زلزله در فوتبال انگلیس؛ منچسترسیتی در ۱۱۴ اتهام محکوم شد، حالا نوبت مجازات است
زلزله در فوتبال انگلیس؛ منچسترسیتی در ۱۱۴ اتهام محکوم شد، حالا نوبت مجازات است
خلاصه بازی نروژ - پرتغال | لیگ ملتهای اروپا هفته ۲
آمار باورنکردنی ارلینگ هالند؛ به تنهایی بیشتر از کل همتیمیهایش برای نروژ گل زده!
فیگور انفرادی بهروز تابانی در مسترالمپیا ۲۰۲۶ +فیلم شکست سنگین تیم امید برابر کره شمالی و باخت سهگله تیم ملی مقابل ازبکستان، فقط دو نتیجه بد در چند روز نبود؛ این دو شکست تصویری روشن از فاصلهای هستند که فوتبال ایران با رقبای آسیایی پیدا کرده است. سالها قبل برانکو ایوانکوویچ هشدار داده بود اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کند، فوتبال ایران به سمت آماتور شدن میرود؛ حالا آن جمله بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر میرسد
به گزارش صبح فوتبالی :
تیتر:
برانکو ۷ سال پیش هشدار داد؛ فوتبال ایران دارد آماتور میشود!
لید:
شکست سنگین تیم امید برابر کره شمالی و باخت سهگله تیم ملی مقابل ازبکستان، فقط دو نتیجه بد در چند روز نبود؛ این دو شکست تصویری روشن از فاصلهای هستند که فوتبال ایران با رقبای آسیایی پیدا کرده است. سالها قبل برانکو ایوانکوویچ هشدار داده بود اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کند، فوتبال ایران به سمت آماتور شدن میرود؛ حالا آن جمله بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر میرسد.
تیم امید ایران با آرزوی پایان دادن به سالها ناکامی راهی بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ شد.
نسلی از بازیکنان مطرح لیگ برتر کنار هم قرار گرفته بودند و انتظار میرفت ایران حداقل تا مراحل پایانی پیش برود. برد قاطع مقابل امارات و تساوی حسابشده برابر چین هم امیدها را بیشتر کرد.
اما همه چیز با شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی فرو ریخت.
نتیجهای که فقط حذف ایران نبود؛ بلکه بار دیگر نشان داد فاصله فوتبال پایه ایران با بعضی از رقبای آسیایی بیشتر از چیزی شده که با چند اردوی کوتاهمدت یا چند مسابقه تدارکاتی جبران شود.
هنوز شوک حذف تیم امید فروکش نکرده بود که تیم ملی بزرگسالان نیز مقابل ازبکستان شکست خورد.
ایران با مجموعهای از باتجربهترین و شناختهشدهترین بازیکنان خود وارد مسابقه شد، اما در سوی مقابل ازبکستان تصمیم گرفته بود به نسل تازهاش میدان بدهد.
فابیو کاناوارو تعداد زیادی بازیکن جدید با میانگین سنی پایینتر را وارد تیم کرده بود و بدون پنهان شدن پشت نامهای قدیمی، مسیر جوانسازی را ادامه داد.
نتیجه، شکست ۳ بر صفر ایران بود؛ نتیجهای که دوباره این سؤال را مطرح کرد: فوتبال ایران دقیقاً برای آینده چه چیزی ساخته است؟
ممکن است شکست تیم امید را به تصمیمهای کادر فنی نسبت بدهیم و باخت تیم ملی را هم به اشتباهات امیر قلعهنویی ارتباط دهیم، اما مسئله بزرگتر از یک یا دو مربی است.
وقتی دو تیم در دو سطح مختلف و در فاصلهای کوتاه با چنین مشکلاتی مواجه میشوند، دیگر نمیتوان همه چیز را صرفاً به اتفاقات داخل یک مسابقه تقلیل داد.
مشکل به ساختار برمیگردد؛ به آموزش، برنامهریزی، فوتبال پایه، کیفیت مربیسازی و نبود یک مسیر مشخص برای توسعه بازیکنان.
حدود هفت سال قبل، برانکو ایوانکوویچ درباره آینده فوتبال ایران هشداری جدی داده بود؛ اینکه اگر مسیر موجود ادامه پیدا کند، فوتبال ایران به سمت آماتور شدن خواهد رفت.
شاید آن جمله در آن زمان برای بعضیها اغراقآمیز به نظر میرسید، اما امروز شرایط متفاوت است.
