کد خبر:۲۴۹۵۳ | تاریخ انتشار: ۱۱:۳۶ - ۰۷ مهر ۱۴۰۵

۱۳ سال بدون قهرمانی لیگ؛ قلعه‌نویی هنوز با اعتبار گذشته روی نیمکت تیم ملی است؟

انتقاد از امیر قلعه‌نویی این روزها زیاد شده، اما برای قضاوت درباره او نیازی به شعار و دعوای هواداری نیست؛ کافی است کارنامه ۱۳ سال اخیرش را ورق بزنیم. واقعیت روشن است: آخرین قهرمانی قلعه‌نویی در لیگ برتر به فصل ۹۲-۱۳۹۱ برمی‌گردد و از آن زمان، با وجود حضور روی نیمکت استقلال، تراکتور، ذوب‌آهن، سپاهان، گل‌گهر و تیم ملی، تعداد ناکامی‌های بزرگ بسیار بیشتر از جام‌های مهم بوده است

امیرقلعه نویی

به گزارش صبح فوتبالی :

امیر قلعه‌نویی بدون تردید یکی از پرافتخارترین مربیان تاریخ لیگ برتر ایران است. پنج قهرمانی لیگ در کارنامه او چیزی نیست که بتوان حذفش کرد یا نادیده گرفت.

اما مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ بخش عمده این افتخارات به سال‌های دور برمی‌گردد.

وقتی عملکرد قلعه‌نویی را از آخرین قهرمانی لیگش در استقلال تا امروز بررسی کنیم، تصویری کاملاً متفاوت دیده می‌شود؛ مربی‌ای که همچنان با اعتبار دوران طلایی گذشته سنجیده می‌شود، در حالی که ۱۳ سال است دیگر لیگ برتر را فتح نکرده است.

استقلال؛ از قهرمانی تا سقوط به میانه جدول

قلعه‌نویی فصل ۹۲-۱۳۹۱ استقلال را قهرمان لیگ کرد؛ آخرین قهرمانی لیگ برتری او تا امروز.

اما فصل بعد، استقلال در لیگ پنجم شد، در نیمه‌نهایی جام حذفی کنار رفت و در لیگ قهرمانان آسیا نیز از مرحله گروهی صعود نکرد.

فصل بعد شرایط حتی بدتر شد. استقلال لیگ ۹۴-۱۳۹۳ را برخلاف برخی آمارهای منتشرشده نه چهارم، بلکه ششم تمام کرد.

یعنی مربی‌ای که با استقلال قهرمان شده بود، طی دو فصل از رتبه اول به پنجم و سپس ششم رسید و بدون جام جدا شد.

تراکتور؛ نزدیک شد، اما جام نگرفت

قلعه‌نویی در میانه فصل ۹۵-۱۳۹۴ دوباره به تراکتور برگشت.

تراکتور آن فصل چهارم لیگ شد و در آسیا تا مرحله یک‌هشتم نهایی پیش رفت؛ اتفاقی قابل احترام، اما باز هم بدون جام.

فصل بعد تراکتور با قلعه‌نویی سوم لیگ شد و تا فینال جام حذفی پیش رفت، اما آنجا هم جام را از دست داد.

این یکی از الگوهای تکرارشونده کارنامه اخیر قلعه‌نویی است: تیم‌های رقابتی، حضور در بالای جدول، رسیدن تا نزدیکی جام؛ اما نه خود جام.

ذوب‌آهن؛ بهترین فصل باشگاهی سال‌های اخیر، باز هم بدون قهرمانی

قلعه‌نویی با ذوب‌آهن در فصل ۹۷-۱۳۹۶ عملکرد خوبی داشت و تیمش نایب‌قهرمان لیگ برتر شد.

در آسیا نیز تا یک‌هشتم نهایی پیش رفت.

این فصل از نظر نتیجه یکی از بهترین مقاطع قلعه‌نویی در ۱۳ سال اخیر بود، اما باز هم پایان داستان یکسان بود: نایب‌قهرمانی، نه قهرمانی.

سپاهان؛ تیم پرستاره، جام صفر

بازگشت قلعه‌نویی به سپاهان نیز با توقع قهرمانی همراه بود.

در فصل ۹۸-۱۳۹۷ سپاهان تا هفته‌های آخر مدعی بود، اما در نهایت نایب‌قهرمان لیگ شد و در جام حذفی نیز در نیمه‌نهایی کنار رفت.

یک سال بعد، سپاهان فصل را در رتبه پنجم تمام کرد و در جام حذفی نیز به استقلال باخت.

یعنی در دو فصل حضور روی نیمکت یکی از ثروتمندترین و پرامکانات‌ترین باشگاه‌های ایران، جام مهمی به دست نیامد.

گل‌گهر؛ پروژه پرهزینه بدون جام

قلعه‌نویی بعد از سپاهان راهی گل‌گهر شد؛ باشگاهی که امکانات، بودجه و ثبات مدیریتی مناسبی در اختیارش گذاشت.

گل‌گهر در فصل ۱۴۰۰-۱۳۹۹ پنجم لیگ شد و تا نیمه‌نهایی جام حذفی پیش رفت، اما باز هم دستش به جام نرسید.

فصل بعد گل‌گهر چهارم شد و در جام حذفی در مرحله یک‌هشتم نهایی مقابل نساجی حذف شد.

در فصل ۰۲-۱۴۰۱ نیز قلعه‌نویی پیش از پایان فصل برای حضور در تیم ملی از گل‌گهر جدا شد و این تیم نهایتاً لیگ را در رتبه ششم تمام کرد.

نتیجه پروژه چندساله گل‌گهر برای قلعه‌نویی هم مشخص بود: صفر جام.

