هشدار جدی به لیورپول؛ «با این نمایش، پیاسجی نابودتان میکند!»
هشدار جدی به لیورپول؛ «با این نمایش، پیاسجی نابودتان میکند!»
حمایت قاطع مارتینز از رونالدو؛ «کریستیانو اسیر رکورد ۱۰۰۰ گل نیست»
شب بیداری طارمی؟؛ چشم امید المپیاکوس به پایان طلسم گل نزدن
ترکیب احتمالی بارسلونا مقابل رایو؛ چرخش فلیک برای حفظ صدر پپسیمن اثباتی بر این مدعاست که یک بازی ویدیویی نیازی ندارد حتماً داستان عمیق، گرافیک واقعگرایانه یا بودجهای نجومی داشته باشد تا به یادماندنی شود
پپسیمن اثباتی بر این مدعاست که یک بازی ویدیویی نیازی ندارد حتماً داستان عمیق، گرافیک واقعگرایانه یا بودجهای نجومی داشته باشد تا به یادماندنی شود
به گزارش سرویس آسیا صبح فوتبالی :
طرفداری | بازیهای ویدیویی در دهه ۹۰ میلادی دوران طلایی و پر از خلاقیت خود را سپری میکردند. در میان صدها عنوان شاهکار و شناختهشده کنسول پلیاستیشن ۱، یک بازی با ظاهری عجیب، گیمپلی اعتیادآور و هدفی کاملاً تبلیغاتی توانست جای خود را در قلب میلیونها گیمر، بهویژه در ایران باز کند: پپسیمن (Pepsiman)
این مطلب به بررسی جامع این بازی، تاریخچه خلق شخصیت، داستان، گیمپلی و میراث بهجا مانده از آن میپردازد.
پپسیمن از کجا آمد؟
پیش از آنکه پپسیمن به یک بازی ویدیویی تبدیل شود، یک عروسک تبلیغاتی برای شعبه ژاپن شرکت پپسی بود. در اواسط دهه ۹۰ میلادی، پپسی برای رقابت با کوکاکولا در بازار ژاپن، نیازمند یک کمپین تبلیغاتی متفاوت بود. نتیجه این نیاز، خلق ابرقهرمانی بیچهره، با بدنی عضلانی و نقرهای-آبی بود که تنها یک هدف در زندگی داشت: رساندن نوشابه پپسی به افراد تشنه!
تبلیغات تلویزیونی پپسیمن در ژاپن به شدت محبوب شدند. این تبلیغات معمولاً با لحنی طنزآمیز ساخته میشدند؛ پپسیمن با سرعت به سمت افراد تشنه میدوید، نوشابه را به آنها میرساند، اما در نهایت خودش دچار یک سانحه خندهدار (مثل برخورد با تابلو، افتادن در چاله یا تصادف) میشد. این محبوبیت باعث شد تا شرکت بازیسازی ژاپنی KID در سال ۱۹۹۹، حق ساخت یک بازی بر اساس این شخصیت را خریداری کرده و آن را منحصراً برای کنسول پلیاستیشن در ژاپن منتشر کند.
داستان بازی: نجات جهان با یک قوطی نوشابه
بازی پپسیمن در سبک بازیهای تبلیغاتی قرار میگیرد و طبیعتاً داستانی پیچیده یا فلسفی ندارد. هسته اصلی داستان بسیار ساده، اما در عین حال احمقانه و سرگرمکننده است: مردم در سراسر جهان تشنه هستند و تنها کسی که میتواند آنها را نجات دهد، پپسیمن است.
داستان بازی در چهار منطقه مختلف روایت میشود که هر کدام از چندین مرحله تشکیل شدهاند:
منطقه اول (حومه شهر): بازی در یک شهر عادی آغاز میشود. یک تصادف رانندگی باعث ترافیک شده و مردم تشنه ماندهاند. پپسیمن باید از میان خانهها، خیابانها و ماشینها عبور کند تا به ماشین حمل پپسی برسد و به مردم نوشابه بدهد.
منطقه دوم (شهر نیویورک): داستان کمی بحرانیتر میشود. ساختمانی در شهر دچار آتشسوزی شده است. پپسیمن باید از متروها و خیابانهای شلوغ عبور کند تا نه تنها آتشنشانها، بلکه مردم گرفتار در آتش را با پپسی سیراب و خنک کند.
منطقه سوم (صحرای تگزاس): یک هواپیمای مسافربری در بیابانی خشک و سوزان سقوط کرده است. بازماندگان به شدت نیازمند آب (یا در این مورد، پپسی) هستند. پپسیمن از میان درهها، حیوانات وحشی و موانع صحرایی عبور میکند تا به آنها برسد.
منطقه چهارم (شهر پپسی یا Pepsi City): مرحله نهایی در یک کارخانه عظیم و سایبرنتیک پپسی رخ میدهد. سیستمهای کارخانه دچار نقص فنی شدهاند و پپسیمن باید با عبور از خطرناکترین موانع صنعتی، مشکل را حل کرده و جریان تولید پپسی را به حالت عادی برگرداند.
