کد خبر:۱۵۲۵۳ | تاریخ انتشار: ۱۶:۲۹ - ۱۸ اسفند ۱۴۰۴

ژاوی: لاپورتا مانع بازگشت مسی به بارسلونا شد؛ رئیس باشگاه، تصمیم‌گیرنده اصلی نیست

در آستانه‌ی انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا، سرمربی سابق این تیم صحبت‌های جالب توجهی کرده است.

ژاوی: لاپورتا مانع بازگشت مسی به بارسلونا شد؛ رئیس باشگاه، تصمیم‌گیرنده اصلی نیست

در آستانه‌ی انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا، سرمربی سابق این تیم صحبت‌های جالب توجهی کرده است.

به گزارش سرویس اروپا صبح فوتبالی :

ژاوی هرناندز، اسطوره‌ی باشگاه بارسلونا که به شکلی جنجالی از عنوان سرمربی‌گری این تیم برکنار شد، در مورد دوران حضورش به‌عنوان سرمربی بارسلونا صحبت کرده است.

ژاوی در گفت‌و‌گویی که به‌تازگی با Jijantes داشته در مورد خوان لاپورتا، اتفاقاتی که منجر به اخراجش از روی نیمکت بارسلونا شد و همچنین ماجرای منتفی شدن بازگشت لیونل مسی به نیوکمپ صحبت کرده است:

