عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
عذرخواهی خداداد عزیزی یا فرار از اصل ماجرا؟ هنوز بابت حرفهای خودش عذر نخواسته
11 سال پیش در چنین روزی روبرت لواندوفسکی به طور تعویضی وارد زمین شد و 5 گل تو 9 دقیقه رو ثبت کرد!
حاشیه عجیب در پخش بازی ایران؛ قطع تلویزیونی همزمان با حضور داور زن
نوستالژی | 12 سال قبل، یکی از دیوانهوارترین بازیهای تاریخ لیگ برتر برگزار شد! امیر قلعهنویی در آستانه دیدار با ازبکستان جملهای گفت که شاید بتوان آن را خلاصه نگاه کادر فنی فعلی تیم ملی دانست: «تیم ملی جای جوانگرایی نیست.» جملهای عجیب از سرمربیای که تیمش در جام جهانی ۴۸ تیمی از مرحله گروهی عبور نکرد، حالا همچنان روی نیمکت مانده و به جای پاسخ روشن درباره مسیر آینده، از «تغییر نسل» حرف میزند؛ تغییری که هنوز نشانههای پررنگش در فهرست تیم ملی دیده نمیشود.
به گزارش صبح فوتبالی :
امیر قلعهنویی دوباره صحبت کرد و دوباره بخش قابل توجهی از حرفهایش به توضیح دادن، توجیه کردن و ساختن چارچوبی برای تصمیمات کادر فنی گذشت.
این بار جمله کلیدی این بود: «تیم ملی جای جوانگرایی نیست، جای تغییر نسل است.»
از نظر واژگانی شاید تفاوت جذابی باشد، اما سؤال سادهتر از این حرفهاست؛ اگر تیم ملی جای جوانگرایی نیست، این «تغییر نسل» دقیقاً قرار است چگونه و چه زمانی اتفاق بیفتد؟
قلعهنویی میگوید جوانگرایی باید در باشگاهها و تیمهای پایه اتفاق بیفتد و تیم ملی «مصرفکننده» باشد.
اصل این حرف در فوتبال حرفهای قابل بحث است؛ طبیعتاً تیم ملی آکادمی نیست. اما وقتی صحبت از تیمی میشود که باید برای جام ملتهای بعدی آماده شود، سرمربی نمیتواند مسئله سن و انتقال نسل را فقط به گردن باشگاهها بیندازد.
بازیکن جوان قرار نیست با پست پیشتاز وارد ترکیب تیم ملی شود. این کادر ملی است که باید بازیکن آماده را شناسایی کند، به او فرصت بدهد، اشتباهات اولیهاش را تحمل کند و به مرور جایگاهش را تثبیت کند.
اگر قرار باشد بازیکن جوان ابتدا آنقدر در باشگاه بدرخشد که دیگر دعوت نکردنش غیرممکن شود، نقش «کشف» و «ساختن» کادر تیم ملی دقیقاً چیست؟
قلعهنویی برای دفاع از استفاده از بازیکنان باتجربه، به لیونل مسی و کریستیانو رونالدو اشاره کرده و گفته در فوتبال امروز «سن یک عدد است».
درست؛ سن واقعاً به تنهایی معیار نیست.
اما مسی و رونالدو هم نمونههای عادی فوتبال نیستند که هر بار بحث میانگین سنی تیم ملی مطرح شد بتوان آنها را از جیب بیرون آورد و پرونده را بست.
سؤال درباره تیم ملی ایران این نیست که آیا بازیکن ۳۴ یا ۳۵ ساله میتواند خوب فوتبال بازی کند یا نه. سؤال این است که چند بازیکن باتجربه هنوز بهترین گزینه موجود در پست خود هستند و چند نفر صرفاً به دلیل سابقه، جایگاه و اعتماد قدیمی کادر فنی همچنان در حلقه اصلی باقی ماندهاند؟
برای پاسخ به این سؤال، آوردن نام مسی و رونالدو کمکی نمیکند.
