نوستالژی؛ خلاصه بازی الهلال۱(۲) - استقلال ۱(۳) | فینال جام باشگاههای آسیا ۱۹۹۱
نوستالژی؛ خلاصه بازی الهلال۱(۲) - استقلال ۱(۳) | فینال جام باشگاههای آسیا ۱۹۹۱
رنکینگ نهایی برترین کشتیگیران آزادکار جهان؛ رحمان عموزاد تنها ایرانی صدرنشین
مخالفت کریم باقری با درخواست مالی باشگاه پرسپولیس
نوستالژی؛ خلاصه بازی استقلال - جوبیلو ایواتا | فینال جام باشگاههای آسیا در سال ۱۳۷۸ در ورزشگاه آزادی عملکرد بازیکنان رئال مادرید در جام جهانی ۲۰۲۶، مشکلاتی را آشکار کرد که مدتهاست در سانتیاگو برنابئو دیده میشوند؛ فقدان یک بازیساز عمیق در خط میانی، افت ستارهها در مسابقات بزرگ و تردید درباره بخشی از خریدهای تابستانی. ژوزه مورینیو در آغاز دوره جدید خود، با تیمی پرستاره اما نامتوازن روبهرو شده است.
به گزارش صبح فوتبالی :
رئال مادرید در هفتههای گذشته مسابقهای برگزار نکرد، اما جام جهانی تصویر روشنی از وضعیت این تیم ارائه داد. نمایش بازیکنان مادریدی در ترکیب تیمهای ملی نشان داد مشکلات فصل گذشته فقط نتیجه تصمیمهای یک مربی یا چند مسابقه ضعیف نبوده و ریشههای عمیقتری در ساختار ترکیب دارد.
باشگاه مادریدی پیشفصل خود را با ژوزه مورینیو آغاز کرده است؛ سرمربی پرتغالی که با قراردادی سهساله به برنابئو بازگشته و مأموریت دارد رئال را دوباره به مسیر قهرمانی بازگرداند. نخستین تمرینات تیم نیز بدون بازیکنان حاضر در مراحل پایانی جام جهانی برگزار شده است.
بزرگترین مشکل رئال مادرید همچنان در مرکز زمین دیده میشود. جدایی تونی کروس و سپس لوکا مودریچ، تیم را از دو هافبکی محروم کرد که علاوه بر کنترل ریتم مسابقه، توانایی انتقال توپ از خط دفاع به حمله و شکستن خطوط فشرده حریف را داشتند.
اورلین شوامنی هافبکی قدرتمند در قطع حملات، پوشش فضای مقابل مدافعان و بازیهای فیزیکی است، اما نمیتوان از او انتظار داشت همان نقشی را ایفا کند که کروس برای سالها بر عهده داشت. سرعت تصمیمگیری، دامنه پاس و قدرت هدایت حمله، ویژگیهایی هستند که رئال هنوز در یک بازیکن واحد پیدا نکرده است.
این ضعف در دیدار فرانسه و اسپانیا نیز نمایان شد. خط میانی اسپانیا توانست جریان مسابقه را کنترل کند و فرانسه برای عبور دادن توپ از مناطق عقب زمین با مشکل مواجه شد. شوامنی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که یک بازیساز در کنار او مسئولیت طراحی حملات را بر عهده بگیرد، نه زمانی که هر دو وظیفه به او سپرده شود.
فقدان یک هافبک بازیساز، روی نقش دیگر بازیکنان نیز تأثیر گذاشته است. جود بلینگام بارها مجبور شده برای دریافت توپ به مناطق عقبتر برگردد؛ اتفاقی که او را از محوطه جریمه و موقعیتهایی دور میکند که بیشترین خطر را برای حریف دارد.
فدریکو والورده نیز نمیتواند همزمان پرس کند، مسیرهای دفاعی را پوشش دهد، توپ را جلو ببرد و مسئولیت بازیسازی را بر عهده بگیرد. انرژی و دوندگی هافبک اروگوئهای یک امتیاز بزرگ است، اما استفاده از او بهعنوان راهحل تمام مشکلات خط میانی، تعادل تیم را بر هم میزند.
دومین هشدار جام جهانی برای رئال مادرید، عملکرد بازیکنان کلیدی در مسابقات حساس بود. کیلیان امباپه با وجود گلهایی که در طول تورنمنت به ثمر رساند، در نیمهنهایی برابر اسپانیا نتوانست تأثیر مورد انتظار را داشته باشد و بدون ثبت ضربه در چارچوب، همراه فرانسه از رقابتها کنار رفت.
