جزییات تغییر چهره وینیسیوس جونیور پس از جام جهانی ۲۰۲۶ + عکس
جزییات تغییر چهره وینیسیوس جونیور پس از جام جهانی ۲۰۲۶ + عکس
راهنمای جامع تغذیه فوتبالیستهای زن؛ اصول رژیم غذایی و مکملها در فوتبال بانوان
اتهام تازه علیه مایکل اولیسه؛ اولیسه فرزند خود را قبول نکرد!
(ویدئو) خداحافظی احساسی سروش رفیعی با هواداران پرسپولیس صحبتهای امیر قلعهنویی درباره پاداش صعود تیم ملی به جام جهانی، بهجای آنکه ابهامها را تمام کند، پرسشهای تازهای به وجود آورد. سرمربی تیم ملی میگوید این پاداش براساس مصوبه هیئترئیسه و حاصل درآمدی است که تیم ملی با صعود به جام جهانی ایجاد کرده؛ منتقدان، اما میپرسند چرا مجموع پاداش سرمربی باید چند برابر قرارداد سالانه او و فاصله زیادی بیشتر از سهم بازیکنان داشته باشد؟
به گزارش صبح فوتبالی :
بحث پاداش امیر قلعهنویی زمانی جدیتر شد که سرمربی تیم ملی در گفتوگوی تلویزیونی خود، دریافت بخشی از این مبلغ را تأیید کرد.
در جریان این گفتوگو، رقم نهایی پاداش او حدود ۱۴۰ میلیارد تومان اعلام شد و محمدحسین میثاقی گفت تاکنون نزدیک به ۷۰ میلیارد تومان از آن پرداخت شده است. قلعهنویی نیز اصل مصوبه و تعلق این پاداش را رد نکرد و تأکید داشت که این مبلغ براساس تصمیم هیئترئیسه فدراسیون فوتبال و بهدلیل صعود تیم ملی در نظر گرفته شده است.
سرمربی تیم ملی توضیح داد که برای حضور در تیم ملی، قرارداد پایینتری نسبت به پیشنهادهای احتمالی باشگاهی پذیرفته و به همین دلیل، دریافت چنین پاداشی را حق خود میداند. او همچنین گفت در صورت فعالیت در فوتبال باشگاهی میتوانست درآمد بیشتری داشته باشد.
اما حتی با پذیرفتن این توضیح، سؤال اصلی همچنان باقی میماند: ساختار پاداشها چگونه تعیین شده و چرا فاصله میان سهم سرمربی و بازیکنان تا این اندازه زیاد است؟
براساس توضیحات مطرحشده در برنامه فوتبال برتر، فیفا برای صعود تیم ملی ایران به جام جهانی، مبلغی را به فدراسیون فوتبال اختصاص داده و هیئترئیسه نیز درصدی از این درآمد را بهعنوان پاداش کادر فنی در نظر گرفته است.
قلعهنویی گفت این سازوکار از دورههای گذشته وجود داشته و کارلوس کیروش نیز درصدی از پاداش صعود تیم ملی را دریافت کرده است. او استدلال کرد که نمیتوان درست زمانی که نوبت به سرمربی ایرانی رسیده، اصل این روش را زیر سؤال برد.
این دفاع اما الزاماً به معنی درستبودن ساختار موجود نیست.
اینکه در گذشته نیز پرداخت مشابهی انجام شده، نمیتواند بهتنهایی پاسخ دهد که آیا نسبت میان قرارداد، عملکرد و پاداش منطقی بوده است یا نه. یک تصمیم قدیمی ممکن است در زمان خودش نیز محل ایراد بوده باشد و تکرار آن، اشکال ساختاری را برطرف نمیکند.
مهمتر اینکه افکار عمومی هنوز جزئیات روشنی درباره متن مصوبه هیئترئیسه، درصد دقیق اختصاصیافته به هر بخش، مبنای تبدیل مبلغ ارزی به ریال و جدول کامل پرداختها در اختیار ندارد.
وقتی درباره ارقامی در این سطح صحبت میشود، توضیح شفاهی سرمربی کافی نیست. فدراسیون فوتبال باید سند تصمیم خود را منتشر کند.
در گفتوگوی تلویزیونی اعلام شد که مجموع پاداش قلعهنویی حدود ۱۴۰ میلیارد تومان است، درحالیکه پاداش هر بازیکن حدود هفت میلیارد تومان محاسبه شده است.
میثاقی در همان برنامه این فاصله را غیرمتعارف دانست و پرسید چرا سهم سرمربی باید تا این اندازه بیشتر از بازیکنانی باشد که داخل زمین صعود را رقم زدهاند. قلعهنویی در پاسخ دوباره به مصوبه هیئترئیسه و سابقه پرداختهای مشابه در دوران کیروش اشاره کرد.
اینجا بحث درباره ارزش کار سرمربی یا کماهمیتبودن نقش کادر فنی نیست.
