آرسنال – لیدز؛ قهرمان زخمی مقابل تیم شکستناپذیر، اپتا ۶۹ درصد شانس را به توپچیها داد
آرسنال – لیدز؛ قهرمان زخمی مقابل تیم شکستناپذیر، اپتا ۶۹ درصد شانس را به توپچیها داد
منچستریونایتد – تاتنهام؛ جنگ بحرانزدهها در اولدترافورد، کامپیوتر اپتا طرف یونایتد است
تحلیل بازی تراکتور و استقلال امروز؛ جنگ مدعیان در تبریز، استقلال در کمین صدر و نقطهضعفهایی که بازی را تعیین میکنند
تصاویر مراسم خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین فقط پنج هفته از فصل ۲۷-۲۰۲۶ لیگ برتر گذشته، اما دادههای اپتا از تغییراتی حرف میزنند که نمیشود بهسادگی از کنارشان رد شد. کمترین درصد برد خانگی در تاریخ لیگ، رکورد بالای تساوی، کاهش ارزش مالکیت سنگین توپ، افزایش ضدحملات و قوانین تازهای که اتلاف وقت را کمتر کردهاند. اگر این روند ادامه پیدا کند، لیگ برتر این فصل میتواند با آن چیزی که در سالهای سلطه فوتبال مالکانه میشناختیم، تفاوت جدی داشته باشد.
به گزارش صبح فوتبالی :
پنج هفته برای صدور حکم درباره یک فصل کافی نیست.
اما گاهی پنج هفته آنقدر داده عجیب تولید میکند که حداقل باید دربارهاش حرف زد.
تا اینجا ۵۰ مسابقه در لیگ برتر انجام شده و چند روند جالب کنار هم قرار گرفتهاند؛ روندهایی که از کمرنگ شدن مزیت میزبانی شروع میشوند و به یک سؤال تاکتیکی بزرگ میرسند:
آیا فوتبال انگلیس آرامآرام از وسواس مالکیت توپ فاصله میگیرد؟
اولین عدد شاید از همه عجیبتر باشد.
فقط ۳۶ درصد مسابقات این فصل با برد تیم میزبان تمام شدهاند.
این پایینترین نرخ برد خانگی در تاریخ لیگ برتر است؛ حتی پایینتر از فصل ۲۱-۲۰۲۰ که بخش بزرگی از مسابقات بهدلیل همهگیری کرونا بدون تماشاگر برگزار شد.
این البته به معنای نابودی کامل مزیت میزبانی نیست.
اما روند بلندمدت هم جالب است: چهار مورد از شش فصل با پایینترین درصد پیروزی خانگی در تاریخ لیگ برتر، در همین دهه ثبت شدهاند.
یعنی مسئله فقط یک شروع عجیب در فصل جدید نیست.
مزیت زمین خودی واقعاً دارد کمتر میشود.
جواب جالبتر از خود سؤال است.
تیمهای مهمان الزاماً همه آن مسابقات را نبردهاند.
بخش بزرگی از بردهای گمشده میزبان، تبدیل به تساوی شده است.
از ۵۰ مسابقه ابتدایی، ۱۶ بازی مساوی تمام شدهاند.
یعنی ۳۲ درصد کل مسابقات.
اگر فصل با همین نرخ ادامه پیدا کند، با آماری تاریخی روبهرو خواهیم بود.
در هفته چهارم این اتفاق بهخوبی دیده شد. از ۱۰ مسابقه، فقط یک میزبان برنده شد؛ لیدز که نیوکاسل را ۴ بر یک شکست داد.
اگر همان یک نتیجه هم مساوی یا باخت لیدز میشد، لیگ برتر برای اولین بار از سپتامبر ۲۰۰۰ یک هفته بدون حتی یک برد خانگی را تجربه میکرد.
سالها یکی از کلیشههای فوتبال انگلیس ساده بود:
گل اول را بزن، نیمی از کار انجام شده است.
امسال چنین تضمینی وجود ندارد.
در ۴۵ مسابقه از ۵۰ بازی ابتدایی، یکی از تیمها گل اول را زده است.
اما فقط ۲۹ تیمی که گل اول را زدهاند، در نهایت برنده شدهاند.
نرخ پیروزی؟
۶۴.۴ درصد.
این چهارمین درصد پایین در تاریخ لیگ برتر و دومین آمار ضعیف در ۱۴ فصل اخیر است.
یعنی لیگ امسال فقط مساوی بیشتری ندارد؛ تیمها در حفظ برتری هم مشکل دارند.
هیچ تیمی به اندازه بورنموث این مشکل را تجربه نکرده است.
آنها در چهار مسابقه از پنج بازی ابتدایی گل اول را زدهاند، اما هیچکدام را نبردهاند.
بورنموث در مجموع ۹ امتیاز از موقعیتهای برتری از دست داده است.
هفت امتیاز از این تعداد مربوط به مسابقاتی بوده که خودش گل اول را زده.
برنتفورد با شش امتیاز ازدسترفته بعد از زدن گل اول، تیم بعدی این فهرست است.
