کد خبر:۱۶۴۹۳ | تاریخ انتشار: ۱۱:۲۹ - ۲۸ فروردين ۱۴۰۵

سونامی در برنابئو؛ پرز با یک چمدان اسم مربی و یک لیست سیاه پرستاره به استقبال تابستان می‌رود!

شب تلخ مونیخ فقط یک شکست ۴-۳ نبود؛ بلکه تیر خلاصی بود بر پیکره نیمه‌جان پروژه آربلوا. حالا دفاتر باشگاه رئال مادرید به کانون زلزله تبدیل شده و بوی تغییرات بنیادی، نه فقط روی نیمکت که در دل زمین و حتی اتاق‌های مدیریتی، به مشام می‌رسد. از تردید در آینده کاماوینگا گرفته تا قفل شدن در خروجی زیدان، قرار است تابستان داغی در پایتخت اسپانیا رقم بخورد

یورگن کلوپ

شب تلخ مونیخ فقط یک شکست ۴-۳ نبود؛ بلکه تیر خلاصی بود بر پیکره نیمه‌جان پروژه آربلوا. حالا دفاتر باشگاه رئال مادرید به کانون زلزله تبدیل شده و بوی تغییرات بنیادی، نه فقط روی نیمکت که در دل زمین و حتی اتاق‌های مدیریتی، به مشام می‌رسد. از تردید در آینده کاماوینگا گرفته تا قفل شدن در خروجی زیدان، قرار است تابستان داغی در پایتخت اسپانیا رقم بخورد

✕ تبلیغات

به گزارش سرویس اروپا صبح فوتبالی :


اگر تصویر آربلوا را در اتوبوس تیم دیده باشید که با چشم‌های خیره به سقف ماشین زل زده بود، دقیقاً متوجه عمق فاجعه می‌شوید. مردی که آمد تا پل بسازد، حالا خودش زیر آوار پروژه‌اش مانده. مأموریت آربلوا دیگر «کمک کردن» نیست؛ در واقع مأموریتش تمام شده و خودش هم در میکسدزون علیانز آرنا این را فهمید که باید با یک خداحافظی آبرومندانه کنار بکشد.

اما برویم سر اصل مطلب: انقلاب بزرگ سفیدها. مدیران رئال در هواپیمای برگشت از مونیخ به جای خواب، «دوره تفکر» را کلید زدند. نتیجه این فکرها اما یک چیز است: نه مربی جوان و کم‌تجربه می‌خواهند، نه شوآف با اسم‌های لوکس بدون ضمانت. باشگاه به این جمع‌بندی رسیده که قطار ستاره‌ها (وینی، امباپه، بلینگام و کورتوا) لکوموتیو می‌خواهد که قبلاً چند بار از گردنه‌های سخت اروپا رد شده باشد.

معمای نیمکت: چرا گزینه‌ها سخت است؟
اینجا ماجرا پیچیده می‌شود. اسم‌هایی مثل کلوپ، پوچتینو و دشان روی میز هستند، اما هرکدام یک «اما»ی بزرگ دارند. کلوپ که حالا مدیر فوتبال ردبول شده و انگار دلش با پروژه‌های مدیریتی بیشتر صاف است تا داد زدن کنار خط. دشان و اسکالونی هم در تیم ملی کشورشان جا خوش کرده‌اند و تا جام جهانی بعدی نمی‌شود تکانشان داد. جالب‌ترین نکته اما زیدان است؛ ظاهراً مدیران کهنه‌کار باشگاه دلشان می‌خواست دوباره زوای کت و شلوارپوش را روی صندلی ببینند، ولی زیزو یک «نه» محکم و نهایی گفته تا خودش را آماده جانشینی دشان در تیم ملی فرانسه کند.

از آن طرف، ژاوی آلونسوی رویایی؟ باشگاه می‌گوید یک بار (با آربلوا و حتی آلونسوی قبلی) این ریسک را کرده و جواب نگرفته. الان وقت شاگرد بازی نیست، وقت قهرمانی است.

لیست سیاه و قربانیان تابستانی
حالا می‌رسیم به بخش جذاب و البته دردناک ماجرا برای بعضی از طرفدارها. بر خلاف شایعات همیشگی که سه‌گانه خط حمله (VBM) را به فروش می‌گذارند، باشگاه می‌گوید: به این ستاره‌ها دست نزنید. مشکل wo wo در لایه‌های زیرین ترکیب است.

نگاه کنید به ادواردو کاماوینگا. بله، همان هافبک دونده و محبوب که کارت قرمزش در مونیخ کمر تیم را شکست. ظاهراً صبر هیئت مدیره با مصدومیت‌ها و افت و خیزهایش لبریز شده. باشگاه دنبال یک هافبک با DNA متفاوت است و احتمالاً کاما قربانی بزرگ این بازسازی تاکتیکی خواهد شد. از طرفی قراردادها با کهنه‌سربازهایی مثل آلابا و کارواخال رو به اتمام است و تمدیدشان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد (البته رودیگر نزدیک به تمدید است).

و یک زلزله پنهان دیگر: خوزه آنخل سانچز همچنان دست راست قدرتمند پرز است، اما صندلی جونی کالفات (شکارچی استعدادهای برزیلی) و سانتیاگو سولاری به شدت لرزان است. می‌گویند رئال از خروجی بخش استعدادیابی راضی نیست و می‌خواهد کمی خانه‌تکانی اداری هم بکند. خلاصه اینکه مادرید تا ۹۰ دقیقه دیگر فقط به فکر بازی با آلاوس نیست، دارد برای یک دهه بعدش نقشه می‌کشد.

هوادار رئال باشید یا نه، باید اعتراف کرد که این تابستان از آن پنجره‌های نقل و انتقالاتی خواهد بود که تاریخ می‌سازد. یا رئال دوباره غول اروپا می‌شود، یا می‌افتد توی سراشیبی سقوط

✕ تبلیغات
  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

نیازمندیها