در مورد بازگشت لیونل مسی...
 مسی آماده بازگشت به بارسلونا در تابستان 2023 بود، اما این لاپورتا بود که تصمیم به رد این ایده گرفت!
 مسی به بارسا برنگشت، نه به‌خاطر لالیگا و نه به‌خاطر اینکه خورخه مسی پول زیادی درخواست کرده باشد. این یک دروغ است. این رئیس و همکارانش بودند که به او گفتند : «نه». اینکه نمی‌توانند چنین چیزی را تحمل کنند، اینکه رئیس، قدرت مطلق دارد و مسی مدیریت این قدرت را دشوار خواهد کرد.
چرا تصمیم گرفتید اکنون در مورد این موضوع صحبت کنید؟
 به دلایل مختلف. دلیل اصلی این است که می‌خواهم درباره خود واقعی‌ام صحبت کنم. بعد از خروج از باشگاه، تصمیم گرفتم به احترام بارسا هیچ بیانیه‌ای منتشر نکنم. همه می‌دانند که من چقدر این باشگاه را دوست دارم؛ تمام خانواده‌ام از بارسا حمایت می‌کنند. اما داستان‌هایی که در داخل باشگاه گفته می‌شود، کاملاً نادرست است و باید موضع خودم را توضیح دهم. این موضوع مدت‌هاست که مرا آزار می‌دهد و نیاز دارم که این را روشن کنم.
آیا تیم فلیک را دوست دارید؟
 بسیار زیاد... تیم قدرتمندی دارد و در کارهای تهاجمی عالی است. ما هواداران بارسا از بازی تیم او لذت می‌بریم و خوشحالم، زیرا فکر می‌کنم پایه‌های بسیار خوبی برای توسعه بیشتر این پروژه گذاشته‌ایم. ستون فقرات تیم شامل لامین، پدری، بالده، کوبارسی، فرمین... بازیکنانی هستند که به آن‌ها ایمان داشتیم. این یکی از دستاوردهایی است که به آن بسیار افتخار می‌کنم، همراه با دو عنوانی که به دست آوردیم.
رابطه شما با فلیک چگونه است؟
 عالی است. ما به طور مداوم پیام رد و بدل می‌کنیم. من همیشه به‌خاطر موفقیت‌هایش در تیم به او تبریک می‌گویم و درباره فوتبال بحث می‌کنیم. در واقع، یک‌بار به خاطر یک وضعیت دشوار به خانه‌ام آمد که همه‌چیز خیلی خوب پیش رفت... وقتی از او پرسیدم در حالی که من هنوز مربی بودم، باشگاه با او در حال مذاکره بوده یا نه، برای عذرخواهی کردن پیش من آمد. حدود دو یا سه هفته بعد، باشگاه تصمیم به اخراج من گرفته بود، اما هیچ‌کس مستقیماً به من درباره آن نگفت. او از من عذرخواهی کرد و ما بیش از دو ساعت صحبت کردیم؛ این یک دیدار فوق‌العاده بود. باشگاه از او خواسته بود که چیزی به من نگوید، بنابراین او به خانه‌ام آمد تا عذرخواهی کند. او انسان بسیار خوبی است و خوشحالم که موفق است.
آیا با بازیکنان فعلی بارسا ارتباط دارید؟
 بله، من رابطه بسیار خوبی با آن‌ها دارم. البته، من همه بازیکنانی که با ما کار کردند را تحسین می‌کنم و این بسیار رضایت‌بخش است. در رختکن، ما مانند یک خانواده بودیم و من همیشه با بازیکنان تیم صداقت داشتم.
 قرار بود بوسکتس تیم را ترک کند، بنابراین از آن‌ها خواستم زوبیمندی را جذب کنند، اما به من گفتند به دلیل مسائل اقتصادی چنین انتقالی امکان‌پذیر نیست. سپس یوردی کرویف به‌خاطر اینکه رفتار مناسبی از سوی باشگاه با او نمی‌شد، بارسلونا را ترک کرد؛ و این‌ها هستند که پرچم «کرویفیسم» را حمل می‌کنند. من به آن‌ها گفتم: می‌خواهید چه بگویید؟ ما تازه لیگ را برده بودیم و فقط یک ماه و نیم بعد، متئو آلمانی را اخراج کردند. در آن لحظه، من هم باید می‌رفتم. وقتی ما تصمیم‌گیری می‌کردیم، تیم پیشرفت می‌کرد، اما وقتی آن‌ها شروع به تصمیم‌گیری کردند، سطح تیم افت کرد و این تصادفی نبود.
رابطه‌ات با خوان لاپورتا چطور بود؟
 من رابطه بسیار خوبی با لاپورتا داشتم. در واقع، به لطف او بود که من قراردادی با بارسا به امضا رساندم. اما در نهایت، او مرا ناامید کرد. او بدون اینکه حقیقت را بگوید، من را از مربی‌گری باشگاه اخراج کرد؛ او این تصمیم را تحت تأثیر کسی که به نظر من بالاتر از خود رئیس است، یعنی الخاندرو اچه‌واریا گرفت. به عبارت دیگر، مردی که من را از مربی‌گری اخراج کرد، الخاندرو بود. بارسا اینطور کار می‌کند. در عمل، باشگاه توسط الخاندرو اچه‌واریا اداره می‌شود. من رابطه شخصی و دوستی قوی‌ای با او داشتم، بنابراین خروج من از بارسا ناامیدی بزرگی بود. او کاملاً مرا ناامید کرد.
شانس شما برای بازگشت به باشگاه چقدر است؟ 
 صفر. کار خودم را هم به‌عنوان بازیکن و هم به‌عنوان مربی در آنجا تمام کرده‌ام.
ماجرای کامل اخراج ژاوی از بارسلونا
