کد خبر:۱۹۶۰۳ | تاریخ انتشار: ۰۱:۰۳ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

سکوت سردار آزمون شکست: همه چیز من ایرانی است و به ایرانی بودنم افتخار میکنم

آزمون: من خیلی حرفها برای گفتن دارم ولی متاسفانه حرف نمی‌زنم. همه باید بدانند من ایرانی هستم و همین که خونم از ایران است برایم کافی است. من آدمی بودم که اگر یک روز تطعیل داشتم، به ایران سر می‌زدم و سریع به تمرینات برمی‌گشتم. من همچین آدمی بودم و به خاطر همین ناراحتم وگرنه قبل از جام جهانی 2014 خط خوردم و ناراحت هم بودم ولی همیشه گفتم که صلاحدید کادر فنی بوده و به آن کاملا احترام می‌گذارم.

سردار آزمون: همه چیز من ایرانی است

آزمون: من خیلی حرفها برای گفتن دارم ولی متاسفانه حرف نمی‌زنم. همه باید بدانند من ایرانی هستم و همین که خونم از ایران است برایم کافی است. من آدمی بودم که اگر یک روز تطعیل داشتم، به ایران سر می‌زدم و سریع به تمرینات برمی‌گشتم. من همچین آدمی بودم و به خاطر همین ناراحتم وگرنه قبل از جام جهانی 2014 خط خوردم و ناراحت هم بودم ولی همیشه گفتم که صلاحدید کادر فنی بوده و به آن کاملا احترام می‌گذارم.

به گزارش سرویس آسیا صبح فوتبالی :

سردار آزمون در اولین مصاحبه خود بعد از حواشی اخیر بر ایرانی بودن و آرزوی موفقیت برای تیم ملی تاکید کرد.

به گزارش "ورزش سه"، ویژه برنامه‌ جام جهانی ورزش سه (برجام ۲۶) در حالی که با تعریف و تمجیدهای خداداد عزیزی از سردار آزمون همراه بود وارد فضای جالبی شد.. در حالی که جواد خیابانی و خداداد عزیزی مشغول اجرای برنامه بودند، تلفن رومیزی کنار جواد خیابانی زنگ خورد، او گوشی را برداشت و به کسی که آن طرف خط بود سلام کرد. لحن خیابانی به محض اینکه متوجه شد در حال گفت‌وگو با سردار آزمون است، صمیمی و خودمانی شد. این گفت‌وگو که فضایی دوستانه و فنی داشت را مرور کنید:

خیابانی: سلام. چطوری سردار؟ حالت خوبه؟
سردار: سلام آقای خیابانی حال شما چطور است؟

خیابانی: بچه‌ها امکان اینکه صدای سردار از استودیو پخش شود وجود دارد؟ پس من تلفن را می‌گذارم. عزیزم الان به تو سلام می‌کنم، چطوری؟
سردار: قربان شما. شما خوبی؟

خیابانی: عزیزمی، انشالله موفق باشی. سردار، خداداد الان نیم ساعت است که دارد می‌گوید جای تو در تیم ملی خالی است.
سردار: من هم سلام عرض میکنم به شما و به پیشکسوت خودم، یکی از اسطوره های فوتبال، آقای خداداد عزیزی که اسمش همیشه در ذهن مردم باقی خواهد ماند، تا ابد.

خداداد: سردار، سلام خوبی؟
سردار: مرسی شما خوبی؟

* در ادامه، عزیزی با همان بیان پوست‌کنده خودش، باب گفت‌وگو را باز کرد: همین الان آقا جواد میگفت سن سردار زیاد است و نباید دعوت میشد. همین الان گفت. (خنده های خیابانی)
سردار: بابا من تازه دارم 31 ساله می‌شوم.

خداداد: سردار الان دو ساعت دارم می‌گویم اگر تو در تیم ملی بودی شانس ما برای صعود به مرحله بعد صددرصد بیشتر می‌شد و واقعیت هم هست. در سالهای اخیر با توجه به اینکه سردار دو جام جهانی بازی کرده، تجربه بالایی دارد، در پست مهاجم جزو نفرات تاثیرگذار است و باید تیم ملی باشد. قبلش از من پرسید اگر تو باشی چه کسی را میبردی، گفتم جوان می‌بردم. الان می‌گوید سن سردار و طارمی زیاد است، چرا متناقض حرف میزنی؟ سردار خودت توضیح بده، ما که نمی‌توانیم آقای خیابانی را قانع کنیم، تو قانعش کن.

