از اخراج تا تمدید سهساله؛ چرخش عجیب در پرونده بیرانوند و تراکتور!
از اخراج تا تمدید سهساله؛ چرخش عجیب در پرونده بیرانوند و تراکتور!
بارکولا جواب منتقدان را داد؛ شب تاریخی لیورپول با سه زنگ خطر دفاعی
واکنش جالب جورجینا به خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین؛ پیام ویژه همسر رونالدو برای آنتونلا (عکس)
تاریخچه بارسلونا و تعداد قهرمانیها ؛ تعداد قهرمانی های بارسلوا در لیگ قهرمانان اروپا و لالیگا;تاریخ تاسیس بارسلونا در فوتبال انگلیس یک جمله آشنا وجود دارد: تیمی که بیشتر میدود، شانس بیشتری برای پیروزی دارد. اما تازهترین تحلیل آماری اپتا این تصور قدیمی را به چالش کشیده است. بررسی عملکرد تیمهای لیگ برتر نشان میدهد دوندگی بیشتر الزاماً به معنای موفقیت در طول یک فصل نیست؛ هرچند کمدویدن شدید در یک مسابقه میتواند زنگ خطر مهمی باشد.
به گزارش صبح فوتبالی :
بحث میزان دوندگی بازیکنان پس از تساوی یک بر یک منچستریونایتد مقابل تاتنهام دوباره بالا گرفت. شاگردان مایکل کریک در شرایطی دو امتیاز از دست دادند که حریفشان بخشی از مسابقه را با ۱۰ بازیکن ادامه داد.
پس از بازی، جیمی ردنپ، کارشناس اسکای اسپورتس، به اختلاف حدود پنج کیلومتری مسافت طیشده دو تیم اشاره کرد و عملکرد فیزیکی یونایتد را زیر سؤال برد.
اما آیا واقعاً میتوان با نگاه به مسافت دویدن بازیکنان، درباره کیفیت یک تیم قضاوت کرد؟
اپتا با بررسی دادههای فصل گذشته و مسابقات فصل جاری لیگ برتر، به پاسخی رسیده که بسیار پیچیدهتر از تصور رایج فوتبال انگلیس است.

جیمی ردنپ، کارشناس اسکای اسپورتس، پس از بازی منچستریونایتد و تاتنهام از اختلاف دوندگی دو تیم انتقاد کرد.
منچستریونایتد در مسابقه ۱۰ اکتبر مقابل تاتنهام، پس از گل برایان امبومو پیش افتاد. اخراج رودریگو بنتانکور در دقیقه ۷۸ نیز شرایط را برای میزبان آسانتر کرد.
با این حال، دومینیک سولانکه در وقتهای اضافه گل تساوی را به ثمر رساند تا یونایتد یک پیروزی مهم را از دست بدهد.
پس از مسابقه، جیمی ردنپ روی یک آمار دست گذاشت: بازیکنان تاتنهام حدود پنج کیلومتر بیشتر از منچستریونایتد دویده بودند.
او معتقد بود تیمهای بزرگ باید از نظر میزان تلاش و دوندگی، دستکم در سطحی نزدیک به حریف قرار داشته باشند.
انتقاد ردنپ در نگاه اول منطقی بود. تیمی که از نظر دوندگی فاصله قابلتوجهی با حریف دارد، ممکن است در پرس، پوشش فضاها یا بازگشت به دفاع دچار مشکل شده باشد.
اما این تحلیل یک ضعف اساسی دارد.
مسافت بیشتر همیشه به معنای عملکرد بهتر نیست؛ همانطور که دویدن کمتر هم الزاماً نشانه بیانگیزگی بازیکنان نیست.
یک تیم ممکن است به دلیل مالکیت بیشتر توپ، جایگیری مناسب یا استفاده درست از فضاها به دویدن کمتری نیاز داشته باشد. تیم دیگر شاید مجبور شود برای جبران ضعف موقعیتگیری یا تعقیب حریف، مسافت بیشتری طی کند.
آمار خام نمیتواند این تفاوتها را توضیح دهد.
اپتا برای بررسی این موضوع، عملکرد فیزیکی تیمهای لیگ برتر انگلیس در فصل ۲۶-۲۰۲۵ را با جایگاه نهایی آنها مقایسه کرده است.
نتیجه جالب است.
تیمهای نیمه بالایی جدول بهطور متوسط در طول فصل ۴۳۶۳ کیلومتر دویدهاند. این عدد برای تیمهای نیمه پایینی جدول ۴۳۳۲ کیلومتر بوده است.
