کد خبر:۲۵۰۹۰ | تاریخ انتشار: ۰۲:۱۵ - ۱۰ مهر ۱۴۰۵

پرتغال بدون رونالدو چه تغییری کرد؟ تیمی آزادتر، سریع‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر

پرتغال در کپنهاگ فقط دانمارک را ۴ بر ۲ شکست نداد؛ اولین تصویر جدی از تیم ژرژ ژسوس بدون کریستیانو رونالدو را هم نشان داد. چهار گل توسط چهار بازیکن مختلف، حضور گونسالو راموس در نوک حمله، آزادی بیشتر برونو فرناندز و ویتینیا و مشارکت مدافعان کناری، پرتغال را به تیمی تبدیل کرد که دیگر برای رسیدن به دروازه حریف تنها یک مقصد ندارد. با این حال دو بار از دست رفتن برتری، هشدار مهمی بود: نسخه هجومی جدید هنوز در لحظه انتقال به دفاع آسیب‌پذیر است.

کریستیانو رونالدو اسطوره پرتغال

به گزارش صبح فوتبالی :

برد ۴ بر ۲ مقابل دانمارک وسوسه بزرگی ایجاد می‌کند؛ اینکه سریع بگوییم پرتغال بدون کریستیانو رونالدو بهتر شده است.

برای چنین نتیجه‌گیری قطعی هنوز زود است.

اما یک چیز را می‌توان از مسابقه کپنهاگ دید: حمله پرتغال بدون حضور یک نقطه ثابت در مرکز خط حمله، انعطاف بیشتری پیدا کرده بود.

ژرژ ژسوس گونسالو راموس را در نوک گذاشت. رافائل لیائو و پدرو نتو عرض زمین را گرفتند، برونو فرناندز بین خطوط حرکت کرد و ویتینیا از عقب‌تر وارد فضاهای خالی شد.

نتیجه، تیمی بود که چهار گلش را چهار بازیکن متفاوت به ثمر رساندند: ژوائو کانسلو، گونسالو راموس، ویتینیا و ژوائو فلیکس.

همین پراکندگی گل‌ها شاید مهم‌ترین تصویر تاکتیکی مسابقه باشد.

راموس قرار نیست رونالدو باشد؛ همین نقطه قوت اوست

اشتباه خواهد بود اگر نقش گونسالو راموس را فقط با این سؤال بسنجیم که «آیا می‌تواند جای رونالدو را پر کند؟»

وظیفه راموس متفاوت است.

او بیشتر حرکت می‌کند، از محوطه خارج می‌شود، مدافع میانی را دنبال خودش می‌کشد و در پرس اولیه انرژی بیشتری مصرف می‌کند.

این حرکات برای بازیکنان پشت سر او فضا ایجاد می‌کند.

وقتی مهاجم مرکزی دائماً منتظر ضربه آخر نباشد، برونو فرناندز می‌تواند وارد محوطه شود، ویتینیا می‌تواند از خط دوم اضافه شود و وینگرها نیز راحت‌تر به مرکز بزنند.

گل خود راموس هم پاداش همین حضور فعال در ساختار هجومی بود.

ژسوس در واقع یک شماره ۹ صرفاً تمام‌کننده نداشت؛ مهاجمی داشت که بخشی از سیستم بود.

برونو فرناندز آزادتر شد

یکی از مهم‌ترین برندگان این شکل بازی برونو فرناندز بود.

او مجبور نبود دائماً برای پیدا کردن یک مهاجم مشخص پاس نهایی را جست‌وجو کند.

گاهی پشت راموس قرار می‌گرفت، گاهی به سمت راست می‌رفت و در برخی حملات حتی فضای خالی‌شده توسط وینگرها را اشغال می‌کرد.

این آزادی باعث شد مرکز حمله پرتغال قابل پیش‌بینی نباشد.

اگر حریف روی راموس تمرکز می‌کرد، برونو یا ویتینیا وارد فضای پشت او می‌شدند. اگر مرکز بسته می‌شد، لیائو و نتو زمین را باز می‌کردند و کانسلو و نونو مندس هم امکان اضافه شدن داشتند.

این همان چیزی است که پرتغال در بعضی بازی‌های قبلی کم داشت: تعدد مقصد حمله.

چرا کانسلو گل زد؟ چون پرتغال از کناره فقط سانتر نمی‌کرد

حضور ژوائو کانسلو یکی دیگر از نکات مهم بازی بود.

پرتغال از عرض استفاده کرد، اما عرض برایش فقط ابزاری برای ارسال توپ به داخل محوطه نبود.

مدافعان کناری اجازه داشتند جلو بیایند و در ترکیب‌های کوتاه شرکت کنند. وقتی وینگر به داخل حرکت می‌کرد، مسیر برای نفوذ مدافع کناری باز می‌شد.

کانسلو فقط یک پشتیبان حمله نبود؛ خودش تبدیل به بخشی از خط حمله می‌شد.

گل او تصادفی نبود. پرتغال تلاش می‌کرد تعداد بازیکنان حاضر در فاز نهایی حمله را افزایش دهد.

وقتی یک مدافع کناری گل می‌زند، مهاجم مرکزی گل می‌زند، هافبک مرکزی گل می‌زند و بازیکن تعویضی هم گل چهارم را می‌زند، یعنی تولید موقعیت بین چند خط تقسیم شده است.

ویتینیا؛ مغز آرام تیم ژسوس

شاید پرسر و صداترین نام‌های پرتغال لیائو، برونو یا مهاجمان باشند، اما کنترل این تیم تا حد زیادی به ویتینیا وابسته است.

او مسابقه را از میانه زمین مدیریت می‌کرد، ریتم پاس‌ها را تغییر می‌داد و زمان مناسب برای جلو رفتن را تشخیص می‌داد.