میانپردههای ویدیویی (FMV) نمادین
یکی از عجیبترین و به یادماندنیترین بخشهای داستانی بازی، میانپردههای لایواکشن (با بازیگران واقعی) بین مراحل است. در این ویدیوها، یک مرد چاق آمریکایی (با بازی مایک باترز) را میبینیم که در حالی که پیتزا و چیپس میخورد، مدام پپسی مینوشد و به روشی اغراقآمیز از پپسیمن حمایت میکند. این ویدیوها هیچ ارتباط مستقیمی با گیمپلی ندارند، اما لحن طنز و بیخیال بازی را به شدت تقویت میکنند.
گیمپلی: پیشگام سبک رانر
امروزه بازیهای سبک دویدن خودکار مانند Temple Run یا Subway Surfers در موبایلها بسیار رایج هستند، اما پپسیمن در سال ۱۹۹۹ یکی از پیشگامان این سبک در محیط سهبعدی بود. مکانیکهای بازی بر اساس سرعت عمل و واکنشهای لحظهای بنا شدهاند:
حرکت خودکار: پپسیمن به طور خودکار به سمت جلو میدود.
کنترلها: بازیکن میتواند به چپ و راست برود، بپرد، سُر بخورد یا سرعت خود را ناگهان افزایش دهد.
موانع: تنوع موانع در بازی بینظیر است. از چالههای باز فاضلاب و ماشینهای در حال حرکت گرفته تا کارگرانی که شیشه حمل میکنند و حتی افتادن سطل زباله روی سر پپسیمن (که باعث برعکس شدن کنترلهای بازی میشود).
تعقیب و گریز: در پایان هر منطقه، دوربین برمیگردد و صورت پپسیمن را نشان میدهد که در حال فرار از دست یک شیء غولپیکر است (یک قوطی عظیم پپسی، یک کامیون از کنترل خارج شده یا یک کنده چوب بزرگ). این مراحل به شدت نفسگیر و نیازمند حفظ کردن مسیر هستند.
گرافیک: برای سال ۱۹۹۹ و کنسول پلیاستیشن ۱، بازی گرافیک سهبعدی قابل قبولی داشت. انیمیشنهای پپسیمن بسیار روان و طنزآمیز طراحی شده بودند. وقتی پپسیمن با مانعی برخورد میکرد، انیمیشنهای زمین خوردن او دقیقاً مشابه تبلیغات تلویزیونیاش بود. بازی با نرخ فریم بالایی اجرا میشد که برای یک بازی سرعتی بسیار حیاتی بود.
موسیقی و صداگذاری: موسیقی متن بازی یک شاهکار در زمینه آهنگهای تبلیغاتی است. تم اصلی بازی که با صدای بلند کلمه «PEPSI-MANNNNN» را فریاد میزند، اثر جیمز هریس است. این موسیقی به قدری نمادین است که محال است کسی بازی را تجربه کرده باشد و این تم در ذهنش حک نشده باشد.
عرضه، بازخوردها و میراث جهانی
نکته بسیار جالب در مورد پپسیمن این است که این بازی هرگز به صورت رسمی در خارج از ژاپن عرضه نشد. با وجود اینکه تمام منوها و صداگذاریهای بازی به زبان انگلیسی بود، اما به دلیل مسائل مربوط به لایسنس، پپسیمن در آمریکا و اروپا روی قفسه فروشگاهها نرفت.
آید از خود بپرسید پس چگونه این بازی در ایران و جهان معروف شد؟ در حقیقت رواج دیسکهای کپی و غیررسمی پلیاستیشن ۱ در کشورهایی مانند ایران، آمریکای لاتین و بخشهایی از اروپا باعث شد این بازی دست به دست بچرخد. گیمپلی ساده اما چالشبرانگیز و فضای خندهدار آن باعث شد تا بدون نیاز به تسلط بر زبان خاصی، همه بتوانند از آن لذت ببرند.
در زمان عرضه، مجلات بازی نمرات متوسط و پایینی به پپسیمن دادند. آنها بازی را یک بیلبورد تبلیغاتی تعاملی میدانستند که هدفش فقط فروش نوشابه است. با گذشت بیش از دو دهه، پپسیمن به یک اثر کالت تبدیل شده است. این بازی امروزه در میان جامعه اسپیدرانرها به شدت محبوب است و تورنمنتهای مختلفی برای ثبت سریعترین زمان پایان بازی برگزار میشود. همچنین استریمرها و یوتیوبرهای زیادی با تجربه این بازی، نام آن را در اینترنت زنده نگه داشتهاند.
این بازی که اساساً یک ابزار بازاریابی شرکتی بود، با درک درست از سرگرمی، طراحی مراحل هوشمندانه، موسیقی بینظیر و هویتی کاملاً کمدی، توانست به یکی از نوستالژیکترین تجربههای نسل پنجم کنسولها تبدیل شود. اثری که همچنان با شنیدن نامش، صدای دویدن روی آسفالت و فریاد بلند پپسیمن را در ذهن ما تداعی میکند.