این آمار یک نکته تاکتیکی را هم نشان میدهد.
در لیگ امروز، عقب افتادن دیگر الزاماً باعث نابودی برنامه یک تیم نمیشود.
مربیان برای تغییر جریان بازی ابزار بیشتری دارند؛ تعویضها، پرس شدیدتر، تغییر سیستم و حمله سریعتر باعث شده برگشت به مسابقه آسانتر از گذشته باشد.
شاید جذابترین بخش دادههای امسال همین باشد.
برای سالها فوتبال انگلیس تحت تأثیر انقلاب پپ گواردیولا قرار گرفت.
دروازهبان باید از عقب بازی میکرد.
مدافع باید پاس کوتاه میداد.
تیم باید زمین را با مالکیت کنترل میکرد.
۶۰ یا ۷۰ درصد مالکیت برای بسیاری از مربیان تبدیل به نشانه برتری شده بود.
اما فوتبال یک ویژگی دارد: هر ایده موفقی بالاخره یک ضدایده تولید میکند.
حالا تیمها بهتر از گذشته یاد گرفتهاند چگونه بدون توپ خطرناک باشند.
این فصل در ۲۲ مسابقه، یکی از تیمها حداقل ۶۰ درصد مالکیت توپ داشته است.
فقط در هشت مسابقه از آن ۲۲ بازی، همان تیم برنده شده.
یعنی نرخ پیروزی تیمهای با مالکیت حداقل ۶۰ درصد فقط ۳۶.۴ درصد بوده است.
این سومین آمار پایین از زمانی است که اپتا دادههای دقیق مالکیت را در فصل ۰۶-۲۰۰۵ ثبت میکند.
جالبتر اینکه فصل گذشته حتی بدتر بود: فقط ۳۴.۱ درصد.
وقتی دو فصل پیاپی چنین الگویی دیده میشود، دیگر سخت است همهچیز را تصادفی بدانیم.
مسئله این نیست که داشتن توپ بد شده.
مسئله این است که داشتن توپ بدون ایجاد فضا دیگر ارزش سابق را ندارد.
یک آمار دیگر این تغییر را واضحتر میکند.
اپتا «Fast Break» را ضدحمله سریعی تعریف میکند که از نیمه دفاعی شروع میشود، زمانی که ساختار دفاعی حریف هنوز کامل شکل نگرفته است.
میانگین این ضدحملات در فصل جاری:
۲.۴ ضدحمله سریع در هر مسابقه
ضدحملات منتهی به شوت:
۲.۱ در هر بازی
گل حاصل از ضدحمله:
۰.۳ در هر بازی
هر سه عدد از زمان شروع ثبت این دادهها در فصل ۰۷-۲۰۰۶ بالاترین رکورد هستند.
یعنی لیگ برتر نهتنها سریع شده؛ تیمها در استفاده از لحظهای که توپ را پس میگیرند، کارآمدتر هم شدهاند.
چلسیِ ژابی آلونسو شاید واضحترین نمونه باشد.
از تیمی با این حجم استعداد فنی، انتظار داریم توپ را بگیرد و حریف را با مالکیت خفه کند.
اما چلسی این فصل فقط ۴۷.۱ درصد مالکیت متوسط داشته؛ پایینترین رقم ثبتشده این باشگاه در یک فصل لیگ برتر از زمان آغاز دادههای دقیق اپتا.
و عجیبتر اینکه بعضی از بهترین نمایشهای هجومیشان زمانی اتفاق افتاده که توپ را نداشتهاند.
در برد ۴ بر ۳ مقابل برایتون، چلسی فقط ۲۵.۶ درصد مالکیت داشت و ۱۵۵ پاس کامل کرد.
هر دو، پایینترین رکورد این باشگاه در یک مسابقه لیگ برتری در دوران ثبت دادههای اپتا بودند.
نتیجه؟
چهار گل.
چلسی با ۱۴ ضدحمله سریع، ۱۱ شوت از ضدحمله و سه گل در چنین موقعیتهایی در هر سه شاخص صدرنشین لیگ است.
این یک اتفاق ساده نیست.
آلونسو دارد از سرعت بازیکنان هجومیاش استفاده میکند و به جای اینکه همیشه فضا را با مالکیت طولانی کوچک کند، گاهی عمداً اجازه میدهد حریف جلو بیاید.
چون وقتی حریف جلو آمد، پشت سرش همان چیزی ایجاد میشود که مهاجمان سریع میخواهند:
فضا.
آمار چلسی حتی این مسئله را واضحتر میکند.
مقابل هال، چلسی ۶۸.۳ درصد توپ را داشت و بازی ۲-۲ شد.
مقابل برنتفورد هم ۵۹.۸ درصد مالکیت داشت و ۳ بر صفر شکست خورد.
یعنی تیمی که با ۲۵ درصد مالکیت چهار گل به برایتون میزند، در مسابقاتی که مجبور است خودش بازی را بسازد، بیشتر مشکل پیدا میکند.
