خلاصه بازی تراکتور 3 - چادرملو 1؛ لیگ برتر ایران هفته ۱۱
خلاصه بازی تراکتور 3 - چادرملو 1؛ لیگ برتر ایران هفته ۱۱
نگرانی پرسپولیس قبل از دربی؛ وضعیت دو بازیکن خارجی نامشخص است
کارشناسی داوری پرسپولیس - شمس آذر: پنالتی مشکوک روی محمد عمری سوخت!
ترکیب پرسپولیس لو رفت؛ بازگشت کاپیتان؛ عالیشاه در ترکیب اصلی پرسپولیس مقابل شمس آذر! پرتاب سنگ به نقش سرستونهای تختجمشید و درفش کاویانی در یک برنامه پربیننده، نه فقط یک «بازی» نبود؛ زخمی بود بر غرور ملی و اهانتی آشکار به ریشههای ایرانزمین. آیتمی که با اجرای سیامک انصاری و مهران غفوریان پخش شد، موجی از خشم و اعتراض را میان مردم و دوستداران میراث فرهنگی برانگیخته و بار دیگر این پرسش را زنده کرده که چرا حرمت نمادهای تاریخی ما باید قربانی شوآف و سرگرمی سطحی شود؟
پرتاب سنگ به نقش سرستونهای تختجمشید و درفش کاویانی در یک برنامه پربیننده، نه فقط یک «بازی» نبود؛ زخمی بود بر غرور ملی و اهانتی آشکار به ریشههای ایرانزمین. آیتمی که با اجرای سیامک انصاری و مهران غفوریان پخش شد، موجی از خشم و اعتراض را میان مردم و دوستداران میراث فرهنگی برانگیخته و بار دیگر این پرسش را زنده کرده که چرا حرمت نمادهای تاریخی ما باید قربانی شوآف و سرگرمی سطحی شود؟
به گزارش صبح فوتبالی :
طنز میتواند جسور باشد، اما وقتی پا را از مرز احترام به نمادهای هویتی و تاریخی فراتر بگذارد، به جنجالی ملی تبدیل میشود. تازهترین برنامه شبکه نمایش خانگی با اجرای دو چهره شناخته شده، سیامک انصاری و مهران غفوریان، حالا در مرکز یک طوفان رسانهای ایستاده است؛ طوفانی که از یک «بازی گروهی» آغاز شد اما به یک اعتراض گسترده علیه توهین به تاریخ و هویت ایرانی انجامید.
در آیتم مورد انتقاد، شرکتکنندگان با پرتاب سنگ، قطعات پازلی را هدف میگرفتند که روی آنها نقش سرستونهای تختجمشید، شیردالهای باستانی و حتی درفش کاویانی – نماد مقاومت و حاکمیت ملی ایران – نقش بسته بود. صحنهای که شاید در نگاه اول یک «شوخی» تلقی شود، اما برای بسیاری از مخاطبان، معنایی نمادین و توهینآمیز داشت؛ حرکتی که در ناخودآگاه جمعی، نه بازی بلکه حملهای فیزیکی و تحقیرآمیز به ارزشهای تاریخی یک ملت تعبیر شد.
تختجمشید نماد شکوه و عدالت یک امپراتوری چند هزارساله است. درفش کاویانی، پرچمی اسطورهای و ریشهدار در مقاومت ملی است. قرار دادن این نمادها در معرض «سنگاندازی»، حتی در قالب سرگرمی، برای بسیاری از مردم قابل قبول نبود و نوعی بیاعتنایی به میراث فرهنگی قلمداد شد.
واکنشها در فضای مجازی سریع و تند بود؛ کاربران، میراثپژوهان و منتقدان فرهنگی با انتشار پستها و هشتگهای اعتراضی، این اقدام را «بیحرمتی آشکار» و «عادیسازی خشونت علیه نمادهای ملی» خواندند. اکنون یک پرسش جدی مطرح است: آیا پیش از تولید این آیتم، هیچ ملاحظه فرهنگی و کارشناسی صورت گرفته بود؟
این اتفاق در حالی رخ میدهد که طی روزهای اخیر چند موضوع دیگر نیز حساسیت جامعه نسبت به نمادهای ملی، حرمتهای فرهنگی و مسئولیت هنرمندان را برجسته کرده است:
حاشیه سخنان استاندار گیلان که در یک جلسه غیررسمی گفته بود: «من جای شما بودم خبرنگارها رو میریختم توی آب!»؛ اظهاری که او بعداً «شوخی» توصیف کرد، اما واکنشهای تندی به همراه داشت و بار دیگر بحث مرز طنز و توهین را مطرح کرد.
حواشی شجاع خلیلزاده و سخنان جنجالی او در آستانه قرعهکشی جام جهانی که با انتقاد شدید برخی مجریان و تحلیلگران رسانهای روبهرو شد؛ اتفاقی که نشان داد جامعه به رفتار چهرههای عمومی حساستر از همیشه است.
صدور حکم قضایی برای زینب موسوی به دلیل شوخی با حکیم ابوالقاسم فردوسی، که او را به شش ماه حبس و نگارش رسالهای درباره جایگاه فردوسی در فرهنگ ایران ملزم میکند؛ نشانهای از اینکه مرزهای حرمت میراث معنوی کشور چقدر جدی گرفته میشود.
ماجرای برنامه جنجالی شبکه نمایش خانگی، اکنون فراتر از یک خطای تولیدی رفته و به بحثی ملی درباره حد و مرز طنز، مسئولیت اجتماعی هنرمندان، و جایگاه نمادهای تاریخی در جامعه امروز تبدیل شده است. در شرایطی که هویت ملی و میراث فرهنگی بیش از هر زمان نیازمند احترام و مراقبت است، چنین سهلانگاریهایی میتواند پیامدهای گسترده فرهنگی و اجتماعی به همراه داشته باشد.
در انتظار واکنش رسمی سازندگان این برنامه، فضای رسانهای همچنان ملتهب است و افکار عمومی، پرسشی جدی را تکرار میکند:
چرا حرمت نمادهای چند هزارساله ایران باید قربانی یک شوآف سرگرمکننده شود؟