال، این سه قطعه هنوز یک واحد منسجم نبودند.

تیلمانس و سانتوس نتوانستند به اندازه کافی سریع توپ را از یک سمت به سمت دیگر منتقل کنند تا بلوک پنج‌نفره هال باز شود. از طرف دیگر، زمانی که میزبان توپ بلند به مک‌برنی می‌فرستاد یا برای توپ دوم می‌جنگید، یونایتد در نبردهای فیزیکی کم می‌آورد.

یک آمار شاید بیش از هر چیز وضعیت مسابقه را توضیح دهد:

هال سیتی ۵۰ دوئل را برد؛ منچستریونایتد فقط ۳۵ دوئل.

این فاصله برای تیمی که ۷۲ درصد مالکیت دارد بسیار معنادار است.

یونایتد توپ را بیشتر لمس می‌کرد، اما وقتی مسابقه نیازمند برخورد، توپ دوم و جنگیدن بر سر مالکیت واقعی بود، هال برتری داشت.

کریک هم در دقیقه ۶۷ هر دو هافبک جدید خود را هم‌زمان بیرون کشید؛ کوبی ماینو جای تیلمانس را گرفت و ششکو به جای سانتوس وارد شد.

برای دو خرید مهم تابستانی، شروع خوبی نبود.

دو گل، یک بیماری؛ یونایتد روی ضربات ایستگاهی خواب بود

اگر مشکلات هجومی را کنار بگذاریم، مسابقه عملاً با دو ضربه ایستگاهی از دست رفت.

گل اول در دقیقه ۱۷ از کرنر شکل گرفت.

ضربه اولی مک‌برنی را سنه لامنس مهار کرد، اما توپ برگشتی در محوطه شش‌قدم مقابل سمی آجایی افتاد و مدافع هال از فاصله نزدیک دروازه را باز کرد.

گل دوم حتی نگران‌کننده‌تر بود.

تیلمانس یک ضربه آزاد قابل اجتناب به هال داد. رگان اسلیتر توپ را داخل محوطه فرستاد و نوبل مندی بدون فشار کافی بالاتر رفت و با ضربه سر گل دوم را زد. گاردین در گزارش خود به صراحت از نبود میل و واکنش لازم بازیکنان یونایتد برای حمله به توپ انتقاد کرد.

مسئله فقط اشتباه فردی نبود.

در هر دو گل، بازیکنان هال از نظر ذهنی زودتر از یونایتدی‌ها واکنش نشان دادند.

روی گل اول، توپ دوم.

روی گل دوم، اولین تماس.

دو گل متفاوت، اما یک ریشه مشترک: واکنش کندتر و خشونت رقابتی کمتر.

آیدن هیون زیر فشار مک‌برنی شکست خورد

هال یک برنامه بسیار مشخص برای خط دفاع یونایتد داشت: توپ را به سمت اولی مک‌برنی ببرید و اجازه دهید او مدافعان را وارد جنگ فیزیکی کند.

مک‌برنی شاید گل نزد، اما یکی از مهم‌ترین بازیکنان مسابقه بود.

او در شروع بازی لامنس را مجبور به واکنش کرد، در صحنه گل اول ضربه‌ای زد که مهار دروازه‌بان به گل آجایی منجر شد و بارها آیدن هیون را وارد دوئل‌های بدنی کرد.

گاردین عملکرد مهاجم هال را یکی از عوامل اصلی آزار خط دفاع یونایتد معرفی کرد و نوشت هیون در این مسابقه با واقعیت سخت فوتبال فیزیکی لیگ برتر روبه‌رو شد.

این نکته برای کریک مهم است.

مدافع جوان ممکن است در زمان مالکیت آرام و باکیفیت باشد، اما تیم‌های لیگ برتر همیشه به یونایتد اجازه بازی تمیز از عقب نمی‌دهند.

گاهی آزمون شما پاس‌دادن زیر پرس نیست؛ یک مهاجم تنومند است که ۹۰ دقیقه برای توپ اول و دوم با شما می‌جنگد.

۲۱ شوت یونایتد گول‌زننده است

اگر کسی فقط بگوید یونایتد ۲۱ شوت زد و xG تیم ۱.۸۱ بود، ممکن است تصور کند شکست ۲ بر صفر کاملاً برخلاف جریان بازی بوده است.

اما نحوه ساخته‌شدن این آمار مهم است.

رویترز گزارش کرده بهترین موقعیت جدی یونایتد در دقیقه ۷۸ نصیب برایان امبومو شد؛ زمانی که تیم ۲ بر صفر عقب بود و هال عملاً در بلوک پایین از نتیجه دفاع می‌کرد.

