صبحانه فوتبالی ۲۱ شهریور؛ لیگ ایران نیمهتعطیل شد، آرسنال چهار از چهار میخواهد و امباپه به رایو چشم دوخته
صبحانه فوتبالی ۲۱ شهریور؛ لیگ ایران نیمهتعطیل شد، آرسنال چهار از چهار میخواهد و امباپه به رایو چشم دوخته
واکنش تند امباپه به لقب «دیکتاتور»؛ این شوخی همیشه خندهدار نیست
بعد از پایتخت ۷ چه سریالی پخش میشود؟ «در حاشیه» جایگزین پایتخت ۷ در آیفیلم + ساعت پخش مایکل کریک برای دربی منچستر یک انتخاب تاکتیکی مهم پیش رو دارد؛ استفاده از ماتئوس کنیا بهعنوان مهاجمی شناور یا قرار دادن بنجامین ششکو در نوک خط حمله. دو مهاجم با ویژگیهایی کاملاً متفاوت که میتوانند مدافعان منچسترسیتی را با دو نوع تهدید متفاوت روبهرو کنند
به گزارش صبح فوتبالی :
منچسترسیتی برای مهار خط حمله یونایتد با معمایی روبهرو است که شاید مهمترین برگ برنده مایکل کریک در دربی باشد.
در یک سمت، بنجامین ششکو قرار دارد؛ مهاجمی بلندقد، فیزیکی و مستقیم که به دنبال فرار پشت خط دفاع، نبرد هوایی و حضور در محوطه جریمه است. در سمت دیگر ماتئوس کنیا قرار گرفته؛ مهاجمی که دائماً از نوک حمله فاصله میگیرد، میان خطوط حرکت میکند و تلاش دارد ساختار دفاعی حریف را از شکل طبیعی خود خارج کند.
این تفاوت میتواند تصمیم کریک برای ترکیب اصلی دربی را به یکی از جذابترین بخشهای مسابقه تبدیل کند.
کنیا مهاجم شماره ۹ کلاسیک نیست. او هنگام بازی در مرکز خط حمله بارها عقب میآید و حتی در بخشهایی از مسابقه در مناطقی نزدیک به هافبکها دیده میشود.
هدف چنین حرکتی مشخص است؛ یکی از مدافعان مرکزی حریف را با خود بیرون بکشد و فضای پشت سر او را برای حرکت مارکوس رشفورد، برایان امبومو یا برونو فرناندز باز کند.
این سبک به کریک اجازه میدهد خط حملهای شناور بسازد که بازیکنانش دائماً جای خود را تغییر میدهند. برای خط دفاعی سیتی که معمولاً جلو بازی میکند، دنبال کردن چنین مهاجمی میتواند خطرناک باشد؛ زیرا خروج یک مدافع از خط، فضای بزرگی پشت سر او ایجاد میکند.
در نقطه مقابل، ششکو مأموریت بسیار متفاوتی دارد.
او بیشتر روی آخرین خط دفاع قرار میگیرد، منتظر ارسال یا پاس عمقی میماند و در نبرد با مدافعان مرکزی حضور فیزیکی بسیار بیشتری دارد.
در بازی مقابل اورتون نیز ورود ششکو شکل خط حمله یونایتد را تغییر داد. او با قرار گرفتن بین مدافعان، حضور در محوطه جریمه و استفاده از ارسالها، یک نقطه هدف مشخص در اختیار تیم قرار داد.
آمار آن مسابقه نیز تفاوت سبک دو مهاجم را نشان میداد. کنیا طی ۷۰ دقیقه ۴۲ لمس توپ و ۲۸ پاس داشت، در حالی که ششکو پس از ورود تنها هفت بار توپ را لمس کرد؛ با این وجود مستقیماً در موقعیت گل قرار گرفت و ضربه نهایی را زد.
به زبان ساده، کنیا برای مشارکت در ساخت حمله به توپ نیاز دارد؛ ششکو برای خطرناک شدن حتی ممکن است فقط چند لمس کافی داشته باشد.
انتخاب میان این دو احتمالاً به برنامه دفاعی انزو مارسکا بستگی دارد.
اگر سیتی خط دفاعش را بالا ببرد و فضای زیادی پشت مدافعان باقی بگذارد، سرعت و حرکت مستقیم ششکو میتواند خطر بزرگی باشد. مهاجم اسلوونیایی دقیقاً برای چنین فضاهایی ساخته شده است.
اما اگر مارسکا بخواهد مدافعان مرکزی را نزدیکتر به محوطه نگه دارد، حضور کنیا میتواند مشکل متفاوتی ایجاد کند؛ زیرا مهاجم برزیلی با عقب آمدن و دریافت توپ بین خطوط، مدافعان را مجبور به تصمیمگیری میکند: همراه او جلو بروند یا اجازه دهند آزادانه صاحب توپ شود.
هر دو انتخاب ریسک خود را دارد.
نکته مهم برای یونایتد این است که کریک مجبور نیست تا پایان مسابقه به یک مدل وفادار بماند.
ممکن است کنیا بازی را آغاز کند تا با حرکات شناور، خط دفاع سیتی را خسته و از ساختار خارج کند و سپس ششکو در نیمه دوم وارد شود؛ زمانی که فاصله خطوط بیشتر شده و مدافعان خستهتر هستند.
سناریوی عکس آن هم امکانپذیر است. ششکو میتواند از ابتدا درگیر نبرد فیزیکی شود و سپس کنیا مقابل خط دفاعی که دیگر انسجام اولیه را ندارد وارد زمین شود.
خود کریک نیز پیش از دربی تأکید کرده بازیکنان هجومی مختلف تیمش، تهدیدهای متفاوتی ایجاد میکنند و انتخاب نفرات به نوع بازی حریف و فضاهایی که یونایتد قصد دارد هدف بگیرد بستگی خواهد داشت.
سیتی در نوک حمله ارلینگ هالند را دارد؛ مهاجمی که مهار کردن او حتی با دانستن دقیق سبک بازیاش بسیار دشوار است.
اما یونایتد مزیت دیگری دارد: تغییر ماهیت خط حمله بدون نیاز به تغییر کامل سیستم.
کریک میتواند با کنیا یک مهاجم کاذب داشته باشد و چند دقیقه بعد با ورود ششکو به یک شماره ۹ کلاسیک و مستقیم برسد. همین تغییر میتواند مدافعان سیتی را مجبور کند در جریان مسابقه دائماً شیوه دفاع خود را عوض کنند.
در دربیای که جزئیات کوچک میتواند نتیجه را تعیین کند، همین تنوع شاید یکی از مهمترین سلاحهای منچستریونایتد باشد؛ کنیا برای بههمریختن ساختار دفاعی و ششکو برای زدن ضربه نهایی.