یعنی اختلاف متوسط دوندگی میان تیمهای موفقتر و ناموفقتر، در کل فصل فقط ۳۱ کیلومتر بوده است.

میانگین مسافت طیشده هر تیم در یک فصل، بر اساس دادههای اپتا
تفاوت در دوندگی پرفشار نیز چندان بزرگ نیست.
ده تیم بالای جدول بهطور متوسط ۳۳۸٫۷ کیلومتر دوندگی پرفشار ثبت کردهاند؛ در مقابل ۳۲۸٫۴ کیلومتر برای تیمهای نیمه پایین جدول.
اختلاف تنها حدود سه درصد است.
این اعداد یک نکته مهم را روشن میکنند: تیمی که در پایان فصل بالاتر قرار گرفته، الزاماً از نظر میزان دوندگی فاصله بزرگی با تیمهای ضعیفتر ندارد.
کیفیت بازیکنان، ساختار تاکتیکی، حفظ توپ، ایجاد موقعیت و استفاده از فرصتها همگی در موفقیت نهایی نقش دارند.
اما بخش دوم تحقیقات اپتا تصویری متفاوت ارائه میدهد.
از ابتدای فصل ۲۶-۲۰۲۵ تا زمان انتشار گزارش، ۸۶ مورد در لیگ برتر ثبت شده که یک تیم در جریان مسابقه حداقل پنج کیلومتر کمتر از حریفش دویده است.
نتیجه این مسابقات قابلتوجه است.
۸۶
مورد اختلاف حداقل ۵ کیلومتر
۱۰
پیروزی برای تیم کمدوندهتر
۱۱٫۶٪ نرخ پیروزی
تیمهایی که حداقل پنج کیلومتر کمتر از حریف دویدند، فقط در ۱۱٫۶ درصد این موارد پیروز شدند.
این عدد برخلاف آمار کلی فصل، از یک ارتباط قابلتوجه میان اختلاف شدید دوندگی و احتمال پایین پیروزی حکایت دارد.
اپتا حتی تأثیر اخراج بازیکنان را نیز بررسی کرده است.
از ۸۶ مورد، در ۲۰ مسابقه حداقل یک اخراج رخ داده بود؛ اتفاقی که طبیعتاً میتواند میزان دوندگی دو تیم را تغییر دهد.
با حذف این مسابقات، نرخ پیروزی تیم کمدوندهتر تقریباً تغییری نکرده و به ۱۲٫۱ درصد رسیده است؛ یعنی فقط هشت برد در ۶۶ مسابقه.
وقتی اختلاف دوندگی بین ۲٫۵ تا ۴٫۹۹ کیلومتر بوده، نرخ پیروزی تیمی که کمتر دویده به ۲۵٫۸ درصد افزایش یافته است.
نتیجه؟ اختلاف شدید دوندگی در یک مسابقه، اغلب با نتیجه نامطلوب همراه است؛ اما این داده بهتنهایی ثابت نمیکند کمدویدن علت شکست بوده است.
ممکن است تیم ضعیفتر بیشتر مجبور به دفاع، جابهجایی یا تعقیب توپ شده باشد. شرایط نتیجه، تعداد بازیکنان، سبک بازی و کیفیت موقعیتها نیز میتوانند آمار را تغییر دهند.

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل مسابقات فوتبال، برابر دانستن دوندگی با تلاش مؤثر است.
در فوتبال مدرن، پرس کردن فقط دویدن به سمت بازیکن صاحب توپ نیست. یک تیم باید بداند چه زمانی فشار را آغاز کند، کدام مسیرهای پاس را ببندد و چگونه فاصله خطوط را حفظ کند.
گاهی یک حرکت پنجمتری درست، ارزش بیشتری از دویدن بیستمتری اشتباه دارد.
تصور کنید مهاجمی بدون هماهنگی با هافبکهای تیم به سمت مدافع حریف میدود. اگر بقیه بازیکنان مسیرهای پاس را پوشش ندهند، حریف بهسادگی از فشار خارج میشود.
مهاجم مسافت بیشتری دویده، اما تیمش هیچ سود تاکتیکی به دست نیاورده است.
در مقابل، یک تیم منظم میتواند با جابهجایی هماهنگ خطوط و بستن فضاهای کلیدی، حریف را وادار به پاس اشتباه کند؛ بدون اینکه بازیکنانش بهصورت مداوم مسیرهای طولانی طی کنند.
