توماس مولر بالاخره انتخاب کرد؛ مسی بهتر است یا رونالدو؟
توماس مولر بالاخره انتخاب کرد؛ مسی بهتر است یا رونالدو؟
برونو سکوت رختکن پرتغال را شکست؛ پاسخ مستقیم به شایعه اختلاف با رونالدو
طعنه بیصدای رونالدو به رختکن پرتغال؛ یک لایک جنجال به پا کرد
جنگ قدرت در فیفا؛ ۲۲ کشور عربی پشت اینفانتینو، یوفا در جستوجوی رقیب شکستهای متوالی ایران برابر ازبکستان و روسیه فقط بحث فنی درباره تیم ملی را داغ نکرده؛ حالا نحوه انتخاب برخی بازیکنان برای ترکیب اصلی هم زیر سؤال رفته است. حضور صالح حردانی و علی نعمتی در ترکیب اصلی مقابل روسیه، درست بعد از مصاحبههای حمایتی این دو بازیکن از امیر قلعهنویی، باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا معیار انتخاب نفرات، صرفاً مسائل فنی است؟
به گزارش صبح فوتبالی :
تیم ملی ایران در آخرین فیفادی پیش از جام ملتهای آسیا دو شکست متوالی و نگرانکننده ثبت کرد؛ ابتدا شکست ۳ بر یک مقابل ازبکستان و سپس باخت ۲ بر صفر برابر روسیه.
امیر قلعهنویی بعد از بازی با ازبکستان وعده داده بود مقابل روسیه با ایدهها و تاکتیکهای جدید وارد زمین شود، اما آنچه در کازان دیده شد نهتنها نشانی از یک تحول جدی نداشت، بلکه دوباره پرسشهای زیادی درباره ساختار تیم، انتخاب بازیکنان و تصمیمات کادر فنی به وجود آورد.
پس از شکست برابر ازبکستان و افزایش انتقادها از کادر فنی، مصاحبههایی از بازیکنان تیم ملی منتشر شد که در آنها صالح حردانی و علی نعمتی به شکل صریح از امیر قلعهنویی حمایت کردند.
حردانی از تلاش سرمربی تیم ملی گفت و بر حمایت از او تأکید کرد. نعمتی نیز انتقادها را در برخی موارد ناعادلانه دانست و از اعتمادی که کادر فنی به او داشته صحبت کرد.
چند روز بعد، هر دو بازیکن در ترکیب اصلی ایران مقابل روسیه قرار گرفتند.
همین همزمانی باعث شده این سؤال در فضای فوتبالی شکل بگیرد که آیا این انتخاب صرفاً نتیجه ارزیابی فنی بوده یا عوامل دیگری نیز در آن نقش داشتهاند؟
هیچ سندی برای اثبات ارتباط مستقیم میان این مصاحبهها و انتخاب ترکیب وجود ندارد، اما زمانبندی اتفاقات به اندازه کافی سؤالبرانگیز است.
مهمترین ابهام به استفاده از صالح حردانی در ساختار دفاعی تیم ملی مربوط میشود.
ایران بازیکنانی مانند سامان فلاح، محمدمهدی زارع و عارف آقاسی را در اردو داشت؛ مدافعانی که اساساً برای بازی در مرکز خط دفاع دعوت شدهاند.
با این حال، کادر فنی تصمیم گرفت از حردانی در ساختاری استفاده کند که او را عملاً در نقش یک مدافع میانی قرار میداد.
این تصمیم از همان ابتدا محل سؤال بود.
اگر مدافعان تخصصی دعوتشده آمادگی حضور در ترکیب اصلی را نداشتند، اساساً چرا به اردو فراخوانده شدند؟ و اگر کیفیت لازم را داشتند، چرا بازیکنی با خصوصیات متفاوت در پستی غیرتخصصی به آنها ترجیح داده شد؟
روی گل نخست روسیه نیز ناهماهنگی خط دفاع ایران کاملاً مشهود بود.
در لحظه شکلگیری حمله، خط آفساید ایران بهدرستی هماهنگ نشد و مهاجم روسیه توانست پشت مدافعان صاحب توپ شود.
حردانی یکی از نفراتی بود که در این صحنه نتوانست همراه با سایر مدافعان خط را بالا نگه دارد و همین فاصله، فضای لازم را در اختیار حریف قرار داد.