این شاید یکی از داستانهای تاکتیکی فصل باشد.
بعضی تیمها امروز ترجیح میدهند سؤال را از حریف بپرسند:
«تو توپ را میخواهی؟ بگیر. حالا ببین وقتی از دستش دادی چه اتفاقی میافتد.»
تغییر فقط تاکتیکی نیست.
قوانین جدید IFAB برای کاهش اتلاف وقت هم روی ریتم بازی اثر گذاشتهاند.
این فصل اگر بازیکنی عمداً شروع مجدد از پرتاب اوت یا ضربه دروازه را به تأخیر بیندازد، داور میتواند شمارش پنجثانیهای را آغاز کند.
اگر پرتاب اوت در زمان مقرر انجام نشود، توپ به حریف میرسد.
در ضربه دروازه نیز در صورت تمام شدن شمارش، تیم مقابل صاحب کرنر میشود.
دادههای ابتدایی نشان میدهند قانون اثر کرده است.
میانگین زمان لازم برای انجام یک پرتاب اوت در فصل گذشته ۱۷.۸ ثانیه بود.
این فصل:
۱۵.۳ ثانیه.
شاید ۲.۵ ثانیه عدد بزرگی به نظر نرسد.
اما فصل گذشته ۱۳ هزار و ۶۱۵ پرتاب اوت در لیگ برتر انجام شد.
اگر تعداد پرتابها مشابه باشد و همین سرعت ادامه پیدا کند، تماشاگران در مجموع فصل بیش از ۹ ساعت و نیم کمتر منتظر انجام پرتاب اوت خواهند بود.
برای هر مسابقه تقریباً ۸۸ ثانیه.
فوتبال دارد واقعاً زمان مرده کمتری پیدا میکند.
ماجرا درباره ضربات دروازه هم مشابه است.
زمان متوسط شروع مجدد از ضربه دروازه فصل گذشته ۳۰.۴ ثانیه بود.
حالا به ۲۷.۷ ثانیه رسیده است.
پایینترین رقم ثبتشده توسط اپتا.
شاید تغییر کوچک به نظر برسد، اما کنار هم گذاشتن پرتاب اوت سریعتر، ضربات دروازه سریعتر و محدودیتهای تازه روی اتلاف وقت، ریتم کلی مسابقات را تغییر میدهد.
زمان کمتر برای نفس گرفتن.
زمان کمتر برای شکستن ریتم حریف.
و فرصت بیشتر برای ادامه جریان مسابقه.
پنجمین روند، کمی کلاسیکتر و جذابتر است.
تا اینجای فصل فقط ۴۰ ضربه آزاد مستقیم زده شده.
سهتای آنها گل شدهاند.
یعنی نرخ تبدیل ۷.۵ درصدی.
این بهترین درصد گل شدن ضربات آزاد در یک فصل لیگ برتر از فصل ۱۴-۲۰۱۳ است؛ دورهای که بازیکنانی مثل یحیی توره و لیتون بینز متخصص چنین ضرباتی بودند.
نیلسون آنگولو، آنتون اشتاخ و انزو فرناندز سه بازیکنی هستند که این فصل مستقیماً از روی ضربه آزاد گل زدهاند.
نکته جالب اینکه بازیکنان کمتر از گذشته شوت میکنند.
میانگین فقط ۰.۸ ضربه آزاد مستقیم در هر مسابقه است؛ پنجمین رقم پایین تاریخ دادهها.
یعنی انتخاب شوت سختگیرانهتر شده، اما وقتی بازیکنان شوت میکنند، کیفیت موقعیت احتمالاً بالاتر است.
تمام این آمارها را میشود در یک کلمه خلاصه کرد:
بیثباتی.
میزبانی تضمین نمیکند.
گل اول تضمین نمیکند.
۶۰ درصد مالکیت هم تضمین نمیکند.
تیمها سریعتر برمیگردند، بیشتر ضدحمله میزنند و بهتر یاد گرفتهاند بدون داشتن توپ بازی را کنترل کنند.
این شاید واکنش طبیعی لیگ به یک دهه سلطه فوتبال مالکانه باشد.
وقتی همه یاد گرفتند از عقب بازی کنند، مربیان شروع کردند به طراحی پرس برای خراب کردن آن.
وقتی همه خواستند توپ را داشته باشند، بعضی مربیان فهمیدند فضای پشت تیم صاحب توپ میتواند ارزشمندتر از خود توپ باشد.
و وقتی بازی با توقفهای طولانی کند میشد، قوانین تازه دوباره سرعت را بالا بردند.
هنوز فقط پنج هفته گذشته و برای اعلام یک انقلاب تاکتیکی زود است.
اما اگر این اعداد در ماههای آینده هم دوام بیاورند، فصل ۲۷-۲۰۲۶ ممکن است با یک تغییر بزرگ به یاد آورده شود:
لیگ برتر دارد از فوتبال «مالکیت به هر قیمت» فاصله میگیرد؛ توپ کمتر، فضا بیشتر و ضربه سریعتر.