گل سوم پرتغال هم ارزش تاکتیکی زیادی داشت.

دانمارک دو بار نتیجه را مساوی کرده بود و بازی می‌توانست کاملاً تغییر کند. در چنین لحظه‌ای، گلزنی یک هافبک از خط دوم نشان داد پرتغال برای شکستن حریف فقط به مهاجمش وابسته نیست.

ویتینیا همان بازیکنی است که اجازه می‌دهد تیم از مالکیت آرام به حمله سریع تغییر وضعیت بدهد.

چهار گل، اما یک هشدار بزرگ

اگر فقط نتیجه را ببینیم، پرتغال شب تقریباً بی‌نقصی داشت.

اما تیم ژرژ ژسوس دو بار جلو افتاد و دو بار اجازه داد دانمارک برگردد.

ابتدا کانسلو گل زد و دامسگارد مساوی کرد. بعد راموس پرتغال را دوباره جلو انداخت و راسموس هویلوند پاسخ داد.

این بخش از مسابقه مهم‌تر از چیزی است که نتیجه ۴ بر ۲ نشان می‌دهد.

پرتغال هنگام حمله تعداد زیادی بازیکن را جلو می‌فرستاد. اگر توپ از دست می‌رفت، پشت سر وینگرها و مدافعان کناری فضا ایجاد می‌شد.

دانمارک توانست از همین لحظات استفاده کند.

پس همان چیزی که پرتغال را در حمله خطرناک‌تر می‌کند، در صورت مدیریت نشدن می‌تواند تبدیل به نقطه ضعف دفاعی شود.

ژسوس اگر می‌خواهد این مدل را ادامه دهد، باید فاصله بین خط میانی و دفاع را کمتر کند.

لیائو با شماره ۷؛ یک نماد بیشتر از یک شماره

یک جزئیات کوچک اما معنادار هم وجود داشت.

پس از ترک اردوی پرتغال توسط رونالدو، شماره ۷ به رافائل لیائو رسید.

قرار نیست از یک شماره پیراهن داستان تاکتیکی بسازیم، اما تصویرش قابل توجه بود.

تیم برای اولین بار وارد مسابقه‌ای شد که رونالدو نه روی زمین بود، نه روی نیمکت، و نه حتی در اردو.

در چنین فضایی، پرتغال می‌توانست از نظر ذهنی گرفتار ماجرا شود.

اما داخل زمین واکنش متفاوتی داشت.

بازیکنان مسئولیت بیشتری گرفتند و حمله میان چند نفر تقسیم شد.

این شاید مهم‌تر از چهار گل باشد.

آیا پرتغال واقعاً بدون رونالدو بهتر است؟

این سؤال را فعلاً نباید با یک «بله» یا «نه» جواب داد.

رونالدو حتی در ۴۱ سالگی ویژگی‌هایی دارد که راموس ندارد؛ تجربه، ضربه آخر، بازی هوایی و توانایی تمام کردن مسابقه در یک لحظه.

اما حضور او ساختار حمله را تغییر می‌دهد.

با رونالدو، طبیعی است که بخش بیشتری از حمله به رساندن توپ به شماره ۹ ختم شود.

بدون او، بازیکنان بیشتری اجازه دارند پایان‌دهنده حمله باشند.

کپنهاگ اولین شاهد جدی این تفاوت بود.

چهار گل؛ چهار گلزن.

این شاید اتفاقی باشد، اما از نظر تاکتیکی کاملاً با شکل بازی پرتغال هماهنگ بود.

ژرژ ژسوس دارد پرتغال خودش را می‌سازد

سه بازی، سه برد و ۹ امتیاز.

اما چیزی که برای ژسوس اهمیت بیشتری دارد، کم‌کم مشخص شدن هویت تیم است.

پرتغال دیگر فقط مجموعه‌ای از نام‌های بزرگ نیست.

عرض با لیائو و نتو، تحرک راموس، آزادی برونو، کنترل ویتینیا و اضافه شدن مدافعان کناری، نشانه‌های یک مدل مشخص هستند.

هنوز مشکلاتی وجود دارد. دو گل خورده مقابل دانمارک را نمی‌توان زیر چهار گل زده پنهان کرد.

اما جهت حرکت روشن‌تر شده است.

تحلیل صبح فوتبالی؛ مهم‌ترین اتفاق کپنهاگ چهار گل نبود

داستان ساده این مسابقه این است که پرتغال بدون کریستیانو رونالدو چهار گل زد.

اما داستان مهم‌تر جای دیگری است.

پرتغال بدون یک مرکز ثقل ثابت در حمله، بازیکنان بیشتری را وارد بازی کرد.

راموس برای دیگران فضا ساخت. برونو آزادتر شد. ویتینیا از خط دوم رسید. کانسلو جلو آمد و ژوائو فلیکس از روی نیمکت گل زد.

این تیم کمتر به یک نفر نگاه می‌کرد تا مسئله را حل کند.

و شاید همین مهم‌ترین چالش آینده رونالدو با تیم ملی باشد.

بحث دیگر فقط این نیست که او هنوز می‌تواند گل بزند یا نه.

سؤال بزرگ‌تر این است:

آیا پرتغالِ جدید ژرژ ژسوس حاضر است دوباره ساختار حمله‌اش را حول یک بازیکن تنظیم کند؟

بازی با دانمارک هنوز پاسخ نهایی نیست؛ اما اولین نشانه جدی را داد.

پرتغال بدون رونالدو نه ضعیف‌تر شد و نه سردرگم؛ برای یک شب، حتی آزادتر به نظر رسید.

نویسنده : امید آهنگر
  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

جدول آنلاین لیگ ملت‌های اروپا

D1

آخرین اخبار

نیازمندیها