این همان تفاوت میان دوندگی زیاد و دوندگی مؤثر است.
تحلیل اپتا یک نکته ظریف دیگر نیز دارد.
از میان شاخصهای فیزیکی بررسیشده در فصل ۲۶-۲۰۲۵، مسافت طیشده هنگامی که تیم مالک توپ بوده، بیشترین ارتباط را با جایگاه نهایی در جدول داشته است.
این اتفاق چندان عجیب نیست.
تیمهایی که مالکیت بیشتری دارند، معمولاً میتوانند ساختار حملات را کنترل کنند و با حرکت بازیکنان بدون توپ، گزینههای پاس ایجاد کنند.
اما اینجا هم نباید رابطه علت و معلولی را اشتباه گرفت.
ممکن است تیمی به دلیل کیفیت بالاتر بازیکنان و مالکیت بیشتر، مسافت بیشتری هنگام مالکیت طی کرده باشد؛ نه اینکه صرفاً به دلیل همین دوندگی در جدول بالاتر قرار گرفته باشد.
در واقع، آمار دوندگی زمانی ارزش تحلیلی بیشتری پیدا میکند که بدانیم بازیکنان کجا، چه زمانی و با چه هدفی حرکت کردهاند.
یورگن کلوپ در ابتدای دوران حضورش در لیورپول تأکید کرده بود که برای موفقیت لزوماً نیازی نیست یک تیم در هر مسابقه ۱۱۵ کیلومتر بدود.
برداشت او روشن بود: زمانبندی حرکت و انتخاب لحظه مناسب برای افزایش فشار، از دویدن بیهدف مهمتر است.
پپ گواردیولا نیز در آخرین فصل حضورش در منچسترسیتی، با اشاره به همین مسئله توضیح داده بود که دویدن صرفاً برای افزایش مسافت، ارزشی ندارد و اصل مهم این است که بازیکن بداند چه زمانی باید بدود.
این دو مربی با وجود تفاوتهای تاکتیکی، در یک اصل مشترک بودند: انرژی باید در خدمت برنامه تیمی باشد.
فوتبال مدرن به بازیکنان پرتحرک نیاز دارد، اما تحرک بدون هوش تاکتیکی ممکن است فقط به خستگی بیشتر منجر شود.
بحث عملکرد منچستریونایتد نمونه مناسبی برای درک محدودیت آمار دوندگی است.
وقتی یونایتد مقابل تاتنهام دو امتیاز از دست میدهد و بازیکنانش حدود پنج کیلومتر کمتر از حریف میدوند، طبیعی است که میزان تلاش فیزیکی آنها مورد سؤال قرار بگیرد.
اما آیا اگر بازیکنان کریک پنج کیلومتر بیشتر میدویدند، گل تساوی را دریافت نمیکردند؟
هیچ تضمینی وجود ندارد.
یونایتد در این مسابقه با وجود برتری عددی نتوانست از پیروزی محافظت کند. در چنین شرایطی باید علاوه بر دوندگی، نحوه دفاع از ارسالها، فاصله خطوط، تصمیمگیری مدافعان و مدیریت دقایق پایانی را هم بررسی کرد.
آمار گلهای مورد انتظار نیز نشان میدهد تاتنهام با ثبت ۱٫۵۶ در مقابل ۰٫۷۷ یونایتد، فرصتهای باکیفیتتری ساخته بود.
پس مسئله فقط این نبود که بازیکنان یونایتد کمتر دویدند؛ آنها در بخشهایی از مسابقه نتوانستند به اندازه کافی مؤثر بازی کنند.
از نگاه صبح فوتبالی، خطر اصلی زمانی آغاز میشود که مربیان، کارشناسان و حتی هواداران، یک مشکل پیچیده تاکتیکی را به یک عدد ساده تقلیل میدهند.
دویدن بیشتر میتواند به پرس بهتر، بازگشت سریعتر به دفاع و پوشش مناسب فضاها کمک کند. اما این اتفاق زمانی رخ میدهد که دوندگی بخشی از یک برنامه هماهنگ باشد.
یک تیم برای پیروزی باید به اندازه کافی بدود، اما مهمتر از آن، باید بداند چرا و کجا میدود.
این تفاوت میان تیمی است که فقط انرژی مصرف میکند و تیمی که انرژی خود را به موقعیت گل و امتیاز تبدیل میکند.
آمار اپتا ارزش دوندگی را نفی نمیکند؛ بلکه هشدار میدهد که فوتبال را نباید فقط با شمارش کیلومترهای طیشده تحلیل کرد.