خیابانی: حالت خوب است سردار؟ خانواده خوبن؟ مادر محترم خوبن؟ سه سال پیش در گنبد من چه خاطرات خوبی با پدر محترم شما و در کنار خانواده شما داشتیم و آن برنامه ویژه جام جهانی را ضبط کردیم. امیدوارم خوب باشند. امیدوارم همگی سلامت و سالم باشند.
سردار: آقا جواد شما لطف دارید. هر وقت تشریف بیاورید قدمتان روی چشم

خیابانی: سردار چرا تیم والیبال را فراموش کردی؟ بهتر نبود ادامه می‌دادی؟ 
سردار: حقیقتش همین یک هفته پیش با چند بازیکن صحبت کردم و قرار شد اگر پدرم موافق باشد ... (جمله ناتمام می‌ماند)

خیابانی: یعنی تیم والیبال بانوان گنبد دوباره راه میفتد؟
سردار: بله بله.

خیابانی: خب حالا دیگر از فوتبال بگوییم. واقعا خبر خوبی دادی.
خداداد: سردار، دیدی اصلا نمی‌گذارد حرف بزنی؟ یک سوال می‌پرسد تا میگویی بله، سوال بعدی را میپرسد. ببین من اینجا چی می‌کشم.

سردار: آقا خداداد قبل از هر چیزی یک فوروارد میتواند یک فوروارد را خیلی خوب بشناسد. من بازیهای شما را قبلا دیدم و خیلی درک کردم که پشت دفاع قرار گرفتی و چطوری گل به استرالیا را زدی. این را فقط میتوانم به عنوان یک فوتبالیست و مهاجم درک کنم که چه کار خفنی کردی، چه تایمینگ قوی داشتی. قطعا شما هم من را در اینطور مسائل درک میکنی.

خداداد: حتما. من به آقای خیابانی داشتم میگفتم در چند سال گذشته ما هیچ مهاجمی نداشتیم مثل سردار بتواند پشت دفاع بازی کند. من واقعا خیلی ناراحت شدم وقتی متوجه شدم تو با تیم ملی نیستی. با وجود اینکه این جام 48 تیمی است و ما شانس صعود داریم، تو جزو بازیکنانی هستی که در این سالها سلطان هجده قدم هستی. همانطور که زمانی علی دایی واقعا سلطان هجده قدم بود. سردار هم در ضربات سر، هم بغل پا زدن و هم جاگیری‌هایش. دقیقا همانطور که گفتی، من چون فوروارد بودم، پست تو را خوب می‌فهمم. آقا جواد هم می‌خواهد سوال کند، الان به او برخورده و دیگر سوال نمی‌کند. (خنده های سردار و خیابانی). ولی اگر سوال کرد و بین حرفت پرید، ادامه بده.

خیابانی: من فوتبالی می‌پرسم. سردار اگر نکته ای داری بگو.
سردار: می‌خواستم بگویم آقا جواد شما بالاخره فوتبال دوست هستید. این را همه متوجه می‌شوند که عین همه ما عاشق کشورت هستی و دوست داری تیم ملی نتیجه بگیرد. همه ما هم دست به دعا هستیم که تیم ملی نتیجه بگیرد و این شانس را داریم که تیم نتیجه بگیرد. شما اگر چیزی می‌گویی قطعا به خاطر دلسوزی است ولی اگر منطقی باشد قطعا من خیلی چیزها را با شما راه می‌آیم.

خداداد: سردار یک جمله گفت که فکر کنم برای همه چیز کافی است. گفت همه دست به دعا هستیم که تیم ملی نتیجه بگیرد. پس نمی‌توانیم بگوییم سردار نگران تیم ملی نیست، نگران مملکتش نیست.
خیابانی: اتفاقا میخواستم همین را بگویم، اگر بگذاری بگویم. بچه‌ها روی میز زنگ بگذارید تا من و خداداد وقت تعیین کنیم چه کسی بیشتر حرف زده.

خداداد: آقا، همین الان گفت سردار آزمون به درد تیم ملی نمی‌خورد. همین الان گفت.
خیابانی: من گفتی جوانها بیایند، تو گفتی اینها بیایند و من گفتم اینها که جوان نیستند.
خداداد: من در هر شرایطی که بودم سردار را می‌بردم چون در سالهای گذشته در پست مهاجم نوک مثل سردار نداشتیم. نگفتم که کل تیم را جوان می‌بردم.