همزمان با صحبتهای قلعهنویی درباره تغییر نسل، بازیکنی مثل اللهیار صیادمنش با وجود شروع خوب فصل در فوتبال اروپا در فهرست تیم ملی حضور ندارد.
مهدی قایدی هم بیرون مانده و درباره غیبت محمدحسین کنعانیزادگان نیز توضیح شفافی ارائه نشده است.
از سوی دیگر بازیکنان جوانتری دعوت شدهاند که برخی از آنها هنوز در تیم باشگاهی خود جایگاه کاملاً تثبیتشدهای ندارند.
پس دوباره به همان سؤال میرسیم: معیار چیست؟
اگر معیار فرم روز است، چرا بعضی بازیکنان آماده بیرون هستند؟ اگر معیار پروژه تغییر نسل است، چرا این پروژه اینقدر نامنظم و سلیقهای به نظر میرسد؟
بخش دیگری از صحبتهای قلعهنویی دوباره به مشکلات جام جهانی اختصاص داشت.
سفر طولانی، تغییر برنامه پرواز، آماده نبودن شرایط و دیر رسیدن به محل مسابقات؛ همه این موارد میتوانند واقعاً روی عملکرد یک تیم اثر بگذارند و نباید نادیده گرفته شوند.
اما فوتبال یک مشکل ساده دارد: در نهایت جدول نتیجه را ثبت میکند، نه توضیحات بعد از مسابقه را.
ایران از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ صعود نکرد. در جام جهانیای که تعداد تیمها به ۴۸ افزایش یافته بود و مسیر صعود نسبت به دورههای قبل گستردهتر شده بود.
میتوان درباره شرایط سفر توضیح داد، میتوان از بازی خوب مقابل مصر گفت، میتوان از مشکلات تدارکاتی گلایه کرد؛ اما هیچکدام نتیجه نهایی را تغییر نمیدهد.
شاید عجیبترین بخش نشست جایی بود که قلعهنویی پس از توضیح مشکلات تیم ملی، از خبرنگار ازبکستانی پرسید نظرش درباره عملکرد ایران در جام جهانی چیست.
خبرنگار هم طبیعتاً از او تمجید کرد.
اما ارزیابی عملکرد تیم ملی ایران را نه تعارف یک خبرنگار خارجی تعیین میکند و نه تعریف و تمجید در سالن نشست خبری.
معیار بسیار روشن است: هدف چه بود، نتیجه چه شد؟
وقتی تیمی با هدف صعود راهی جام جهانی میشود و در مرحله گروهی حذف میشود، میتوان درباره دلایل شکست بحث کرد، اما تبدیل شکست به «عملکرد قابل قبول» نیازمند استدلال بسیار قویتری از یک تعریف محترمانه در نشست خبری است.
قلعهنویی میگوید بازی با ازبکستان آغاز مسیر تیم ملی برای جام ملتهای آسیاست.
اتفاقاً همین جمله باید جدی گرفته شود.
اگر واقعاً مسیر جام ملتها از همین حالا شروع شده، دیگر نمیتوان چند ماه بعد درباره کمبود زمان، آماده نبودن بازیکنان یا دیر شروع شدن پروژه تغییر نسل صحبت کرد.
کادر فنی همین حالا فرصت دارد ترکیب آیندهاش را بسازد، بازیکنان جدید را محک بزند، جایگاه نفرات قدیمی را دوباره ارزیابی کند و یک تیم تازه شکل دهد.
اما این کار با تغییر اسم «جوانگرایی» به «تغییر نسل» اتفاق نمیافتد.
نسل با جمله عوض نمیشود؛ با تصمیم عوض میشود.
و تیم ملی ایران بعد از جام جهانی بیش از هر چیز به تصمیمهای تازه نیاز دارد، نه واژههای تازه برای توضیح همان انتخابهای قدیمی.