این صحنه فقط یک اشتباه فردی نبود؛ نشانهای از مشکلی بزرگتر در سازمان دفاعی تیم ملی بود.
وقتی بازیکن در پستی بازی میکند که تخصص اصلیاش نیست، احتمال بروز چنین ناهماهنگیهایی هم افزایش پیدا میکند.
این سؤال یکی از مهمترین پرسشهایی است که کادر فنی باید به آن پاسخ دهد.
سامان فلاح، محمدمهدی زارع و عارف آقاسی برای چه به تیم ملی دعوت شدند اگر قرار نبود در شرایطی که تیم به مدافع میانی نیاز دارد، از آنها استفاده شود؟
دعوت بازیکن فقط برای تکمیل فهرست نیست. وقتی بازیکنی وارد اردو میشود، باید بر اساس نیاز فنی و قابلیت استفاده در مسابقه انتخاب شده باشد.
استفاده از بازیکن غیرتخصصی در حالی که گزینههای تخصصی روی نیمکت هستند، بدون توضیح فنی قانعکننده، طبیعتاً شائبه و انتقاد ایجاد میکند.
هیچکس نمیتواند صرفاً به دلیل یک مصاحبه حمایتی ادعا کند بازیکنی به همین خاطر فیکس شده است؛ چنین نتیجهگیریای بدون سند قابل اثبات نیست.
اما کادر فنی هم نمیتواند نسبت به سؤالهایی که از دل این انتخابها به وجود آمده بیتفاوت باشد.
وقتی دو بازیکن پس از حمایت علنی از سرمربی در ترکیب اصلی قرار میگیرند و یکی از آنها حتی در پستی غیرتخصصی بازی میکند، طبیعی است که افکار عمومی درباره معیار انتخاب بازیکنان سؤال کند.
معیار باید روشن باشد: آمادگی، کیفیت، فرم، نیاز تاکتیکی و عملکرد.
هرچه این معیارها شفافتر باشند، فضای شایعه و سوءظن کمتر خواهد شد.
تیم ملی باید محل انتخاب بهترین بازیکنان برای هر پست باشد، نه جایی برای آزمون تصمیمهایی که توجیه فنیشان مشخص نیست.
قلعهنویی و کادرش پیش از جام ملتهای آسیا فرصت زیادی برای خطا ندارند.
دو شکست متوالی برابر ازبکستان و روسیه نشان داد تیم ملی هم در ساختار و هم در انتخاب نفرات با پرسشهای جدی روبهرو است.
اگر قرار است ایران در جام ملتها مدعی باشد، کادر فنی باید بهجای ایجاد ابهام، درباره تصمیماتش پاسخ فنی روشن ارائه کند.
وگرنه این سؤال تا مدتها باقی میماند: برای فیکس شدن در تیم ملی، عملکرد مهمتر است یا حمایت از سرمربی؟
تیم ملی ایران در آخرین فیفادی پیش از جام ملتهای آسیا دو شکست متوالی و نگرانکننده ثبت کرد؛ ابتدا شکست ۳ بر یک مقابل ازبکستان و سپس باخت ۲ بر صفر برابر روسیه.
امیر قلعهنویی بعد از بازی با ازبکستان وعده داده بود مقابل روسیه با ایدهها و تاکتیکهای جدید وارد زمین شود، اما آنچه در کازان دیده شد نهتنها نشانی از یک تحول جدی نداشت، بلکه دوباره پرسشهای زیادی درباره ساختار تیم، انتخاب بازیکنان و تصمیمات کادر فنی به وجود آورد.
پس از شکست برابر ازبکستان و افزایش انتقادها از کادر فنی، مصاحبههایی از بازیکنان تیم ملی منتشر شد که در آنها صالح حردانی و علی نعمتی به شکل صریح از امیر قلعهنویی حمایت کردند.
حردانی از تلاش سرمربی تیم ملی گفت و بر حمایت از او تأکید کرد. نعمتی نیز انتقادها را در برخی موارد ناعادلانه دانست و از اعتمادی که کادر فنی به او داشته صحبت کرد.
چند روز بعد، هر دو بازیکن در ترکیب اصلی ایران مقابل روسیه قرار گرفتند.
همین همزمانی باعث شده این سؤال در فضای فوتبالی شکل بگیرد که آیا این انتخاب صرفاً نتیجه ارزیابی فنی بوده یا عوامل دیگری نیز در آن نقش داشتهاند؟
هیچ سندی برای اثبات ارتباط مستقیم میان این مصاحبهها و انتخاب ترکیب وجود ندارد، اما زمانبندی اتفاقات به اندازه کافی سؤالبرانگیز است.