سردار: من میتوانم یک حرفی بزنم؟
خداداد: اگر آقای خیابانی اجازه دهد میتوانی حرف بزنی.

خیابانی: آدمها سه گروهند. یک عده وقتی که نیستند، هستند. یک عده وقتی که نیستند، نیستند.
خداداد: سردار الان فهمیدی چه شد؟

خیابانی: یک عده وقتی که نیستند، هستند. الان سردار باید در تیم ما همچین نقشی داشته باشد. درست است؟ آیا بچه های تیم ملی الان این حس را به سردار ندارند.

خداداد: سردار خودت صحبت کن چون اینطور مواقع زبان آقاجواد را متوجه نمی‌شوم.
خیابانی: اصلا من سکوت مطلق، سردار حرف بزند.

سردار: آقا جواد من ترکمن هستم و فهمیدن اینطور مسائل برایم کمی سخت است (با خنده).
خداداد: کاملا باهات موافقم سردار.

سردار: یک خرده من را درک کنید چون اینجور مثال زدنها برایم سخت است چون یکهو فارسی من تمام می‌شود. من به شما یک چیزی بگویم. 12 سال با همین بچه ها نان و نمک خوردم. با هر کادر فنی که آمد، نان و نمک خوردم. دلیلی ندارد در این جام جهانی باشم، نباشم، آرزوی موفقیت برای بچه‌هایی که سر یک سفره با آنها نان و نمک خوردم را نکنم. رسم رفاقت من اینطور نیست. وظیفه من این است که از همه بچه‌ها و کادر فنی چه خوب کار کنند، چه خوب کار نکنند، حمایت کنم چون اینها رفقای واقعی من در داخل زمینند. قطعا من باید خوبی آنها را بخواهم. این درست نیست که برایشان آرزوی موفقیت نکنم. ما از یک خانواده کاملا ورزشی آمدیم و کاملا درک میکنم چه چیزی در ورزش خوب است و چه چیزی خوب نیست. اگر بخواهم آرزوی موفقیت نکنم شاید در آینده این شرایط برای من پیش بیاید و بقیه برای من دعاگو نباشند. به خاطر همین اگر روزی مُردم لااقل با عزت بمیرم و راجع به من خوب حرف بزنند.

* در حالی که به نظر رسید سردار پشت تلفن بغض کرده، برای چند لحظه ساکت شد، خداداد گفت: عشقی سردار، عشق. سردار آقا جواد می‌گوید که می‌تواند صحبت کند؟
سردار: آقا جواد بزرگ ما هستند. بفرمایید آقا جواد.

خیابانی: سردار واقعا ممنونم. نشان دادی که بزرگ هستی و حست همچنان با تیم است. درست است که آنجا نیستی اما آنجا هستی و در کنار تیم هستی. همه ایرانی‌ها الان اینطورند. جای هر ایرانی در اردوی تیم ملی است.
سردار: آقا جواد، من خونم ایرانی است. هر وقت برای تیم ملی کشورم بازی می‌کنم افتخار می‌کنم. باعث افتخارم که قشری از ترکمن‌های ایران را خوشحال کنم. باید در اینجور چیزها مسئولیت پذیر باشم. از آن حرفهایی که قبلا درباره من زده شد بسیار ناراحت شدم چون رسم رفاقت من اینطور نبود. همه چیز من ایرانی است و افتخار میکنم به ایرانی بودنم.

* این صحبت های سردار آزمون تحسین های جواد خیابانی و خداداد عزیزی را به همراه داشت.