مسئله رئال کمبود کیفیت فردی نیست. این تیم مجموعهای از بهترین بازیکنان جهان را در اختیار دارد، اما تبدیل این استعدادها به یک ساختار منسجم همچنان دشوار بوده است. وقتی جریان بازی به سود رئال نیست، تیم بیش از اندازه به حرکت فردی امباپه، وینیسیوس یا بلینگام وابسته میشود.
جام جهانی برای والورده و آردا گولر نیز مطابق انتظار پیش نرفت. اروگوئه نتوانست از مرحله گروهی عبور کند و ترکیه نیز با وجود گلزنی گولر در یکی از مسابقات، خیلی زود از تورنمنت کنار رفت. کاماوینگا نیز جایگاه مهمی در برنامه فنی تیم ملی فرانسه پیدا نکرد.
افت همزمان چند بازیکن رئال در تیمهای ملی، الزاماً به معنای بحران فردی تمام آنها نیست؛ بااینحال نشان میدهد مشکلات این بازیکنان فقط به شرایط باشگاهی محدود نبوده است. مورینیو باید تیمی بسازد که برای پیروزی، به درخشش اتفاقی یک ستاره وابسته نباشد.
رئال مادرید در بازار تابستانی فعال بوده و بازیکنانی مانند مارک کوکوریا، دنزل دومفریس، ابراهیما کوناته و برناردو سیلوا را به ترکیب خود اضافه کرده است. معرفی این بازیکنان و حضور آنها در فهرست رسمی تیم، تغییرات گستردهای را در خط دفاع و میانی نشان میدهد.
کوکوریا و دومفریس در جام جهانی عملکرد امیدوارکنندهای داشتند. اضافهشدن این دو مدافع کناری میتواند قدرت رئال را در عرض زمین افزایش دهد؛ بخشی که در فصل گذشته بارها به دلیل مصدومیت، افت بازیکنان یا نبود تعادل دفاعی به نقطه ضعف تیم تبدیل شد.
شرایط کوناته متفاوت است. مدافع فرانسوی در جام جهانی دقایق محدودی به میدان رفت و نتوانست جایگاهی ثابت در ترکیب تیم ملی کشورش به دست آورد. این وضعیت لزوماً کیفیت او را زیر سؤال نمیبرد، اما برای بازیکنی که قرار است بخشی از مشکلات قلب دفاع رئال را حل کند، نشانهای کاملاً اطمینانبخش نیست.
برناردو سیلوا نیز باید ثابت کند که هنوز توانایی بازی در بالاترین سطح را دارد. تجربه، هوش تاکتیکی و قدرت حفظ توپ او میتواند به رئال کمک کند، اما درخشش سالهای گذشته تضمین نمیکند که هافبک پرتغالی در تمام مسابقات فصل جدید توانایی تحمل فشار و سرعت بازی را داشته باشد.
مهمتر از همه، هیچکدام از خریدهای جدید دقیقاً همان بازیساز عمیقی نیستند که رئال به آن نیاز دارد. برناردو میتواند میان خطوط فعالیت کند و به حفظ توپ کمک کند، اما نقش او با هافبکی که از عقب زمین جریان مسابقه را هدایت میکند، تفاوت دارد.
ژوزه مورینیو تیمی را تحویل گرفته که از نظر نام و کیفیت فردی کمبود بزرگی ندارد. چالش اصلی او، مشخصکردن نقش بازیکنان و ایجاد ارتباط میان خطوط است.
مورینیو باید تصمیم بگیرد بلینگام در چه منطقهای بیشترین تأثیر را دارد، شوامنی چگونه از فشار بازیسازی خارج میشود، والورده چه وظیفه مشخصی خواهد داشت و برناردو سیلوا در کدام ساختار میتواند به خط میانی کمک کند.
رئال همچنین به تعادل بهتری میان حمله و دفاع نیاز دارد. حضور همزمان چند بازیکن هجومی بدون تقسیم دقیق وظایف، ممکن است تیم را در انتقالهای دفاعی آسیبپذیر کند. خرید مدافعان جدید بخشی از این مشکل را کاهش میدهد، اما اگر خط میانی توانایی کنترل مسابقه را نداشته باشد، فشار روی خط دفاع همچنان ادامه خواهد داشت.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای رئال مادرید فقط تورنمنتی برای تماشای ستارههایش نبود؛ آزمایشی بود که نقاط ضعف تیم را در سطحی متفاوت دوباره نمایش داد. مورینیو پیش از هر تغییر تاکتیکی، باید هویت خط میانی را بازسازی کند و از مجموعهای از ستارهها، تیمی بسازد که در مسابقات بزرگ نیز ساختار خود را از دست ندهد.