ESPN هم برای یونایتد تنها دو موقعیت بزرگ ثبت کرده است. پنج شوت از ۲۱ ضربه این تیم در چارچوب بود.

پس حجم شوت وجود داشت، اما کیفیت مستمر موقعیت نه.

خود xG نیز بخشی از داستان است، نه تمام آن.

برای مثال، یکی از موقعیت‌های نسبتاً خوب نیمه اول به دورگو رسید و xG آن ۰.۳۳ بود، اما شوت او حتی در چارچوب قرار نگرفت.

هال در سوی مقابل فرصت‌های کمتری داشت، اما وقتی مسابقه هنوز باز بود به نقاط بسیار خطرناک‌تری رسید و دو بار ضربه نهایی را زد.

برونو فرناندز؛ وقتی کاپیتان از جریان بازی حذف می‌شود

یکی از مشکلات بزرگ یونایتد این بود که برونو فرناندز نتوانست مسابقه را به ریتم خودش ببرد.

برونو زمانی خطرناک‌تر است که تیم جلوی او حرکت داشته باشد؛ مهاجمی عمق بدهد، وینگرها مدافع را عقب ببرند و هافبک‌ها توپ را سریع به او برسانند.

مقابل هال این زنجیره کامل نبود.

کونیا عقب می‌آمد، دورگو در سمت چپ کیفیت کافی ایجاد نکرد و گردش توپ سانتوس و تیلمانس نیز آن‌قدر سریع نبود که برونو مرتباً بین خطوط صاحب توپ شود.

در نتیجه بهترین بازی‌ساز یونایتد در مالکیتی گرفتار شد که تعداد پاس بالا داشت، اما تعداد موقعیت‌های واقعاً خطرناک پایین‌تر از چیزی بود که از این حجم توپ انتظار می‌رفت.

مشکل اینجا برونو نیست؛ مشکل سیستمی است که نتوانست بهترین بازیکنش را در منطقه‌ای که بیشترین آسیب را می‌زند صاحب توپ کند.

تعویض رشفورد چه چیزی را تغییر داد؟

کریک بین دو نیمه واکنش نشان داد و پاتریک دورگوی اخطاری را بیرون کشید تا مارکوس رشفورد بعد از مدت طولانی دوباره برای منچستریونایتد در لیگ برتر بازی کند.

ورود رشفورد حداقل یک تغییر ایجاد کرد: یونایتد در سمت چپ بازیکنی داشت که اولین فکرش هنگام دریافت توپ، حمله به مدافع بود.

سرعت حمله کمی بیشتر شد و در دقایق بعد با ورود ششکو و ماینو، شکل تیم تهاجمی‌تر شد.

اما مشکل این بود که هال دیگر مجبور نبود بازی کند.

وقتی ۲ بر صفر جلو هستید، می‌توانید خطوط را عقب بکشید، مرکز را ببندید و اجازه دهید حریف مالکیت بی‌خطر داشته باشد.

هال دقیقاً همین کار را انجام داد.

گاردین نوشت میزبان در نیمه دوم دیگر نیازی به حمله نداشت و با سازماندهی مناسب مقابل تغییرات متعدد کریک ایستادگی کرد.

یعنی تغییرات کریک انرژی بیشتری آوردند، اما ساختار مسابقه دیگر علیه یونایتد بود.

شکست یونایتد فقط «یک روز بد» نبود

اینجاست که نتیجه هفته اول کمی نگران‌کننده می‌شود.

اگر یونایتد ۲ بر صفر می‌باخت اما حریف را زیر فشار می‌گذاشت، چند موقعیت تک‌به‌تک از دست می‌داد و دو گل اتفاقی می‌خورد، می‌شد آن را به بدشانسی نسبت داد.

اما رویترز پیروزی هال را شایسته توصیف کرده و گاردین نیز روی سه ویژگی میزبان تأکید داشته است: کیفیت ارسال، تهاجمی‌بودن در نبردها و سازماندهی؛ سه چیزی که در بازی یونایتد کم‌رنگ بود.

آمار ۷۲ درصد مالکیت نمی‌تواند این واقعیت را پنهان کند.

هال تیمی بود که می‌دانست چگونه گل بزند، چگونه دفاع کند و چگونه از نقاط ضعف حریف استفاده کند.

یونایتد تیمی بود که می‌دانست چگونه توپ را داشته باشد.