 در ژانویه‌ی آخرین فصلم به‌عنوان مربی، به آن‌ها گفتم که بعد از ژوئن ادامه نخواهم داد؛ تصمیمی که برای خودم و باشگاه مناسب می‌دیدم. بعد از آن، پیروزی‌های تیم شروع شد و به مدت دو تا سه ماه، تا زمانی که در لیگ قهرمانان به پاری‌سن‌ژرمن باختیم و قهرمانی لالیگا را هم به رئال مادرید باختیم. آن‌ها مدام به من می‌گفتند که باید بمانم و سعی کردند من را متقاعد کنند. در واقع، من یک جلسه شخصی با الخاندرو داشتم، زیرا می‌دانستم او کسی است که تصمیم‌گیری می‌کند و از من پرسید: وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنی؟ من پاسخ دادم: شک دارم، زیرا شما از من می‌خواهید که ادامه دهم، اما من متقاعد نشده‌ام. او به من گفت: «بله، ما در حال برنامه‌ریزی برای فصل آینده هستیم، پروژه‌ای را آماده می‌کنیم و رئیس به وضوح موضع خود را بیان کرده است». بعد از باخت به پاری‌سن‌ژرمن، الخاندرو با من تماس گرفت و خوب به یاد دارم زیرا از مدرسه با بچه‌ها بر می‌گشتم و او گفت که باید با همدیگر ملاقات کنیم. او گفت که جلسه هیئت مدیره برگزار شده و اکثریت ادامه حضور من را گزینه‌ی مناسبی نمی‌دانند. به او گفتم که مشکلی نیست، زیرا قبلاً گفته بودم که می‌روم و نیازی به ماندن ندارم. در خانه رئیس، آنجا بود که لاپورتا مرا متقاعد کرد که بمانم. او به طور لفظی به من گفت: «ژاوی، نمی‌توانم تیم را بدون تو تصور کنم، نمی‌توانم نیوکمپ جدید را بدون تو تصور کنم و نمی‌توانم سالگرد 125 سالگی باشگاه را بدون حضور تو به‌عنوان مربی تصور کنم». از آنجا که اشتیاق زیادی داشتم و آینده بزرگی برای تیم با نسل جوان در حال ظهور می‌دیدم، احساس کردم می‌توانم ادامه دهم.
 سپس جلسه‌ای برای برنامه‌ریزی فصل جدید با تمام کادر مربیگری، همچنین با رائول مارتینز و خولیو توئس، دو مربی بدنساز جدیدی که با الخاندرو و دکو توافق کرده بودیم به تیم بیاوریم، برگزار کردیم. در آن زمان بود که الخاندرو شروع به فریاد زدن کرد و گفت که تمرینات بدنی فاجعه است. صحبت‌های او را قطع کردم و گفتم که این درست نیست. داده‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد از سال 2003 هیچ بارسلونایی بیشتر از تیم ما ندویده است. ما هرگز به دلیل محدودیت‌های فیزیکی شکست نخورده‌ایم. این نسخه‌ای بود که خودشان پیچیده بودند تا مرا از مربیگری تیم کنار بگذارند. یکی از کسانی که در این مورد به آن‌ها کمک کرد رائول مارتینز بود، که او نیز دوست نزدیک من است، زیرا او برداشت الخاندرو از وقایع را پذیرفت تا من را کنار بگذارد. در آن لحظه، از او پرسیدم موضع دقیقش چیست، زیرا دکو به‌عنوان مدیر ورزشی آنجا بود و بویان دستیار او بود. در آن جلسه تصمیم بر این شد که با من ادامه ندهند، اما به‌جای اینکه این را مستقیماً به من بگویند، دو یا سه هفته به من مهلت دادند تا از تیم خداحافظی کنم.
 آن‌ها یک کارزار رسانه‌ای علیه من راه‌اندازی کردند و بدتر از آن، الخاندرو شروع به صحبت با بازیکنانی مانند سرخی روبرتو، آرائوخو، پدری و رافینیا کرد و به آن‌ها گفت که ظاهراً من می‌خواستم آن‌ها را بفروشم.
در رسانه‌ها لیست بلند بالایی از بازیکنانی منتشر شده بود که شما می‌خواستید آن‌ها را بفروشید.
 این مرا آزار می‌دهد، زیرا این درست نیست. ما یک برنامه بر اساس محدودیت‌های مالی‌مان توسعه دادیم و فقط در مورد فروش یک بازیکن صحبت می‌کردیم. ما این را با یوردی کرایف و متئو آلمانی برنامه‌ریزی کردیم و تنها یک بازیکن قرار بود برود. ترجیح می‌دهم به احترامش نام او را ذکر نکنم. در آن زمان چیزی به او نگفتم زیرا آن‌ها زمانی برای این کار به من ندادند. آن هفته‌ها را به یاد دارم و آن‌ها هرگز به تماس‌ها و پیام‌های من پاسخ ندادند. من به لاپورتا اعتماد داشتم و الخاندرو دوست من بود، اما او کسی بود که مرا از باشگاه بیرون کرد.
آیا شما همه این‌ها را از روی نفرتی که نسبت به این افراد دارید، می‌گویید؟
 به هیچ وجه. چیزهای زیادی مرا آزار می‌دهد، اما من اینها را نه از روی انتقام، بلکه از روی تمایلم به برقراری عدالت می‌گویم. می‌خواهم مردم بدانند که اوضاع در بارسا خوب نیست. خودم این موضوع را تجربه کرده‌ام و این پیام من به هواداران است. من برای بازیکنان، هانسی فلیک و باشگاه احترام قائلم، اما این‌ها را برای دفاع از خودم می‌گویم. بازیکنان نمی‌توانند به‌جای من صحبت کنند، زیرا وضعیت متشنجی در باشگاه وجود دارد.
 از اعضای باشگاه می‌خواهم تا به آنچه در داخل بارسا می‌گذرد، واقف باشند. حقیقتاً فکر می‌کنم این باشگاه نیازمند یک انقلاب از بالاترین تا پایین‌ترین طبقات خود است؛ از نظر ساختار، هماهنگی و حرفه‌ای‌گری. این برای من کاملاً روشن شده و مردم باید این‌ها را از زبان خودم می‌شنیدند. نمی‌توانیم به افرادی که انسان‌های شریفی نیستند، دل خوش باشیم.

  • گزارش خطا
  • اشتراک گذاری
  • دیدگاه ها
دیدگاه‌ها
captcha

نیازمندیها