رقبای سنتی ایران در آسیا در حال سرمایهگذاری روی نسل جدید، آموزش مربیان، ساخت آکادمی و استفاده از دانش روز فوتبال هستند و ایران همچنان بخش زیادی از انرژی خود را صرف حل مشکلات تکراری میکند.
اگر این روند ادامه داشته باشد، هشدار برانکو دیگر یک پیشبینی دور از ذهن نخواهد بود.
امیر قلعهنویی بدون تردید مسئول تصمیمات فنی تیم ملی است و اشتباهات کادر فنی باید مورد نقد قرار بگیرد، اما تصور اینکه با تغییر یک سرمربی تمام مشکلات برطرف میشود، ساده کردن مسئله است.
فوتبال ایران پیش از قلعهنویی هم با مشکلات مشابهی مواجه بوده و بعد از او نیز اگر ساختار تغییر نکند، همان مشکلات باقی خواهند ماند.
حتی آوردن یک سرمربی خارجی بزرگ هم بدون اصلاح بستر فوتبال، تضمینی برای تغییر بلندمدت نیست.
سرمربی میتواند یک تیم را تغییر دهد؛ اما ساختن فوتبال یک کشور به چیزی بسیار فراتر از نیمکت تیم ملی نیاز دارد.
قصه تیم امید تقریباً در هر دوره تکرار میشود:
باشگاهها بازیکن نمیدهند.
اردوی تیم امید با لیگ تداخل دارد.
برنامه مسابقات فشرده است.
زمان کافی برای تمرین وجود ندارد.
هر نسل با همین مشکلات وارد مسابقات میشود، نتیجه نمیگیرد و چند ماه بعد همه چیز فراموش میشود تا نسل بعدی دوباره همان مسیر را طی کند.
حسین عبدی نیز تلاش کرد تیم امید را از این چرخه خارج کند، اما در نهایت پس از حذف ناگویا استعفا داد و یک بار دیگر مربی تغییر کرد، بدون آنکه مشخص باشد ساختار چه تغییری خواهد کرد.
یکی از مهمترین مشکلات فوتبال ایران، کیفیت آموزش مربیان است.
مدرک مربیگری به خودی خود مربی نمیسازد. چند جلسه کلاس و دریافت یک مدرک نمیتواند جای تجربه، مطالعه و حضور در محیط حرفهای فوتبال را بگیرد.
سالها قبل امیر قلعهنویی در ابتدای مسیر مربیگری مدتی در بایرلورکوزن حضور داشت و تمرینات تیم کریستوف دام را از نزدیک دید. خود او بعدها بارها از آن تجربه بهعنوان یکی از دورههای مهم دوران مربیگریاش یاد کرد.
چرا چنین مسیری برای مربیان جوان امروز وجود ندارد؟
باشگاهی که برای خرید یک بازیکن میلیاردها تومان هزینه میکند، چرا بخشی از این پول را برای اعزام مربیان جوان و مستعد به باشگاههای معتبر خارجی اختصاص نمیدهد؟
اگر بهترین مدرسان دنیا به ایران نمیآیند، راه دیگری هم وجود دارد: باید رفت، دید، یاد گرفت و برگشت.
فوتبال ایران همچنان بازیکن مستعد دارد.
در شهرهای مختلف کشور هزاران نوجوان فوتبال بازی میکنند، مربیان جوان زیادی علاقهمند به پیشرفت هستند و حتی در خارج از ایران نیز متخصصان ایرانی متعددی فعالیت میکنند.
مشکل اصلی این است که استعدادها در یک سیستم مشخص رشد نمیکنند.
فوتبال حرفهای با استعداد خام ساخته نمیشود؛ باید بازیکن را آموزش داد، مربی را پرورش داد و برای هر رده سنی یک مسیر مشخص تعریف کرد.
دو شکست در چند روز قرار نیست پایان فوتبال ایران باشد، اما میتواند آخرین هشدار پیش از عمیقتر شدن بحران باشد.
فاصله با رقبای آسیایی دیگر فقط در امکانات یا پول نیست؛ بخش مهمی از این فاصله در آموزش، ساختار و برنامهریزی بلندمدت شکل گرفته است.
سالهاست هر شکست را با تغییر مربی، بیانیه و چند وعده پشت سر میگذاریم، اما مسئله همچنان باقی است.
برانکو سالها قبل هشدار داده بود فوتبال ایران ممکن است به سمت آماتور شدن برود؛ اگر قرار باشد باز هم همان مسیر قدیمی را ادامه دهیم، شاید دیگر نتوانیم آن جمله را فقط یک هشدار بدانیم.