ادعای جنجالی؛ رودری تا ۲۰۳۰ با رئال مادرید بست
ادعای جنجالی؛ رودری تا ۲۰۳۰ با رئال مادرید بست
پایان کار «دایی کمال»؛ کامیابینیا در ۳۷ سالگی خداحافظی کرد
پیشنهاد وسوسهانگیز ایتالیا به گواردیولا؛ «استثنا مالی» برای جذب سرمربی پرافتخار
نقشه عجیب ترامپ؛ اینفانتینو دبیرکل سازمان ملل میشود؟! در میان تمام هیاهوهای ترکیب، اردو و پاداشهای مالی، یک سوال آزاردهنده بیصدا فریاد میزند: آیا کسی هست که بایستد و بپرسد با این حجم از تحقیر و رفتار غیرمحترمانه، چرا باید به جام جهانی برویم؟ کی قرار است وجدانمان بیدار شود و بگوید "دیگر بس است"؟
به گزارش صبح فوتبالی :
انگار در یک خواب عمیق فرو رفتهایم. همه چیز بر مدار "بازی کردن" میچرخد؛ اسم بازیکنان در لیست نهایی، ساعت بازیها، آنالیز حریفان. اما هیچکس از خودش نمیپرسد پشت این ویترین پرزرق و برق چه خبر است؟ ما با حضور در این بازیها از چه چیزی دفاع میکنیم؟ از فوتبال؟ از شور ملی؟ یا از حقارتِ پذیرفتن این واقعیت که به ما گفتهاند: «بیا بازی کن، اما حق نداری شب را در خاک ما بخوابی»؟
این دیگر یک مسابقه فوتبال نیست؛ یک تراژدی سیاسی-ورزشی است. ما به مهمانیای دعوت شدهایم که میزبانش نه تنها ویزای تمام اعضای تیم را صادر نکرده، بلکه به صراحت گفته است: "جایتان اینجا نیست، بروید آن طرف مرز". و ما با چه رویی باید این رفتار را "حرفهایگری" بنامیم و برایش کف بزنیم؟ وقتی میزبان، ورزشگاه و هتل را از تو دریغ میکند، دیگر "ورزش" بهانهای بیش نیست. این یک تحقیر سازمانیافته است.
حقیقت تلخ این است که فوتبال در این آوردگاه، دیگر فقط یک بازی نیست؛ یک گروگان است. تیم ملی ایران قربانی یک بازی بزرگتر در میز مذاکرات سیاسی شده است. از یک سو، غرور ملی جریحهدار شده و هر جملهای درباره "افتخارآفرینی" مضحک به نظر میرسد. از سوی دیگر، نرفتن میتواند به محرومیتهای سنگین بینالمللی ختم شود. ما در میان دو آتش گرفتار شدهایم: از یک طرف تحقیر، از طرف دیگر حذف