پس آن مربی جام‌جمع‌کن چه شد؟

اینجا همان سؤال اصلی شکل می‌گیرد.

قلعه‌نویی روزگاری مربی‌ای بود که اگر تیم مدعی در اختیارش قرار می‌گرفت، احتمال زیادی داشت فصل را با جام تمام کند.

اما از قهرمانی استقلال در فصل ۹۲-۱۳۹۱ تا امروز، روی نیمکت چند تیم پرهزینه و مدعی نشسته و حتی یک قهرمانی دیگر در لیگ برتر به دست نیاورده است.

استقلال، تراکتور، ذوب‌آهن، سپاهان و گل‌گهر؛ پنج پروژه متفاوت، اما خروجی نهایی تقریباً یکسان: مدعی بودن بدون قهرمانی.

تیم ملی؛ جام کافا تنها جام این سال‌ها

کارنامه قلعه‌نویی در دوره دوم حضورش در تیم ملی کاملاً سیاه نیست.

ایران در سال ۲۰۲۳ قهرمان نخستین دوره جام ملت‌های کافا شد و در جام ملت‌های آسیا نیز ژاپن را در یک بازی مهم و باارزش ۲ بر یک شکست داد و به نیمه‌نهایی رسید.

این‌ها نکات مثبت کارنامه او هستند و حذف‌شان منصفانه نیست.

اما تیمی که با هدف قهرمانی آسیا وارد قطر شده بود، در نیمه‌نهایی مقابل قطر ۳ بر ۲ شکست خورد و باز هم جام اصلی به ایران نرسید.

دو سال بعد نیز ایران در فینال کافا ۲۰۲۵ مقابل ازبکستان یک بر صفر شکست خورد و قهرمانی دوره قبل را از دست داد. The AFC

جام جهانی؛ صعود آسان، پایان دوباره در گروه

ایران با قلعه‌نویی به جام جهانی ۲۰۲۶ صعود کرد و مرحله انتخابی را هم با نتایج خوبی پشت سر گذاشت؛ این بخش از کارنامه او قابل دفاع است. FIFA

اما در خود جام جهانی، همان حسرت تاریخی باقی ماند.

ایران سه بازی مرحله گروهی را مساوی کرد و بدون شکست حذف شد؛ یعنی حتی با فرمت گسترده‌تر جام جهانی نیز نتوانست برای نخستین بار از گروه عبور کند. Reuters

بدون شکست بودن قابل ذکر است، اما در تورنمنتی که هدف عبور از گروه بود، سه مساوی و حذف شدن همچنان حذف شدن است.

۳-۱ مقابل ازبکستان؛ زنگ خطری که دیگر نمی‌شود نشنید

حالا به روزهای اخیر برسیم.

ایران مقابل ازبکستان با نتیجه ۳ بر یک شکست خورد؛ مسابقه‌ای که تیم قلعه‌نویی با وجود مالکیت بیشتر، تنها یک شوت در چارچوب داشت. 365Scores

تیم ملی ایران فعلاً در رتبه ۲۲ رنکینگ فیفا قرار دارد، اما بحث اصلی دیگر رتبه ۲۰ یا ۲۲ نیست. سؤال این است که تیم ملی با این میزان تجربه، امکانات و بازیکن لژیونر، در زمین مسابقه چه پیشرفتی نشان می‌دهد؟ FotMob

۱۳ سال گذشته را نمی‌شود با خاطرات قهرمانی جواب داد

مشکل اصلی دفاع از قلعه‌نویی این است که معمولاً خیلی سریع به افتخارات قدیمی او ارجاع داده می‌شود.

بله؛ قلعه‌نویی پنج بار قهرمان لیگ شده و این افتخار از تاریخ فوتبال ایران پاک نمی‌شود.

اما وقتی صحبت از قلعه‌نویی امروز است، قهرمانی‌های دهه ۸۰ و ابتدای دهه ۹۰ نمی‌توانند پاسخ همه سؤال‌ها باشند.

از آخرین قهرمانی لیگ او بیش از یک دهه گذشته است. در این فاصله بارها تیم مدعی، بازیکنان باکیفیت و فرصت کافی در اختیار داشته، اما خروجی در اغلب مواقع نایب‌قهرمانی، رتبه‌های چهارم و پنجم، حذف جام حذفی یا ناکامی در تورنمنت اصلی بوده است.

قلعه‌نویی موفق بوده یا نه؟

اگر کل دوران مربیگری او را بررسی کنیم، نمی‌توان گفت مربی ناموفقی بوده؛ پنج قهرمانی لیگ خودش پاسخ این ادعاست.

اما اگر سؤال درباره ۱۳ سال اخیر باشد، پاسخ بسیار سخت‌تر می‌شود.

در سطح باشگاهی، قلعه‌نویی از فصل ۹۲-۱۳۹۱ به بعد قهرمان لیگ نشده است. با تیم ملی نیز یک جام منطقه‌ای گرفته، اما جام ملت‌های آسیا، کافای ۲۰۲۵ و هدف تاریخی صعود از مرحله گروهی جام جهانی را از دست داده است.

پس نقد امروز قلعه‌نویی از هوا نیامده است.

مسئله این نیست که امیر قلعه‌نویی زمانی مربی بزرگی بوده یا نه؛ مسئله این است که فوتبال را با جام‌های ۱۳ سال پیش نمی‌شود اداره کرد. تیم ملی امروز به نتیجه، تحول و پیشرفت امروز نیاز دارد. اعتبار گذشته محترم است، اما نیمکت تیم ملی جای زندگی کردن با خاطرات گذشته نیست.

  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

آخرین اخبار

نیازمندیها