مهمترین ابهام به استفاده از صالح حردانی در ساختار دفاعی تیم ملی مربوط میشود.
ایران بازیکنانی مانند سامان فلاح، محمدمهدی زارع و عارف آقاسی را در اردو داشت؛ مدافعانی که اساساً برای بازی در مرکز خط دفاع دعوت شدهاند.
با این حال، کادر فنی تصمیم گرفت از حردانی در ساختاری استفاده کند که او را عملاً در نقش یک مدافع میانی قرار میداد.
این تصمیم از همان ابتدا محل سؤال بود.
اگر مدافعان تخصصی دعوتشده آمادگی حضور در ترکیب اصلی را نداشتند، اساساً چرا به اردو فراخوانده شدند؟ و اگر کیفیت لازم را داشتند، چرا بازیکنی با خصوصیات متفاوت در پستی غیرتخصصی به آنها ترجیح داده شد؟
روی گل نخست روسیه نیز ناهماهنگی خط دفاع ایران کاملاً مشهود بود.
در لحظه شکلگیری حمله، خط آفساید ایران بهدرستی هماهنگ نشد و مهاجم روسیه توانست پشت مدافعان صاحب توپ شود.
حردانی یکی از نفراتی بود که در این صحنه نتوانست همراه با سایر مدافعان خط را بالا نگه دارد و همین فاصله، فضای لازم را در اختیار حریف قرار داد.
این صحنه فقط یک اشتباه فردی نبود؛ نشانهای از مشکلی بزرگتر در سازمان دفاعی تیم ملی بود.
وقتی بازیکن در پستی بازی میکند که تخصص اصلیاش نیست، احتمال بروز چنین ناهماهنگیهایی هم افزایش پیدا میکند.
این سؤال یکی از مهمترین پرسشهایی است که کادر فنی باید به آن پاسخ دهد.
سامان فلاح، محمدمهدی زارع و عارف آقاسی برای چه به تیم ملی دعوت شدند اگر قرار نبود در شرایطی که تیم به مدافع میانی نیاز دارد، از آنها استفاده شود؟
دعوت بازیکن فقط برای تکمیل فهرست نیست. وقتی بازیکنی وارد اردو میشود، باید بر اساس نیاز فنی و قابلیت استفاده در مسابقه انتخاب شده باشد.
استفاده از بازیکن غیرتخصصی در حالی که گزینههای تخصصی روی نیمکت هستند، بدون توضیح فنی قانعکننده، طبیعتاً شائبه و انتقاد ایجاد میکند.
هیچکس نمیتواند صرفاً به دلیل یک مصاحبه حمایتی ادعا کند بازیکنی به همین خاطر فیکس شده است؛ چنین نتیجهگیریای بدون سند قابل اثبات نیست.
اما کادر فنی هم نمیتواند نسبت به سؤالهایی که از دل این انتخابها به وجود آمده بیتفاوت باشد.
وقتی دو بازیکن پس از حمایت علنی از سرمربی در ترکیب اصلی قرار میگیرند و یکی از آنها حتی در پستی غیرتخصصی بازی میکند، طبیعی است که افکار عمومی درباره معیار انتخاب بازیکنان سؤال کند.
معیار باید روشن باشد: آمادگی، کیفیت، فرم، نیاز تاکتیکی و عملکرد.
هرچه این معیارها شفافتر باشند، فضای شایعه و سوءظن کمتر خواهد شد.
تیم ملی باید محل انتخاب بهترین بازیکنان برای هر پست باشد، نه جایی برای آزمون تصمیمهایی که توجیه فنیشان مشخص نیست.
قلعهنویی و کادرش پیش از جام ملتهای آسیا فرصت زیادی برای خطا ندارند.
دو شکست متوالی برابر ازبکستان و روسیه نشان داد تیم ملی هم در ساختار و هم در انتخاب نفرات با پرسشهای جدی روبهرو است.
اگر قرار است ایران در جام ملتها مدعی باشد، کادر فنی باید بهجای ایجاد ابهام، درباره تصمیماتش پاسخ فنی روشن ارائه کند.
وگرنه این سؤال تا مدتها باقی میماند: برای فیکس شدن در تیم ملی، عملکرد مهمتر است یا حمایت از سرمربی؟