این دو مفهوم یکی نیستند.

آمارهایی که شکست یونایتد را توضیح می‌دهند

مالکیت توپ: هال ۲۸ درصد – منچستریونایتد ۷۲ درصد

گل مورد انتظار (xG): هال ۱.۲۶ – منچستریونایتد ۱.۸۱

شوت: هال ۸ – منچستریونایتد ۲۱

شوت در چارچوب: هال ۴ – منچستریونایتد ۵

موقعیت بزرگ: هال ۱ – منچستریونایتد ۲

کرنر: هال ۱ – منچستریونایتد ۶

پاس صحیح: هال ۱۷۷ – منچستریونایتد ۵۷۴

دوئل برنده: هال ۵۰ – منچستریونایتد ۳۵.

اگر فقط نیمه سمت چپ این جدول را ببینید، باید یونایتد برنده باشد.

اگر به دوئل‌ها، کیفیت ضربات ایستگاهی و زمان ایجاد موقعیت‌ها نگاه کنید، دلیل پیروزی هال روشن‌تر می‌شود.

یک رکورد تاریخی که کریک نمی‌خواست

این شکست از نظر تاریخی هم معمولی نبود.

هال برای اولین بار در تاریخ لیگ برتر منچستریونایتد را شکست داد و نخستین پیروزی لیگ خود مقابل این تیم از نوامبر ۱۹۷۴ را جشن گرفت.

از سوی دیگر، این اولین بار در تاریخ لیگ منچستریونایتد بود که این تیم در هفته نخست برابر یک تیم تازه‌صعودکرده شکست می‌خورد.

قبل از این مسابقه یونایتد در ۱۳ بازی افتتاحیه مقابل تیم‌های تازه‌وارد ۱۰ پیروزی و سه تساوی داشت.

یک آمار نگران‌کننده دیگر هم وجود دارد: یونایتد برای دومین فصل متوالی در هفته نخست لیگ برتر گل نزد، با وجود اینکه در این دو مسابقه مجموعاً ۴۳ شوت داشته است.

یعنی مسئله فقط امروز نیست.

بین «شوت‌زدن» و «ساختن حمله‌ای که به گل ختم شود» هنوز فاصله وجود دارد.

نگاه صبح فوتبالی؛ مشکل یونایتد خرید بازیکن نیست، ساختن یک تیم است

وسوسه بعد از چنین شکستی این است که سریع بگوییم منچستریونایتد یک مدافع دیگر، یک هافبک دیگر یا یک مهاجم دیگر لازم دارد.

ممکن است واقعاً هم داشته باشد.

اما شکست مقابل هال بیشتر از کمبود یک بازیکن، نبود یک رفتار جمعی مشخص را نشان داد.

یونایتد بازیکن خلاق داشت؛ برونو.

سرعت داشت؛ امبومو و بعد رشفورد.

مهاجم هدف هم در نیمه دوم وارد شد؛ ششکو.

دو هافبک جدید هم در زمین بودند؛ سانتوس و تیلمانس.

با این حال هال سیتی منسجم‌تر بود.

و این شاید نگران‌کننده‌ترین جمله‌ای باشد که می‌توان بعد از هزینه و تغییرات تابستان درباره منچستریونایتد نوشت.

تیم تازه‌صعودکرده با منابع کمتر، کیفیت فردی پایین‌تر و فقط ۲۸ درصد مالکیت، هویت واضح‌تری در زمین داشت.

کریک فصل گذشته وقتی جای روبن آموریم را گرفت، توانست اعتمادبه‌نفس و آرامش را به تیم برگرداند و یونایتد را تا رتبه سوم لیگ بالا بیاورد. رویترز نیز پیش از این شکست به همان احیای نیم‌فصل دوم اشاره کرده است.

اما آرامش به‌تنهایی سبک بازی نیست.

فصل جدید آزمون متفاوتی برای کریک است. حالا دیگر قرار نیست فقط تیم بحران‌زده قبلی را نجات دهد؛ باید تیم خودش را بسازد.

و اولین نمایش تیم خودش هشدار بزرگی داشت:

منچستریونایتد هنوز می‌تواند توپ را در اختیار بگیرد، اما هنوز بلد نیست با این مالکیت مسابقه را در اختیار بگیرد.

شکست ۲ بر صفر در هال بیش از آنکه داستان دو ضربه ایستگاهی باشد، داستان فاصله میان «داشتن بازیکنان خوب» و «داشتن یک تیم خوب» بود.

نویسنده : امید آهنگر
  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

نیازمندیها