سرمربی بدون تردید مسئول آمادهسازی تیم، انتخاب بازیکنان و نتیجه نهایی است. همانطور که پس از شکست با انتقاد روبهرو میشود، میتواند بابت موفقیت نیز پاداش دریافت کند.
مسئله، تناسب است.
وقتی پاداش یک سرمربی چند برابر دستمزد قراردادی او تعیین میشود و فاصله زیادی با سهم بازیکنان دارد، فدراسیون باید روشن کند این نسبت بر چه مبنای حرفهای و مالی تصویب شده است.
این تصمیم را نمیتوان فقط با عبارتهایی مانند «مصوبه بوده» یا «در گذشته هم پرداخت شده» توضیح داد.
بخش دیگری از اختلاف نظر به ارزش ورزشی صعود ایران برمیگردد.
قلعهنویی معتقد است درآمد حاصل از صعود، نتیجه کار تیم ملی و کادر فنی بوده و اگر تیم صعود نمیکرد، این پول نیز وارد حساب فدراسیون نمیشد. در مقابل، منتقدان میگویند با افزایش سهمیههای آسیا، صعود ایران باید مأموریت طبیعی تیم ملی تلقی شود، نه موفقیتی استثنایی که پاداشی چند برابر قرارداد سرمربی برای آن تعیین شود.
هر دو نگاه بخشی از واقعیت را بیان میکنند.
صعود به جام جهانی بدون نتیجهگیری ممکن نیست و تیم ملی باید مسابقاتش را با موفقیت پشت سر بگذارد. از طرف دیگر، ایران یکی از قدرتهای اصلی فوتبال آسیاست و انتظار صعود از تیم ملی، انتظار غیرمنطقی یا دور از دسترسی محسوب نمیشود.
به همین دلیل، فدراسیون باید پیش از آغاز هر دوره، مأموریتها و پاداشها را شفاف کند.
صعود، عبور از مرحله گروهی، رسیدن به جام ملتهای آسیا و قهرمانی، هرکدام سطح متفاوتی از موفقیتاند و نمیتوان برای همه آنها بدون معیار روشن پاداش تعیین کرد.
بخشی از واکنشهای منفی نه فقط به رقم پاداش، بلکه به ادبیاتی مربوط میشود که سرمربی تیم ملی برای دفاع از قراردادش به کار برد.
قلعهنویی گفت در ابتدای حضورش در تیم ملی رقم کمتری نسبت به بازار باشگاهی پذیرفته و تبدیل پاداش ارزی به مبلغ ریالی نیز باعث کاهش ارزش دریافتی او شده است. او این تصمیمها را نوعی از خودگذشتگی در قبال تیم ملی دانست.
از نظر قراردادی ممکن است این توضیح قابل بررسی باشد، اما استفاده از چنین واژههایی برای توصیف یک قرارداد حرفهای و پاداش چند ده میلیارد تومانی، طبیعی است که حساسیت اجتماعی ایجاد کند.
حضور در تیم ملی یک مسئولیت حرفهای و پرافتخار است، اما همچنان براساس قرارداد، حقوق و پاداش انجام میشود. پذیرفتن دستمزد کمتر از یک پیشنهاد احتمالی باشگاهی، میتواند انتخاب شغلی یک مربی باشد؛ لزوماً نباید آن را در جایگاه فداکاری عمومی قرار داد.
بهتر بود سرمربی تیم ملی بدون استفاده از این ادبیات، صرفاً مستندات قراردادی و مبنای حقوقی دریافت پاداش را توضیح میداد.
تمرکز تمام انتقادها روی امیر قلعهنویی، بخش مهمی از ماجرا را نادیده میگیرد.
سرمربی تیم ملی مصوبه هیئترئیسه را تصویب نکرده و ساختار توزیع درآمدهای فیفا را نیز بهتنهایی تعیین نکرده است. اگر پاداشی نامتناسب یا غیرمنطقی در نظر گرفته شده، مسئولیت اصلی آن متوجه مدیرانی است که این فرمول را تصویب کردهاند.
فدراسیون فوتبال باید به چند سؤال مشخص پاسخ دهد:
تا زمانی که پاسخ مستند این پرسشها منتشر نشود، بحث پاداش ۱۴۰ میلیاردی ادامه خواهد داشت.
در چنین پروندهای، دفاع احساسی و مقایسه با قرارداد مربیان دیگر راهحل نیست. تنها چیزی که میتواند ابهامها را کاهش دهد، انتشار عددها، اسناد و مصوبات است.
مسئله فقط این نیست که امیر قلعهنویی چه مبلغی دریافت کرده است. مسئله اصلی این است که فوتبال ایران چه سازوکاری برای خرجکردن درآمدهای تیم ملی دارد و چه کسی درباره این تصمیمها به مردم پاسخ میدهد.