در ادامه، خیابانی گفت: من یک خبر داغ دیگر را تکرار کنم. تیم والیبال دختران گنبد دوباره با حمایت سردار آزمون راه خواهد افتاد. بله؟
سردار: انشاالله، انشاالله
خیابانی: این خیلی عالی است، یعنی وظیفه اجتماعی سردار برای سرزمین خودش.
خداداد: سردار که همیشه مسئولیت اجتماعی خودش را انجام داده.
خیابانی: در جنگ 12 روزه سردار به خیلی از کسانی که در آن منطقه بودند اسکان داد.
خداداد: آقای خیابانی الان خود سردار هم دارد می‌شنود. من هم حرفم با دوستانی که مخالف حضور سردار در تیم ملی بودند همین است. سردار هم در بازیهاش برای تیم ملی ما و هم در مسائل اجتماعی همیشه خودش را ثابت کرده. اینکه تا ابد بگوییم سردار اشتباه کرده درست نیست. تمام شد. یک اشتباه کرده، بپذیریم. تیم ملی و مملکت ما الان به او نیاز دارد. سردار من همه جوره جای تو را خالی می‌بینم ولی انرژی تو حتما با بازیکنان هست و میدانم که تو ناراحتی چون کنار بچه‌ها نیستی ولی حتما از صمیم قلبت برایشان آرزوی موفقیت میکنی

سردار: صددرصد. بالاخره شما پیشکسوت من هستی. ما باید قبول می‌کردیم که در پست شما بازی کنیم و خاطرات قبلی مردم را با اسم سردار یا مهدی طارمی یا شهریار مغانلو و در آینده که کسری را داریم، زنده کنیم تا مردم احساس ضعف در خط حمله نداشته باشند. خدارا شکر تا آنجا که من توانستم برای تیم ملی بازی کنم تمام سعی خودم را کردم و تمام سعی را در آینده هم خواهم داشت تا هر زمان کادر فنی صلاح بدانند به تیم ملی بیایم.

خداداد: سردار یک سوال بپرسم صادقانه جواب می‌دهی؟ من صداقت تو را دوست دارم.
سردار: بله بفرمایید
خداداد: صدایت غمگین است، درست است؟
سردار: قطعا آقا خداداد. من خیلی حرفها برای گفتن دارم ولی متاسفانه حرف نمی‌زنم. همه باید بدانند من ایرانی هستم و همین که خونم از ایران است برایم کافی است. من آدمی بودم که اگر یک روز تطعیل داشتم، به ایران سر می‌زدم و سریع به تمرینات برمی‌گشتم. من همچین آدمی بودم و به خاطر همین ناراحتم وگرنه قبل از جام جهانی 2014 خط خوردم و ناراحت هم بودم ولی همیشه گفتم که صلاحدید کادر فنی بوده و به آن کاملا احترام می‌گذارم. می‌دانستم که می‌توانستم اینجا کمک کنم. مطمئنم که شهریار مغانلو، مهدی طارمی، علی علیپور و دیگر مهاجمان بسیار خوب عمل می‌کنند. انشاالله بتوانند جای من را پر کنند. آنها هم توان فنی بالایی دارند و به همین خاطر است که در تیم ملی هستند و امیدوارم کمک کنند.

* در بخش پایانی گفت‌وگو، جواد خیابانی یک درخواست مطرح کرد: سردار از تو یک جمله می‌خواهم در ستایش از وطن و ستایش از تیم ملی وطن در مکزیک که کمتر از یک هفته تا اولین بازی در جام جهانی داریم. جمله قشنگی که به تیم و به ملت ما انرژی خوبی بدهد.
سردار: من از ته دل می‌خواهم. من راجع به خودم حرف می‌زنم و آن چیزی که در دلم هست را باید بگویم. آرزو میکنم که برایشان اتفاقات خوبی بیفتد و انشاالله با یک نتیجه خیلی خوب همه بچه‌ها سربلند شوند و پرچم کشور را بالا ببرند.

خداداد: عشقی سردار، مرسی

خیابانی: ممنونم که وقت گذاشتی. این افتخار ما بود که خودش زنگ زده و آمده روی خط و از کیان ایران با این کلام قشنگش دفاع کرده.
سردار: ممنونم. خیلی خوشحال شدم آقا خداداد، آقا جواد. من که با خداداد بیشتر در ارتباطم. آقا جواد من از شما یک چیز می‌خواهم. من شما را زیاد از نزدیک دیدم و می‌دانم چه قلب مهربانی داری. خیلی دوست دارم آن چیزی که همیشه در دل مهربانت هست به زبان بیاوری و نگذاری کسان دیگر که شما را نمی‌شناسند درباره‌ات بد فکر کنند. الان بگذاریم بازیکنان برای تیم ملی تمرکز کنند و انشاالله بتوانند نتیجه افتخارآفرین کسب کنند. امیدوارم سربلند بیرون بیایند.

  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

نیازمندیها